گاف همشهری ماه- وقتی نویسنده‌ی همشهری ماه مقاله‌ای را درست نمی‌خواند!

 

برای دیدن تصویر بزرگتر بر روی عکس کلیک کنید

همشهری ماه در شماره‌ی فروردین ۹۰ خود در مقاله‌ای با عنوان «تاریخ شفاهی حزب‌الله سایبر» در مقدمه‌اش به مقاله‌ای از من که در وب‌سایت مردمک منتشر شده، اشاره کرده است:

پایگاه مردمک وابسته به وزارت خارجه در گزارشی به قلم امین ثابتی، تحلیلی آماری از وبلاگ‌های ثبت شده در موضوع سیاسی دو سرویس دهنده وبلاگ ایرانی- بلاگفا و پرشین بلاگ- ارائه می‌دهد که طبق آن، متوسط ۶۰ درصد این وبلاگ‌ها متعلق به جریان حامی جمهوری اسلامی است؛ این گزارش هر چند از تحلیل محتوایی جریان مخالف سرباز می‌زند اما در تحلیل وبلاگ‌های حامی به این اشاره می‌کند که متوسط ۷۰ درصد این وبلاگ‌ها بازنشر مطالب مختلف وبلاگ‌ها و پایگاه‌های دیگر هستند و به تولید محتوا نمی‌پردازند.

هر چند ثابتی در این مطلب با اشاره به اینکه ساخت وبلاگ‌ها از دی ۸۸ در این سرویس‌ها اوج گرفته است، سعی در القای این موضوع دارد که این تغییر وضعیت به دلیل جریان جنگ نرم و ارتش سایبری است که خصوصا پس از ۹ دی ماه شکل می‌گیرد اما گزارش قدیمی پایگاه اینترنت و دموکراسی وابسته به مرکز برکمن هاروارد که به مطالعه تخصصی وبلاگستان فارسی می‌پردازد با انتشار نسخه‌ای جدید نقشه وبلاگستان فارسی در فوریه- اوایل- سال ۲۰۰۹ به این اذعان می‌کند که جزیره وبلاگ‌های حزب‌اللهی، مذهبی و اصولگرا دچار انبساط و تولدهای بسیاری شده که آن را از موازنه شکننده و ضعیف نسبت به رقیب خود خارج کرده است.

در این دو پاراگراف نویسنده‌ی این مقاله که «پیام شهرکی» نام دارد، بدون اینکه اخلاق روزنامه‌نگاری و به طور کلی آکادمیک را رعایت کند، براساس دیدگاه و نظر شخصی خودش کلیات مقاله‌ی من را تغییر داده است و براساس نظر خود جهت مقاله را کاملا عوض کرده است:

۱- بررسی من بر روی سه سرویس وبلاگ‌نویسی بلاگفا، پرشین‌بلاگ و پلاکفا بوده است، که آقای شهرکی معلوم نیست براساس چه منطقی یکی از این سرویس‌ها را به دلخواه خود حذف کرده است!

۲- من در این گزارش که پیام شهرکی به آن ارجاع داده است، به طور دقیق و شفاف هر دو طیف مورد نظر وی (حامیان و مخالفین دولت) را مورد بررسی محتوایی قرار داده‌ام به طوری که در مورد اول بخش نتایج اینگونه گفته‌ام:

هر چند که بررسی صورت گرفته بر روی وبلاگ‌های سه سرویس وبلاگ‌نویسی پلاکفا، پرشین بلاگ و بلاگفا دامنه‌ی وسیعی از وبلاگ‌های این سرویس‌ها را در بر نگرفته است (به جز پلاکفا) اما می‌توان با همین میزان آمار نیز به این نتیجه رسید که اکثر وبلاگ‌های فعال در زمینه‌ی سیاست تولید محتوا نمی‌کنند و تنها به کپی کردن خبرهای دیگر وب‌سایت‌های خبری و یا وبلاگ‌ها می‌پردازند. به عنوان مثال وبلاگ‌های حامی حکومت ایران به کپی کردن اخبار از خبرگزاری فارس، جهان‌نیوز و… می‌پردازند و وبلاگ‌های مخالف حکومت ایران به کپی کردن اخبار از وب‌سایت‌هایی مانند کلمه، جرس و… می‌پردازند. این کپی کردن‌ها به گونه‌ای است که بیش از نیمی از کل وبلاگ‌های مورد بررسی در این دسته از وبلاگ‌ها قرار می‌گیرند.

