وبلاگ‌نویسی برای زندگی حرفه‌ای شما اهمیت دارد، حتی الان!

وبلاگ‌نویسی
منبع عکس: Free Blog Photos

افول وبلاگستان فارسی و کاهش کسانی که وبلاگ می‌نویسند به یکی از موضوعات ثابت در میان وبلاگ‌نویسان ایرانی در سال‌های اخیر تبدیل شده است و شاید دو مورد از بهترین مطالب اخیر در این زمینه را بتوان این مطلب وبلاگ یک پزشک با نام «وب فارسی، آغوش‌های گسسته» و یا این مطلب حسین درخشان دانست.

با نگاهی به فضای آنلاین هم آنچه که کاملا مشهود است این نکته است که بسیاری مانند گذشته رغبتی برای نوشتن ندارند و برای نبود این رغبت دلایل مختلف خود را می‌آورند که مهمترین آنها نبود مخاطب، کمبود زمان و نبود درآمد ثابت از طریق وبلاگ‌نویسی است. دلایلی که تا حدود زیادی نادرست هستند! چرا؟

پاسخ به اینکه چرا دلایلی که در بالا ذکر کرده‌ام درست نیستند و همچنان باید وبلاگ‌نویسی را جدی گرفت، به عنوان این مطلب باز می‌گردد.

در اوایل سال ۲۰۱۶، وب‌سایت معروف Harvard Business Review یا HBR که زیرمجموعه دانشگاه هاروارد و مدرسه کسب و کارش است، مطلبی با عنوان «برنامه‌ریزی برای رشد حرفه‌ای شما برای سال [جدید] (Plan Your Professional Development for the Year)» منتشر و در آن به نکات مختلفی در مورد چگونگی پیشرفت در زمینه کاری اشاره کرد.

هر چند که خواندن کل این مطلب نسبتا کوتاه HBR را توسعه می‌کنم، اما بخشی که از نظر من دارای اهمیتی زیادی بود، پاراگراف سوم و دوم از آخر هستند:

Finally, one of the most underused forms of professional development is creating. Many people think of professional development as a more passive form of skills building. But creating content and sharing your insights is valuable form of professional development on two fronts. First, the act of writing (or giving speeches or making podcasts or creating videos) forces you to crystallize your knowledge into a form that’s comprehensible and engaging to others. That sharpens your own understanding and prompts you to think more deeply about the issues.

Second, as I describe in my book Stand Out, one key element of developing yourself as a professional is cultivating your personal brand. When you share your knowledge publicly, your expertise can be recognized – and you’ll reap the benefits in the form of new client inquiries, respect from your peers, and opportunities you likely can’t yet imagine. Developing an expert reputation doesn’t happen overnight, but a steady creation drip of, say, one blog post per week can pay enormous professional dividends within a year or two.

ترجمه این دو پاراگراف به صورت زیر است:

سرانجام، یکی از فرم‌های کمتر استفاده شده در زمینه رشد حرفه‌ای پدیدآوردن است. بسیاری از افراد فکر می‌کنند که رشد حرفه‌ای بیشتر فرمی غیرفعال از ایجاد مهارت است. اما پدیدآوردن محتوا و به اشتراک گذاشتن بینش‌تان به دو صورت [که در ادامه در مورد آنها توضیح داده می‌شود] یک فرم ارزشمند از توسعه حرفه‌ای است. اول، عمل نوشتن (یا سخنرانی کردن یا ساختن پادکست یا ایجاد ویدیو) شما را مجبور می‌کند که دانش خود را در فرمی قابل درک و تعاملی با دیگران [مانند] کریستال شفاف کنید. این کار شما را قوی‌تر می‌کند و شما را به عمیق فکر کردن درباره موضوع‌های [مختلف] تشویق می‌کند.

