مشکل وبلاگستان فارسی: عدم تولید مطالب تحلیلی

انتشار مطالب تحلیلی در وبلاگ
منبع عکس: The Connie Blog

مدتی قبل توییت زیر را منتشر کردم و در آن از نوشتن مطلبی با عنوان «آیا وب ایران دارای محتوای باارزش است؟» خبر دادم:


این مطلب در حقیقت همین مطلبی است که از نوشتن آن خبر داده بودم اما با توجه به محتوای آن تصمیم گرفتم که عنوان آن را تغییر دهم تا بهتر بتوانم منظور خودم را از آن به شما منتقل کنم 🙂

در بیش از ۱۱ سالی که از آغاز وبلاگ‌نویسی من می‌گذرد، یکی از مشکلاتی که همواره در وبلاگستان فارسی دیده‌ام عدم انتشار و تولید مطالب تحلیلی بوده است، مطالبی که در آن نویسنده مطلب نظر خودش را به عنوان یک فارسی‌زبان و ایرانی در آن وارد کند و تنها به ترجمه خط به خط یک مطلب انگلیسی رضایت ندهد.

به عنوان مثال اگر به وبلاگ‌های فارسی که در زمینه تکنولوژی فعال هستند نگاهی بیاندارید، متوجه خواهید شد که بیشتر این وبلاگ‌ها از حدود ۱۰ تا ۱۵ منبع انگلیسی‌زبان برای ترجمه و انتشار مطالب خود استفاده می‌کنند و اگر وب‌سایت‌هایی مانند The Verge یا Wired را از آنها بگیرید، میزان پست‌هایی که صورت هفتگی منتشر خواهند کرد دچار کاهش شدیدی خواهد شد! و این دقیقا مشکل وبلاگستان فارسی و در ابعاد بزرگ‌تر وب ایران است.

میزان مطالب تحلیلی منتشر شده در وب ایران بسیار بسیار کم است در حالی که صدها موضوع و عنوان برای نوشتن وجود دارد. مثلا اگر شما به عنوان یک وبلاگ‌نویس مطلبی در مورد امکان جدید فیس‌بوک یا گوشی آی‌فون ۶ می‌نویسید، بد نیست که این امکان را از نگاه کسی که در داخل ایران زندگی می‌کند و دارای محدودیت‌های مختلف است بررسی کنید. برای درک بهتر، بگذارید یک مثال ساده بزنم:

اگر دقت کرده باشید، من یکی از کسانی هستم که همواره خوانندگان وبلاگم را به فعال کردن ورود دو مرحله‌ای تشویق کرده‌ام و از آنها خواسته‌ام که این کار را حتما در مورد حساب‌های مهم خود مانند ایمیل، فیس‌بوک و… انجام دهند. حال آنکه با توجه به اینکه من داخل ایران زندگی نمی‌کنم، ممکن است به این نکته پی نبرم که کد فعال‌سازی ورود دو مرحله‌ای فیس‌بوک در ایران به دلایل مختلفی دریافت نمی‌شود و این یعنی آنکه امکان فعال شدن ورود دو مرحله‌ای فیس‌بوک در ایران تقریبا غیرممکن است.

حال آنکه اگر شما به وبلاگ‌های مختلفی تکنولوژی فارسی زبان مراجعه کنید، خواهید دید که آنقدرها در این مورد صحبت نشده است در حالی که با یک امتحان ساده به راحتی می‌توان به این نکته پی برد و آن را منتشر کرد.

از این دست مثال‌ها می‌توان ده‌ها مورد را نام برد که آنقدرها مورد توجه وبلاگ‌نویسان فارسی زبان قرار نگرفته است و بیشتر آنها به صورت یک ماشین ترجمه، مطالبی را از وب‌سایت‌های انگلیسی زبان دریافت، ترجمه و منتشر می‌کنند.

خب، شاید با خواندن پاراگراف‌های بالا، این سوال برای شما پیش بیاد که راه حل چیست؟

در پاسخ به این سوال باید بگویم که راه حل یک جمله است هر چند که عمل کردن به آن نیاز به تجربه و تمرکز کافی است: انتشار مطالبی تحلیلی و بومی کردن مطالب منابع خارجی.

