ساعت ۲۳:۵۹ بوقت نفت

یادداشت‌های دایی

هفته‌ی آینده امتحان فیزیک دارم. از هفته‌ی قبل تا به حال نیمی از مطلب را دوره نموده‌ام. مطمئنا تا هفته‌ی آینده نیمه‌ی دوم را به موقع دوره خواهم نمود.

کیسه‌ی برنجی برای مصرف یک ماه خریده‌ام. در نیمه‌ی ماه نصف کیسه مصرف شده است و با خیال راحت می‌دانم که تا انتهای ماه برنج به اندازه‌ی کافی موجود است.

باک ماشین را پر از بنزین می‌کنیم و از تهران به سمت اصفهان حرکت می‌کنیم. در نیمه‌ی راه درجه‌ی بنزین به نصف رسیده است و اطمینان داریم با نیمه‌ی باقی‌مانده‌ی بنزین مابقی مسافت را بدون دردسر طی خواهیم نمود.

این‌ها چند مثال از بسیاری از نمونه‌هایی است که ما به صورت روزمره با آن برخورد می‌کنیم. در همه‌ی این مثال‌ها رابطه‌ای خطی بین دو متغیر، مثلا بین مصرف بنزین و مسافت طی شده وجود دارد. ذهن ما به وجود رابطه‌ی خطی بین متغیرها عادت نموده است و در اولین برخورد با هر پدیده‌ای رابطه‌ای خطی بین متغیرها در نظر می‌گیریم.

در این مقاله مواردی که رابطه‌ی خطی بین متغیرها صادق نمی‌باشد و نگاه خطی منجر به استنتاج‌های بسیار نادرست می‌گردد، بررسی می‌شود. اهمیت این موضوع در برآورد مصرف انرژی و پیامدهای اجتماعی بحران انرژی پیش‌رو می‌باشد.

ادامه خواندن “ساعت ۲۳:۵۹ بوقت نفت”

نوشتن دیدگاه

نقش نفت در اقتصاد ایران

یادداشت‌های دایی

شکل (۱)- تولید نفت و گاز ایران

ایران در خطر اتمام نفت و گاز طبیعی نمی‌باشد. طی چند سال گذشته تخمین مخازن نفت ایران از ۸۹٫۷ میلیارد بشکه در سال ۲۰۰۲ به ۱۳۶٫۷ میلیارد بشکه در ژانویه ۲۰۰۷ افزایش یافته است. تخمین زده می‌شود که ایران ۱۰٫۳ درصد مخازن نفت متداول جهان را دارا باشد که ایران را پس از عربستان سعودی در مرتبه‌ی دوم جهان قرار می‌دهد (توجه نمایید که در برخی منابع کانادا را اخیرا در مرتبه‌ی دوم قرار می‌دهند که نفت قطران- Tar Sand- آنرا به حساب می‌آورند که مقدار استحصال آن نامشخص است). با نرخ تولید کنونی، منابع نفت ایران برای ۸۰ سال دیگر که یک دوره‌ی نسبتا طولانی در صنتعت نفت می‌باشد دوام دارد. ایران در ذخایر گاز طبیعی حتی بهتر است. با ۱۵٫۸ درصد، ذخیره‌ی مرتبه‌ی دوم جهان را دارا می باشد. دخایر گاز طبیعی با نرخ تولید فعلی برای بیش از یک قرن تکافو خواهد نمود. نفت ایران در ۳۰ سال قبل در دوران محمدرضا پهلوی شاهنشاه ایران به تولید ۶ میلیون بشکه در روز رسید و با وقوع جنگ عراق علیه ایران تولید نفت کاهش یافت ولی به مرور زمان در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۸۶ تا ۲۰۰۵ به طور سریعی تولید رشد نمود و به بیش از دو برابر رسید (شکل ۱). از سال ۲۰۰۵ تولید نفت از مخازن در حال بهره‌برداری شروع به کاهش با نرخی بین ۱۰-۸ درصد نموده است و حتی با به تولید رسیدن میدان‌های جدید و استفاده از روش‌های پیشرفته بازآوری میادین، کاهش تولید کاملا از بین نرفته است. بر طبق پیش‌بینی EIA، که بخشی از دپارتمان انرژی آمریکا می‌باشد، سطح تولید نفت ایران راکد خواهد شد. اما ارقام تولید دورنمای بهتری را نشان می‌دهند. دولت ایران هدف رسیدن به ۵ میلیون بشکه نفت در روز تا سال ۲۰۱۰ را دنبال می‌نماید.

