خبری که سراسر اشتباه است- ترکیب زنان بدحجاب در تهران

گزارش ناجا را در مورد آماری که در مورد زنان بدحجاب (البته من با این واژه موافق نیستم!) منتشر کرده است را می‌خوانم. این گزارش را که از طرف ناجا منتشر شده است اما هیچ اثری از آن در وب‌سایت خبررسانی ناجا وجود ندارد را از طریق رجانیوز پیدا کردم. خبری که به صورت کاملا یکسان در بسیاری از وب‌سایت‌های خبری دیگر منتشر شده است.

وقتی شروع به خواندن گزارش کردم، در پاراگراف دوم ترکیب سنی زنان دستگیر شده به دلیل بدحجابی اینگونه اعلام شده است:

در بین افراد دستگیر شده ۴۶٫۹ درصد ۱۶ تا ۲۰ سال، ۳۱٫۵ درصد ۲۱ تا۲۵ سال، ۱۳٫۸ درصد ۲۶ تا ۳۰ سال و ۰٫۸ درصد زیر ۱۵ سال و بالای ۳۰ سال بودند.

با یک حساب ساده مشخص می‌شود که مجموع درصدهای اعلام شده برابر با ۹۳٫۸ درصد است نه ۱۰۰ درصد! این اشتباه فاحش دو جنبه دارد؛ جنبه‌ی خوش‌بینانه آن است که اشتباه در نوشتن اعداد شده است که با توجه اختلاف فاحش ۶٫۲ درصدی می‌توان تا حدودی این جنبه را مردود دانست. جنبه‌ی بدبینانه آن این است که این آمار ساخته‌ی ذهن چند نفر است تا تنها خبری در این مورد اعلام شود و یا آنکه آمار اولیه با توجه به اهداف خاصی دستکاری شده‌اند که باعث بوجود آمدن این اشتباه فاحش شده است.

در ادامه‌ی گزارش به این پاراگراف می‌رسم:

در این گزارش با اشاره به وضعیت تحصیلی دستگیر شده‌ها آمده است: ۴۷ درصد دستگیرشده‌ها دارای سطح تحصیلی متوسطه و دیپلم، ۲۸ درصد فوق دیپلم و لیسانس و ۲۶ درصد زیر دیپلم و بالای فوق لیسانس بودند و از نظر نوع شغلی آنها ۲۵٫۴ درصد محصل، ۱۹٫۲ درصد دانشجو، ۱۵٫۴ درصد آزاد، ۱۱٫۵ درصد کارمند (عمدتا بخش خصوصی) و ۱۷ درصد کارگر و بیکار بودند .

حال آمار ترکیب تحصیلی را با هم جمع می‌زنم و به عدد ۱۰۱ درصد می‌رسم! در ادامه آمار ترکیب نوع شغلی را جمع می‌زنم و عدد ۸۸٫۵ درصد را بدست می‌آورم و این یعنی ۱۱٫۵ درصد در این بین گم شده است و وجود ندارد! در ادامه این پاراگراف را می‌خوانم:

مطابق گزارش ناجا، ۸۸ درصد اولین سابقه دستگیری آنها بوده است و ۷ درصد برای بار دوم دستگیر شده اند.

در این گزارش درباره دوستی با جنس مخالف آمده است: ۵۲ دوستی با جنس مخالف داشتند، ۳۳ درصد دوستی نداشتند و ۱۵ درصد اظهاری نکردند و میانگین سن شروع دوستی ۱۶ تا ۱۷ سال بوده و کمترین سن شروع دوستی ۸ سال و بیشترین تا ۲۵ سال بوده است.

مجموع درصد افرادی که برای اولین یا دومین بار دستگیر شده‌اند، ۹۵ درصد است! حال آنکه ۵ درصد باقی‌مانده چه شده است؟ می‌توانم به رجانیوز کمک کنم و بگویم که ممکن است ۵ درصد دیگر برای بار سوم و یا بیشتر دستگیر شده‌اند. اما باز هم این سوال وجود دارد که یک خبرگزاری زمانی که خبری را منتشر می‌کند، باید خبر را به صورت کامل بنویسد و نباید ادامه‌ی خبر را به حدس‌ها و گمان‌های خواننده واگذار کند. در ادامه می‌خوانم:

در این گزارش در رابطه با نحوه زندگی این افراد آمده است: ۳۹ درصد افرادی که دستگیر شده‌اند با دو والد خود زندگی می‌کردند و ۱۸ درصد با یکی از والدین. ۴۴ درصد اظهار نظر نکردند و همچنین ۵۸ درصد والدین آنها نظارت زیاد و خیلی زیاد بر فرزندانشان داشتند و ۲۴ درصد نظارت متوسط و ۱۱ درصد کم و خیلی کم نظارت داشته و ۷ درصد اظهار نشده است .

