چند نکته در مورد فیلتر شدن وب‌سایت جابینجا

این مطلب توسط نویسنده مهمان نوشته شده است که به دلایل مختلف از ذکر نام وی معذور هستم. علاوه بر این باید به این نکته نیز اشاره کنم که این مطلب قبل از رفع فیلترینگ وب‌سایت جابینجا در تاریخ ۲۷ دی ماه ۱۳۹۶ نوشته شده است.

اگر شما هم نوشته، عکس و یا فیلمی دارید که نمی‌توانید آن را در وبلاگ خودتان منتشر کنید و یا مایلید به صورت ناشناس منتشر شود، می‌توانید آن را برای من بفرستید. واضح است، مطالب دریافتی از نظر ساختار نوشتاری ویرایش می‌شوند و لزوما بازتاب دهنده دیدگاه‌های من نیز نخواهند بود.


قبل از هر چیزی باید به این نکته اشاره کنم که با هرگونه سانسور به هر شکلی مخالف هستم.

در تاریخ ۲۳ دی ماه ۱۳۹۶ مجموعه‌ای از سایت‌های کاریابی آنلاین فیلتر شدند که یکی از این سایت‌ها، وب‌سایت جابینجا بود. با فیلتر شدن این وب‌سایت بنیان‌گذاران آن چندین ادعا مطرح کردند که یکی از این ادعاها بی‌اطلاعی‌شان از وضع قوانین جدید و فیلترینگ یکباره وب‌سایت بود. با نگاهی به اطلاعیه این وب‌سایت، نکته‌ای که قابل توجه است هدفمندی و تاکید آن بر روی فیلتر شدن جابینجا «بدون اخطار قبلی» است.

این ادعا در حالی مطرح می‌شود که بررسی‌ها نشان می دهد که تمامی موسسات مرتبط با کاریابی آنلاین، ایمیلی در این مورد دریافت کرده‌اند که در آن کمیته فیلترینگ از احتمال فیلتر شدن سرویس‌شان خبر داده است. حال آنکه وب‌سایت جابینجا به این دلیل چنین ایمیلی دریافت نکرده چون در هیچ لیست رسمی منتشر شده توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی وجود ندارد!

ایمیل کمیته فیلترینگ به وب‌سایت‌های کاریابیاین مجموعه در حالی ادعای «۳ سال فعالیت در زمینه اطلاع‌رسانی استخدامی شرکت‌های ایرانی» را می‌کند که قوانین حاکم بر کاریابی آنلاین در تاریخ ۱ شهریور ۱۳۹۴ توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایجاد شده است؛ و جابینجا از آن زمان تاکنون برای دریافت مجوز اقدام نکرده است. در این میان این نکته را هم کنار می‌گذاریم که اولین موارد ثبت شده در وب‌سایت جابینجا به ابتدای مرداد ۱۳۹۴ باز می‌گردد!

تاریخچه وب‌سایت جابینجا

براساس دستورالعمل نحوه فعالیت کاریابی داخلی الکترونیکی، وب‌سایت‌های کاریابی موظف به ثبت وب‌سایت خود در طرح ساماندهی سایت‌های ایرانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین دریافت نماد اعتماد الکترونیکی هستند. حال آنکه در مورد وب‌سایت جابینجا به جز یک آدرس و شماره تلفن،‌ اطلاعات دیگری در دسترس نیست (تا مدتی پیش همین اطلاعات هم موجود نبود و تنها ایمیلی به آدرس [email protected] در دسترس بود).

عجیب‌ترین بخش مطلبی که جابینجا در واکنش به فیلتر شدن وب‌سایتش منتشر کرده است اشاره به ماده ۳۰، فصل چهارم آیین‌نامه اجرایی قانون مجازات اشتغال به حرفه کاریابی است که در آن آمده است: «رسیدگی به موارد تخلف هر یک از موسسات کاریابی براساس این آیین‌نامه با دعوت از مدیر موسسه کاریابی در هیئت استانی انجام می‌شود». حال آنکه مجموعه‌ای که هیچ مجوزی در این زمینه ندارد و در هیچ لیست رسمی‌ای وجود ندارد، دقیقا چگونه به قوانین رسمی برای کاریابی متوسل می‌شود؟!