دوم، همانگونه که من در کتاب ایستادگی کردن (Stand Out) توضیح داده‌ام، یکی از عنصرهای توسعه خودتان به عنوان یک حرفه‌ای ایجاد برند شخصی‌تان است. زمانی که شما دانش خود را به صورت عمومی به اشتراک می‌گذارید، تخصص شما شناخته می‌شود – و شما منفعت آن را به فرم‌هایی مانند درخواست مشتری جدید، دریافت احترام توسط هم تخصص‌هایتان، و موقعیت‌هایی که نمی‌توانید تصور آنها را بکنید درو می‌کنید. توسعه اعتبار به عنوان یک متخصص یک شبه اتفاق نمی‌افتد، اما یک جریان پایدار پدیدآوردن، مثلا بگویید یک پست وبلاگ در هر هفته می‌تواند منفعت حرفه‌ای بسیار زیادی در طول یک یا دو سال برای شما ایجاد کند.

همانگونه که خواندید با نوشتن وبلاگ و ایجاد محتوای مفید نه کپی از دیگران، در طول مدت زمان طولانی می‌توانید خودتان را به عنوان یک متخصص در زمینه کاری‌تان به دیگران بقبولانید. برای همین وبلاگ‌نویسی و تولید محتوا همچنان برگ برنده برای افرادی است که می‌خواهند زندگی حرفه‌ای موفقی را در طول عمر خود تجربه کنند.

در ضمن این را هم بد نیست بگویم که من یکی از افرادی هستم که با وبلاگ‌نویسی در طول سالیان زیاد توانسته‌ام در زمینه تخصصی خودم پیشرفت کنم، در حقیقت ایده‌ای که در این مطلب بیان کرده‌ام از روی هوا نیست و خودم به شخصه تجربه کرده‌ام 🙂

در نهایت هم خوشحال خواهم شد که اگر شما هم تجربه‌ای در این زمینه دارید، آن را در بخش دیدگاه‌ها و یا از طریق ایمیل با من به اشتراک بگذارید.

نوشتن دیدگاه

وبلاگ‌نویسی، استرس و خلاقیت

وبلاگ‌نویسی، استرس و خلاقیت
منبع عکس: Expert Market

چند روز پیش مطلبی با عنوان «مشکل وبلاگستان فارسی: عدم تولید مطالب تحلیلی» نوشتم و در آن به روش‌های مختلف برای نوشتن مطالب تحلیلی اشاره کردم.

امروز که در فیدلی در حال خواندن وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های مختلف بودم، به مطلب جالبی از وبلاگ یک پزشک (که دیگر نیازی به معرفی ندارد) رسیدم که در آن به اثرات مفید خاطره‌نویسی اشاره شده بود. با خواندن این مطلب دو نکته بسیار مهم توجه من را به خودش جلب کرد.

اولین نکته دقیقا بخش تحلیلی‌ای بود که علیرضا مجیدی در پایان این مطلب به آن اضافه کرده بود به گونه‌ای که دقیقا تجربه و نظر شخصی‌اش را برای من خواننده بیان کرده بود و باعث شد که من به عنوان یک خواننده با مطلب نزدیکی بیشتری پیدا کنم و به آن به عنوان یک ترجمه از یک مطلب غیرفارسی نگاه نکنم:

در متن اصلی البته صحبتی از وبلاگ‌نویسی نشده است، اما به گمان من وبلاگ‌نویسی، یکی از مؤثرترین کارها برای کاهش استرس می‌تواند باشد. گرچه در وبلاگ نمی‌توان در مورد همه مسائل و مشکلات و دغدغه‌ها زندگی نوشت، اما دست‌کم همان قسمتی هم امکان بروز می‌یابند، باری از مغز کم می‌کنند.

اما اگر وبلاگ‌نویسی را هم دوست نداشتید، یک دفترچه خاطرات تهیه کنید و سعی کنید هر روز یا چند روز یک بار، چند سطری در آن بنویسید.

