دو دهه سانسور اینترنت در ایران

سانسور اینترنت در ایران
منبع عکس

اینترنت را می‌توان یکی از بزرگترین چالش‌های حکومت ایران در دو دهه اخیر دانست و در طی این دو دهه، هر دولت سیاست‌های خاص خود را برای کنترل آن دنبال کرده است. در این مطلب نگاهی کلی به تاریخچه اینترنت و سیاست‌های سه دولت سیدمحمد خاتمی، محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی می‌اندازم تا به این صورت افرادی که ممکن است با تاریخچه سانسور اینترنت در ایران آشنا نباشند، کلیاتی از آنچه در طی این ۲۰ سال رخ داده است را به دست آورند.

دولت خاتمی: شروع سانسور اینترنت در ایران

دولت خاتمی را می‌توان دولتی دانست که در آن اینترنت در دسترس عموم قرار گرفت و افراد می‌توانستند با هزینه‌ای کم، کارت اتصال به اینترنت را خریداری کنند. با عمومی شدن استفاده از اینترنت در زمان خاتمی، دوران طلایی وبلاگستان فارسی شروع شد که در آن هزاران نفر -از جمله خودم- که هیچ مکانی برای نوشتن و بیان دیدگاه‌یشان را نداشتند، با درست کردن یک وبلاگ ساده به بیان دیدگاه‌های خود پرداختند.

با محبوبیت وبلاگ‌نویسی در دوران خاتمی و عدم کنترل بر روی محتوایی که بر روی اینترنت منتشر می‌شد، حکومت ایران و دولت خاتمی به فکر مدیریت محتوای تولید شده و دسترسی به این دست محتواها افتاد. از همین رو دولت خاتمی کلید اولیه سانسور و فیلترینگ اینترنت را زد و به این صورت وبلاگ‌های مختلفی که در آنها محتوای انتقادی به وضعیت کشور وجود داشت، زیر تیغ فیلترینگ رفتند.

صفحه فیلترینگ اینترنت در زمان دولت خاتمی
صفحه فیلترینگ اینترنت در زمان دولت خاتمی

در همینجا باید به این نکته مهم نیز اشاره کنم که برخلاف بسیاری از افراد که فکر می‌کنند خاتمی مخالف سانسور اینترنت در کشور بوده است، باید گفت که شخص خاتمی از حامیان سانسور اینترنت در کشور بوده، به عنوان مثال می‌توان به این مصاحبه اشاره کرد که در آن خاتمی از آزاد بودن تمام وب‌سایت‌های سیاسی خبر می‌داده در حالی که بسیاری از وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های سیاسی در آن زمان مسدود بودند – از جمله وبلاگم خودم.

علاوه بر این در دولت خاتمی برای اولین بار عده‌ای به دلیل فعالیت آنلاین دستگیر و مجرم شناخته شدند که در زمان خودش سروصدای زیادی را به پا کرد.

​دولت احمدی‌نژاد: سرکوب گسترده اینترنت در کشور

دولت احمدی‌نژاد را می‌توان دولتی دانست که در آن سرکوب اینترنت و آزادی‌های آنلاین به اوج رسید. به عنوان مثال در دولت احمدی‌نژاد و در اعتراضات به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، ایران برای اولین بار دسترسی به اینترنت را به صورت کامل قطع کرد.

علاوه بر این در دولت احمدی‌نژاد مفهوم اینترنت ملی – که این روزها از آن به عنوان «شبکه ملی اطلاعات (شما)» یاد می‌شود – شروع به شکل گرفتن کرد و ایده‌هایی مانند سیستم عامل ملی، آنتی‌ویروس ملی، نقشه گوگل اسلامی و… نیز مورد توجه قرار گرفتند. نکته مهمی که در مورد اینترنت ملی باید در اینجا بیان کرد آن است که بر خلاف تصور بسیاری، دولت احمدی‌نژاد هیچگاه نتوانست این ایده را به صورت کاملا اجرای کرد و دولت روحانی «شما» را از مرحله ایده و مطالعه به اجرا رساند.

