فیلترینگ اینترنت در ایران به کجا می‌رود؟

فیلترنت
منبع عکس: Comminit.com

داستان سانسور اینترنت و قطع دسترسی کاربران ایران به سرویس‌های مختلف داستانی است که دیگر عالم و آدم در مورد آن خبر دارد و زمانی که در مورد آن صحبت می‌شود، نیاز به هیچ مقدمه‌چینی‌ای نیست! برای همین بدون اینکه به مقدمه بپردازم، مستقیم سر اصل داستان می‌روم و به سوال عنوان این پست پاسخ می‌دهم که «فیلترینگ اینترنت در ایران به کجا می‌رود؟»

از نگاه من در یک سال اخیر و با رشد بیش از پیش تلفن‌های هوشمند در میان کاربران ایرانی، توجه مسئولین سانسورچی بیش از پیش به سمت تلفن‌های هوشمند رفته است به گونه‌ای که این روزها اخبار خیلی کمی در مورد فیلتر شدن فلان وب‌سایت به گوش می‌رسد و بیشتر اخبار سانسور مربوط به اپلیکیشن‌های مختلف است.

برای اثبات این ادعا هم می‌توان به گزارش‌های مختلفی که در مورد وضعیت فیلترینگ اینترنت در ایران و همچنین اخبار مرتبط به این موضوع منتشر می‌شود نگاه کرد و آن را با سال‌های گذشته مقایسه کرد. مثلا تنها کافی است که شش ماه آخر ریاست جمهوری احمدی‌نژاد را با شش ماه اول ریاست جمهوری روحانی مقایسه کرد و دید که چگونه در شش ماه آخر احمدی‌نژاد تمرکز ساختار سانسور ایران بر روی وب‌سایت‌های مختلف بوده است و با روی کار آمد دولت روحانی، این تمرکز به شدت به سمت اپلیکیشن‌های مختلف رفته است.

این تغییر جهت دوستان فیلترچی را می‌توان به دلایل مختلف مانند افزایش محبوبیت تلفن‌های هوشمند، افزایش محبوب اپلیکیشن مختلف (که به صورت جهانی است) و… توجیه کرد اما آنچه که از نظر من دارای اهمیت است این نکته است که فیلترینگ اینترنت در ایران در حال تغییر است و این تغییر به شدت هر چه تمام‌تر انجام می‌شود به گونه‌ای که رسانه‌های حامی سانسور اینترنت در ایران نیز تمرکز خود را برای فیلتر کردن وب‌سایت‌های مختلف از دست داده‌اند و هم اکنون به صورت پیوسته در حال نوشتن مقالات مختلف بر علیه اپلیکیشن‌های مختلف مانند وایبر، واتس‌اپ، اینستاگرام و… هستند.

و اما پاسخ سوالی که عنوان این مطلب را به خود اختصاص داده است این نکته است که در ماه‌های آینده شاهد درگیری بیشتری میان دولت روحانی و کمیته فیلترینگ خواهیم بود و این دعواها به صورت‌های مختلف خود را نشان خواهد داد؛ مثلا جلوگیری دولت از مسدود شدن اپلیکیشن واتس‌اپ و یا بردن داستان مسدود شدن اینستاگرام به دادگاه را می‌توان نمونه‌هایی از این دعواها دانست.

شاید در انتها بد نباشد به این نکته هم اشاره کنم که داستان ایستادن دولت روحانی در مقابل مسدود شدن اپلیکیشن واتس‌اپ نشانه‌ای خوب بر این نکته است که دولت روحانی از افزایش قلع و قمع اپلیکیشن‌های مختلف احساس خطر کرده است.

نوشتن دیدگاه

چرا سرویس‌های ایرانی موفق نیستند؟

یکی از موضوعاتی که بر حسب علاقه آن را دنبال می‌کنم، وضعیت فیلترینگ در دنیای اینترنت و به خصوص ایران است و به احتمال زیاد در ماه‌های اخیر از داستان مسدود شدن دسترسی به وی‌چت و همچنین مشکلاتی در استفاده از وایبر و اینستاگرام مطلع هستید.