این جمله یعنی آنکه هر زمان که شما تصمیم گرفتید که مطلبی را از یک وبلاگ خارجی ترجمه و منتشر کنید، بد نیست که در قسمت‌های مختلف آن نظر شخصی و دیدگاه خود را نیز وارد کنید. به عنوان مثال اگر مثلا در مورد سرویس موسیقی آنلاین Spotify مطلبی را ترجمه می‌کنید، بد نیست که در کنار آن به سرویس‌های ایرانی و مزیت و معایب آنها نیز بپردازید یا اصلا به جای آنکه به معرفی سرویس‌های موسیقی آنلاین خارجی بپردازید، در یک مطلب به معرفی سرویس‌های ایرانی در این زمینه بپردازید و سپس به آنها از جنبه‌های مختلف امتیاز دهید.

فراموش نکنید که ترجمه کردن کار آسانی است و شاید برای عده‌ای ارزشمند باشد، اما اضافه کردن دیدگاه و نظر خودتان ارزشی افزوده به آن مطلب می‌دهد که خواندن آن برای بسیاری از افراد جذاب خواهد بود.

با توجه به آنچه در بالا گفتم، خوشحال می‌شوم که نظر شما را در این مورد بدانم و اینکه شما در این زمینه چه فکر می‌کنید؟

نوشتن دیدگاه

چرا وب‌سایت‌های به اشتراک‌گذاری محتوا در ایران موفق نخواهند بود؟

مدتی قبل وبلاگ یک پزشک مطلب با عنوان «رپورتاژ: لینک‌های خود را با «لینکام» به اشتراک بگذارید» را منتشر کرد که در آن به معرفی سرویس به اشتراک‌گذاری لینک جدیدی با نام «لینکام» پرداخته بود.

زمانی که این مطلب را خواندم اولین نکاتی که به ذهنم رسید این مورد بود که آیا این سرویس به اشتراک‌گذاری موفق خواهد بود؟ آیا واقعا می‌توان از آن به عنوان پدیده‌ای جدید که در میان کاربران ایرانی جایگاه خوبی پیدا خواهد کرد، نام برد و به پیشرفت و ادامه کارش امیدوار بود و… .

به اشتراک‌گذاری محتوا

از نگاه من پاسخ سوالات بالا منفی است و سرویس‌های به اشتراک‌گذاری که فعالیت آنها براساس کاربران باشند، در داخل ایران به جایی نخواهد رسید.  برای این پاسخ منفی چندین دلیل دارم که مهمترین آن فیلترنت است. فیلترنت دشمن وب ایران و وبلاگستان فارسی است و شاید اشاره کردن به این جمله علیرضا شیرازی، بنیانگذار بلاگفا، در مورد فیلترینگ اینترنت در ایران و تاثیر آن بر روی وبلاگستان فارسی بد نباشد: «اتفاقات ناگواری در حال وقوع است. مدتی است که روزانه دستور مسدودسازی حدود صد وبلاگ یا بیشتر ارسال می‌شود. در آینده وبلاگی باقی نخواهد ماند.»

در سال‌های اخیر فیلترنت به خنده‌دارترین حالت ممکن خود رسیده است به گونه‌ای که تقریبا تمام وب‌سایت مطرح در دنیای اینترنت در ایران مسدود هستند. علاوه بر این، فیلترینگ اینترنت به ابزاری برای اعمال نظر از سوی سانسورچی‌های محترم تبدیل شده است به گونه‌ای که اگر بخواهند محتوای یک وب‌سایت را دستکاری کنند، به راحتی و با فیلتر کردن آن وب‌سایت، به این هدف خود می‌رسند.

با این فرضیات و با نگاهی به مفهوم وب‌سایت‌های به اشتراک‌گذاری لینک، ویدیو و… که در آنها فعالیت کاربران مطرح است، به راحتی می‌توان به این نتیجه رسید که در بلند مدت کاربران مشتاق با مواجه شدن با حذف و فیلتر شدن مطالب‌شان در این وب‌سایت‌ها، دلسرد می‌شوند و دست از فعالیت می‌کشند. برای درک بهتر بد نیست که مثالی در این زمینه بزنم:

فرض کنید که شما هر روز مطالب و لینک‌هایی که از نگاه‌تان جذاب و جالب هستند را بر روی لینکام منتشر می‌کنید. حال آنکه آن مطلب ممکن است لینک یک مطلب در وب‌سایتی مانند Life Hacker باشد که در ایران فیلتر است. شما بعد از چند روز متوجه می‌شوید که اکثر مطالب شما به دلیل آنکه وب‌سایت‌های آنها در ایران فیلترند حذف شده‌اند. چرا؟ به دلیل آنکه وب‌سایت لینکام در ایران قرار دارد و باید براساس قوانین ایران فعالیت کند، در نتیجه مجبور به اجرای دستورات کمیته فیلترینگ شده است.

