۵ توییت برتر من در پاییز ۱۳۹۴

Twitter Gif

اگر از من بپرسید که محبوب‌ترین شبکه اجتماعی‌ام کدام است، به طور قطع از توییتر نام خواهم برد؛ به دلیل همین علاقه هم به صورت روزانه مطالبی که از نظرم جالب هستند را در این شبکه اجتماعی منتشر می‌کند. و در بسیاری از موارد هم با واکنش‌های مختلف از سوی کسانی که من را دنبال می‌کنند مواجه می‌شوم.

بر همین اساس دیدم بد نیست که در پایان هر فصل ۵ توییت پرطرفدارم را که بیشترین توجه را به خود جلب کرده‌اند را لیست کنم. ۵ توییتر زیر برترین توییت‌های من در پاییز ۱۳۹۴ بوده‌اند که مورد توجه بیش از ۲۷ هزار دنبال‌کننده‌ام قرار گرفته‌اند. دقت کنید که این آمار از بخش Analytics توییتر استخراج شده‌اند.

۱- نامعتبر بودن گواهینامه امنیتی TLS/SSL پلیس فتا (تعداد مشاهده: ۱۰٫۷۶۷):

۲- عدم اعتماد من به اپلیکیشن موبایل تلگرام (تعداد مشاهده: ۴٫۷۱۳):

۳- تولد آرش زاد و بی‌خبر مطلق از وی (تعداد مشاهده: ۳٫۶۳۰):

۴- نامزد شدن ابداع کننده بیت‌کوین برای جایز نوبل اقتصاد (تعداد مشاهده: ۳٫۶۱۹):

۵- عدم اطمینان من به اپلیکیشن تلگرام (تعداد مشاهده:‌۳٫۵۲۸):

نوشتن دیدگاه

آیا باید از واکنش مردم به مرگ مرتضی پاشایی تعجب کرد؟

در روزهای اخیر انواع و اقسام تحلیل‌های مختلف از سوی افراد مختلف در مورد واکنش مردم در برابر مرگ مرتضی پاشایی منتشر شده است و بسیاری از افراد شگفتی خود را از این داستان اعلام کرده‌اند. شگفتی‌ای که از نگاه من بی‌دلیل و بدون هیچ پشتوانه‌ای است زیرا اگر با مفهوم مانند Filter Bubble یا همان حباب فیلتر آشنا باشید این سطح واکنش برای‌تان کاملا قابل درک خواهد بود.

اما قبل از اینکه در مورد داستان حباب فیلتر و رابطه آن با مرگ مرتضی پاشایی صحبت کنم باید به این نکته اشاره کنم که تحلیل من براساس درکی است که از شبکه‌های اجتماعی دارم و تحلیل‌ها و تحقیق‌هایی که در این زمینه انجام داده‌ام و در این داستان به هیچ عنوان وارد بحث جامعه‌شناسی نمی‌شوم زیرا در این زمینه تخصص آنچنانی‌ای ندارم 🙂

حباب فیلتر چیست؟
اگر بخواهم حباب فیلتر را به صورت خلاصه توضیح بدهم، باید آن را شرایطی گفت که نتایج و محتوایی که شما در دنیای مجازی مشاهده می‌کنید براساس تمایلات شماست. به عنوان مثال فیس‌بوک محتوایی که شما در دیوار یا Wall حساب‌تان مشاهده می‌کنید را به کمک صدها ویژگی رتبه‌بندی و نمایش می‌دهد. به همین دلیل است که ممکن است شما از یک صفحه یا دوست‌تان ده‌ها محتوای مختلف به صورت روزانه مشاهده کنید اما از یک دوست صمیمی خود هفته‌ای یکبار مطلبی مشاهده کنید.

این وضعیت باعث می‌شود که شما بعد از مدتی تنها چیزهایی که دوست و علاقه به آنها دارید را مشاهده کنید. مثلا اگر شما در گوگل در مورد محسن نامجو جستجو کنید و در فیس‌بوک هم ترانه‌های مربوط به محسن نامجو را بازنشر کنید، گوگل و فیس‌بوک بعد از مدتی محتوایی را که مربوط به محسن نامجو و سبک موسیقی وی است را به شما نمایش می‌دهند.

تصویر زیر دقیقا نشان دهنده حباب فیلتر است به گونه‌ای که شما در یک حباب قرار می‌گیرید و تنها چیزهایی را مشاهده و می‌خوانید که به آنها علاقه نشان داده‌اید.