صفحه فیلترینگ اینترنت در زمان دولت احمدی‌نژاد
صفحه فیلترینگ اینترنت در زمان دولت احمدی‌نژاد

در نهایت دولت احمدی‌نژاد دولتی بود که در آن فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و توئیتر آغاز شد؛ هر چند که این سانسور هم اکنون خنده‌دار به نظر می‌رسد زیرا در حال حاضر محمود احمدی‌نژاد دارای حساب تایید شده در توئیتر است!​

دولت روحانی: تغییر رفتار کاربران اینترنت در ایران

دولت روحانی را می‌توان دولتی دانست که نسبت به دولت‌ها قبلی در زمینه کنترل اینترنت و همچنین کاربران اینترنت باهوش‌تر عمل کرده است. به عنوان مثال می‌توان به تعرفه اینترنت در کشور اشاره کرده که در ساختار جدید کاربران برای استفاده از وب‌سایت‌هایی که در خارج از ایران میزبانی می‌شوند (مثلاً تلگرام، گوگل و…) باید دو برابر نسبت به استفاده از وب‌سایت‌هایی که در داخل کشور میزبانی می‌شوند (آپارات، ورزش۳ و…)، هزینه پرداخت کنند.

اینگونه تعرفه‌بندی در بلندمدت می‌تواند رفتار و درک کاربران اینترنت در ایران را کاملاً تغییر دهد به طوری که در آینده‌ای نزدیک کاربران اینترنت ممکن است اینترنت را وب‌سایت‌های ایرانی مانند آپارات، دیجی‌کالا و… بدانند و ایده‌ای در زمینه وب‌سایت‌هایی مفیدی مانند ویکی‌پدیا نداشته باشند.

صفحه فیلترینگ اینترنت در زمان دولت روحانی
صفحه فیلترینگ اینترنت در زمان دولت روحانی

​علاوه بر مدیریت هوشمندانه رفتار کاربران در دولت روحانی – که از نگاه من خطرناک‌ترین اقدام تمام دولت‌های اخیر در زمینه فضای مجازی بوده است – می‌توان به عمومی شدن استفاده از اینترنت در دستگاه‌های موبایل (۳G و ۴G) اشاره کرد که باعث شد دسترسی به اینترنت از طبقه متوسط جامعه به طبقه کارگر و کم درآمد نیز برسد.

با راه‌اندازی ۳G و ۴G، سیاست فیلترینگ در دولت روحانی نیز دچار تغییر شد و با محبوبیت تلفن‌های همراه، سانسور وب‌سایت‌های مختلف تا حدودی زیادی کنار و تمرکز بر روی مدیریت و سانسور اپلیکیشن‌های موبایل گذاشته شد. برای مثال هم می‌تواند به فیلتر شدن اپلیکیشن‌های ارتباطی مانند وی‌چت، وایبر و در آخرین نمونه تلگرام اشاره کرد.

در نهایت هم باید به اجرایی شدن «شما» در دولت روحانی اشاره کرد که این امکان را به دولت روحانی و دولت‌های بعدی می‌دهد تا در زمان‌های بحرانی مانند تظاهرات سراسری، اینترنت جهانی را قطع کنند بدون آنکه سیستم ارتباطی در داخل کشور دچار مشکل شود.

مشهود است که در ایران با تغییر دولت سیاست‌های کلی سانسور اینترنت در کشور تغییر نکرده، هر چند که روش اجرای آن دچار تغییر شده است؛ مثلاً در دولت احمدی‌نژاد با مشت آهنین به سرکوب اینترنت پرداخته می‌شد اما در دولت روحانی به صورت غیرمستقیم و با طرح‌هایی مانند اراسه اینترنت رایگان برای استفاده از سرویس‌های داخلی، سانسور اینترنت اعمال می‌شود.


