تهران انار ندارد

«تهران انار نداردتهران انار ندارد» نام فیلمی از مسعود بخشی است که چهارشنبه‌ی گذشته در سالن New Theater دانشگاه LSE به نمایش درآمد. این فیلم که در مورد تاریخ ۲۰۰ ساله‌ی تهران است، در عین حالی که به بررسی تاریخی تهران می‌پردازد، چاشنی طنز را با خود دارد و در برخی قسمت‌ها وجهه‌ی طنز فیلم بر وجهه‌ی تاریخی آن می‌چربد.

نکته‌ی جالبی که این فیلم برای من داشت، نکات تاریخی بود که در مورد تهران گفته شد، مانند اینکه تهران در ابتدا یک دهات بوده که کار اغلب مردم آنجا چوپانی بوده است! و ده‌ها نکته‌ی دیگر که می‌توانید با تماشای آن، از آنها اطلاع پیدا کنید.

اما از حاشیه‌های نمایش این فیلم می‌توانم به این نکات اشاره کنم:

– صدور ویزای مسعود بخشی در کمتر از ۴۸ ساعت! و زمانی که این نکته را مجری برنامه گفت، تمام تماشاگران خندیدند و مسعود بخشی هم در واکنش به این حرکت تماشاگران، شگفتی خودش را از اهمیت گرفتن ویزا در کمتر از ۴۸ ساعت نشان داد.

– مسعود بهنود، عنایت فانی و حمیدرضا صدر (کارشناس فوتبال) در این نمایش حاضر شده بودند.

– تعداد تماشاگران بسیار زیاد بود به گونه‌ای که عده‌ای پشت درهای بسته ماندند و نتوانستند این فیلم را تماشا کنند.

در نهایت این نکته را به ایرانیانی که در لندن و یا حومه ساکن هستند، یادآوری می‌کنم که سلسله برنامه‌هایی تحت عنوان Transit Tehran: Art and Documentary in Iran در دانشگاه LSE برگزار می‌شود که نمایش فیلم «تهران انار ندارد» از همین سری برنامه‌ها است. برنامه‌های دیگری که در پیش است عبارتند از:

دوشنبه، ۱۹ اکتبر: سخنرانی با موضوع «ایران جوان: تصاویر، سیاست‌ها و داستان‌ها» در Wolfson Theater

چهارشنبه، ۲۱ اکتبر: نمایش دو فیلم مستند به نام‌های «آیت‌الله آنلاین» و «شمارش معکوس» در New Theater

این برنامه‌ها تماما رایگان هستند و تنها شرط حضور در آنها داشتن صندلی برای نشستن است. به همین دلیل کمی زودتر در محل برنامه‌ها حاضر شوید و صندلی بگیرید تا مشکلی برای شرکت شما پیش نیاید.

نوشتن دیدگاه

چرا سریال لاست برای من ارزش دارد؟

دیروز سرانجام تماشای ۴ فصل سریال لاست (Lost) را به پایان رساندم. برخلاف دیدگاه اکثریت که ماجراها و معماهای این سریال برایشان جذاب بود، برای من روابط عاطفی این سریال بیشترین ارزش را داشت؛ مخصوصا رابطه‌ی عاطفی بین دزموند و پنی که تا آخرین قسمت فصل چهارم از این رابطه لذت بردم به گونه‌ای که این رابطه در قسمت The Constant به اوج خودش رسید و دزموند که در سفر بین زمان دچار مشکل شده بود، با ملاقاتی که با پنی برقرار کرد به او گفت که در روز کریسمس با وی تماس خواهد گرفت. این قسمت به نظر من بهترین و گیراترین قسمت فصل چهارم بود که من آن را چندین بار تماشا کرده‌ام:

در ضمن یک نکته‌ی مثبت دیگر این سریال هم فلسفه‌های موجود در این سریال بود که سعی خواهم کرد همواره آن را در زندگی‌ام پیاده کنم.

راستی می‌دانید چند روز دیگر تا شروع پخش فصل پنجم سریال لاست مانده است؟!

نوشتن دیدگاه