لیست کاریابی‌های الکترونیکی داخلی استان تهران

نکته دیگری که قابل تامل و مهم است، چگونگی ذخیره اطلاعات کاربران و همچنین مسئولیت جابینجا در قبال کاربرانش است که هیچگونه توضیحی در این زمینه داده نشده است.

در قسمت دیگر خبر فیلترینگ جابینجا، ادعای «سه سال فعالیت بدون مشکل» مطرح شده است که این مورد نیز ادعایی کاملا اشتباه است و مجموعه‌ای از اعتراضات که پای پست‌ها و نوشته‌های اعضای تیم جابینجا منتشر شده است شاهد این مدعاست.

پست اینستاگرام جابینجا و اعتراض برخی از کاربران به سرویس این وب‌سایت

فیلترینگ و سانسور اینترنت یک پدیده احمقانه و غیرقابل دفاع است، اما اینکه مجموعه‌ای هیچ مسئولیت‌پذیری‌ای نداشته باشد و تمام آن را به حکومت و فیلترینگ نسبت دهد، و با موج‌سواری در توییتر و سوء استفاده از نارضایتی عمومی از وضعیت سانسور اینترنت بخواهد برای خودش اعتباری کسب کند، کاری اخلاقی و حرفه‌ای نیست.

از همین رو باید گفت که مجموعه جابینجا در فضای عدم اعتماد عمومی به دولت و در شرایطی که چند هفته از فیلتر شدن تلگرام می‌گذرد، از فیلتر شدن خود به عنوان یک ابزار تبلیغاتی هدفمند استفاده کرده است. این مجموعه ادعاهای بدون مدرک مانند «نیم میلیون ارسال رزومه» و «۲.۸ میلیون ایمیل اطلاع‌رسانی شغلی» و… را مطرح کرده است که پرداختن به آنها خارج از حوصله این مطلب است.

در نهایت هم باید گفت این گروه آنقدر غیرحرفه‌ای است که حتی تنها خبرنگاری که واقعیت‌هایی در مورد داستان فیلترینگ جابینجا – که به نفع این سرویس بود – را مطرح کرده بود را نیز مورد توهین و تمسخر قرار داد! دقت کنید که حساب رضا شادمند که یکی از بنیانگذاران وب‌سایت جابینجا است هم اکنون خصوصی شده است و به همین دلیل امکان دادن لینک مستقیم به توییت زیر وجود ندارد.

توییت تمسخرآمیز یکی از بنیانگذاران جابینجا

نوشتن دیدگاه

سایفرپانک، کتابی که کتاب نیست!

کتاب «سایفرپانک: آزادی و آینده اینترنت یا Cypherpunks: Freedom and the Future of the Internet» را حدود یک سال پیش خریده بودم و در لیست کتاب‌هایی بود که باید هر چه زودتر می‌خواندم چون موضوع کتاب یکی از محبوب‌ترین موضوع‌های من است. این کتاب که نام جولیان آسانژ را به عنوان نویسنده با خود به یدک می‌کشد، در نگاه اول کتاب جذابی به نظر می‌رسید اما با خواندن فصل اول آن دیدگاهم به صورت کامل در مورد آن عوض شد و از یک کتاب هیجان‌انگیز به یک کتاب زیر حد متوسط رسید!

دلیل این اتفاق هم به ساختار کلی کتاب بازمی‌گردد که این کتاب در حقیقت کتاب نیست بلکه متن گفتگوی ۴ نفر است که تحت عنوان یک کتاب چاپ شده است! مثلا فرض کنید که شما با چهار نفر در حال گپ هستید و سپس متن کامل آن گپ را به عنوان کتاب منتشر می‌کنید.