حال بر چه اساس آقای شهرکی حرف از سرباز زدن من از تحلیل وبلاگ‌های جریان مخالف می‌زند، جای سوال دارد! علاوه بر آن در همین نتیجه‌گیری به صورت کاملا شفاف به این مورد اشاره کرده‌ام که وبلاگ‌های مخالف حکومت ایران نیز به کپی کردن اخبار از دیگر وب‌سایت‌ها می‌پردازند (قسمت پررنگ).

۳- آقای شهرکی در قسمتی دیگر تنها براساس یک نمودار نتیجه‌گیری دلخواه خود را کرده است به گونه‌ای که اعلام کرده است که از دی ماه ۸۸ ساخت وبلاگ در سرویس‌های وبلاگ‌نویسی به اوج خود رسیده است. این ادعا در حالی مطرح می‌شود که تنها در یک نمودار (شماره ۷) این مورد گفته شده است که این نمودار نیز تنها به سرویس وبلاگ‌نویسی بلاگفا تعلق دارد نه تمامی سرویس‌های وبلاگ‌نویسی!

۴- آقای شهرکی در قسمتی از مقدمه‌ی مقاله‌ی خود به گزارش مرکز برکمن در مورد وضعیت وبلاگستان فارسی اشاره کرده است و به کمک آن ثابت کرده است که وبلاگ‌های حامی دولت دچار انبساط و نوعی رشد شده‌اند. نسخه‌ی ویدئوی گزارش ۲۰۰۹ را می‌توانید در اینجا تماشا کنید و گزارش مربوط به سال ۲۰۰۸ را هم می‌توانید در اینجا بخوانید. حال آنکه نکته‌ای که آقای شهرکی به آن اشاره کرده است دقیقا همان نظریه و نتیجه‌گیری من است که درست است که وبلاگ‌های ارزشی دچار انبساط و رشد شده‌اند، اما این رشد از نظر کمی بوده است نه کیفی؛ این بدان معناست که درست است که تعداد وبلاگ‌های حامی دولت افزایش یافته است، اما این افزایش نشانه‌ی خوبی برای ارزشیابی آنها نیست زیرا برای ماندگاری یک وبلاگ کیفیت دارای اهمیت است نه کمیت و باز هم به همان جمله‌ی آخر گزارش نوشته شده توسط من و مورد استناد آقای شهرکی می‌رسیم که: «درست است که وبلاگ‌های حامی و مخالف دولت ایران زیاد شده‌اند، اما این ازدیاد هیچ ربطی به ماندگاری آنها ندارد و وبلاگ‌هایی که هر روز مطالب دیگر خبرگزاری‌ها و وب‌سایت‌ها را بازنشر و کپی می‌کنند، به مرور زمان خاموش می‌شوند.»

در نهایت باید بگویم که آقای پیام شهرکی، اگر به مقالاتی از این دست مراجعه می‌کنید تا نظریه‌ای که در سر دارید را اثبات کنید، به شما پیشنهاد می‌کنم که اخلاق روزنامه‌نگاری و آکادمیک را رعایت کنید و در مطالب دیگران به دلخواه خود دست نبرید تا اعتبار خود و نوشته‌های خود را زیر سوال نبرید. شما در همین مقدمه‌ی دو پاراگرافی خود چنان متناقض نوشته‌اید که باور کردن باقی گزارش را برای من خواننده دشوار می‌کند. اخلاق‌مدار باشیم و دست در مطالب دیگران نبریم.

پی‌نوشت:
– این نکته را هم نباید فراموش کرد که بسیاری از وبلاگ‌های مخالف حکومت ایران در سرویس‌های وبلاگ‌نویسی داخل ایران به دلیل قانون جرائم رایانه‌ای حذف شده‌اند. این مورد در گزارشی که به آن اشاره شد، به روشنی مشخص است.