دومین نکته هم دقیقا داستان تاثیر وبلاگ‌نویسی بر روی استرس و همچنین خلاقیت است به گونه‌ای که هر زمان من مطلب وبلاگی منتشر می‌کنم، خلاقیت و ایده‌پردازی ذهنم شدیدا افزایش پیدا می‌کند و علاوه بر آن سطح استرس‌ام نیز کاهش پیدا می‌کند.

به عنوان مثال من حدود ۶ ماه بسیار کم در وبلاگم مطلب می‌نوشتم و به جای آن در شبکه‌های اجتماعی مختلف مانند توییتر فعالیت می‌کردم، اما از حدود دو ماه پیش تصمیم گرفتم که مانند گذشته به وبلاگ‌نویسی روی بیاورم چون عمر مطالب منتشر شده در وبلاگ بسیار طولانی است و بارها می‌توان به آن با گذشت زمان مجددا مراجعه کرد. به همین دلیل از آن زمان تا کنون میزان خلاقیت ذهنم افزایش چشم‌گیری پیدا کرده است و علاوه بر آن سطح استرسی که با آن مواجه‌ام نیز بسیار پایین است.

خلاصه کلام اینکه این مطلب یک پزشک را حتما بخوانید تا هم متوجه این نکته شوید که نوشتن یک مطلب تحلیلی نیاز به صدها ساعت تحقیق ندارد و علاوه بر آن به ارزش وبلاگ‌نویسی نیز پی ببرید 🙂

نوشتن دیدگاه

۱۲ سالگی وبلاگستان فارسی و چند نکته جالب در مورد آن

۱۶ شهریور ماه روز وبلاگستان فارسی است و اگر نمی‌دانید چرا، بهتر است در مورد آن جستجو کنید تا به دلیل آن پی ببرید 🙂

به همین دلیل از صبح در توییتر و گوگل با جستجو کردن عبارت «وبلاگستان فارسی» تلاش کردم که نظر وبلاگ‌نویسان را در مورد وضعیت وبلاگستان فارسی بدانم و تمام سعی خودم را کردم که هر آنچه مطلب در مورد این روز نوشته شده است را توییت کنم تا دیگران نیز از آنچه در بستر وبلاگستان فارسی می‌گذرد مطلع شوند.

داستان وبلاگستان فارسی برای من حدود ۱۰ سال پیش آغاز شد که اولین وبلاگم را در سرویس وبلاگ‌نویسی بلاگ اسکای ایجاد کردم و سپس به فکر راه‌اندازی وبلاگ بر روی دامنه شخصی افتادم. در این مدت که نام وبلاگ‌نویس را با خودم به یدک می‌کشم، تجربه‌های گرانبهایی از وبلاگستان فارسی بدست آورده‌ام که به صورت کاملا مستقیمی بر روی زندگی‌ام تاثیر گذاشته‌اند. تجربه‌هایی که شاید روزی آنها را به صورت کتابی منتشر کردم 🙂

در طی سال‌های اخیر بحث‌ها و گفتگوهای مختلفی در مورد وبلاگستان فارسی صورت گرفته است که یکی از آنها رکود وبلاگستان فارسی بوده و اینکه وبلاگستان فارسی به دلیل ظهور شبکه‌های اجتماعی نفس‌های آخر خود را می‌کشد! نیما اکبرپور در مطلب خوبی که به مناسبت ۱۲ سالگی وبلاگستان فارسی منتشر کرده است، به خوبی به نادرست بودن رکود وبلاگستان فارسی پرداخته است و با آوردن چند نمونه و تجربه شخصی‌اش این قضیه را به خوبی رد کرده است. به همین دلیل از بحث کردن در این مورد مانند علت نامگذاری ۱۶ شهریور به عنوان روز وبلاگستان فارسی می‌گذرم چون حرف زدن در مورد آن تکرار مکررات است.