در این مدت بحث‌های زیادی در مورد مسدود شدن اپلیکیشن‌های خارجی و راه‌اندازی نسخه‌های مشابه آنها در ایران صورت گرفته است که از آخرین نمونه آن می‌توان به لنزور، کپی ایرانی اپلیکیشن اینستاگرام اشاره کرد. علاوه بر این عبدالصمد خرم آبادی، دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه اینترنتی هم به شفافی از توقف مسدود شدن دسترسی به اپلیکیشن‌های موبایل تا زمان ایجاد نسخه‌های داخلی آن خبر داده است: «براساس تصمیمی که کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه در زمان فیلتر کردن وی چت گرفته مقرر شد تا زمان تقویت نرم‌افزارهای مشابه داخلی، فیلتر شدن نرم‌افزارهای خارجی مذکور به تعویق بیفتد.»

حالا سوالی که در این میان پیش می‌آید این است که بر فرض ایجاد اپلیکیشن‌های مشابه ایرانی مانند وایبر، وی‌چت، اینستاگرام و… و مسدود شدن نسخه‌های غیرایرانی آن در ایران، آیا کاربران داخل کشور به سمت استفاده از نسخه‌های ایرانی حرکت خواهند کرد؟ و در نگاه کلان‌تر آیا ایران موفق می‌شود که نسخه چین را در ایران پیاده کند و سرویس‌ها مشابه ایرانی را با مسدود کردن سرویس‌های خارجی جایگزین کند؟

از نظر من پاسخ هر دو سوال بالا به دلایل مختلف خیر خواهند بود که در ادامه سعی می‌کنم به مهمترین دلایلم در این زمینه اشاره کنم.

۱- عدم اعتماد به دولت : اولین و مهمترین نکته‌ای که نباید فراموش کرد، عدم وجود اعتماد کافی به دولت است. این بدان معناست که هر زمان دولت ایران تلاش کرده است یک ایده و طرحی را به کاربران ایرانی معرفی کند، با سیاست‌های غلط و سعی در تحمیل کردن آنها، باعث شده است که کاربران در مقابل آن جبهه‌گیری کنند که در نهایت دولت به دلیل عدم استقبال، آن را به فراموشی سپرده است. علاوه بر این، مسائل سیاسی و قانون شکنی‌های  مختلفی که در طول سالیان گذشته روی داده است نیز خود مزید بر علت شده‌اند.

۲- عدم اعتماد به سرویس‌های ایرانی: دومین نکته که شاید اهمیت آن مانند نکته اول باشد، عدم وجود اعتماد میان کاربران و سرویس‌های ایرانی است که همین نکته به دلایل مختلفی مانند نبود قانون مدون، مسئولیت‌پذیری کم شرکت‌های ایران و… باز می‌گردد. به عنوان مثال در طول سال‌های اخیر بارها سرویس‌های مختلف ایرانی به دلایل مختلف و بدون اخطار قبلی کل سرویس خود را تعطیل کرده‌اند و یا آنکه تحت فشار نهادهای مختلف (به خصوص کمیته فیلترینگ) محبور به تغییر و حذف امکاناتی در سرویس خود شده‌اند. شاید خواندن این مطلب با عنوان «چرا وب‌سایت‌های به اشتراک‌گذاری محتوا در ایران موفق نخواهند بود؟» تا حدود زیادی به روشن شدن بیشتر این نکته کمک کند.

۳- عدم جذابیت سرویس‌های ایرانی: برای آنکه یک سرویس یا وب‌سایت در میان کاربران با استقبال خوبی مواجه شود، فاکتورهای گوناگونی باید لحاظ شوند که مهمترین آنها عدم فشار برای روی کاربران برای انجام دادن/ندادن یک کار است. به عنوان مثال به دلیل دیدگاه ایدئولوژیکی‌ای که در مورد اینترنت در میان مسئولین ایران وجود دارد، اینترنت حالت بی‌طرف (Netural) خود را در ایران از دست داده است و به محض آنکه یک سرویس ایرانی راه‌اندازی می‌شود، اکثر افراد به آن به عنوان ابزاری برای رصد شدن و جاسوسی نگاه می‌کنند. نگاهی که می‌تواند با سیاست‌های درست از بین برود، هر چند که تا زمانی که به اینترنت به عنوان ابزاری برای جنگ نرم نگاه شود، این داستان ادامه خواهد داشت.