حباب فیلتر
حباب فیلتر (منبع)

رابطبه حباب فیلتر و داستان مرگ مرتضی پاشایی چیست؟
با این توضیح کوتاه در مورد حباب فیلتر، حالا بگذارید به داستان مرتضی پاشایی بازگردم.

با نگاهی به مقاله‌ها و مطالبی که در مورد واکنش مردم به مرگ مرتضی پاشایی منتشر شده است به راحتی می‌توان چهره شوکه شده برخی از تحلیل‌گران را دید به گونه‌ای که این واکنش مردم را خارق‌العاده و غیرمنتظره می‌دانند.

اما اگر واقعیت را بخواهید بدانید باید گفت که این تحلیل‌گران در حقیقت این واکنش را به این دلیل فوق‌العاده و غیرمنتظره می‌دانند چون آن را در حباب خودشان غیرمنتظره می‌دانند در حالی که از نگاه کاربری که ترانه‌های مرتضی پاشایی را منتشر و آخرین اخبار مربوط به وی را دنبال می‌کرده کاملا عادی است.

مشکل اساسی در داستان شگفتی تحلیل‌گران این نکته است که آنها فکر می‌کنند جامعه ایران همان ۱۰۰ یا ۱۰۰۰ نفری هستند که با آنها دوست هستند، دوستانی که قطعا از نظر دیدگاهی به یکدیگر نزدیک هستند چون اگر دیدگاه یکسان نداشتند، به هیچ عنوان دوست نمی‌شدند. به عنوان مثال هیچ گاه این افراد با یک جوان ۱۸ ساله که صفحه لیدی گاگا را لایک زده و یا عکس‌های اخیر کیم کارداشیان را منتشر می‌کند دوست نیستند و اگر هم باشند به احتمال زیاد دوستی خودشان را با وی قطع می‌کنند!

برای همین واکنش مردم به مرگ مرتضی پاشایی را می‌توان کاملا عادی و معمولی دانست، اگر و تنها اگر از حبابی که دور و بر خودمان ایجاد کرده‌ایم خارج شویم. خلاصه کلام آنکه این واکنش چیز خارق‌العاده و عجیبی نبوده است و در آینده هم بارها اتفاق خواهد افتاد.

در نهایت هم سه نکته زیر را بد نیست بیان کنم:

  • شبکه‌های اجتماعی زمانی ابزار خوبی برای تحلیل هر جامعه هستند که فاکتورهای مختلف دیگری از دنیای واقعی را نیز در آن دخیل کنیم.
  • در برنامه پرگار بی‌بی‌سی فارسی که مدتی قبل پخش شده است، در مورد حباب فیلتر صحبت کرده‌ام که می‌توانید آن را از اینجا تماشا کنید.
  • اگر می‌خواهید در مورد حباب فیلتر بیشتر بدانید، بد نیست کتاب The Filter Bubble: What The Internet Is Hiding From You را بخوانید و یا سخنرانی تد نویسنده این کتاب را در اینجا که با زیرنویس فارسی در دسترس است تماشا کنید.
نوشتن دیدگاه

آداب مشارکت در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی

در هفته گذشته در برنامه پرگار بی‌بی‌سی فارسی شرکت و در مورد این نکته صحبت کردم که آیا باید نگران رفتار کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی بودن یا نه.

شما می‌توانید این برنامه را در یوتیوب از طریق این لینک مشاهده کنید و یا اگر علاقه دارید به فایل صوتی آن گوش کنید، تنها کافی است که بر روی این لینک کلیک کنید.

خوشحال خواهم شد که پس از دیدن این برنامه نظر خود را در بخش نظرات و یا از طریق توییتر با من در میان بگذارید.

نوشتن دیدگاه

وقتی تکنولوژی انسان‌ها را به هم وصل اما تنها می‌کند!

با گسترش روزافزون تکنولوژی در جنبه‌های مختلف زندگی، بحث‌های مختلفی در مورد تاثیر آن بر روی افراد و جامعه به وجود آمده است که در مورد هر کدام از آنها تا کنون چندین کتاب منتشر شده است. به عنوان مثال کتاب The Filter Bubble به داستان تاثیر حلقه‌های دوستی و پیشنهادات وب‌سایت‌های مختلف به کاربران می‌پردازد و اینکه چگونه این پیشنهادات باعث می‌شود امکان کشف چیزهای جدید از افراد از طریق اینترنت از بین برود.

