کمک به کمپین تهیه ۱۰ رایانه برای مدرسه دخترانه روستای عاشقلو

قبلا در مورد کمپین قلم فارسی آزاد نوشتم و در مورد نیاز داشتن به اینگونه ایده در وب ایران و کمک به آنها صحبت کردم. در ادامه این دست ایده‌های هیجان انگیز، مدتی قبل با کمپین تهیه ۱۰ رایانه برای مدرسه دخترانه در روستای عاشقلو آشنا شدم که ایده‌یشان بسیار ساده اما کاربردی و مهم است:

ما قصد داریم برای کارگاه کامپیوتر این مدرسه ۱۰ تا کامپیوتر و تجهیزات دیگه مثل پرینتر، اسکنر و دستگاه کپی بخریم. با قیمتی که تونستیم بگیریم، هر کامپیوتر بصورت کامل (کیس، مانیتور، بلندگو، ماوس و کیبورد) حدود ۱,۴۰۰,۰۰۰ تومن درمیاد و ۳ میلیون تومن هم برای سایر تجهیزات و مواد مصرفی در نظر گرفتیم.

همانگونه که در بالا گفتم، داشتن این دست ایده‌های هیجان‌انگیز یکی از نیازهای مهم وب ایران است که خوشبختانه کم کم دارد جای خودش را در بین کاربران باز می‌کند. من به نوبه خودم به این ایده عالی کمک کنم و از شما هم می‌خواهم که با مبلغ هر چند کم، از این کار حمایت کنید تا دخترهای یک مدرسه یک قدم به آنچه در دنیای امروز می‌گذرد نزدیک‌تر شوند.

برای کمک کردن تنها کافی است به وب‌سایت این کمپین بروید و هر چقدر دلتان خواست به آن کمک کنید 🙂

پی‌نوشت ۱: شما می‌توانید گزارش کامل این کمپین را از این آدرس بخوانید. اگر هم دوست دارید می‌توانید ویدیو گزارش خلاصه این کمپین را از اینجا تماشا کنید.

نوشتن دیدگاه

مبارزه زیر لحافی از نوع #FreeIranianSoldiers

#FreeIranianSoldiers
تصویرسازی ۵ سرباز به گروگان گرفته شده، اثری از بزرگمهر حسین‌پور

با ظهور شبکه‌های اجتماعی در جهان، روش جدید مبارزه‌ای با نام «مبارزه از زیر لحاف (Slacktivism)» شایع شده است که قبلا در اینجا و در دومین شماره مجله گمانه در موردشان حرف زده‌ام.

در طی روزهای گذشته اتفاقی در شبکه‌های اجتماعی رخ داد که مجددا من را به یاد این مفهوم انداخت و آن هم کمپین #FreeIranianSodiers بود. کمپینی که هدفش اطلاع‌رسانی و توجه رسانه‌های مختلف به آن بود که به خوبی به هدفش رسید و توانست توجه رسانه‌های مختلف را جلب کند ولی متاسفانه مانند بسیاری از کمپین‌های دیگر هم اکنون به مصداق بارز مبارزه از زیر لحاف تبدیل شده است!

برای درک بهتر ماجرا بگذارید کمی به صورت تاریخی به داستان نگاه کنیم.

با نگاهی کلی به کاربران فارسی زبان در شبکه‌های اجتماعی و تجربه‌های مختلفی که در طی سالیان اخیر از فعالیت آنها وجود دارد، آنچه که واضح است این نکته است که به طور کلی کاربران فارسی زبان به سمت کمپین‌ها و کارهایی حرکت می‌کنند که هیچ هزینه احتمالی (از هر جهت) برای آنها نداشته باشد. به عنوان مثال شما هیچ گاه نمی‌توانید کمپین‌هایی مانند «نه به اعدام»، «نارنجی» یا هر چیز دیگری که ممکن است یک در میلیون برای کاربران مشکلی ایجاد کند، مشاهده کنید. از همین رو به طور کلی سوژه‌هایی در میان کاربران فارسی زبان با استقبال خوبی مواجه می‌شود که بی‌خطر یا اصطلاحا کم هزینه باشند مانند داستان حمله کاربران به صفحه فیس‌بوک مسی و یا کمپین ما جین می‌پوشیم و یا کمپین #FreeIranianSoldiers که عامل نوشتن این مطلب شده است.

البته در همینجا باید به این نکته اشاره کنم که این روش فعالیت در بین کاربران دیگر کشورها نیز شایع است و به عنوان مثال می‌توان به داستان نجات کودکان از بیماری فلج اطفال با لایک زدن صفحه فیس‌بوک اشاره کرد!