با خواندن مثال بالا به نظرتان آیا شما به فعالیت خود ادامه خواهید داد؟ به احتمال زیاد پاسخ‌تان منفی خواهد بود. با کاهش فعالیت بر روی وب‌سایت‌های به اشتراک‌گذاری محتوا این وب‌سایت‌ها عملا خواهند مرد و به رونق مورد نظر خود نخواهند رسید. علاوه بر این، چیزی که نباید در این میان فراموش کرد آن است که تعداد کاربران بر روی سرویس‌های به اشتراک‌گذاری معیار مهمی برای محبوبیت و ارزش‌گذاری بر روی آنها هستند که این مورد عملا با وضعیت کنونی فیلترنت در ایران معنایی ندارد.

از همین رو از نظر من تا زمانی که سطح فیلترینگ اینترنت در وضعیت کنونی است، نه تنها هیچ وب‌سایت به اشتراک‌گذاری محتوایی موفق نخواهد بود، بلکه باقی‌مانده‌های آنها نیز در خطر نابودی قرار خواهند داشت.

نوشتن دیدگاه

چرا زمان درآمدزایی برای وبلاگستان فارسی زود است؟

امروز در وبلاگ «یک پزشک» به مطلبی با عنوان «روزنامه‌نگاری آنلاین و درآمدسازی، بررسی دو الگوی متفاوت سایت «بازفید» و سایت «دیلی بیست»» برخوردم که در آن علیرضا مجیدی در مورد درآمدزایی در وبلاگستان فارسی صحبت کرده بود و به زوایای مختلف در مورد عدم درآمد وبلاگ‌نویسان فارسی‌زبان پرداخته بود.

زمانی که این مطلب را همراه با نظرات نوشته شده در زیر آن خواندم، اولین چیزی که به ذهنم رسید مطلبی بود که در ابتدای سال جاری نوشته بودم و در آن از عدم سرمایه‌گذاری در وب فارسی سخن گفته بودم! در آن مطلب براساس تجربه‌ای حرف زدم که در آن به یک ایده از نظر مالی کمک کردم تا زنده بماند، اما صاحب ایده با دریافت پول، به یکباره همه چیز را فراموش کرد و کلا نه من را می‌شناخت و نه پاسخ ایمیل‌هایم را می‌داد!

اما اگر بخواهم از این ماجرا بگذرم و از نگاهی کلی‌تر و به عنوان یک شخص بیرونی به داستان درآمدزایی در وبلاگستان فارسی و به طور کلی اینترنت صحبت کنم، باید بگویم که برخلاف علیرضا مجیدی، من اعتقاد دارم که وبلاگستان فارسی هنوز زمان لازم دارد تا به فاز درآمدزایی برسد، چرا؟

وبلاگستان فارسی

۱- چون وبلاگستان فارسی برخلاف تصور بسیاری آنچنان که باید و شاید بزرگ و پرمحتوا نیست. وبلاگستان فارسی در بیشتر مواقع ماشین مترجمی است که در آن اخبار مختلف را وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های مختلف ترجمه و منتشر می‌کنند و در این میان آنهایی برنده می‌شوند که مترجم‌های سریع‌تر و بهتری دارند! البته قبول دارم که چند وبلاگ خوب در این میان است، اما از نگاه من تولید محتوا در وبلاگستان فارسی در حد صفر است!