در مورد نوع برخورد والدین با این افراد آمده است: ۵۱ درصد اعضای خانواده با بدحجابی فرزندانشان همفکر هستند، ۲۳ درصد خانواده‌ها سخت‌گیر و سلطه‌طلب هستند و ۱۰٫۸ آسان و سهل گیر و ۱۴ درصد هم اظهارنظر  نکرده‌اند و همچنین در مورد نحوه پوشش فرزندان از نظر والدین گفته می‌شود که ۲۱٫۵ درصد با پوشش فرزند خود مخالف بودند، ۲۴ درصد موافق و ۴۶ درصد اظهار نظری ندارند.

نکته‌ی اول این بخش همان آمار کاملا اشتباه است که اگر یک حساب سرانگشتی کنید، می‌بینید که باز هم در این بین درصدهای زیادی گم و یا اضافه شده است! اما نکته‌ی دوم و مهم این بخش از خبر دو قسمت پررنگ است که در تناقض با یکدیگر هستند. در خبر آمده است که ۵۸ درصد از والدین نظارت زیاد و شدیدی بر فرزندان خود دارند و از سوی دیگر ۵۱ درصد آنها فرزندانشان را بدحجاب نمی‌دانند. علاوه بر آن باز هم می‌بینیم که علاوه بر نظرسنجی که سازمان جوانان در مورد بدحجابی منتشر کرده بود، گزارش ناجا (که البته با توجه به آمار ارائه شده یک گزارش کاملا اشتباه است) هم بر این نکته تاکید می‌کند که بدحجابی از دید اکثریت افراد جامعه‌ی آماریشان (تهران) مسئله‌ای نیست. این یعنی چه؟ یعنی آنکه بدحجابی در جامعه‌ی ایران یک ناهنجاری نیست.

در این گزارش در رابطه با نحوه زندگی این افراد آمده است: ۳۹ درصد افرادی که دستگیر شده‌اند با دو والد خود زندگی می‌کردند و ۱۸ درصد با یکی از والدین. ۴۴ درصد اظهار نظر نکردند و همچنین ۵۸ درصد والدین آنها نظارت زیاد و خیلی زیاد بر فرزندانشان داشتند و ۲۴ درصد نظارت متوسط و ۱۱ درصد کم و خیلی کم نظارت داشته و ۷ درصد اظهار نشده است .

در مورد نوع برخورد والدین با این افراد آمده است: ۵۱ درصد اعضای خانواده با بدحجابی فرزندانشان همفکر هستند، ۲۳ درصد خانواده‌ها سخت‌گیر و سلطه‌طلب هستند و ۱۰٫۸ آسان و سهل گیر و ۱۴ درصد هم اظهارنظر نکرده‌اند و همچنین در مورد نحوه پوشش فرزندان از نظر والدین گفته می‌شود که ۲۱٫۵ درصد با پوشش فرزند خود مخالف بودند، ۲۴ درصد موافق و ۴۶ درصد اظهار نظری ندارند.

در این گزارش درباره مطلع بودن دوستی فرزندان با جنس مخالف آمده است: ۶۰ درصد مادران مطلع بودند، ۳۱ درصد هر دو والدین مطلع بودند، ۹ درصد هیچ یک مطلع نبودند و از افرادی که دستگیر شده‌اند ۱۸٫۵ درصد می‌دانستند که پوششان متناسب با قوانین کشور نیست و ۶۳ درصد نمی‌دانستند .

دربخش دیگری از این گزارش در خصوص علت بدحجابی آمده است: ۳۰ درصد علت خاصی برای انتخاب این پوشش نداشتند، ۱۶٫۶ درصد تنوع‌طلبی و دوست داشتن و ۳۳ درصد هم موارد دیگر را مطرح کرده‌اند.