سه دلیل بالا کلیاتی از آنچه هستند که در این مدت در ذهنم داشته‌ام و به نظر من تا زمانی که این موارد حل نشوند، فیلتر کردن و ساخت برنامه‌های مختلفی تلویزیونی مانند شوک و… هیچ تاثیر بر روی رفتار کاربران ایرانی نخواهد داشت. چیزی که مسئولین ایران همچنان علاقه‌ای ندارند به آن توجه کنند این نکته است که برای ایجاد یک سرویس محبوب تنها ایجاد آن سرویس مهم نیست، بلکه حاشیه‌های آن بسیار مهم‌تر هستند. مثلا داشتن قوانین مدون برای حفاظت از حریم خصوصی افراد به گونه‌ای که فلان مقام با یک زنگ تلفن نتواند حریم خصوصی فردی را بشکند و اطلاعات محرمانه مربوط به او را بدست آورد.

برای موفقیت در دنیای تکنولوژی، داشتن تکنولوژی هنر نیست، مدیریت آن براساس قوانین و اصول مشخص هنر است که متاسفانه ما تا رسیدن به این جایگاه سال‌ها فاصله داریم.

نوشتن دیدگاه

آقای خرم‌آبادی، قبل از مصاحبه کمی مطالعه کنید!

بیشتر از یک سال از پایان دوران گاف‌گیری‌ام می‌گذرد و به خودم قول داده بودم که در اینجا چیزی در مورد گاف‌های پشت سر هم وب‌سایت‌ها و مسئولین ایرانی که کم هم نیستند، ننویسم؛ اما امروز صبح در حالی که یک لیوان شیر در دست داشتم و با آیفونم آخرین فیدهای وب‌سایت‌های مختلف را به کمک اپلیکیشن فیدلی می‌خواندم، به مطلبی از وب‌سایت وبلاگ‌نیوز برخوردم که با خواندن عنوانش از خنده پهن زمین شدم: «فیس‌بوک به نیابت از CIA اطلاعات مردم جهان را جمع‌آوری می‌کند»

در این خبر وبلاگ‌نیوز به نقل از عبدالصمد خرم‌آبادی، دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه و مشاور دادستان کل کشور، سخنانی را نقل کرده است که منبع اصلی آن یک وب‌سایت فکاهی با نام The Onion است! وب‌سایتی که قبلا فارس‌نیوز نیز خبری فکاهی را جدی گرفته بود و آن را با افتخار منتشر کرد اما در نهایت بابت انتشار آن عذرخواهی کرد.

پیشنهاد من آن است که کل مصاحبه را بخوانید تا ببینید که یکی از مسئولین کمیته فیلترینگ ایران که وضعیت اینترنت ایران را به فیلترنت رسانده است، چگونه چند خبر مختلف را با هم قاطی و آنچه دوست داشته است را بیان کرده است.

من در اینجا تنها دو بخش کوتاه از مصاحبه آقای خرم‌آبادی را می‌آوردم تا سطح بیاطلاعی ایشان از اینترنت و اصول اولیه آن را مشاهده کنید:

در مراسمی که سازمان سیا برای تقدیر از زاکربرگ برگزار کرده بود، معاون سازمان سیا اظهار داشته که فیس‌بوک برای ما رویایی بود که به حقیقت پیوست.