این مطلب را برای رادیو فردا نوشته‌ام و به همین دلیل این مطلب ابتدا در رادیو فردا و سپس در اینجا منتشر شده است. شما می‌توانید تمامی مطالب نوشته شده توسط من در رادیو فردا را در اینجا دنبال کنید.

نوشتن دیدگاه

چه نکاتی را باید در مورد فیلتر شدن احتمالی اینستاگرام بدانید؟

شبکه‌های اجتماعی مختلف از جمله اینستاگرام

در روز ۱۲ تیر ۱۳۹۷، معاون اول دادستان کل کشور محمد مصدق، از در دستور کار قرار گرفتن فیلترینگ اینستاگرام خبر داد و دلیل این اقدام را «سوءاستفاده از احساسات پاک مردم» توسط «سلبریتی‌ها» اعلام کرد.

هر چند که این خبر از سوی محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات تکذیب و رد شده است، اما با توجه به سابقه ایران در زمینه فیلترینگ سرویس‌های آنلاین مختلف که ابتدا با تکذیب خبرهای مختلف و سپس اجرایی شدن فیلترینگ صورت می‌گیرد، می‌توان خبرهای چند روز اخیر را مقدمه‌چینی برای فیلتر کردن اینستاگرام دانست.

از همین رو در این مطلب سعی می‌کنم که به جنبه‌های مختلف این خبر بپردازم تا به این صورت تصویر شفافی از آنچه که ممکن است اتفاق بیافتد داشته باشیم.

آیا فیلتر کردن اینستاگرام امکان‌پذیر است؟

پاسخ این سؤال مثبت است! این بدین معناست که دولت ایران می‌تواند اینستاگرام را مانند وب‌سایت‌ها و سرویس‌های آنلاین دیگر فیلتر و مسدود کند و در دسترسی کاربران ایرانی به این سرویس اختلال ایجاد کند؛‌ آخرین نمونه را هم می‌توان فیلترینگ تلگرام دانست، هر چند که کاربران پس از فیلتر شدن آن همچنان و با ابزارهای مختلف به تلگرام دسترسی دارند.

آیا امکان مسدود کردن دسترسی به اینستاگرام از طریق فیلترشکن وجود دارد؟

پاسخ این سؤال به طور قطع خیر است، این بدان معناست که هر چند دولت ایران می‌تواند دسترسی به اینستاگرام را به صورت معمولی مسدود کند، اما امکان مسدود کردن آن به گونه‌ای که اینستاگرام را نتوان با فیلترشکن و یا وی‌پی‌ان باز کرد وجود ندارد و اگر یکی از مقام‌های ایران مانند وزیر ارتباطات ادعایی در این زمینه مطرح کردند، باید بدانید که این ادعا از اساس اشتباه و بدون پایه علمی است.

دولت ایران تنها در حالتی می‌تواند دسترسی به اینستاگرام را از طریق فیلترشکن‌ها مسدود کند که دسترسی کاربران به اینترنت جهانی را قطع کند؛ کاری که دولت ایران نمی‌تواند به صورت دائمی انجام دهد و ممکن است آن را برای چند روز انجام بدهد. عدم کار کردن فیلترشکن‌ها مختلف در چند روز ابتدایی فیلتر شدن تلگرام یکی از نمونه کارهایی است که دولت ایران می‌تواند انجام دهد، هر چند که نمی‌تواند آن را به صورت دائم و مستمر اجرا کند.

آیا فیلتر شدن اینستاگرام به معنی پایان محبوبیت اینستاگرام در ایران است؟

هر چند که پیش‌بینی کردن کار سخت و در بیشتر موارد نادرست است اما با توجه به خروجی فیلتر شدن تلگرام باید گفت که شانس آنکه محبوبیت اینستاگرام در میان کاربران ایرانی کاهش چشم‌گیری پیدا کند بسیار پایین است و این شبکه اجتماعی چه فیلتر شود و چه نشود، همچنان بین کاربران ایرانی محبوب خواهد ماند.

