دو پرده از روش‌های انتقاد از مخالفان و دشمنان!

پرده‌ی اول: یک پایگاه خبری از بازی کردن لیلا اوتادی در نقش ندا آقا سطان خبر می‌دهد؛ تنها چند ساعت بعد از انتشار این خبر فحش‌هایی نیست که به این بازیگر داده نشود. فحش‌هایی که من و توی وبلاگ‌نویس با شنیدن آنها عرق شرم بر پیشانی‌مان نقش می‌بندد! فحش‌هایی که تنها و تنها به دلیل آنکه یک بازیگر مخالف آنچه من و تو فکر می‌کنیم، انجام داده است (هر چند بعدا این خبر تکذیب شد)، نثار او می‌شود.

پرده‌ی دوم: ویدئوی فحاشی دو بیننده‌ی برنامه‌ی نوبت شما در تلویزیون بی‌بی‌سی را می‌بینم؛ می‌بینم که چگونه دو بیننده فحش‌هایی رکیک از دهانشان خارج می‌شود، فحش‌هایی که گفتن آنها در خفا هم شرم‌آور است! فحش‌هایی که تنها دلیلش انتقاد از مخالف من و تو است!

لینک مستقیم ویدئو

نتیجه‌گیری: من و تو همچنان یاد نگرفته‌ایم که از مخالف و دشمن‌مان با متانت و ادب انتقاد کنیم و تنها روش انتقاد از مخالف را در دادن فحش‌های رکیک می‌دانیم، فحش‌هایی که از هر دیدگاه و مسلکی مورد پذیرش نیست.

نوشتن دیدگاه

هلیوم و تغییر صدا

چند روز پیش برای بار دوم ویدئویی را بر روی یوتیوب دیدم که در آن فردی گاز هلیوم را با دهان خود می‌مکید و وقتی که حرف می‌زد، صدایش بسیار نازک می‌شد. بعد از دیدن این ویدئو، برایم این سوال پیش آمد که علت این اتفاق چیست؟

علت این تغییر صدا، سبک بودن گاز هلیوم نسبت به هوا است که باعث می‌شود، حرکت مولکول‌هایی که از تارهای صوتی ایجاد و از دهان خارج شده‌اند، به یکباره کاهش پیدا کند و در نتیجه صدا به صورت نازکی شنیده شود.

برای درک بهتر، اینگونه می‌توان توضیح داد که اگر در یک بزرگراه ماشین‌ها با سرعت حرکت کنند و ناگهان با یک ترافیک سنگین روبرو شوند، همه‌ی ماشین‌ها سرعت حرکت‌شان را کاهش می‌دهند. این اتفاق دقیقا برای مولکول‌های هلیوم می‌افتد که باعث می‌شود به صورت ناگهانی مولکول‌های هلیوم سرعت‌شان کاهش پیدا کند و در نتیجه صدا به صورت نازک شنیده شود.

در عین حال اگر گازی سنگین‌تر از هوا توسط فردی مکیده شود و سپس حرف بزند، صدایش کلفت شنیده خواهد شد. البته در مورد گازهای سنگین‌تر از هوا خطر خفگی وجود دارد و آزمایش آن به هیچ عنوان پیشنهاد نمی‌شود!

اگر دوست دارید در این مورد بیشتر بدانید، به اینجا مراجعه کنید.

در ضمن این ویدئو باعث نوشتن این مطلب شد:

نوشتن دیدگاه

مناظره بی‌طرف یعنی چه؟

در روز ۱۸ آبان، شبکه‌ی خبری بی‌بی‌سی انگلیسی مناظره‌ای را با عنوان «ایران به دنبال سلاح هسته‌ای نیست» را برگزار کرد که دو چهره‌ی ایرانی از دو طیف سیاسی کاملا متفاوت در آن شرکت کرده بودند: محمد مرندی و علیرضا نوری‌زاده.

هدف من از نوشتن این مطلب، بحث در مورد موضوع این مناظره نیست، بلکه نشان دادن تاثیر یک مجری حرفه‌ای در مناظره است که چگونه می‌تواند بی‌طرفی در یک مناظره را رعایت کند و به قولی نقش هویج را نداشته باشد! این فرد کسی نیست جز، «تیم سباستین (Tim Sebastian)»، مجری برنامه‌ی The Doha Debates. اما چرا؟

تیم سباستین در این مناظره بارها از ادامه‌ی صحبت نوری‌زاده و مرندی جلوگیری کرد و از آنها برای حرف‌هایشان خواستار مدرک شد که برای من این کار وی بسیار جذاب بود، چون با چنان قاطعیتی با حرف‌های خارج از بحث برخورد می‌کرد، که هیچ یک از مهمانان اعتراضی نمی‌کردند. خلاصه آنکه این مناظره را از دست ندهید و اگر آن را تاکنون تماشا نکرده‌اید، حتما برای یک بار هم که شده، تماشایش کنید.

پ.ن. به نظر من برنده‌ی این مناظره تنها و تنها مجری برنامه، تیم سباستین بود.

لینک مستقیم ویدئو

ادامه خواندن “مناظره بی‌طرف یعنی چه؟”

نوشتن دیدگاه

زندگی یک دختر کانادایی

مدت‌ها است که تلویزیون اردشیر را دنبال می‌کنم، اما امشب آخرین برنامه‌ی وی با عنوان «یک دختر تنها» را تماشا کردم، برنامه‌ای که به جرات می‌توانم بگویم با اینکه زمانِ کوتاهی دارد، اما یک مستند به تمام معنا است.

این برنامه، زندگی یک دختر کانادایی را نشان می‌دهد که به سرطان و هپاتیت مبتلا است و در سه ماه آینده از این دنیا خواهد رفت! این دختر در مقابل دوربین اردشیر از زندگی خودش می‌گوید که چگونه آن را گذرانده است و…

خلاصه‌ی کلام آنکه بهتر است این ویدئو را خودتان مشاهده کنید:

لینک مستقیم ویدئو

نوشتن دیدگاه