وبلاگ‌نویسی، استرس و خلاقیت

وبلاگ‌نویسی، استرس و خلاقیت
منبع عکس: Expert Market

چند روز پیش مطلبی با عنوان «مشکل وبلاگستان فارسی: عدم تولید مطالب تحلیلی» نوشتم و در آن به روش‌های مختلف برای نوشتن مطالب تحلیلی اشاره کردم.

امروز که در فیدلی در حال خواندن وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های مختلف بودم، به مطلب جالبی از وبلاگ یک پزشک (که دیگر نیازی به معرفی ندارد) رسیدم که در آن به اثرات مفید خاطره‌نویسی اشاره شده بود. با خواندن این مطلب دو نکته بسیار مهم توجه من را به خودش جلب کرد.

اولین نکته دقیقا بخش تحلیلی‌ای بود که علیرضا مجیدی در پایان این مطلب به آن اضافه کرده بود به گونه‌ای که دقیقا تجربه و نظر شخصی‌اش را برای من خواننده بیان کرده بود و باعث شد که من به عنوان یک خواننده با مطلب نزدیکی بیشتری پیدا کنم و به آن به عنوان یک ترجمه از یک مطلب غیرفارسی نگاه نکنم:

در متن اصلی البته صحبتی از وبلاگ‌نویسی نشده است، اما به گمان من وبلاگ‌نویسی، یکی از مؤثرترین کارها برای کاهش استرس می‌تواند باشد. گرچه در وبلاگ نمی‌توان در مورد همه مسائل و مشکلات و دغدغه‌ها زندگی نوشت، اما دست‌کم همان قسمتی هم امکان بروز می‌یابند، باری از مغز کم می‌کنند.

اما اگر وبلاگ‌نویسی را هم دوست نداشتید، یک دفترچه خاطرات تهیه کنید و سعی کنید هر روز یا چند روز یک بار، چند سطری در آن بنویسید.

دومین نکته هم دقیقا داستان تاثیر وبلاگ‌نویسی بر روی استرس و همچنین خلاقیت است به گونه‌ای که هر زمان من مطلب وبلاگی منتشر می‌کنم، خلاقیت و ایده‌پردازی ذهنم شدیدا افزایش پیدا می‌کند و علاوه بر آن سطح استرس‌ام نیز کاهش پیدا می‌کند.

به عنوان مثال من حدود ۶ ماه بسیار کم در وبلاگم مطلب می‌نوشتم و به جای آن در شبکه‌های اجتماعی مختلف مانند توییتر فعالیت می‌کردم، اما از حدود دو ماه پیش تصمیم گرفتم که مانند گذشته به وبلاگ‌نویسی روی بیاورم چون عمر مطالب منتشر شده در وبلاگ بسیار طولانی است و بارها می‌توان به آن با گذشت زمان مجددا مراجعه کرد. به همین دلیل از آن زمان تا کنون میزان خلاقیت ذهنم افزایش چشم‌گیری پیدا کرده است و علاوه بر آن سطح استرسی که با آن مواجه‌ام نیز بسیار پایین است.

خلاصه کلام اینکه این مطلب یک پزشک را حتما بخوانید تا هم متوجه این نکته شوید که نوشتن یک مطلب تحلیلی نیاز به صدها ساعت تحقیق ندارد و علاوه بر آن به ارزش وبلاگ‌نویسی نیز پی ببرید 🙂

نوشتن دیدگاه

چرا وب‌سایت‌های به اشتراک‌گذاری محتوا در ایران موفق نخواهند بود؟

مدتی قبل وبلاگ یک پزشک مطلب با عنوان «رپورتاژ: لینک‌های خود را با «لینکام» به اشتراک بگذارید» را منتشر کرد که در آن به معرفی سرویس به اشتراک‌گذاری لینک جدیدی با نام «لینکام» پرداخته بود.