تنها اتفاق احتمالی که با فیلتر شدن اینستاگرام روی خواهد داد آن است که برخی از کاربران که چگونگی استفاده از فیلترشکن و یا وی‌پی‌ان را نمی‌دانند، پشت دره‌های فیلترینگ بمانند هر چند که به مرور زمان آنها نیز راه فرار را یاد می‌گیرند.

پایان داستان فیلترینگ سرویس‌های مختلف در ایران چیست؟

به عنوان یک قانون کلی باید گفت که بازنده بازی موش و گربه فیلترینگ اینترنت و سرویس‌های مختلف در هر کشوری از جمله ایران سیستم سانسور است و در تاریخ نیز ده‌ها مورد در این زمینه وجود دارد. در ایران نیز داستان متفاوت نیست و آنچه که ثابت شده،‌ این است که کاربران در نهایت -چه دولت ایران بخواهد و چه نخواهد- راه خود را برای دسترسی به پلتفرم‌های مسدود شده پیدا می‌کنند.

تنها راهی که دولت ایران برای مقابله کامل با دسترسی افراد به سرویس‌های فیلتر شده دارد آن است که دسترسی کاربران ایرانی به اینترنت جهانی را به صورت دائمی قطع کند، کاری که به دلایل اقتصادی و سیاسی امکان‌پذیر نیست.

در پایان باید به این نکته نیز اشاره کنم که بازنده بازی سانسور اینترنت سانسورچی است چون روش‌های دور زدن سیستم سانسور هر روز ساده‌تر از گذشته می‌شوند.


این مطلب را برای رادیو فردا نوشته‌ام و به همین دلیل این مطلب ابتدا در رادیو فردا و سپس در اینجا منتشر شده است. شما می‌توانید تمامی مطالب نوشته شده توسط من در رادیو فردا را در اینجا دنبال کنید.

نوشتن دیدگاه

چند نکته در مورد فیلتر شدن وب‌سایت جابینجا

این مطلب توسط نویسنده مهمان نوشته شده است که به دلایل مختلف از ذکر نام وی معذور هستم. علاوه بر این باید به این نکته نیز اشاره کنم که این مطلب قبل از رفع فیلترینگ وب‌سایت جابینجا در تاریخ ۲۷ دی ماه ۱۳۹۶ نوشته شده است.

اگر شما هم نوشته، عکس و یا فیلمی دارید که نمی‌توانید آن را در وبلاگ خودتان منتشر کنید و یا مایلید به صورت ناشناس منتشر شود، می‌توانید آن را برای من بفرستید. واضح است، مطالب دریافتی از نظر ساختار نوشتاری ویرایش می‌شوند و لزوما بازتاب دهنده دیدگاه‌های من نیز نخواهند بود.


قبل از هر چیزی باید به این نکته اشاره کنم که با هرگونه سانسور به هر شکلی مخالف هستم.

در تاریخ ۲۳ دی ماه ۱۳۹۶ مجموعه‌ای از سایت‌های کاریابی آنلاین فیلتر شدند که یکی از این سایت‌ها، وب‌سایت جابینجا بود. با فیلتر شدن این وب‌سایت بنیان‌گذاران آن چندین ادعا مطرح کردند که یکی از این ادعاها بی‌اطلاعی‌شان از وضع قوانین جدید و فیلترینگ یکباره وب‌سایت بود. با نگاهی به اطلاعیه این وب‌سایت، نکته‌ای که قابل توجه است هدفمندی و تاکید آن بر روی فیلتر شدن جابینجا «بدون اخطار قبلی» است.

این ادعا در حالی مطرح می‌شود که بررسی‌ها نشان می دهد که تمامی موسسات مرتبط با کاریابی آنلاین، ایمیلی در این مورد دریافت کرده‌اند که در آن کمیته فیلترینگ از احتمال فیلتر شدن سرویس‌شان خبر داده است. حال آنکه وب‌سایت جابینجا به این دلیل چنین ایمیلی دریافت نکرده چون در هیچ لیست رسمی منتشر شده توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی وجود ندارد!