علاوه بر این زهرا اچ پی در مطلبی با عنوان «نوستالژی: لینک‌دونی وبلاگ‌ها» به دوران طلایی لینک دادن وبلاگ‌ها به یکدیگر اشاره کرده است که در آنها وبلاگ‌نویسان به یکدیگر لینک می‌دانند و به این صورت باعث می‌شدند که مخاطبان جدیدی را به یکدیگر معرفی کنند. امکانی که علیرضا مجیدی به خوبی در مورد کمبود آن در این روزهای وبلاگستان فارسی صحبت کرده است.

۱۶ شهریور، روز وبلاگستان فارسی

با این مقدمه کمی تا قسمتی بلند، حالا بگذارید که سه نکته نسبتا مهم و جالب در مورد وبلاگستان فارسی از نگاه خودم را با شما درمیان بگذارم:

۱- از نگاه من وبلاگستان فارسی برخلاف آنچه که تصور می‌شود نه سیاسی است و نه عاشق فناوری اطلاعات و تکنولوژی! این بدان معناست که از نگاه من بخش بزرگی از وبلاگستان فارسی دور از چشم من و شمای مخاطب در حال فعالیت است. این بخش در مورد دغدغه‌های روزانه خود، ادبیات، عشق به زندگی و دوست دختر/پسر و… می‌نویسد اما به دلیل آنکه صدای بلندی ندارد، زیاد دیده نمی‌شود. مثلا صدای وبلاگ‌های سیاسی و یا فناوری اطلاعات به دلیل ماهیت‌شان بسیار بیشتر از وبلاگی که در مورد زندگی روزمره‌اش می‌نویسند، شنیده می‌شود. شاید برایتان این نکته هم جالب باشد که در طی چهار سال گذشته بیش از ۲۰۰۰ وبلاگ ارزشی فعالیت خود را متوقف کرده‌اند، چرا؟ دلیلش را بعدا و سر فرصت خواهم گفت.

۲- هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی شبکه‌های اجتماعی جای وبلاگ‌ها را نخواهند گرفت و در این مورد من می‌توانم به شما تضمین بدهم! نکته‌ای که در مورد وبلاگ‌نویسی در نظر گرفته نمی‌شود آن است که با وبلاگ نوشتن شما یک آرشیو آنلاین بر روی اینترنت ایجاد می‌کنید که ۱۰ سال بعد هم به راحتی می‌توان با یک جستجوی ساده و یا چند کلیک به آن دسترسی داشت. این حالت برای شبکه‌های اجتماعی امکان‌پذیر نیست و شما به راحتی نمی‌توانید به آرشیو و مطالبی که یک کاربر بر روی حساب توییتر، فیس‌بوک یا گوگل پلاس خود منتشر کرده است، مراجعه کنید. مثلا شما تاکنون چند بار به مطالب گذشته دوستان خود در پروفایل فیس‌بوکشان مراجعه کرده‌اید؟ مطمئن هستم زیر تعداد انگشتان یک دست است! برای همین به شخصه به هیچ عنوان نگران رشد شبکه‌های اجتماعی و تاثیر منفی آنها بر روی وبلاگ‌نویسی نبوده، نیستم و نخواهم بود.

۳- اولین توییتی که در آن عبارت «وبلاگستان فارسی» وجود داشته در تاریخ ۹ شهریور ۱۳۸۶ منتشر شده است. اولین توییتی هم که حاوی عبارت «روز وبلاگستان فارسی» بوده است، توسط یک فتحی و در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۷ توییت شده است. اولین توییت فارسی که در آن از واژه «وبلاگ» استفاده شده نیز توسط مزیدی در ۱۱ بهمن ۱۳۸۵ منتشر شده است.