۲- چون در وبلاگستان فارسی اخلاق وجود ندارد! شاید شما با خواندن این جمله بگویید که من مزخرف می‌گویم و در خارج از ایران نشسته‌ام و نظریه‌های آبکی صادر می‌کنم. اگر شما چنین نظری دارید، توجه‌ی شما را به خواندن این مطلب جلب می‌کنم که در آن دیدگاه یکی از برگزارکنندگان جشنواره‌ی وب ایران را نشان می‌دهد که چگونه نابودی دیگران را پله‌ای برای موفقیت خود می‌داند. این نمونه تنها یکی از ده‌ها موردی است که در طول روز مشاهده می‌کنم 🙂 به همین دلیل از نظر من تا زمانی که خطوط اخلاقی مشخصی در وبلاگستان فارسی و در ابعاد بزرگ‌تر، وب فارسی وجود نداشته باشد، نباید انتظار داشت که دیگران وبلاگستان فارسی را جدی بگیرند.

۳- چون در وبلاگستان فارسی ایده‌های نو و بکر وجود ندارد. با نگاهی به فضای وبلاگستان دیگر زبان‌ها مانند زبان عربی به راحتی می‌توان دید که چگونه وبلاگ‌نویسان عرب ایده‌های بکر و هیجان‌انگیزی را اجرا می‌کنند. مثلا کافی است به کاندیداهای مسابقه‌ی The Bobs زبان عربی سال گذشته‌ی میلادی نگاه کنید که با ایده‌های بکر خود، در حال کمک کردن به رشد این زبان در دنیای اینترنت هستند.

۴- چون وبلاگ‌نویسان ایرانی تنها خودشان را می‌بینند و بومی فکر می‌کنند. به این صورت که زبان فارسی را مختص ایران می‌دانند و کشورهایی مانند افغانستان و تاجیکستان را فراموش کرده‌اند، کشورهایی که در آنها میلیون‌ها نفر به زبان فارسی صحبت می‌کنند. به عبارتی دیگر ذهن وبلاگ‌نویسان ایرانی بسته است و تنها خودشان را می‌بینند و فکر نمی‌کنند که ممکن است مخاطبانی در آن سوی مرزها داشته باشند. علاوه بر این، در میان انبوه وبلاگ‌های فارسی زبان، یک وبلاگ انگلیسی زبان نداریم که در آن از وضعیت تکنولوژی و اینترنت در ایران بگوید. از اینکه در وبلاگستان فارسی چه می‌گذرد، مثلا بحث داغ وبلاگ‌نویسان چیست و یا اگر رخدادی مربوط به دنیای تکنولوژی مانند همایش روز آزادی نرم‌افزار در اصفهان برگزار می‌شود، آن را به زبان انگلیسی پوشش بدهند. اگر بخواهم نمونه‌ی عرب آن را مثال بزنم، باید به وب‌سایت عرب کرانچ و یا وامبدا اشاره کنم که به دو زبان عربی و انگلیسی در مورد تکنولوژی و فناوری اطلاعات مطلب تولید و جهانیان را از وضعیت تکنولوژی در کشورهای عربی با خبر می‌کنند.

به همین دلیل و براساس ۴ مورد بالا (که بخشی از ده‌ها دلیل مختلف هستند که هم اکنون باقی آنها را به خاطر نمی‌آورم)، بحث درآمدزایی و انتظار از شرکت‌های بزرگ و کوچک برای سرمایه‌گذاری در این زمینه بحثی زود است، زیرا ما هنوز نیاز به کار و زمان داریم.

فراموش نکنیم که وبلاگستان فارسی تولید محتوای آنچنانی ندارد و در مقایسه با دیگر زبان‌ها هیچ است!

نوشتن دیدگاه

نقشه‌برداری از وب، کاری که باید انجام دهیم

یکی از چیزهایی که در وب فارسی جایش بسیار خالی است، تجزیه و تحلیل علمی محتوای فارسی‌ست. تجزیه و تحلیلی که می‌تواند در مورد توییت‌های فارسی زبان باشد و یا مطالب وبلاگستان فارسی. از همین رو، مدتی است که در حال مطالعه در این زمینه هستم که چگونه می‌توان به صورت علمی، اتفاقاتی که در بخش فارسی وب می‌افتد را تجزیه و تحلیل کرد و آنها را در نمودارها یا اینفوگرافیک‌های هیجان‌انگیز نمایش داد.