ایمیل کمیته فیلترینگ به وب‌سایت‌های کاریابیاین مجموعه در حالی ادعای «۳ سال فعالیت در زمینه اطلاع‌رسانی استخدامی شرکت‌های ایرانی» را می‌کند که قوانین حاکم بر کاریابی آنلاین در تاریخ ۱ شهریور ۱۳۹۴ توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایجاد شده است؛ و جابینجا از آن زمان تاکنون برای دریافت مجوز اقدام نکرده است. در این میان این نکته را هم کنار می‌گذاریم که اولین موارد ثبت شده در وب‌سایت جابینجا به ابتدای مرداد ۱۳۹۴ باز می‌گردد!

تاریخچه وب‌سایت جابینجا

براساس دستورالعمل نحوه فعالیت کاریابی داخلی الکترونیکی، وب‌سایت‌های کاریابی موظف به ثبت وب‌سایت خود در طرح ساماندهی سایت‌های ایرانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین دریافت نماد اعتماد الکترونیکی هستند. حال آنکه در مورد وب‌سایت جابینجا به جز یک آدرس و شماره تلفن،‌ اطلاعات دیگری در دسترس نیست (تا مدتی پیش همین اطلاعات هم موجود نبود و تنها ایمیلی به آدرس [email protected] در دسترس بود).

عجیب‌ترین بخش مطلبی که جابینجا در واکنش به فیلتر شدن وب‌سایتش منتشر کرده است اشاره به ماده ۳۰، فصل چهارم آیین‌نامه اجرایی قانون مجازات اشتغال به حرفه کاریابی است که در آن آمده است: «رسیدگی به موارد تخلف هر یک از موسسات کاریابی براساس این آیین‌نامه با دعوت از مدیر موسسه کاریابی در هیئت استانی انجام می‌شود». حال آنکه مجموعه‌ای که هیچ مجوزی در این زمینه ندارد و در هیچ لیست رسمی‌ای وجود ندارد، دقیقا چگونه به قوانین رسمی برای کاریابی متوسل می‌شود؟!

لیست کاریابی‌های الکترونیکی داخلی استان تهران

نکته دیگری که قابل تامل و مهم است، چگونگی ذخیره اطلاعات کاربران و همچنین مسئولیت جابینجا در قبال کاربرانش است که هیچگونه توضیحی در این زمینه داده نشده است.

در قسمت دیگر خبر فیلترینگ جابینجا، ادعای «سه سال فعالیت بدون مشکل» مطرح شده است که این مورد نیز ادعایی کاملا اشتباه است و مجموعه‌ای از اعتراضات که پای پست‌ها و نوشته‌های اعضای تیم جابینجا منتشر شده است شاهد این مدعاست.

پست اینستاگرام جابینجا و اعتراض برخی از کاربران به سرویس این وب‌سایت

فیلترینگ و سانسور اینترنت یک پدیده احمقانه و غیرقابل دفاع است، اما اینکه مجموعه‌ای هیچ مسئولیت‌پذیری‌ای نداشته باشد و تمام آن را به حکومت و فیلترینگ نسبت دهد، و با موج‌سواری در توییتر و سوء استفاده از نارضایتی عمومی از وضعیت سانسور اینترنت بخواهد برای خودش اعتباری کسب کند، کاری اخلاقی و حرفه‌ای نیست.

از همین رو باید گفت که مجموعه جابینجا در فضای عدم اعتماد عمومی به دولت و در شرایطی که چند هفته از فیلتر شدن تلگرام می‌گذرد، از فیلتر شدن خود به عنوان یک ابزار تبلیغاتی هدفمند استفاده کرده است. این مجموعه ادعاهای بدون مدرک مانند «نیم میلیون ارسال رزومه» و «۲.۸ میلیون ایمیل اطلاع‌رسانی شغلی» و… را مطرح کرده است که پرداختن به آنها خارج از حوصله این مطلب است.