این گزارش در مورد نظر دستگیرشدگان در مورد مصونیت یا محدودیت حجاب آورده است: ۶۰ درصد افراد حجاب را مصونیت و ۲۳٫۸ درصد محدودیت دانستند و در مورد اینکه مدل لباس‌ها را از کجا انتخاب کرده بودند؛ ۷۰ درصد مغازه‌ها و مراکز خرید و ۱۰ درصد مشاهده مدل لباس دیگران، ۲۳ درصد سایر موارد را مطرح کرده‌اند.

نوشتن دیدگاه

بدحجابی عرف جامعه‌ی ایران نیست

مردمک در گزارشی از نتایج یک نظرسنجی که توسط سازمان ملی جوانان منتشر شده است خبر می‌دهد:

نتایج یک نظرسنجی سازمان ملی جوانان درباره دوره اول طرح «امنیت اجتماعی» نشان می‌دهد که ۷۰ درصد از پاسخ دهندگان گفته‌اند که رعایت نکردن معیارهای حجاب را جرم نمی‌دانند.

مجید امیدی، مدیرکل فرهنگی تربیتی سازمان ملی جوانان به خبرگزاری ایسنا گفته است که دیدگاه این ۷۰ درصد حاکی از ضعف عملکرد نهادهای مختلفی است که در امر فرهنگ‌سازی و تبیین ابعاد اجتماعی حجاب دخیل هستند. مدیرکل امور فرهنگی تربیتی سازمان ملی جوانان ادامه داد: ۵۷ درصد از پاسخگویان این نظرسنجی نیز، حجاب را امر شخصی دانسته‌اند. (منبع)

با خواندن همین چند خط این گزارش چند نکته به نظرم رسید:

۱- در ابتدا باید بگویم که من از جامعه‌شناسی هیچ تخصصی ندارم، اما با توجه به اعدادی که در این گزارش آمده است، می‌توانم این نتیجه‌گیری را بکنم که ۷۰ درصد از جامعه‌ی آماری این نظرسنجی (مثلا تهران)، با عدم رعایت نکردن حجاب مشکلی ندارند. این بدان معناست که اکثریت جامعه با کلمه‌ای به نام بدحجاب آشنایی ندارند و این کلمه را بی‌معنا می‌دانند.

این یعنی، بدحجابی از دید اکثریت جامعه یک ناهنجاری نیست و یک فرد بدحجاب (از دید آقایان) هنجارشکن نیست! چرا؟ چون تا جایی که دانش من قد می‌دهد، هنجار در هر جامعه‌ای برآیند دیدگاه و نظریات اکثریت آن جامعه است و به عبارتی عصاره‌‌ای از عرف جامعه است و براساس ارقام بالا عرف جامعه‌ی آماری مورد بررسی، تمام سخنان کسانی که بدحجابی را عامل زلزله و یا اهرمی برای فشار به دانشجو می‌دانند را رد می‌کند.

۲- نکته‌ی دیگر آن است که آقای امیدی از کم کارهای و ضعف عملکردهای نهادهای مختلف در فرهنگ‌سازی حجاب صحبت کرده است، حال آنکه تا جایی که من می‌دانم اکثریت افرادی که به بدحجابی و غربزدگی محکوم می‌شوند، متولدین دهه‌ی شصت هستند. اولین نسلی که بعد از انقلاب جمهوری اسلامی به دنیا آمده‌اند و تمام دوران خود را در این دوران گذرانده‌اند. نسلی که از اول دبستان در کتاب‌های درسی‌شان از حجاب و عفت عمومی خوانده‌اند و تا پایان دوران تحصیلات عالی (کارشناسی) نیز آن را می‌خوانند. حال چگونه امکان دارد با این شرایط از ضعف عملکرد نهادهای مختلف صحبت کرد؟

۳- در قسمتی از این گزارش بیش از نیمی از افراد جامعه‌ی آماری، حجاب را امری شخصی دانسته‌اند. حال آنکه چگونه امکان دارد که عده‌ای نظریات شخصی خود را بر اکثریت جامعه قالب کنند و سعی در تغییر عرف جامعه بکنند. عرفی که اکثریت آن بدحجابی را ناهنجاری نمی‌دانند!

نوشتن دیدگاه