زمانی که این مطلب را خواندم اولین نکاتی که به ذهنم رسید این مورد بود که آیا این سرویس به اشتراک‌گذاری موفق خواهد بود؟ آیا واقعا می‌توان از آن به عنوان پدیده‌ای جدید که در میان کاربران ایرانی جایگاه خوبی پیدا خواهد کرد، نام برد و به پیشرفت و ادامه کارش امیدوار بود و… .

به اشتراک‌گذاری محتوا

از نگاه من پاسخ سوالات بالا منفی است و سرویس‌های به اشتراک‌گذاری که فعالیت آنها براساس کاربران باشند، در داخل ایران به جایی نخواهد رسید.  برای این پاسخ منفی چندین دلیل دارم که مهمترین آن فیلترنت است. فیلترنت دشمن وب ایران و وبلاگستان فارسی است و شاید اشاره کردن به این جمله علیرضا شیرازی، بنیانگذار بلاگفا، در مورد فیلترینگ اینترنت در ایران و تاثیر آن بر روی وبلاگستان فارسی بد نباشد: «اتفاقات ناگواری در حال وقوع است. مدتی است که روزانه دستور مسدودسازی حدود صد وبلاگ یا بیشتر ارسال می‌شود. در آینده وبلاگی باقی نخواهد ماند.»

در سال‌های اخیر فیلترنت به خنده‌دارترین حالت ممکن خود رسیده است به گونه‌ای که تقریبا تمام وب‌سایت مطرح در دنیای اینترنت در ایران مسدود هستند. علاوه بر این، فیلترینگ اینترنت به ابزاری برای اعمال نظر از سوی سانسورچی‌های محترم تبدیل شده است به گونه‌ای که اگر بخواهند محتوای یک وب‌سایت را دستکاری کنند، به راحتی و با فیلتر کردن آن وب‌سایت، به این هدف خود می‌رسند.

با این فرضیات و با نگاهی به مفهوم وب‌سایت‌های به اشتراک‌گذاری لینک، ویدیو و… که در آنها فعالیت کاربران مطرح است، به راحتی می‌توان به این نتیجه رسید که در بلند مدت کاربران مشتاق با مواجه شدن با حذف و فیلتر شدن مطالب‌شان در این وب‌سایت‌ها، دلسرد می‌شوند و دست از فعالیت می‌کشند. برای درک بهتر بد نیست که مثالی در این زمینه بزنم:

فرض کنید که شما هر روز مطالب و لینک‌هایی که از نگاه‌تان جذاب و جالب هستند را بر روی لینکام منتشر می‌کنید. حال آنکه آن مطلب ممکن است لینک یک مطلب در وب‌سایتی مانند Life Hacker باشد که در ایران فیلتر است. شما بعد از چند روز متوجه می‌شوید که اکثر مطالب شما به دلیل آنکه وب‌سایت‌های آنها در ایران فیلترند حذف شده‌اند. چرا؟ به دلیل آنکه وب‌سایت لینکام در ایران قرار دارد و باید براساس قوانین ایران فعالیت کند، در نتیجه مجبور به اجرای دستورات کمیته فیلترینگ شده است.

با خواندن مثال بالا به نظرتان آیا شما به فعالیت خود ادامه خواهید داد؟ به احتمال زیاد پاسخ‌تان منفی خواهد بود. با کاهش فعالیت بر روی وب‌سایت‌های به اشتراک‌گذاری محتوا این وب‌سایت‌ها عملا خواهند مرد و به رونق مورد نظر خود نخواهند رسید. علاوه بر این، چیزی که نباید در این میان فراموش کرد آن است که تعداد کاربران بر روی سرویس‌های به اشتراک‌گذاری معیار مهمی برای محبوبیت و ارزش‌گذاری بر روی آنها هستند که این مورد عملا با وضعیت کنونی فیلترنت در ایران معنایی ندارد.

از همین رو از نظر من تا زمانی که سطح فیلترینگ اینترنت در وضعیت کنونی است، نه تنها هیچ وب‌سایت به اشتراک‌گذاری محتوایی موفق نخواهد بود، بلکه باقی‌مانده‌های آنها نیز در خطر نابودی قرار خواهند داشت.