همانگونه که گفتم این کتاب حاوی متن صحبت‌های ۴ فردی است که در دنیای اینترنت حرف‌های زیادی برای گفتن دارند؛ این ۴ نفر عبارتند از: جولیان آسانژ که با وب‌سایت ویکی‌لیکس و انتشار اسناد محرمانه دولت آمریکا به شهرت جهانی رسید، جیکوب اپلبام که یکی از افرادی اصلی توسعه‌دهنده پروژه تور (Tor)‌ است، جرمی زیمرمن که یکی از افراد پرسابقه در زمینه دفاع از آزادی اینترنت است و اندی مولر هکر آلمانی که یکی از اعضای پرسابقه کلوب کامپیوتری هرج و مرج (Chaos Computer Club) بوده است.

در این کتاب این ۴ نفر به نکات جالبی در مورد دسترسی آزاد اطلاعات، آزادی دسترسی به اینترنت و… می‌پردازند که بسیاری از آنها برای اکثر کاربران ایرانی ممکن است رادیکال به نظر برسد. مثلا در بخشی از این کتاب در مورد سانسور اینترنت صحبت می‌شود و در آن هر ۴ نفر بر روی این نکته اتفاق نظر دارند که اینترنت به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی نباید سانسور شود و کاربران اینترنت باید این قدرت را داشته باشند که چه چیزی را مشاهده کنند و چه چیزی را نه. یا آنکه در بخشی دیگر به این نکته اشاره می‌شود که اکثر مقامات و افراد در مورد جنگ سایبری حرف می‌زنند در حالی که هیچ کس، حتی یک نفر در مورد صلح سایبری سخنی نمی‌گوید.

علاوه بر این در بخشی از کتاب به نکته‌ای جالب اشاره می‌شود که توسط مسئولین ایران هم برای توجیه سانسور اینترنت بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد: اینترنت باید برای مقابله با بچه‌خواهی، تروریسم، پولشویی و موارد مخدر کنترل و سانسور شود.

خلاصه کلام آنکه هر چند که نام آسانژ بر روی این کتاب خورده است، اما خواندن و نخواندن آن آنقدرها فرقی نمی‌کند چون هیچ نکته مهم فلسفی‌ای در این کتاب نمی‌آموزید و تنها متن گفتگوی چهار نفر را می‌خوانید.

کتاب‌هایی دیگری که خوانده‌ام و در مورد آنها نوشته‌ام را اینجا می‌توانید ببینید.

نوشتن دیدگاه

رابطه برجام با سانسور اینترنت در ایران چیست؟

TO GO WITH AFP STORY BY MOHAMMAD DAVARI - A picture taken of the screen of a laptop shows a webpage that appears when an Iranian user tries to visit websites which are blocked by the government, on May 13, 2013 in the Iranian capital Tehran. The top line reads in Farsi "Year of political and economical epoch," referring to supreme leader, Ali Khamenei who has named the new Iranian year and the bottom line reads in Farsi "Congratulation for the birthday of Fatima, Prophet Muhammed's daughter, Happy Mother's Day and Women's Day." Iran is tightening control of the Internet ahead of next month's presidential election, mindful of violent street protests that social networkers inspired last time around over claims of fraud, users and experts say. AFP PHOTO/ATTA KENARE

در طی چند روز گذشته یکی از خبرهایی که در بین کاربران اینترنت در ایران در حال دست به دست شدن است و بسیاری از روزنامه‌نگاران هم با هیجان به آن اشاره می‌کنند داستان رفع فیلتر شدن یوتیوب در ایران است. و خب در این میان به دلیل اجرایی شدن برجام و رفع تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران، خیلی از افراد رفع فیلتر یوتیوب را به برجام ربط داده‌اند.