در نهایت هم روز وبلاگستان فارسی را به شمایی که وبلاگ‌نویس هستید و یا بوده‌اید تبریک می‌گویم و امیدارم که مانند گذشته به تولید محتوا بپردازید و از مطالب دیگران دزدی نکنید 🙂

نوشتن دیدگاه

چرا نباید وبلاگ‌نویسی را فدای شبکه‌های اجتماعی کرد؟

این روزها کمتر کسی است که در اینترنت گشت و گذار کند و نام شبکه‌های اجتماعی‌ای مانند فیس‌بوک یا توییتر را نشنیده باشد، نام‌هایی که در آینده مانند فعلی استفاده خواهند شد! مثلا برای پیدا کردن فردی خواهیم گفت «او را فیس‌بوک کن.»

در همین راستا نیز بسیاری از وبلاگ‌نویسان ایرانی با رها کردن وبلاگ‌نویسی، فعالیت خود را به صورت کامل به سمت فیس‌بوک، گوگل پلاس و تا حدودی توییتر برده‌اند تا از دید خودشان مخاطب بیشتری را برای مطالب‌شان داشته باشند. اما آیا این دلیل واقعا درست است؟ یعنی آیا بستن و خاموش کردن چراغ یک وبلاگ و مهاجرت به شبکه‌های اجتماعی مفید خواهد بود؟

اگر دو سوال بالا را تا چند روز پیش از من می‌کردید، ممکن بود که با شک به آن پاسخ بله بدهم، اما الان و پس از خواندن مقاله‌ای در گاردین با عنوان «Why everyone should register a domain name» پاسخ من به طور قطع نه خواهد بود! علت این تغییر دیدگاهم نیز به نکات مهمی باز می‌گردد که در این مقاله به آنها اشاره شده است به گونه‌ای که خواندن آن را شدیدا به شما پیشنهاد می‌کنم.

شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌نویسی

در این مقاله که چهارچوب کلی آن در مورد اهمیت داشتن یک آدرس اینترنتی یا  Domain در دنیای امروز است، دن گیلمور (Dan Gillmor) از تجربه خودش با دانشجویانش برای ثبت یک آدرس اینترنتی صحبت می‌کند و در جایی به نکته‌ای بسیار مهم اشاره می‌کند که تا کنون در مورد آن بسیار کم خوانده‌ام و این نکته آن است که فعالیت در وب‌سایت‌های بزرگی مانند فیس‌بوک، گوگل پلاس و توییتر در حقیقت بازی کردن در زمین این شرکت‌هاست و این بدان معناست که هر لحظه ممکن است این شرکت‌های براساس سیاست خود، امکانی را کم و یا زیاد کنند که شاید بهترین نمونه در این زمینه داستان بسته شدن گوگل ریدر باشد.

بر همین اساس، تعطیل کردن وبلاگ و مهاجرت به شبکه‌های اجتماعی یکی از اشتباهات فاحشی است که یک وبلاگ‌نویس می‌تواند انجام دهد زیرا با این کار آزادی عمل خود را از دست می‌دهد و به عبارتی تمام تخم مرغ‌های خودش را در یک سبد می‌گذارد!

پس فراموش نکنید که به هیچ عنوان به بهانه‌ی فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ خود را تعطیل نکنید که در آینده از این کار خود پشیمان خواهید شد! البته در این میان نقش شبکه‌های اجتماعی در رشد بازدیدکنندگان یک وب‌سایت/وبلاگ قابل انکار نیست 🙂

پی‌نوشت ۱: خواندن این مطلب که در مورد تفاوت وضعیت مطالب منتشر شده در وبلاگ‌ها، شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و اپلیکیشن تلفن‌های هوشمند مانند وایبر و واتس‌اپ را در ادامه مطلب بالا توصیه می‌کنم.

نوشتن دیدگاه

گاف همشهری ماه- وقتی نویسنده‌ی همشهری ماه مقاله‌ای را درست نمی‌خواند!