نوشتن دیدگاه

آیا جشنواره وب ایران مفید است؟

اگر من را در توییتر دنبال کرده باشید، احتمالا دیده‌اید که در طی چند روز اخیر در مورد جشنواره وب ایران توییت‌های زیادی کرده‌ام. در ابتدا قصد داشتم که تنها در توییتر به این موضوع بپردازم، اما با خواندن مطلب صادق جم و توییتی از آرش زاد، تصمیم گرفتم که در این موردش مطلبی بنویسم.

با این مقدمه‌ی دو خطی، بگذارید که به سراغ سوالی که در عنوان این مطلب عنوان شده است برویم: آیا جشنواره وب ایران مفید است؟

اگر بخواهم به صورت خلاصه و تنها در یک کلمه به آن پاسخ بدهم باید بگویم نه! از نگاه من، جشنواره‌ی وب ایران برخلاف آنچه در شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت‌ها یا وبلاگ‌های مختلف می‌خوانید، آنقدرها که گفته می‌شود مهم و مفید نیست. شاید الان با خودتان بگویید که من با این جشنواره و برگزارکنندگانشان دشمنی دارم و مانند همه غر می‌زنم! اگر شما چنین فکری می‌کنید، به شما پیشنهاد می‌کنم که ادامه‌ی این مطلب را بخوانید 🙂

قبل از آنکه به دلایل مختلف مهم نبودن جشنواره‌ی وب ایران بپردازم، بد نیست که تعریف دقیقی از مهم و مفید نبودن بیان کنم. از نگاه من ‍فرآیندی مهم و مفید است که منفعت آن برای یک جمع باشد نه عده‌ای خاص! در اینجا هم جشنواره‌ای که نام وب ایران را با خود یدک می‌کشد، باید جشنواره‌ای باشد که در آن برای وب ایران و نه جمعی خاص مفید و کارآمد باشد. حالا بگذارید به سراغ دلایلم بروم:

جشنواره وب ایران

ادامه خواندن “آیا جشنواره وب ایران مفید است؟”

نوشتن دیدگاه

چرا زمان درآمدزایی برای وبلاگستان فارسی زود است؟

امروز در وبلاگ «یک پزشک» به مطلبی با عنوان «روزنامه‌نگاری آنلاین و درآمدسازی، بررسی دو الگوی متفاوت سایت «بازفید» و سایت «دیلی بیست»» برخوردم که در آن علیرضا مجیدی در مورد درآمدزایی در وبلاگستان فارسی صحبت کرده بود و به زوایای مختلف در مورد عدم درآمد وبلاگ‌نویسان فارسی‌زبان پرداخته بود.

زمانی که این مطلب را همراه با نظرات نوشته شده در زیر آن خواندم، اولین چیزی که به ذهنم رسید مطلبی بود که در ابتدای سال جاری نوشته بودم و در آن از عدم سرمایه‌گذاری در وب فارسی سخن گفته بودم! در آن مطلب براساس تجربه‌ای حرف زدم که در آن به یک ایده از نظر مالی کمک کردم تا زنده بماند، اما صاحب ایده با دریافت پول، به یکباره همه چیز را فراموش کرد و کلا نه من را می‌شناخت و نه پاسخ ایمیل‌هایم را می‌داد!

اما اگر بخواهم از این ماجرا بگذرم و از نگاهی کلی‌تر و به عنوان یک شخص بیرونی به داستان درآمدزایی در وبلاگستان فارسی و به طور کلی اینترنت صحبت کنم، باید بگویم که برخلاف علیرضا مجیدی، من اعتقاد دارم که وبلاگستان فارسی هنوز زمان لازم دارد تا به فاز درآمدزایی برسد، چرا؟

وبلاگستان فارسی

۱- چون وبلاگستان فارسی برخلاف تصور بسیاری آنچنان که باید و شاید بزرگ و پرمحتوا نیست. وبلاگستان فارسی در بیشتر مواقع ماشین مترجمی است که در آن اخبار مختلف را وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های مختلف ترجمه و منتشر می‌کنند و در این میان آنهایی برنده می‌شوند که مترجم‌های سریع‌تر و بهتری دارند! البته قبول دارم که چند وبلاگ خوب در این میان است، اما از نگاه من تولید محتوا در وبلاگستان فارسی در حد صفر است!

