اولین تجربه‌ی سینمای سه بعدی (۳D)

Christmas Carolمدتی بود که در مورد سینمای سه بعدی مطالبی را خوانده بودم و در این مدت برایم جالب بود که این نوع سینما را تجربه کنم. چهارشنبه‌ی هفته‌ی گذشته، سرانجام این سبک سینما را برای اولین بار در زندگی‌ام تجربه کردم و به سینمای IMAX رفتم و انیمیشن A Christmas Carol را به صورت سه بعدی تماشا کردم.

این انیمشین که براساس رمانی از چارلز دیکنز ساخته شده است، در مورد یک پیرمرد خسیس است که حاضر نیست به هیچ کس کمک کند و براساس همین رفتار، اتفاق‌های مختلفی برای وی می‌افتد. اما هدف من از نوشتن این مطلب، تعریف کردن این رمان و ماجرای فیلم نیست، بلکه اولین تجربه‌ام در مورد سینمای سه بعدی است.

در هنگام شروع این انیمیشن، ابتدا سعی کردم تفاوت فیلم‌های سه بعدی را با فیلم‌های معمولی تجربه کنم و حاصل آن این شد که تماشا کردن تصاویر این نوع فیلم‌ها بدون عینک مخصوص، تار و به صورت سایه‌دار است؛ اما زمانی که از عینک مخصوص استفاده شود، تصاویر شفاف و برجسته دید می‌شوند.

به نظر من، مهمترین و بهترین قسمت تماشای فیلم‌های سه بعدی، قسمتی است که در آن دوربین بر روی آسمان در حال حرکت است که باعث می‌شود بیننده حالت معلق بودن در فضا را احساس کند. به عنوان مثال در انیمیشن A Christmas Carol، زمانی که برف می‌بارید و یا دوربین در آسمان شروع به حرکت می‌کرد، تصاویر فوق‌العاده زیبا دیده می‌شدند و احساس می‌کردم که برف در حال باریدن بر روی سر من است و یا در آسمان معلق هستم!

اما، به نظر من زمانی سینمای سه بعدی واقعی‌تر خواهد شد که همراه با رخ دادن حوادث (مانند سرما و یا گرما)،‌ حس لامسه‌ی بیننده نیز آن را احساس کند. به عنوان مثال اگر برفی در حال بارش است، سالن سینما سرد شود تا همه احساس باریدن برف را کاملا درک کنند!

خلاصه‌ی کلام آنکه سینمای سه بعدی دریچه‌ای جدید است که هر بیننده‌ای مشتاق آن می‌شود.

نوشتن دیدگاه