در نهایت هم باید گفت این گروه آنقدر غیرحرفه‌ای است که حتی تنها خبرنگاری که واقعیت‌هایی در مورد داستان فیلترینگ جابینجا – که به نفع این سرویس بود – را مطرح کرده بود را نیز مورد توهین و تمسخر قرار داد! دقت کنید که حساب رضا شادمند که یکی از بنیانگذاران وب‌سایت جابینجا است هم اکنون خصوصی شده است و به همین دلیل امکان دادن لینک مستقیم به توییت زیر وجود ندارد.

توییت تمسخرآمیز یکی از بنیانگذاران جابینجا

نوشتن دیدگاه

سایفرپانک، کتابی که کتاب نیست!

کتاب «سایفرپانک: آزادی و آینده اینترنت یا Cypherpunks: Freedom and the Future of the Internet» را حدود یک سال پیش خریده بودم و در لیست کتاب‌هایی بود که باید هر چه زودتر می‌خواندم چون موضوع کتاب یکی از محبوب‌ترین موضوع‌های من است. این کتاب که نام جولیان آسانژ را به عنوان نویسنده با خود به یدک می‌کشد، در نگاه اول کتاب جذابی به نظر می‌رسید اما با خواندن فصل اول آن دیدگاهم به صورت کامل در مورد آن عوض شد و از یک کتاب هیجان‌انگیز به یک کتاب زیر حد متوسط رسید!

دلیل این اتفاق هم به ساختار کلی کتاب بازمی‌گردد که این کتاب در حقیقت کتاب نیست بلکه متن گفتگوی ۴ نفر است که تحت عنوان یک کتاب چاپ شده است! مثلا فرض کنید که شما با چهار نفر در حال گپ هستید و سپس متن کامل آن گپ را به عنوان کتاب منتشر می‌کنید.

همانگونه که گفتم این کتاب حاوی متن صحبت‌های ۴ فردی است که در دنیای اینترنت حرف‌های زیادی برای گفتن دارند؛ این ۴ نفر عبارتند از: جولیان آسانژ که با وب‌سایت ویکی‌لیکس و انتشار اسناد محرمانه دولت آمریکا به شهرت جهانی رسید، جیکوب اپلبام که یکی از افرادی اصلی توسعه‌دهنده پروژه تور (Tor)‌ است، جرمی زیمرمن که یکی از افراد پرسابقه در زمینه دفاع از آزادی اینترنت است و اندی مولر هکر آلمانی که یکی از اعضای پرسابقه کلوب کامپیوتری هرج و مرج (Chaos Computer Club) بوده است.

در این کتاب این ۴ نفر به نکات جالبی در مورد دسترسی آزاد اطلاعات، آزادی دسترسی به اینترنت و… می‌پردازند که بسیاری از آنها برای اکثر کاربران ایرانی ممکن است رادیکال به نظر برسد. مثلا در بخشی از این کتاب در مورد سانسور اینترنت صحبت می‌شود و در آن هر ۴ نفر بر روی این نکته اتفاق نظر دارند که اینترنت به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی نباید سانسور شود و کاربران اینترنت باید این قدرت را داشته باشند که چه چیزی را مشاهده کنند و چه چیزی را نه. یا آنکه در بخشی دیگر به این نکته اشاره می‌شود که اکثر مقامات و افراد در مورد جنگ سایبری حرف می‌زنند در حالی که هیچ کس، حتی یک نفر در مورد صلح سایبری سخنی نمی‌گوید.

علاوه بر این در بخشی از کتاب به نکته‌ای جالب اشاره می‌شود که توسط مسئولین ایران هم برای توجیه سانسور اینترنت بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد: اینترنت باید برای مقابله با بچه‌خواهی، تروریسم، پولشویی و موارد مخدر کنترل و سانسور شود.