امروز در آرشیو چند ساله اورنوت‌ام در حال گشت و گذار بودم که به ویدیویی با عنوان «Connected, but alone?» برخورد کردم که در آن شری ترکل (Sherry Turkle) در مورد تاثیر تکنولوژی بر روی ارتباطات افراد صحبت کرده بود.

در این ویدیو که با زیرنویس فارسی نیز در دسترس است به نکات جالبی مانند اینکه افراد بیشتر و بیشتر به سمت خودنمایی بر روی فضای اینترنت پیش می‌روند اشاره شده است. به این صورت که افراد برای ایجاد ارتباط و حرف زدن با دیگران عکس و یا مطلبی را در فیس‌بوک یا توییتر منتشر نمی‌کنند، بلکه آن را به دلیل احساس کمبود توجه و تنها بودن منتشر می‌کنند!

خلاصه کلام اینکه این ویدیو ۲۰ دقیقه‌ای را حتما نگاه کنید 🙂

نوشتن دیدگاه

Twactivism یا مبارزه از زیر لحاف توییتری

در ماه‌های اخیر در مورد مبارزه از زیر لحاف چندین مطلب نوشته‌ام و در این بین بسیاری از افراد به من ایراد گرفته‌اند که تو مخالف همه چیز هستی و علاقه داری بر خلاف جهت جریان قالب شنا کنی.

امروز به صورت اتفاقی مطلبی در اکونومیست دیدم که واژه جدیدی را در آن معرفی کرده بود: Twactivism. واژه‌ای که مخلوطی از دو واژه Hacktivism و Slacktivism با Twitter است و اگر بخواهم آن را به فارسی ترجمه کنم، بهترین چیزی که به ذهنم می‌رسد عنوان همین مطلب است: مبارزه از زیر لحاف توییتری! حالا چرا؟

منبع: اکونومیست

منبع: اکونومیست

نمودار بالا تعداد توییت‌های ارسال شده از زمان گم شدن هواپیمای MH370 شرکت هوایی مالزی تا ۱۹ می (۲۹ اردیبهشت) را نشان می‌دهد. همانگونه که مشاهده می‌کنید تمام اتفاقاتی که توجه جهانی را به خود جلب کرده‌اند، بدون هیچ استثنایی بعد از یک مدت زمان کوتاه به فراموشی سپرده شده‌اند. این نکته بدان معناست که کاربران توییتر بعد از اینکه برای مدتی کوتاه در مورد یک موضوع صحبت کردند، آن را رها و به صورت کامل به فراموش می‌سپارند.

به عنوان مثال اگر به حجم توییت‌های ارسال شده در مورد هواپیمای MH370 نگاه کنید، متوجه می‌شویم که از ۲۷ مارس (۷ فروردین) این موضوع کاملا به فراموشی سپرده شده است. و یا می‌توان به داستان ربوده شدن دخترهای دانش‌آموز در نیجریه اشاره کرده که از نیمه آوریل (۲۶ فروردین) کاربران توییتر شروع به توییت کردن در مورد آن کردند و هم اکنون آن را به صورت کامل به فراموشی سپرده‌اند!

برای همین و با توجه به نمودار بالا آنچه که مشهود است این نکته است که کاربران توییتر بعد از هر رخدادی به شدت به آن توجه می‌کنند و در مدت زمان کوتاهی آن را به صورت کامل فراموش می‌کنند. اتفاقی که در میان کاربران فارسی‌زبان توییتر نیز رایج است.

مثلا در داستان سربازهای به گروگان گرفته شده توسط گروه تروریستی جیش‌العدل، کاربران به یکبار به آن توجه کردند و سپس موضوع را به صورت کامل فراموش می‌کردند. نمودار زیر به صورت کامل وضعیت توجه کاربران فارسی‌زبان به این موضوع را به خوبی نشان می‌دهد:

منبع: Small Media
منبع: اسمال مدیا

خلاصه کلام اینکه مبارزه از زیر لحاف در تمام دنیا شایع است و همانگونه که قبلا گفتم، این مبارزه ممکن است احساس خوبی به آدم بدهد، اما تاثیرگذار نیست.

نوشتن دیدگاه