یکی از چیزهایی که به آن شدیدا علاقه دارم، نقشه‌برداری (Mapping) از وب و به خصوص توییتر است. مثلا اینکه در زمان زلزله‌ی آذربایجان واکنش کاربران توییتر به این اتفاق چگونه بوده است و کاربران در مناطق مختلف جهان و ایران چگونه به آن واکنش نشان داده‌اند. مثلا به تصویر زیر دقت کنید (برای دیدن تصویر بزرگ‌تر، بر روی آن کلیک کنید):

در این تصویر که توسط اد منلی (Ed Manley) و جیمز چشایر (James Cheshire) تهیه شده است، پراکندگی زبانی توییت‌هایی که در لندن منتشر شده‌اند را نشان می‌دهد. پراکندگی‌ای که به صورت کاملا واضحی نشان می‌دهد که به درستی، لندن شهر ملل مختلف است. و خب، ایجاد تصویری مانند تصویر بالا برای وبلاگستان فارسی و به طور کلی‌تر، وب فارسی ایده‌ای است که دوست دارم آن را انجام دهم، ایده‌ای که به درک درست‌تر ما از وب کمک زیادی خواهد کرد.

یادمان نرود که در وب فارسی کارهای زیادی است که انجام نداده‌ایم و یکی از آنها بررسی علمی و رصد وب فارسی است 🙂

اگر هم می‌خواهید در مورد تصویر بالا بیشتر بدانید، بد نیست که این مطلب را بخوانید.

نوشتن دیدگاه

فیلتر بودن ۳۳ درصد ابزارهای برتر آموزش الکترونیکی در ایران

مدتی قبل آی‌کلاب لیستی از ۱۲ ابزار آموزشی الکترونیکی را منتشر کرد که با دیدن این لیست، به فکر چک کردن آنها از نظر فیلتر بودن/نبودن افتادم. به همین دلیل این لیست ۱۲ تایی را که عبارتند از توییتر، یوتیوب، گوگل داکس، موتور جستجوی گوگل، وردپرس،‌دراپ باکس، اسکایپ، پاورپوینت، فیس‌بوک، ویکی‌پدیا، موودل و اوردنونت را بررسی کردم که حاصل آن گراف زیر شد:

براساس این گراف، دسکتم ۳۳ درصد از ۱۲ ابزار برتر آموزش الکترونیکی در سال ۲۰۱۲ در ایران فیلتر هستند! و شاید همین گراف مدرکی بر ادعای من باشد که در آن اعتقاد دارم فیلترینگ و کمیته‌ی فیلترینگ در ایران، دشمن شماره یک آموزش کاربران اینترنت در ایران هستند. دشمنی که در آن با مسدود کردن ابزارهای مختلف و دادن پر و بال‌های الکی به آنها، باعث می‌شوند که کاربران ایرانی از جریان واقعی‌ای که در دنیای اینترنت در حال رخ دادن است، عقب بمانند.

علاوه بر این نباید فراموش کنیم که عقب ماندن از این جریان هزینه‌ای گزاف را برای تک تک کاربران اینترنت در ایران در پی خواهد داشت، هزینه‌ای که با گذشت سالیان زیاد قابل جبران خواهد بود. به عنوان مثال هم اکنون فیلترینگ، رفتار و درک کاربران اینترنت در ایران را به صورت کامل تغییر داده است و شاید بهترین نمونه را می‌توان یوتیوب دانست که منبعی بی‌انتها برای آموزش و یادگیری در هر زمینه‌ای است؛ از آموزش ریاضی تا فیزیک کوآنتوم، آن هم به صورت رایگان که هم اکنون تنها و تنها به عنوان ابزاری سیاسی به کاربران ایرانی معرفی می‌شود.

و برای همین است که از نگاه من فیلترینگ فاجعه به بار می‌آورد، نه فرصت.

پی‌نوشت:
– در مورد ۵۸ درصد ابزار آموزشی فیلتر نشده هم باید بگوییم که برخی از آنها به صورتی فیلتر هستند. مثلا درست است که ویکی‌پدیا فیلتر نیست، اما برخی از صفحات و تصاویر آن فیلتر هستند. موتور جستجوی گوگل و یا اسکایپ هم بسته به شرایط سیاسی/ اجتماعی و حال و روز افرادی مانند جناب آقای مومن‌نسب، هر از چند گاهی فیلتر می‌شوند و مجددا در دسترس کاربران قرار می‌گیرند.

نوشتن دیدگاه