خلاصه کلام آنکه هر چند که نام آسانژ بر روی این کتاب خورده است، اما خواندن و نخواندن آن آنقدرها فرقی نمی‌کند چون هیچ نکته مهم فلسفی‌ای در این کتاب نمی‌آموزید و تنها متن گفتگوی چهار نفر را می‌خوانید.

کتاب‌هایی دیگری که خوانده‌ام و در مورد آنها نوشته‌ام را اینجا می‌توانید ببینید.

نوشتن دیدگاه

رابطه برجام با سانسور اینترنت در ایران چیست؟

TO GO WITH AFP STORY BY MOHAMMAD DAVARI - A picture taken of the screen of a laptop shows a webpage that appears when an Iranian user tries to visit websites which are blocked by the government, on May 13, 2013 in the Iranian capital Tehran. The top line reads in Farsi "Year of political and economical epoch," referring to supreme leader, Ali Khamenei who has named the new Iranian year and the bottom line reads in Farsi "Congratulation for the birthday of Fatima, Prophet Muhammed's daughter, Happy Mother's Day and Women's Day." Iran is tightening control of the Internet ahead of next month's presidential election, mindful of violent street protests that social networkers inspired last time around over claims of fraud, users and experts say. AFP PHOTO/ATTA KENARE

در طی چند روز گذشته یکی از خبرهایی که در بین کاربران اینترنت در ایران در حال دست به دست شدن است و بسیاری از روزنامه‌نگاران هم با هیجان به آن اشاره می‌کنند داستان رفع فیلتر شدن یوتیوب در ایران است. و خب در این میان به دلیل اجرایی شدن برجام و رفع تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران، خیلی از افراد رفع فیلتر یوتیوب را به برجام ربط داده‌اند.

به همین دلیل سوالی که بسیاری در حال مطرح کردن آن هستند این است که آیا اجرایی شدن برجام با سانسور اینترنت در ایران رابطه دارد؟

پاسخ این سوال بسیار واضح است و دقیقا واژه هیچ است! واضح بودن پاسخ این سوال هم به این نکته باز می‌گردد که برجام در مورد برنامه هسته‌ای ایران است نه آزادی‌های مدنی و حقوق شهروندی در ایران. و نکته جالب در این میان تکرار شدن تاریخ است به گونه‌ای که دقیقا همین شرایط را در زمانی که روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ پیروز شد داشتیم و در آن زمان خیلی‌ها حرف از رفع فیلتر شدن توییتر، فیس‌بوک و… می‌زدند در حالی که با گذشت بیش از ۲ سال از آن روز، این وب‌سایت‌ها همچنان فیلتر هستند.

همانگونه که بیشتر از ۲ سال پیش در این مطلب عنوان کردم، رفع فیلترینگ اینترنت در ایران بیشتر شبیه جوک است چون ساختار حکومتی در ایران بیش ۳۵ سال است که در حال سانسور به روش‌های مختلف و در زمینه‌های مختلف هستند و این ساختار با برجام و یک شبه آن را رها نمی‌کند.

البته باید به این نکته اشاره کنم که سانسور اینترنت در ایران در حال فروپاشی است به گونه‌ای که ۷۰ درصد از جوانان در ایران از فیلترشکن استفاده می‌کنند، اما این بدان معنا نیست که دستگاهی که میلیون‌ها دلار برای آن خرج شده است یک شبه از کار بیافتد و فیلترینگ اینترنت را حذف کند.

خلاصه کلام اینکه فیلترینگ اینترنت به مرور زمان بی‌معنی خواهد شد و به صورت یک شبه، بدون هیچ اطلاعیه و به دلیل اجرایی شدن برجام که هیچ ربطی به آزادی بیان ندارد اتفاق نمی‌افتد. وضعیت کنونی در دسترس بودن یوتیوب هم مانند گذشته به دلیل مشکل فنی بوده است و به زودی مانند گذشته مسدود خواهد بود 🙁

نوشتن دیدگاه