 

برای دیدن تصویر بزرگتر بر روی عکس کلیک کنید

همشهری ماه در شماره‌ی فروردین ۹۰ خود در مقاله‌ای با عنوان «تاریخ شفاهی حزب‌الله سایبر» در مقدمه‌اش به مقاله‌ای از من که در وب‌سایت مردمک منتشر شده، اشاره کرده است:

پایگاه مردمک وابسته به وزارت خارجه در گزارشی به قلم امین ثابتی، تحلیلی آماری از وبلاگ‌های ثبت شده در موضوع سیاسی دو سرویس دهنده وبلاگ ایرانی- بلاگفا و پرشین بلاگ- ارائه می‌دهد که طبق آن، متوسط ۶۰ درصد این وبلاگ‌ها متعلق به جریان حامی جمهوری اسلامی است؛ این گزارش هر چند از تحلیل محتوایی جریان مخالف سرباز می‌زند اما در تحلیل وبلاگ‌های حامی به این اشاره می‌کند که متوسط ۷۰ درصد این وبلاگ‌ها بازنشر مطالب مختلف وبلاگ‌ها و پایگاه‌های دیگر هستند و به تولید محتوا نمی‌پردازند.

هر چند ثابتی در این مطلب با اشاره به اینکه ساخت وبلاگ‌ها از دی ۸۸ در این سرویس‌ها اوج گرفته است، سعی در القای این موضوع دارد که این تغییر وضعیت به دلیل جریان جنگ نرم و ارتش سایبری است که خصوصا پس از ۹ دی ماه شکل می‌گیرد اما گزارش قدیمی پایگاه اینترنت و دموکراسی وابسته به مرکز برکمن هاروارد که به مطالعه تخصصی وبلاگستان فارسی می‌پردازد با انتشار نسخه‌ای جدید نقشه وبلاگستان فارسی در فوریه- اوایل- سال ۲۰۰۹ به این اذعان می‌کند که جزیره وبلاگ‌های حزب‌اللهی، مذهبی و اصولگرا دچار انبساط و تولدهای بسیاری شده که آن را از موازنه شکننده و ضعیف نسبت به رقیب خود خارج کرده است.

در این دو پاراگراف نویسنده‌ی این مقاله که «پیام شهرکی» نام دارد، بدون اینکه اخلاق روزنامه‌نگاری و به طور کلی آکادمیک را رعایت کند، براساس دیدگاه و نظر شخصی خودش کلیات مقاله‌ی من را تغییر داده است و براساس نظر خود جهت مقاله را کاملا عوض کرده است:

۱- بررسی من بر روی سه سرویس وبلاگ‌نویسی بلاگفا، پرشین‌بلاگ و پلاکفا بوده است، که آقای شهرکی معلوم نیست براساس چه منطقی یکی از این سرویس‌ها را به دلخواه خود حذف کرده است!

۲- من در این گزارش که پیام شهرکی به آن ارجاع داده است، به طور دقیق و شفاف هر دو طیف مورد نظر وی (حامیان و مخالفین دولت) را مورد بررسی محتوایی قرار داده‌ام به طوری که در مورد اول بخش نتایج اینگونه گفته‌ام:

هر چند که بررسی صورت گرفته بر روی وبلاگ‌های سه سرویس وبلاگ‌نویسی پلاکفا، پرشین بلاگ و بلاگفا دامنه‌ی وسیعی از وبلاگ‌های این سرویس‌ها را در بر نگرفته است (به جز پلاکفا) اما می‌توان با همین میزان آمار نیز به این نتیجه رسید که اکثر وبلاگ‌های فعال در زمینه‌ی سیاست تولید محتوا نمی‌کنند و تنها به کپی کردن خبرهای دیگر وب‌سایت‌های خبری و یا وبلاگ‌ها می‌پردازند. به عنوان مثال وبلاگ‌های حامی حکومت ایران به کپی کردن اخبار از خبرگزاری فارس، جهان‌نیوز و… می‌پردازند و وبلاگ‌های مخالف حکومت ایران به کپی کردن اخبار از وب‌سایت‌هایی مانند کلمه، جرس و… می‌پردازند. این کپی کردن‌ها به گونه‌ای است که بیش از نیمی از کل وبلاگ‌های مورد بررسی در این دسته از وبلاگ‌ها قرار می‌گیرند.