به همین دلیل سوالی که بسیاری در حال مطرح کردن آن هستند این است که آیا اجرایی شدن برجام با سانسور اینترنت در ایران رابطه دارد؟

پاسخ این سوال بسیار واضح است و دقیقا واژه هیچ است! واضح بودن پاسخ این سوال هم به این نکته باز می‌گردد که برجام در مورد برنامه هسته‌ای ایران است نه آزادی‌های مدنی و حقوق شهروندی در ایران. و نکته جالب در این میان تکرار شدن تاریخ است به گونه‌ای که دقیقا همین شرایط را در زمانی که روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ پیروز شد داشتیم و در آن زمان خیلی‌ها حرف از رفع فیلتر شدن توییتر، فیس‌بوک و… می‌زدند در حالی که با گذشت بیش از ۲ سال از آن روز، این وب‌سایت‌ها همچنان فیلتر هستند.

همانگونه که بیشتر از ۲ سال پیش در این مطلب عنوان کردم، رفع فیلترینگ اینترنت در ایران بیشتر شبیه جوک است چون ساختار حکومتی در ایران بیش ۳۵ سال است که در حال سانسور به روش‌های مختلف و در زمینه‌های مختلف هستند و این ساختار با برجام و یک شبه آن را رها نمی‌کند.

البته باید به این نکته اشاره کنم که سانسور اینترنت در ایران در حال فروپاشی است به گونه‌ای که ۷۰ درصد از جوانان در ایران از فیلترشکن استفاده می‌کنند، اما این بدان معنا نیست که دستگاهی که میلیون‌ها دلار برای آن خرج شده است یک شبه از کار بیافتد و فیلترینگ اینترنت را حذف کند.

خلاصه کلام اینکه فیلترینگ اینترنت به مرور زمان بی‌معنی خواهد شد و به صورت یک شبه، بدون هیچ اطلاعیه و به دلیل اجرایی شدن برجام که هیچ ربطی به آزادی بیان ندارد اتفاق نمی‌افتد. وضعیت کنونی در دسترس بودن یوتیوب هم مانند گذشته به دلیل مشکل فنی بوده است و به زودی مانند گذشته مسدود خواهد بود 🙁

نوشتن دیدگاه

چرا فیلترینگ هوشمند در عمل کارآیی ندارد؟

فیلترینگ هوشمند
منبع عکس: ایران وایر

در ماه‌های اخیر یکی از موضوعاتی که در مورد آن بسیار بحث شده است و هر از چند گاهی مطلبی در مورد آن منتشر می‌شود، داستان فیلترینگ هوشمند است. فیلترینگی که توسط افراد مختلف مانند محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات به عنوان راه حل مشکل فیلترنت در ایران معرفی شده است.

تاکنون در مورد جزییات فیلترینگ هوشمند اطلاعات زیادی منتشر نشده است و تنها به مواردی مانند این بسنده شده است:

از مشخصه‌های این طرح، تشخیص هوشمند محتوای درخواست شده کاربر است که سرعت و گستره صفحات پالایش شده را افزایش می‌دهد و با کاهش نرخ خطا، کاربر سریع‌تر و دقیق‌تر به محتوای مفید مورد نیاز خود دست پیدا می‌کند. همچنین در این نرم‌افزار به دلیل امکان پالایش جزئی صفحات و ریزدانگی، پالایش صرفا بر صفحاتی اعمال می‌شود که به دلیل محتوای نامناسب نیاز به پالایش دارند و نیازی به بستن کل دامنه نیست. (منبع)

در این مدت به صورت جسته و گریخته مطالب مختلفی مشاهده کرده‌ام که فیلترینگ هوشمند را حلال مشکلات می‌دانند به گونه‌ای که با راه‌اندازی آن تمام مشکلات فیلترینگ اینترنت در ایران حل خواهد شد. حال آنکه واقعیت از نظر من کاملا متفاوت است به گونه‌ای داستان فیلترینگ هوشمند در حد یک جوک و تئوری باقی خواهد ماند!

دلیل این ادعایم را با یک مثال ساده بیان می‌کنم.