نوشتن دیدگاه

وبلاگ‌ها؛ پیاده نظام ارتش سایبری- قسمت دوم

در مهر ماه سال جاری مقاله‌ای را در وب‌سایت مردمک در مورد وضعیت تولید محتوای بخشی از وبلاگستان فارسی که شامل موافقان و مخالفان حکومت ایران می‌شدند را منتشر کردم. در بخش دوم و آخر این مقاله به بررسی آماری این وبلاگ‌ها از نظر میزان تولید محتوا و کپی کردن اخبار از دیگر منابع پرداخته‌ام:

بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ وبلاگ‌های زیادی در سرویس‌های وبلاگ نویسی فارسی ایجاد شد که بخش زیادی از آن با حمایت دولتی همراه بود. این گزارش به بررسی آماری این پدیده پرداخته است و وبلاگ‌های سه سرویس وبلاگ‌نویسی پلاکفا، پرشین بلاگ و بلاگفا مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

در قسمت اول مقاله‌ی پیاده‌ نظام ارتش سایبری در مورد کلیات این پدیده در وبلاگستان فارسی صحبت و به این نکته اشاره شد که این بخش از فضای مجازی وب فارسی مانند پیاده نظام‌های ارتش‌های حقیقی، خیلی زود از صحنه‌ی نبرد یا‌ همان جنگ نرم حذف می‌شوند. ادامه مطلب…

نوشتن دیدگاه

پیاده نظام ارتش سایبری- قسمت اول

بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران، فضای وب فارسی دچار تحولات زیادی شد که یکی از مهمترین آنها ایجاد وبلاگ‌هایی در حمایت از هر یک از طیف‌های سیاسی در ایران است. این وبلاگ‌ها که از آنها می‌توان به عنوان «پیاده نظام ارتش سایبری» نام برد، این روزها به میزان بسیار زیادی در وبلاگستان فارسی دیده می‌شوند. در مطلبی که مدتی قبل برای مردمک نوشته‌ام، در مورد این پدیده صحبت کرده‌ام. البته این قسمت اول این سری گزارش است و در قسمت دوم که به زودی منتشر می‌شود، به بررسی آماری این بخش از فضای وب فارسی پرداخته خواهد شد.

وب فارسی، پدیده است که از ابتدای دهه‌ هشتاد به صورت گسترده‌ای مورد توجه عموم مردم قرار گرفت و در طول عمر ۱۰ ساله خود دو نقطه عطف داشته است؛ «وبلاگ‌نویسی» و «انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸».

در مورد تاثیر انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته بر روی فضای وب و پدیده‌هایی مانند شهروند- روزنامه‌نگار در طی یک سال اخیر بسیار صحبت شده است و من نیز در مقاله‌ای با نام «وبلاگستان؛ قبل و بعد از انتخابات ۸۸» تا حدودی به کلیات این تاثیر پرداخته‌ام. اما هدف از نوشتن این مقاله حاضر و آنچه در هفته‌های آینده خواهم نوشت، آن است که به بررسی کلی پدیده‌ای به نام «پیاده نظام‌های ارتش سایبری» پرداخته شود. پدیده‌ای که از ابتدای سال ۱۳۸۹ به صورت قارچ‌گونه شروع به رشد کرده‌اند.

پیاده نظام‌های ارتش سایبری چه کسانی هستند؟

دولت ایران در فضای وب دارای دو بازوی اجرایی است که از طریق آن سعی در کنترل فضای وب فارسی براساس منافع خود دارد. فضایی که کنترل آن با توجه به ساختار و ماهیت اینترنت کار بسیاری دشواری است و تا کنون هیچ یک از دولت‌های جهان نتوانسته آن را به صورت کامل کنترل کنند. این دو بازوی اجرای عبارتند از «فیلترینگ» و «ارتش سایبری.» دو ابزاری که در مورد هر یک بسیار سخن گفته شده است و با کمی جستجوی می‌توان اطلاعات بسیاری در موردشان کسب کرد.

حال آنکه برخلاف تصور، ارتش سایبری تنها شامل گروهی هکر از هر دو طیف (حامیان دولت و جنبش سبز) نیست، بلکه با آغاز سال ۱۳۸۹ دسته‌ای دیگر به این ارتش پیوسته‌اند که می‌توان از آنها با عنوان پیاده نظام‌های ارتش سایبری نام برد. پیاده نظام‌هایی که تنها به دلیل حمایت از دو طیف اصلی در وبلاگستان فارسی ظهور پیدا کرده‌اند. ادامه مطلب…

نوشتن دیدگاه