حال بر چه اساس آقای شهرکی حرف از سرباز زدن من از تحلیل وبلاگ‌های جریان مخالف می‌زند، جای سوال دارد! علاوه بر آن در همین نتیجه‌گیری به صورت کاملا شفاف به این مورد اشاره کرده‌ام که وبلاگ‌های مخالف حکومت ایران نیز به کپی کردن اخبار از دیگر وب‌سایت‌ها می‌پردازند (قسمت پررنگ).

۳- آقای شهرکی در قسمتی دیگر تنها براساس یک نمودار نتیجه‌گیری دلخواه خود را کرده است به گونه‌ای که اعلام کرده است که از دی ماه ۸۸ ساخت وبلاگ در سرویس‌های وبلاگ‌نویسی به اوج خود رسیده است. این ادعا در حالی مطرح می‌شود که تنها در یک نمودار (شماره ۷) این مورد گفته شده است که این نمودار نیز تنها به سرویس وبلاگ‌نویسی بلاگفا تعلق دارد نه تمامی سرویس‌های وبلاگ‌نویسی!

۴- آقای شهرکی در قسمتی از مقدمه‌ی مقاله‌ی خود به گزارش مرکز برکمن در مورد وضعیت وبلاگستان فارسی اشاره کرده است و به کمک آن ثابت کرده است که وبلاگ‌های حامی دولت دچار انبساط و نوعی رشد شده‌اند. نسخه‌ی ویدئوی گزارش ۲۰۰۹ را می‌توانید در اینجا تماشا کنید و گزارش مربوط به سال ۲۰۰۸ را هم می‌توانید در اینجا بخوانید. حال آنکه نکته‌ای که آقای شهرکی به آن اشاره کرده است دقیقا همان نظریه و نتیجه‌گیری من است که درست است که وبلاگ‌های ارزشی دچار انبساط و رشد شده‌اند، اما این رشد از نظر کمی بوده است نه کیفی؛ این بدان معناست که درست است که تعداد وبلاگ‌های حامی دولت افزایش یافته است، اما این افزایش نشانه‌ی خوبی برای ارزشیابی آنها نیست زیرا برای ماندگاری یک وبلاگ کیفیت دارای اهمیت است نه کمیت و باز هم به همان جمله‌ی آخر گزارش نوشته شده توسط من و مورد استناد آقای شهرکی می‌رسیم که: «درست است که وبلاگ‌های حامی و مخالف دولت ایران زیاد شده‌اند، اما این ازدیاد هیچ ربطی به ماندگاری آنها ندارد و وبلاگ‌هایی که هر روز مطالب دیگر خبرگزاری‌ها و وب‌سایت‌ها را بازنشر و کپی می‌کنند، به مرور زمان خاموش می‌شوند.»

در نهایت باید بگویم که آقای پیام شهرکی، اگر به مقالاتی از این دست مراجعه می‌کنید تا نظریه‌ای که در سر دارید را اثبات کنید، به شما پیشنهاد می‌کنم که اخلاق روزنامه‌نگاری و آکادمیک را رعایت کنید و در مطالب دیگران به دلخواه خود دست نبرید تا اعتبار خود و نوشته‌های خود را زیر سوال نبرید. شما در همین مقدمه‌ی دو پاراگرافی خود چنان متناقض نوشته‌اید که باور کردن باقی گزارش را برای من خواننده دشوار می‌کند. اخلاق‌مدار باشیم و دست در مطالب دیگران نبریم.

پی‌نوشت:
– این نکته را هم نباید فراموش کرد که بسیاری از وبلاگ‌های مخالف حکومت ایران در سرویس‌های وبلاگ‌نویسی داخل ایران به دلیل قانون جرائم رایانه‌ای حذف شده‌اند. این مورد در گزارشی که به آن اشاره شد، به روشنی مشخص است.

نوشتن دیدگاه