… براساس این اسناد [اسناد منتشر شده توسط جولیان آسانژ و ادوارد اسنودن] در حال حاضر فیس‌بوک به نیابت از CIA وظیفه جمع‌آوری اطلاعات آشکار از شهروندان سراسر جهان را برعهده گرفته است و شهروندان با تصور اینکه حریم خصوصی آنها محفوظ است، به راحتی کلیه اطلاعات محرمانه و شخصی خود را در این سایت قرار می دهند. (منبع)

حالا بگذارید در مورد همین دو جمله کوتاه کمی توضیح بدهم. اولین نکته آن است که سازمان سیا هیچگاه از مارک زاکربرگ تقدیر نکرده است و این خبر را اولین بار The Onion در سال ۲۰۱۱ منتشر کرد که همان زمان هم بسیاری از وب‌سایت‌های خبری آب دوغ خیاری داخل آن را پوشش دادند و درک نکردند این خبر یک جوک و فکاهی بیشتر نیست 🙂

دومین نکته آن است که براساس اسناد منتشر شده توسط ادوارد اسنودن، سازمان سی‌ای‌ای (CIA) نقشی در جمع‌آوری اطلاعات کاربران فیس‌بوک نداشته است و این کار توسط سازمان امنیت ملی آمریکا یا همان NSA صورت می‌گرفته است. این دو سازمان کاملا از یکدیگر جدا هستند و توسط دو وزارتخانه مجزا اداره می‌شوند. تاکنون نیز در هیچ یک از مدارک منتشر شده توسط اسنودن، نامی از CIA نیامده است.

خلاصه کلام آنکه براساس مدارک افشا شده در چند ماه اخیر، آنچه مسلم است آن است که سازمان امنیت ملی آمریکا در حال رصد کاربران شبکه‌های اجتماعی و به طور کلی‌تر کاربران اینترنت بوده است و هم اکنون بحث‌های زیادی در آمریکا در این مورد و محدود کردن قدرت سازمان امنیت ملی آمریکا در جریان است که این کار باید برای کارگروه تعیین مصداق محتوای مجرمانه در ایران نیز اتفاق بیافتد تا قدرت این کارگروه که اینترنت را در ایران به گروگان گرفته است کاهش پیدا کند.

در پایان هم به اعضای کارگروه تعیین مصادق محتوای مجرمانه توصیه می‌کنم که قبل از مصاحبه و گفتن سخنان خنده‌داری مانند آنچه در بالا اشاره کردم، کمی جستجو کنند. مثلا بد نیست که واژه Prism را جستجو کنند تا درک کنند که در دنیای اینترنت چه می‌گذرد 🙂 اگر هم دوست دارند، این ویدیو که مبنای بخشی از سخنان آقای خرم‌آبادی بوده است را تماشا کنند تا متوجه شوند که کم اطلاعی/ بی‌سوادی حاصل از عدم مطالعه دقیق و کافی است!



نوشتن دیدگاه

آیا ایران بدون فیلترینگ با ایران با فیلترینگ فرقی می‌کند؟

فیلترنت

آرش کمانگیر در مطلبی با عنوان «شرکت یا عدم شرکت در انتخابات؛ مساله این نیست» در مورد انتخابات ریاست جمهوری پیش رو صحبت کرده است، اما آنچه که برای من در این مطلب جالب بود این بخش نوشته اوست:

ساختار حاکم بر ایران اینترنت را فیلتر می‌کند و اجازه‌ی فعالیت شهروندان در فضای مجازی را از آن‌ها می‌گیرد. شهروندان٬ یا لااقل بخشی از آن‌ها که صدایشان بلند است٬ اعتراض می‌کنند و رفع فیلترینگ را خواستار می‌شوند. حاکم فیلتر می‌کند٬ شهروند فیلتر می‌شکند. مساله فعل نیست. دو طرف مخاصمه از دو سوی متضاد به آن وارد می‌شوند. این بخش مساله اصلا اتفاق عجیبی نیست. آن چه عجیب است این است که کم‌تر دیده‌ام درباره‌ی موضوع اصلی حرف زده شود. سوال اساسی این است٬ فیلترینگ اساسا چه اهمیتی دارد؟ بود یا نبودش چقدر مهم است؟ ایران ِ بدون فیلترینگ چه تفاوت‌هایی با ایران ِ با فیلترینگ دارد؟

بدون داشتن جواب‌هایی برای این سوال‌ها٬ آن‌چه اتفاق می‌افتد صرفا زورآزمایی است. رو کم کنی است. می‌زنی٬ پس می‌زنم. معلوم نیست برنامه برای بعد از پایان دعوا چیست. آیا مثلا کسی تصور می‌کند با ریختن دیوار فیلترینگ تضمینی هست که به یک ایران دموکراتیک نزدیک‌تر شویم؟ من هم جواب این سوال‌ها را نمی‌دانم٬ اما داشتن یک جواب ِ قابل دفاع به این سوال‌ها مهم است.

