نامه‌وارده: عدم درک مشتری‌مداری در بین طراحان وب، گرافیک و… ایرانی

مطلب زیر دومین مطلبی است که یکی از کاربران شبکه‌ی اجتماعی توییتر برای من ارسال کرده است تا آن را بدون نام منتشر کنم و در آن از عدم درک مفهوم مشتری‌مداری در بین طراحان وب و گرافیست‌های ایرانی صحبت کرده است. مطلب اول این کاربر توییتر را که در مورد ترفندهای کاربران فارسی‌زبان برای افزایش تعداد دنبال‌کنندگان در توییتر بوده است را می‌توانید در اینجا بخوانید.

اگر شما هم نوشته، عکس و یا فیلمی دارید که نمی‌توانید آن را در وبلاگتان منتشر کنید و یا مایلید به صورت ناشناس منتشر شود، می‌توانید آن را برای من بفرستید. واضح است که مطالب دریافتی از نظر ساختار نوشتاری ویرایش می‌شوند و لزوما بازتاب دهنده‌ی دیدگاه‌های من نیستند.


جوانتر که بودم، کاسب کار که نشده بودم هنوز، به نظرم می‌رسید مغازه‌داری و فروشندگی یعنی یک جنس را در مغازه داشته باشم و هرکسی آمد پرسید: «آقا این قیمتش چنده؟» من هم با قیافه‌ی جدی بگویم: «دویست تومن»، کافیه و دیگر هیچ مهارتی برای جلب، جذب، نگهداری و رضایتِ مشتری وجود ندارد! بعدتر متوجه شدم که نه اینطور هم نیست؛ کتاب‌هایی خواندم برای اینکه بدانم با مشتری چطور برخورد کنم، چطور نظرش را جلب کنم، چطور باید رضایت‌مندی مشتری برایم مهم باشد و خیلی چیزهای دیگر…

همان زمان هم بین همکاران به تمسخر گرفته می‌شدم که چرا کتاب‌هایی با عنوان «جلب مشتری» و… می‌خوانم. می‌گفتند: «این چیزها تجربی هستند، باید تجربه کنی؛ باید زمان بگذرد دستت می‌آید چطور رفتار کنی» ولی خودشان کلا در زمینه‌ی مشتری‌مداری موفق نبودند! و می‌بینم وقتی مشتری از در مغازه‌یشان داخل می‌شود خیلی از اوقات با تندخویی و بی‌حوصلگی جواب مشتری را می‌دهند و برایشان ننگ است اگر مشتری بیشتر سوال بپرسد، جواب بدهند. یا اگر مشتری وارد می‌شود و فقط قیمت می‌پرسد و نمی‌خرد، پشت سر مشتری بد و بیراه بگویند.

مشتری‌مداری

تازگی‌ها کارم به یکی از بچه‌های طراح گرافیک افتاد؛ برخلاف اینکه دانش فنی خوبی و حرفی برای گفتن داشت، متاسفانه مشتری‌مداری را در خصوصیات این دوست‌مان ندیدم! حتی وقتی اعتراض کردم که طرز برخورد با مشتری اینطور نیست، به جای اینکه بخواهد نظر من را جلب کند، اعتراضم را با تندخویی پاسخ داد… کمی که گذشت دیدم خیلی از بچه‌های فعال در زمینه‌ی طراحی وب، گرافیک و… علی رغم اینکه دارای دانش فنی خوبی هستند و کارهای خوبی از آنها می‌بینیم، همان نظری را دارند که من در اوایل کارم فکر می‌کردم کافیست! یعنی فکر می‌کنند یکی بیاید بپرسد: «آقا اگر بخواهی فلان طرح را برای من بزنی چند می‌گیری و چه کاری باید انجام دهم» این آقای طراح باید هروقتی که دلش می‌خواهد بدون درنظر گرفتن اصول مشتری‌مداری یک جوابی بدهد و تمام! حتی اگر قرارداد می‌بندد، باید طرحی که طراح برای مشتری طراحی می‌کند، بدون هیچ سوالی و نظری پذیرفته شود و اگر این بین چیزی گفته شد، طراح ممکن است به مشتری بگوید: «نظر فنی من مهم است، شما چون اطلاعات نداری نمی‌شود اینکار را انجام بدهیم» که در اصل به خاطر نظر فنی نیست، بلکه به خاطر عدم انعطاف‌پذیری (یا تنبلی) افراد است. رفتاری تقریبا مشابه همان کاسب کاری که نه سعی می‌کند بیاموزد نه سعی می‌کند رفتارش را اصلاح کند و توقع دارد راحت و بی‌دردسر فقط یکی بیاید بپرسد این چند و آقا با اخم و ترش‌رویی بگوید چندین میلیون تومان و معامله انجام بشود و تمام.