حالا بگذارید به کمپین نجات سربازان به گروگان گرفته شده در استان سیستان و بلوچستان توسط گروه تروریستی «جیش العدل» برگردیم.

از اولین ساعت‌های شروع این کمپین، من این کمپین را دنبال کرده‌ام و تا جایی که توانسته‌ام توییت‌های کاربران را خوانده‌ام. در این چند روزی که این توییت‌ها را دنبال کرده‌ام، به چند نکته جالب در مورد توییت‌های کاربران برخورد کرده‌ام که از نگاه من مدرکی بر مبارزه زیرلحافی کاربران است:

  • نوک حملات کاربران توییتر به سمت سازمان‌های بین‌المللی (مانند سازمان ملل) و حقوق بشری بوده است که به احتمال زیاد با خواندن پاراگراف های بالا دلیل آن را می‌توانید هم اکنون حدس بزنید: کم بودن هزینه حمله به این سازمان‌ها؛ در این میان کمتر کسی بود که به این نکته اشاره کند که مسئول جان سربازان به گروگان گرفته شده مرزبانی و نیروی انتظامی‌اند و در ابتدا به جای انتقاد از سازمان‌های بین‌المللی باید به انتقاد از خودمان بپردازیم که چرا این اتفاق افتاده است و… .
  • در ادامه این کمپین بسیاری از کاربران از عدم پوشش رسانه‌ای ماجرای تاسف‌بار گروگان‌گیری حرف زدند (که به حق بود) ولی به صورت کامل رسانه‌های داخل کشور را فراموش  کرده بودند. مثلا در روز بعد از انتشار خبر گروگانگیری، هیچ کدام از روزنامه‌های داخل کشور این خبر مهم را به عنوان خبر اول خود کار نکرده بودند در حالی که کاربران توییتر انتظار داشتند رسانه‌های خارجی آن را به عنوان خبر اول خود کار کنند!
  • به طور کلی هدف کمپین‌های آنلاین و به خصوص شبکه‌های اجتماعی اطلاع‌رسانی و جلب توجه رسانه‌ها و مقامات برای انجام اقدامات لازم است و در داستان کمپین #FreeIranianSoldiers هم هدف اطلاع‌رسانی بوده است که این کار با موفقیت و پوشش رسانه‌های مختلف انجام شد. براساس طبیعت رسانه‌ها، زمانی که یک خبر پوشش داده شود، تا زمانی که اتفاق جدید در مورد آن نیافتد، آن خبر دیگر مورد توجه رسانه‌های نخواهد بود. با این اوصاف، هدف کاربران توییتر برای ادامه این کمپین و توییت کردن هشتگ #FreeIranianSoldiers از نظر من مشخص نیست هر چند که می‌توان آن را به عنوان حرکتی برای ایجاد احساس مفید بودن و انجام دادن یک کار خوب توجیه کرد و یا به عبارتی مبارزه از زیر لحاف!
  • بررسی‌های من از توییت‌های ارسال شده همراه با هشتگ #FreeIranianSoldiers این را نشان می‌دهد که با ترند شدن این هشتگ، بسیار از کاربران ادامه کار را به صورت کامل فراموش کردند و انگار هدف تنها ترند کردن یک هشتگ بوده است که با ترند شدن آن، گروه تروریستی جیش العدل، ۵ سرباز بی‌گناه را آزاد می‌کند! داستانی مانند لایک‌هایی که کاربران در فیس‌بوک در زیر عکس‌های مختلف می‌زنند به این امید که با هر لایک خودشان یک دلار به فلان سازمان کمک می‌کنند.

علاوه بر نکات بالا، بد نیست به این نکته نیز اشاره کنم که اطلاع‌رسانی و ایجاد کمپین‌های آنلاین بسیار خوب است، اما کارهای مهمتری هم وجود دارند که افراد می‌توانند انجام دهند. مثلا تک تک کاربران توییتر می‌توانند با نمایندگان شهر خودشان در مجلس شورای اسلامی تماس بگیرند و نگرانی خودشان را در مورد شرایط سربازهای به گروگان گرفته شده اعلام کنند و یا آنکه با رسانه محل زندگی خود تماس بگیرند و خواستار پوشش خبر مربوط به ۵ سرباز بشوند و یا آنکه به سازمان‌های بین‌المللی ایمیل بزنند و خواستار واکنش آنها بشوند. هر چند که به دلیل ماهیت مبارزه از زیر لحاف، این کارها را کسی انجام نمی‌دهد.

خلاصه کلام اینکه مبارزه زیر لحافی هیجان‌انگیز است، راحت است، احساس خوبی به آدمی می‌دهد اما کاربردی نیست.

نوشتن دیدگاه