بخش‌هایی که پررنگ کرده‌ام بخش‌هایی هستند که می‌خواهم در این مطلب در مورد آنها صحبت کنم و به آنها پاسخ بدهم تا این مسئله را روشن کنم که سانسور اینترنت در ایران بسیار بسیار مخرب‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کنید!

فیلترینگ اساسا چه اهمیتی دارد؟ بود و نبودش چقدر مهم است؟

فیلترینگ و سانسور اینترنت بیشتر از آنچه که فکرش را بکنیم اهمیت دارد آن هم فیلترینگ احمقانه اینترنت در ایران که عده‌ای در یک کمیته متوهم دور هم نشسته‌اند و برای خودشان سایت‌های مختلف را بدون آنکه بدانند کاربرد و کارکرد آنها چیست، فیلتر می‌کنند. مثلا قبلا در مطلبی حرف از فیلتر بودن ۳۳ درصد از ابزارهای برتر آموزش الکترونیکی در ایران زدم (هر چند که هم اکنون این درصد بسیار بیشتر است). اگر همین عدد را در نظر بگیرم، باید بگویم که از هر ۳ وب‌سایت آموزشی یک وب‌سایت در ایران فیلتر است و امکان دسترسی به آن برای کاربر عادی وجود ندارد و یا به سختی وجود دارد.

با همین نمونه ساده می‌توان به راحتی به این نکته رسید که فرآیند آموزش و آگاه شدن مردم ایران با وجود فیلترینگ احمقانه دچار مشکلات فراوانی است به گونه‌ای که اگر فردی بخواهد یک ویدیو آموزشی چگونگی استفاده از اکسل را در یوتیوب مشاهده کند، باید از هفت خان رستم رد شود.

ایران بدون فیلترینگ چه تفاوت‌هایی با ایران با فیلترینگ دارد؟

پاسخ دادن به این سوال کار آسانی نیست زیرا برای پاسخ به آن نیاز به آمار و ارقام مختلف است اما آنچه که از نگاه من کاملا واضح است آن است که ایران بدون فیلترینگ با ایران با فیلترینگ یک تفاوت اساسی دارد: ایران بدون فیلترینگ پویاتر است. علت این ادعا نیز به این نکته باز می‌گردد که نبود فیلترینگ و مشکلات دیگری مانند سرعت پایین اینترنت و… باعث می‌شود که کاربران اینترنت ذهنی پویاتر داشته باشند و خلاقیت‌های مختلفی از خود نشان دهند. مثلا کاربر اینترنت به جای آنکه به فکر دور زدن فیلترینگ فیس‌بوک یا یوتیوب باشد، با مراجعه راحت به آنها و خواندن مطالب و آموختن نکات مختلف، ذهنی بازتر برای تاثیرگذاری مثبت در جامعه خواهد داشت.

آیا مثلا کسی تصور می‌کند با ریختن دیوار فیلترینگ تضمینی هست که به یک ایران دموکراتیک نزدیک‌تر شویم؟

به طور قطع هیچ کسی نمی‌تواند چنین ادعایی را بکند که اگر فیلترینگ احمقانه در ایران برداشته شود همه چیز در ایران گل و بلبل می‌شود و مثلا ایران دموکراتیک به وجود می‌آمد؛ اما آنچه که از نظر من کاملا مشهود است این نکته است که دیوار فیلترینگ دیواری است که آگاهی مردم در مورد زندگی روزمره‌یشان را دچار مشکل کرده است. مثلا اگر دیوار فیلترینگ وجود نداشته باشد، فارس‌نیوز و یا رجانیوز مزخرفاتی که در ذهن بیمار خود دارند را نمی‌توانند به راحتی به خورد جامعه بدهند، خرافات در جامعه کمتر رواج خواهد داشت و… .