توصیه‌ی من به آن دسته‌ای از دوستانی که غیر از مسائل فنی طراحی، چیز دیگری مثل مشتری مداری را نیاموخته‌اند این است کمی به این موضوع هم توجه کنند. درست است که این علم در کشور ما جوان است ولی آن طور که من از بیرون گود به این موضوع نگاه می‌کنم، می‌بینم خیلی از افراد فعال (نه همه‌ی آن‌ها) فقط و فقط دنبال کدزنی و طراحی هستند و بس! اگر قرار است این علم جوان درست پایه‌گذاری شود، حتما حتما حتما باید به همه‌ی جنبه‌های آن دقت کرد و نه فقط کدزنی، طراحی و… .

نوشتن دیدگاه

چرا زمان درآمدزایی برای وبلاگستان فارسی زود است؟

امروز در وبلاگ «یک پزشک» به مطلبی با عنوان «روزنامه‌نگاری آنلاین و درآمدسازی، بررسی دو الگوی متفاوت سایت «بازفید» و سایت «دیلی بیست»» برخوردم که در آن علیرضا مجیدی در مورد درآمدزایی در وبلاگستان فارسی صحبت کرده بود و به زوایای مختلف در مورد عدم درآمد وبلاگ‌نویسان فارسی‌زبان پرداخته بود.

زمانی که این مطلب را همراه با نظرات نوشته شده در زیر آن خواندم، اولین چیزی که به ذهنم رسید مطلبی بود که در ابتدای سال جاری نوشته بودم و در آن از عدم سرمایه‌گذاری در وب فارسی سخن گفته بودم! در آن مطلب براساس تجربه‌ای حرف زدم که در آن به یک ایده از نظر مالی کمک کردم تا زنده بماند، اما صاحب ایده با دریافت پول، به یکباره همه چیز را فراموش کرد و کلا نه من را می‌شناخت و نه پاسخ ایمیل‌هایم را می‌داد!

اما اگر بخواهم از این ماجرا بگذرم و از نگاهی کلی‌تر و به عنوان یک شخص بیرونی به داستان درآمدزایی در وبلاگستان فارسی و به طور کلی اینترنت صحبت کنم، باید بگویم که برخلاف علیرضا مجیدی، من اعتقاد دارم که وبلاگستان فارسی هنوز زمان لازم دارد تا به فاز درآمدزایی برسد، چرا؟

وبلاگستان فارسی

۱- چون وبلاگستان فارسی برخلاف تصور بسیاری آنچنان که باید و شاید بزرگ و پرمحتوا نیست. وبلاگستان فارسی در بیشتر مواقع ماشین مترجمی است که در آن اخبار مختلف را وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های مختلف ترجمه و منتشر می‌کنند و در این میان آنهایی برنده می‌شوند که مترجم‌های سریع‌تر و بهتری دارند! البته قبول دارم که چند وبلاگ خوب در این میان است، اما از نگاه من تولید محتوا در وبلاگستان فارسی در حد صفر است!