فرض کنید که سیستم فیلترینگ هوشمند فعال و دسترسی به وب‌سایت‌هایی مانند فیس‌بوک، توییتر یا یوتیوب که هم اکنون تمام مقامات بلندپایه ایرانی از آنها به راحتی استفاده می‌کنند، برای کاربران عادی برقرار شد. براساس آنچه که ادعا می‌شود، سیستم فیلترینگ هوشمند باید تمام محتوایی که شما در فیس‌بوک و دیگر سایت‌ها مشاهده می‌کنید را رصد و سپس محتوای مجرمانه آن را فیلتر کند.

به همین دلیل زمانی که شما در حال مرور دیوار یا همان Wall فیس‌بوک خود هستید و بر روی ویدیویی کلیک می‌کنید که از نگاه فیلترچی‌های عزیز دارای محتوای مجرمانه است، نخواهید توانست آن را مشاهده کنید. حال آنکه واقعا چنین کاری امکان‌پذیر است؟

در پاسخ باید بگویم که این کار در فیلم‌های تخیلی امکان‌پذیر است نه در دنیای واقعی زیرا وب‌سایت‌هایی مانند فیس‌بوک به دلیل آنکه از گواهینامه امنیتی اس‌اس‌ال استفاده می‌کنند، امکان رصد محتوای داخل آنها وجود ندارد و سیستم فیلترینگ به جای آنکه محتوای نمایش داده شده بر روی دیوار حساب فیس‌بوک‌تان را مشاهده کند، یک مشت عدد و حروف می‌بیند.

علاوه بر این در شبکه‌های اجتماعی‌ای مانند فیس‌بوک و توییتر محتوایی که به هر کاربر نشان داده می‌شود برای آن کاربر است زیرا افرادی که من با آنها در فیس‌بوک دوست هستم با افرادی که شما در فیس‌بوک با آنها دوست هستید کاملا متفاوت هستند و برای همین محتوا نمایش داده شده یکسان نیست. علاوه بر این امکان زمانی که دوست شما محتوایی را تنها با شما به اشتراک بگذارد، این تنها شما، دوست‌تان و فیس‌بوک هستید که آن محتوا را مشاهده می‌کنید و امکان رصد آن توسط فیلترینگ هوشمند وجود ندارد.


این بدان معناست که عملا و در دنیای واقعی فیلترینگ هوشمند در حد یک شوخی است و نباید آن را جدی گرفت هر چند که دو راه برای معنی دادن به فیلترینگ هوشمند وجود دارد:

۱- ارسال درخواست به فیس‌بوک: در این روش دولت ایران باید درخواست خود را به فیس‌بوک ارسال کند و خواستار حذف محتوای مورد نظرش شود هر چند که تصمیم نهایی بر عهده فیس‌بوک خواهد بود. با توجه به اینکه شرکت‌های آمریکایی به دلیل تحریم‌ها هیچ رابطه‌ای با ایران ندارند، این گزینه کاملا منتفی است.

۲- اجرای حمله مرد میانی بر علیه شبکه‌های اجتماعی: راه حل دوم دولت ایران برای عملی کردن فیلترینگ هوشمند در مورد وب‌سایت‌های مانند فیس‌بوک و توییتر آن است که حمله مرد میانی را بر علیه این وب‌سایت با جعل گواهینامه امنیتی اس‌اس‌ال انجام دهد که به دلایل مختلف این حمله پایدار نیست و با توجه به اینکه دولت تدبیر و امید علاقه‌ای به ایجاد سروصدای اضافه در جوامع بین‌الملل ندارد، احتمال استفاده از آن خیلی پایین است.

از همین روی و با توجه به آنچه که در بالا توضیح داده شد، برای اجرای فیلترینگ هوشمند دولت ایران تنها و تنها یک راه حل دارد: دعوت از مردم برای عضویت در شبکه‌های اجتماعی داخلی. چرا؟

به این دلیل که با این کار به راحتی می‌تواند فرآیند رصد محتوای رد و بدل شده در شبکه‌های اجتماعی داخلی را با داشتن دسترسی به سرورهای این شبکه‌های اجتماعی انجام دهد و محتوای مورد نظرش را حذف کند.