از نگاه من فیلترینگ اینترنت در ایران هم اکنون دشمن شماره یک آموزش کاربران ایرانی است و منظور من از آموزش چیزهای ساده‌ای مانند یاد گرفتن یک نرم‌افزار و یا چگونگی استفاده درست از یک ابزار است.

و آن چیزی که نباید فراموش شود آن است که آموزش یکی از شاه کلیدهای دموکراتیک کردن یک جامعه است و تا زمانی که مردم عادی در جامعه‌ای آموزش داده نشوند، آن جامعه دموکراتیک نخواهد شد.

به همین دلیل از نگاه من ایران بدون فیلترینگ بسیار متفاوت‌تر از ایران با فیلترینگ است. در نهایت هم خواندن این مطلب قدیمی با عنوان «فیلترینگ اینترنت فرصت نیست، فاجعه است» را پیشنهاد می‌کنم که در آن به نقد نظریه خوب بودن فیلترینگ اینترنت پرداخته‌ام.

نوشتن دیدگاه

فیلتر بودن ۳۳ درصد ابزارهای برتر آموزش الکترونیکی در ایران

مدتی قبل آی‌کلاب لیستی از ۱۲ ابزار آموزشی الکترونیکی را منتشر کرد که با دیدن این لیست، به فکر چک کردن آنها از نظر فیلتر بودن/نبودن افتادم. به همین دلیل این لیست ۱۲ تایی را که عبارتند از توییتر، یوتیوب، گوگل داکس، موتور جستجوی گوگل، وردپرس،‌دراپ باکس، اسکایپ، پاورپوینت، فیس‌بوک، ویکی‌پدیا، موودل و اوردنونت را بررسی کردم که حاصل آن گراف زیر شد:

براساس این گراف، دسکتم ۳۳ درصد از ۱۲ ابزار برتر آموزش الکترونیکی در سال ۲۰۱۲ در ایران فیلتر هستند! و شاید همین گراف مدرکی بر ادعای من باشد که در آن اعتقاد دارم فیلترینگ و کمیته‌ی فیلترینگ در ایران، دشمن شماره یک آموزش کاربران اینترنت در ایران هستند. دشمنی که در آن با مسدود کردن ابزارهای مختلف و دادن پر و بال‌های الکی به آنها، باعث می‌شوند که کاربران ایرانی از جریان واقعی‌ای که در دنیای اینترنت در حال رخ دادن است، عقب بمانند.

علاوه بر این نباید فراموش کنیم که عقب ماندن از این جریان هزینه‌ای گزاف را برای تک تک کاربران اینترنت در ایران در پی خواهد داشت، هزینه‌ای که با گذشت سالیان زیاد قابل جبران خواهد بود. به عنوان مثال هم اکنون فیلترینگ، رفتار و درک کاربران اینترنت در ایران را به صورت کامل تغییر داده است و شاید بهترین نمونه را می‌توان یوتیوب دانست که منبعی بی‌انتها برای آموزش و یادگیری در هر زمینه‌ای است؛ از آموزش ریاضی تا فیزیک کوآنتوم، آن هم به صورت رایگان که هم اکنون تنها و تنها به عنوان ابزاری سیاسی به کاربران ایرانی معرفی می‌شود.

و برای همین است که از نگاه من فیلترینگ فاجعه به بار می‌آورد، نه فرصت.

پی‌نوشت:
– در مورد ۵۸ درصد ابزار آموزشی فیلتر نشده هم باید بگوییم که برخی از آنها به صورتی فیلتر هستند. مثلا درست است که ویکی‌پدیا فیلتر نیست، اما برخی از صفحات و تصاویر آن فیلتر هستند. موتور جستجوی گوگل و یا اسکایپ هم بسته به شرایط سیاسی/ اجتماعی و حال و روز افرادی مانند جناب آقای مومن‌نسب، هر از چند گاهی فیلتر می‌شوند و مجددا در دسترس کاربران قرار می‌گیرند.

نوشتن دیدگاه