۲- چون در وبلاگستان فارسی اخلاق وجود ندارد! شاید شما با خواندن این جمله بگویید که من مزخرف می‌گویم و در خارج از ایران نشسته‌ام و نظریه‌های آبکی صادر می‌کنم. اگر شما چنین نظری دارید، توجه‌ی شما را به خواندن این مطلب جلب می‌کنم که در آن دیدگاه یکی از برگزارکنندگان جشنواره‌ی وب ایران را نشان می‌دهد که چگونه نابودی دیگران را پله‌ای برای موفقیت خود می‌داند. این نمونه تنها یکی از ده‌ها موردی است که در طول روز مشاهده می‌کنم 🙂 به همین دلیل از نظر من تا زمانی که خطوط اخلاقی مشخصی در وبلاگستان فارسی و در ابعاد بزرگ‌تر، وب فارسی وجود نداشته باشد، نباید انتظار داشت که دیگران وبلاگستان فارسی را جدی بگیرند.

۳- چون در وبلاگستان فارسی ایده‌های نو و بکر وجود ندارد. با نگاهی به فضای وبلاگستان دیگر زبان‌ها مانند زبان عربی به راحتی می‌توان دید که چگونه وبلاگ‌نویسان عرب ایده‌های بکر و هیجان‌انگیزی را اجرا می‌کنند. مثلا کافی است به کاندیداهای مسابقه‌ی The Bobs زبان عربی سال گذشته‌ی میلادی نگاه کنید که با ایده‌های بکر خود، در حال کمک کردن به رشد این زبان در دنیای اینترنت هستند.

۴- چون وبلاگ‌نویسان ایرانی تنها خودشان را می‌بینند و بومی فکر می‌کنند. به این صورت که زبان فارسی را مختص ایران می‌دانند و کشورهایی مانند افغانستان و تاجیکستان را فراموش کرده‌اند، کشورهایی که در آنها میلیون‌ها نفر به زبان فارسی صحبت می‌کنند. به عبارتی دیگر ذهن وبلاگ‌نویسان ایرانی بسته است و تنها خودشان را می‌بینند و فکر نمی‌کنند که ممکن است مخاطبانی در آن سوی مرزها داشته باشند. علاوه بر این، در میان انبوه وبلاگ‌های فارسی زبان، یک وبلاگ انگلیسی زبان نداریم که در آن از وضعیت تکنولوژی و اینترنت در ایران بگوید. از اینکه در وبلاگستان فارسی چه می‌گذرد، مثلا بحث داغ وبلاگ‌نویسان چیست و یا اگر رخدادی مربوط به دنیای تکنولوژی مانند همایش روز آزادی نرم‌افزار در اصفهان برگزار می‌شود، آن را به زبان انگلیسی پوشش بدهند. اگر بخواهم نمونه‌ی عرب آن را مثال بزنم، باید به وب‌سایت عرب کرانچ و یا وامبدا اشاره کنم که به دو زبان عربی و انگلیسی در مورد تکنولوژی و فناوری اطلاعات مطلب تولید و جهانیان را از وضعیت تکنولوژی در کشورهای عربی با خبر می‌کنند.

به همین دلیل و براساس ۴ مورد بالا (که بخشی از ده‌ها دلیل مختلف هستند که هم اکنون باقی آنها را به خاطر نمی‌آورم)، بحث درآمدزایی و انتظار از شرکت‌های بزرگ و کوچک برای سرمایه‌گذاری در این زمینه بحثی زود است، زیرا ما هنوز نیاز به کار و زمان داریم.

فراموش نکنیم که وبلاگستان فارسی تولید محتوای آنچنانی ندارد و در مقایسه با دیگر زبان‌ها هیچ است!

نوشتن دیدگاه

چرا نباید در وب فارسی سرمایه‌گذاری کرد؟

یکی از دغدغه‌های من برای وب فارسی کمک به آن بوده و همواره سعی کرده‌ام تا جایی که می‌توانم به این جامعه‌ی مجازی و به خصوص وبلاگستان فارسی کمک کنم. برای همین فارغ از هر دیدگاهی به هر کسی که توانسته‌ام کمک کرده‌ام.