۲- چون در وبلاگستان فارسی اخلاق وجود ندارد! شاید شما با خواندن این جمله بگویید که من مزخرف می‌گویم و در خارج از ایران نشسته‌ام و نظریه‌های آبکی صادر می‌کنم. اگر شما چنین نظری دارید، توجه‌ی شما را به خواندن این مطلب جلب می‌کنم که در آن دیدگاه یکی از برگزارکنندگان جشنواره‌ی وب ایران را نشان می‌دهد که چگونه نابودی دیگران را پله‌ای برای موفقیت خود می‌داند. این نمونه تنها یکی از ده‌ها موردی است که در طول روز مشاهده می‌کنم 🙂 به همین دلیل از نظر من تا زمانی که خطوط اخلاقی مشخصی در وبلاگستان فارسی و در ابعاد بزرگ‌تر، وب فارسی وجود نداشته باشد، نباید انتظار داشت که دیگران وبلاگستان فارسی را جدی بگیرند.

۳- چون در وبلاگستان فارسی ایده‌های نو و بکر وجود ندارد. با نگاهی به فضای وبلاگستان دیگر زبان‌ها مانند زبان عربی به راحتی می‌توان دید که چگونه وبلاگ‌نویسان عرب ایده‌های بکر و هیجان‌انگیزی را اجرا می‌کنند. مثلا کافی است به کاندیداهای مسابقه‌ی The Bobs زبان عربی سال گذشته‌ی میلادی نگاه کنید که با ایده‌های بکر خود، در حال کمک کردن به رشد این زبان در دنیای اینترنت هستند.

۴- چون وبلاگ‌نویسان ایرانی تنها خودشان را می‌بینند و بومی فکر می‌کنند. به این صورت که زبان فارسی را مختص ایران می‌دانند و کشورهایی مانند افغانستان و تاجیکستان را فراموش کرده‌اند، کشورهایی که در آنها میلیون‌ها نفر به زبان فارسی صحبت می‌کنند. به عبارتی دیگر ذهن وبلاگ‌نویسان ایرانی بسته است و تنها خودشان را می‌بینند و فکر نمی‌کنند که ممکن است مخاطبانی در آن سوی مرزها داشته باشند. علاوه بر این، در میان انبوه وبلاگ‌های فارسی زبان، یک وبلاگ انگلیسی زبان نداریم که در آن از وضعیت تکنولوژی و اینترنت در ایران بگوید. از اینکه در وبلاگستان فارسی چه می‌گذرد، مثلا بحث داغ وبلاگ‌نویسان چیست و یا اگر رخدادی مربوط به دنیای تکنولوژی مانند همایش روز آزادی نرم‌افزار در اصفهان برگزار می‌شود، آن را به زبان انگلیسی پوشش بدهند. اگر بخواهم نمونه‌ی عرب آن را مثال بزنم، باید به وب‌سایت عرب کرانچ و یا وامبدا اشاره کنم که به دو زبان عربی و انگلیسی در مورد تکنولوژی و فناوری اطلاعات مطلب تولید و جهانیان را از وضعیت تکنولوژی در کشورهای عربی با خبر می‌کنند.

به همین دلیل و براساس ۴ مورد بالا (که بخشی از ده‌ها دلیل مختلف هستند که هم اکنون باقی آنها را به خاطر نمی‌آورم)، بحث درآمدزایی و انتظار از شرکت‌های بزرگ و کوچک برای سرمایه‌گذاری در این زمینه بحثی زود است، زیرا ما هنوز نیاز به کار و زمان داریم.

فراموش نکنیم که وبلاگستان فارسی تولید محتوای آنچنانی ندارد و در مقایسه با دیگر زبان‌ها هیچ است!

نوشتن دیدگاه