ادامه خواندن “نقش نفت در اقتصاد ایران”

نوشتن دیدگاه

شاه کلید پیش‌بینی حوادث جهان در آینده (۲)

یادداشت‌های دایی

… ادامه

استفاده از واژه‌ی قله‌ی تولید نفت (Peak Oil) به صورت اسم خاص برای لحظه‌ای از تاریخ که تولید جهانی نفت به حداکثر ممکن خود می‌رسد، اطلاق می‌گردد. هابرت پیش‌بینی نمود که قله‌ی تولید نفت جهانی در حدود ۸۴ میلیون بشکه در روز در حوالی سال‌های ۱۹۹۵ اتفاق خواهد افتاد. اما به دلیل بحران انرژی در دهه‌ی ۷۰ و افزایش شدید قیمت نفت که منجر به استفاده بهینه‌تر از منابع نفتی گردید، وقوع قله‌ی تولید نفت برای مدت کوتاهی به تاخیر افتاد. طبق برآورد آلبرت بارتلت (Albert A. Bartlett)، پرفسور فیزیک در دانشگاه کلرادو آمریکا قله‌ی تولید نفت در سال ۲۰۰۴ اتفاق افتاده و تولید نفت از این سال ثابت باقی مانده است. نگارنده با توجه به افزایش شدید قیمت نفت از دسامبر ۲۰۰۷ و رسیدن قیمت هر بشکه نفت به ۱۴۷ دلار در جولای ۲۰۰۸ معتقد است قله‌ی تولید نفت حداکثر در سال ۲۰۰۷ اتفاق افتاده است. لازم به توضیح است که میزان تولید در سال ۲۰۰۶ برابر ۸۵٫۲۴ میلیون بشکه در روز بوده است که بسیار نزدیک به پیش‌بینی هابرت برای حداکثر تولید نفت می‌باشد.

ادامه خواندن “شاه کلید پیش‌بینی حوادث جهان در آینده (۲)”

نوشتن دیدگاه

شاه کلید پیش‌بینی حوادث جهان در آینده (۱)

از این پس نویسنده‌ی جدیدی در این وبلاگ خواهد نوشت و آن هم دایی من است. در این سری نوشته‌ها که توسط من و وی منتشر خواهد شد، وی به بررسی وضعیت انرژی و نتایج آن می‌پردازد.

بخش اول: تولید نفت

شکل (۱)- ماریون کینگ هابرت (۱۹۸۹-۱۹۰۳)

زمین‌شناس آمریکایی، ماریون کینگ هابرت (۱۹۸۹-۱۹۰۳) کارمند بخش تحقیقات کمپانی شل (Shell) در هوستون تگزاس بود. تحقیقات او در زمینه‌ی علوم زمین‌شناسی، ژئوفیزیک، زمین‌شناسی نفتی و از همه مهمتر منحنی Hubbert و تئوری قله‌ی Hubbert بود که تاثیرات قابل توجهی در عرصه‌ی سیاسی باقی گذاشت.

قله‌ی تولید نفت زمانیست که حداکثر نرخ استخراج نفت در جهان اتفاق می‌افتد و بعد از آن نرخ تولید نفت شروع به کاهش نموده و به سمت اتمام حرکت می‌کند. این پدیده در هر یک از چاه‌های نفت و همچنین مجموع چاه‌های نفت یک منطقه مشاهده گردیده است. نرخ رشد مجموع چاه‌های نفت یک منطقه معمولا به صورت نمایی (Exponentially) رشد می‌کند تا آنکه به قله‌ی تولید برسد و سپس شروع به کاهش می‌نماید- گاهی با سرعت شدید- تا اینکه منبع نفت تمام می‌گردد. این پدیده از منحنی Hubbert پیروی می‌نماید و این الگو نه تنها برای یک چاه نفت و یک منطقه نفتی صادق است، بلکه تولید جهانی نفت نیز از این پدیده پیروی می‌کند. قله تولید نفت گاهی با افت تولید نفت به اشتباه گرفته می‌شود. قله‌ی تولید نفت نقطه‌ی حداکثر تولید نفت است در حالی که افت تولید نفت مربوط به بازه‌ی زمانی کاهش منابع نفتی و تولید آن می‌باشد.

ماریون کینگ هابرت، مدل ریاضی خود برای قله‌ی تولید نفت منابع آمریکا را در سال ۱۹۵۶ ارائه نمود. او به صورت درستی پپش‌بینی نمود که تولید نفت ایالات متحده‌ی آمریکا در سال‌های بین ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ اتفاق خواهد افتاد (در واقع قله‌ی تولید نفت آمریکا در سال ۱۹۷۰ اتفاق افتاد). مدل منطقی او که به تئوری قله‌ی تولید Hubbert معروف گشت، با دقت نسبتا دقیقی زمان وقوع قله‌ی تولید نفت و کاهش تولید از چاه‌های نفت، مناطق نفتی و کشورها را تخمین می‌زند.

این تئوری در زمینه‌های دیگر تولید با منابع محدود نیز کاربرد دارد.

شکل (۲)- منحنی زنگوله‌ای شکل تولید نفت کل جهان به طوری که توسط هابرت در سال ۱۹۵۶ ارائه شد.

بر طبق مدل Hubbert، نرخ تولید منابع محدود تقریبا یک منحنی زنگوله‌ای متقارن می‌باشد (شکل بالا) که براساس محدودیت‌های استحصال منبع و فشار بازار طی می‌شود. گونه‌های اصلاح شده‌ی دیگری از این مدل براساس توابع پیچیده‌تری که عوامل واقعی جهان در آن دخیل می‌باشند، ابداع گردیده است. اگرچه هر یک از این مدل‌ها برای یک محصول خاصی کاربرد دارند، اما منطق اصلی منحنی Hubbert که رشد تولید در نقطه‌ای متوقف و سپس شروع به کاهش نموده، در همه‌ی مدل‌ها یکسان می‌باشد.

ادامه دارد…

نوشتن دیدگاه