اما این دیدگاه من متعلق به چند ماه پیش بوده است و از این پس به آن عقیده‌ی چندانی ندارم! چون از نظر من مدیران برخی از وب‌سایت‌های ایرانی تا زمانی کارشان با آدم گیر باشد هر روز و هر ساعت ایمیل می‌زنند و زمانی که خرشان از پل بگذرد، دیگر نه سراغی می‌گیرند و نه زیر بار مسئولیتی که قبول کرده‌اند می‌روند. از همین جهت از نگاه من مدیران برخی از وب‌سایت‌های وب فارسی مدیرانی بی‌مسئولیت هستند که رفتاری مانند آنچه در جامعه‌ی ایران در حال رواج یافتن است را می‌کنند: خودخواهی!

برای همین از نگاه من سرمایه‌گذاری در وب فارسی کاری کاملا بیهوده است چون برخی از افراد فعال در آن کمترین اصول اخلاقی را رعایت نمی‌کنند و در زمان نیاز به فکر آدمی هستند و در زمانی که خرشان از پل می‌گذرد، همه چیز را فراموش می‌کنند. و شاید به همین دلیل است که باید به شرکت‌های بزرگ حق داد که در وب فارسی سرمایه‌گذاری نکنند، چون برخی از فعالان این عرصه که در برخی موارد اکثریت هستند، مسئولیت‌پذیر نیستند و تنها به فکر خود هستند.

پی‌نوشت:
– در وب فارسی اقلیتی هم هستند که مسئولیت‌پذیرند و به شخصه به کار آنها اعتقاد دارم.

نوشتن دیدگاه

یک اخطار در مورد استفاده از وی‌پی‌ان

وی‌پی‌ان (VPN) یکی از ابزارهایی است که با گسترش دامنه‌ی فیلترینگ در ایران هر روز بیش از پیش مورد توجه و استفاده‌ی کاربران ایرانی قرار می‌گیرد و بر همین اساس در طی دو سال اخیر ده‌ها شرکت فروشنده‌ی وی‌پی‌ان در فضای وب فارسی مشغول به فعالیت شده‌اند.

اما در این بین نکته‌ای که مدتی است توجه‌ی من را به خود جلب کرده است، ارائه‌ی گسترده‌ی وی‌پی‌ان به صورت رایگان است که با استقبال خوبی از سوی کاربران اینترنت در ایران مواجه شده است. به عنوان نمونه می‌توان با جستجوی کلمه‌ی «VPN رایگان» به بیش از دو میلیون نتیجه در گوگل رسید!

به همین دلیل دیدم بد نیست که این نکته را مطرح کنم که اگر به امنیت خود در فضای مجازی اهمیت می‌دهید و دوست ندارید که تمام رفتار آنلاین شما توسط فرد سومی مورد رصد قرار بگیرد، بهتر است که به هیچ عنوان از وی‌پی‌ان‌های رایگان استفاده نکنید و علاوه بر آن از وب‌سایت‌هایی که مشغول فروش وی‌پی‌ان هستند اما شما نمی‌دانید که چه کسی آنها را مدیریت می‌کند نیز خودداری کنید.

به عنوان مثال بعد از ماجرای اخیر جعل گواهی امنیتی گوگل توسط هکرهای ناشناس، یکی از پیشنهاداتی که به کاربران شده است، استفاده از وی‌پی‌ان امن است، حال اگر شما از یک وب‌سایت ناشناس که گرداننده‌ی آن مشخص نیست، وی‌پی‌ان خریداری کنید باید بدانید که آن فرد می‌تواند به راحتی آب خوردن تمامی حرکات شما در فضای مجازی را رصد و مشاهده کند. پس لطفا به هیچ عنوان از وی‌پی‌ان‌های رایگان و ناشناس استفاده نکنید.

پی‌نوشت:
– دویچه‌وله فارسی: نگاهی به ۱۰ سرویس‌دهنده امن و مطمئن وی‌پی‌ان

نوشتن دیدگاه