پس فراموش نکنید که داستان فیلترینگ هوشمند را جدی نگیرید و اسیر این صحنه‌آرایی‌ها نشوید.

نوشتن دیدگاه

فیلترینگ اینترنت در ایران به کجا می‌رود؟

فیلترنت
منبع عکس: Comminit.com

داستان سانسور اینترنت و قطع دسترسی کاربران ایران به سرویس‌های مختلف داستانی است که دیگر عالم و آدم در مورد آن خبر دارد و زمانی که در مورد آن صحبت می‌شود، نیاز به هیچ مقدمه‌چینی‌ای نیست! برای همین بدون اینکه به مقدمه بپردازم، مستقیم سر اصل داستان می‌روم و به سوال عنوان این پست پاسخ می‌دهم که «فیلترینگ اینترنت در ایران به کجا می‌رود؟»

از نگاه من در یک سال اخیر و با رشد بیش از پیش تلفن‌های هوشمند در میان کاربران ایرانی، توجه مسئولین سانسورچی بیش از پیش به سمت تلفن‌های هوشمند رفته است به گونه‌ای که این روزها اخبار خیلی کمی در مورد فیلتر شدن فلان وب‌سایت به گوش می‌رسد و بیشتر اخبار سانسور مربوط به اپلیکیشن‌های مختلف است.

برای اثبات این ادعا هم می‌توان به گزارش‌های مختلفی که در مورد وضعیت فیلترینگ اینترنت در ایران و همچنین اخبار مرتبط به این موضوع منتشر می‌شود نگاه کرد و آن را با سال‌های گذشته مقایسه کرد. مثلا تنها کافی است که شش ماه آخر ریاست جمهوری احمدی‌نژاد را با شش ماه اول ریاست جمهوری روحانی مقایسه کرد و دید که چگونه در شش ماه آخر احمدی‌نژاد تمرکز ساختار سانسور ایران بر روی وب‌سایت‌های مختلف بوده است و با روی کار آمد دولت روحانی، این تمرکز به شدت به سمت اپلیکیشن‌های مختلف رفته است.

این تغییر جهت دوستان فیلترچی را می‌توان به دلایل مختلف مانند افزایش محبوبیت تلفن‌های هوشمند، افزایش محبوب اپلیکیشن مختلف (که به صورت جهانی است) و… توجیه کرد اما آنچه که از نظر من دارای اهمیت است این نکته است که فیلترینگ اینترنت در ایران در حال تغییر است و این تغییر به شدت هر چه تمام‌تر انجام می‌شود به گونه‌ای که رسانه‌های حامی سانسور اینترنت در ایران نیز تمرکز خود را برای فیلتر کردن وب‌سایت‌های مختلف از دست داده‌اند و هم اکنون به صورت پیوسته در حال نوشتن مقالات مختلف بر علیه اپلیکیشن‌های مختلف مانند وایبر، واتس‌اپ، اینستاگرام و… هستند.

و اما پاسخ سوالی که عنوان این مطلب را به خود اختصاص داده است این نکته است که در ماه‌های آینده شاهد درگیری بیشتری میان دولت روحانی و کمیته فیلترینگ خواهیم بود و این دعواها به صورت‌های مختلف خود را نشان خواهد داد؛ مثلا جلوگیری دولت از مسدود شدن اپلیکیشن واتس‌اپ و یا بردن داستان مسدود شدن اینستاگرام به دادگاه را می‌توان نمونه‌هایی از این دعواها دانست.

شاید در انتها بد نباشد به این نکته هم اشاره کنم که داستان ایستادن دولت روحانی در مقابل مسدود شدن اپلیکیشن واتس‌اپ نشانه‌ای خوب بر این نکته است که دولت روحانی از افزایش قلع و قمع اپلیکیشن‌های مختلف احساس خطر کرده است.

نوشتن دیدگاه