مبارزه زیر لحافی از نوع #FreeIranianSoldiers

#FreeIranianSoldiers
تصویرسازی ۵ سرباز به گروگان گرفته شده، اثری از بزرگمهر حسین‌پور

با ظهور شبکه‌های اجتماعی در جهان، روش جدید مبارزه‌ای با نام «مبارزه از زیر لحاف (Slacktivism)» شایع شده است که قبلا در اینجا و در دومین شماره مجله گمانه در موردشان حرف زده‌ام.

در طی روزهای گذشته اتفاقی در شبکه‌های اجتماعی رخ داد که مجددا من را به یاد این مفهوم انداخت و آن هم کمپین #FreeIranianSodiers بود. کمپینی که هدفش اطلاع‌رسانی و توجه رسانه‌های مختلف به آن بود که به خوبی به هدفش رسید و توانست توجه رسانه‌های مختلف را جلب کند ولی متاسفانه مانند بسیاری از کمپین‌های دیگر هم اکنون به مصداق بارز مبارزه از زیر لحاف تبدیل شده است!

برای درک بهتر ماجرا بگذارید کمی به صورت تاریخی به داستان نگاه کنیم.

با نگاهی کلی به کاربران فارسی زبان در شبکه‌های اجتماعی و تجربه‌های مختلفی که در طی سالیان اخیر از فعالیت آنها وجود دارد، آنچه که واضح است این نکته است که به طور کلی کاربران فارسی زبان به سمت کمپین‌ها و کارهایی حرکت می‌کنند که هیچ هزینه احتمالی (از هر جهت) برای آنها نداشته باشد. به عنوان مثال شما هیچ گاه نمی‌توانید کمپین‌هایی مانند «نه به اعدام»، «نارنجی» یا هر چیز دیگری که ممکن است یک در میلیون برای کاربران مشکلی ایجاد کند، مشاهده کنید. از همین رو به طور کلی سوژه‌هایی در میان کاربران فارسی زبان با استقبال خوبی مواجه می‌شود که بی‌خطر یا اصطلاحا کم هزینه باشند مانند داستان حمله کاربران به صفحه فیس‌بوک مسی و یا کمپین ما جین می‌پوشیم و یا کمپین #FreeIranianSoldiers که عامل نوشتن این مطلب شده است.

البته در همینجا باید به این نکته اشاره کنم که این روش فعالیت در بین کاربران دیگر کشورها نیز شایع است و به عنوان مثال می‌توان به داستان نجات کودکان از بیماری فلج اطفال با لایک زدن صفحه فیس‌بوک اشاره کرد!

حالا بگذارید به کمپین نجات سربازان به گروگان گرفته شده در استان سیستان و بلوچستان توسط گروه تروریستی «جیش العدل» برگردیم.

از اولین ساعت‌های شروع این کمپین، من این کمپین را دنبال کرده‌ام و تا جایی که توانسته‌ام توییت‌های کاربران را خوانده‌ام. در این چند روزی که این توییت‌ها را دنبال کرده‌ام، به چند نکته جالب در مورد توییت‌های کاربران برخورد کرده‌ام که از نگاه من مدرکی بر مبارزه زیرلحافی کاربران است:

  • نوک حملات کاربران توییتر به سمت سازمان‌های بین‌المللی (مانند سازمان ملل) و حقوق بشری بوده است که به احتمال زیاد با خواندن پاراگراف های بالا دلیل آن را می‌توانید هم اکنون حدس بزنید: کم بودن هزینه حمله به این سازمان‌ها؛ در این میان کمتر کسی بود که به این نکته اشاره کند که مسئول جان سربازان به گروگان گرفته شده مرزبانی و نیروی انتظامی‌اند و در ابتدا به جای انتقاد از سازمان‌های بین‌المللی باید به انتقاد از خودمان بپردازیم که چرا این اتفاق افتاده است و… .
  • در ادامه این کمپین بسیاری از کاربران از عدم پوشش رسانه‌ای ماجرای تاسف‌بار گروگان‌گیری حرف زدند (که به حق بود) ولی به صورت کامل رسانه‌های داخل کشور را فراموش  کرده بودند. مثلا در روز بعد از انتشار خبر گروگانگیری، هیچ کدام از روزنامه‌های داخل کشور این خبر مهم را به عنوان خبر اول خود کار نکرده بودند در حالی که کاربران توییتر انتظار داشتند رسانه‌های خارجی آن را به عنوان خبر اول خود کار کنند!
  • به طور کلی هدف کمپین‌های آنلاین و به خصوص شبکه‌های اجتماعی اطلاع‌رسانی و جلب توجه رسانه‌ها و مقامات برای انجام اقدامات لازم است و در داستان کمپین #FreeIranianSoldiers هم هدف اطلاع‌رسانی بوده است که این کار با موفقیت و پوشش رسانه‌های مختلف انجام شد. براساس طبیعت رسانه‌ها، زمانی که یک خبر پوشش داده شود، تا زمانی که اتفاق جدید در مورد آن نیافتد، آن خبر دیگر مورد توجه رسانه‌های نخواهد بود. با این اوصاف، هدف کاربران توییتر برای ادامه این کمپین و توییت کردن هشتگ #FreeIranianSoldiers از نظر من مشخص نیست هر چند که می‌توان آن را به عنوان حرکتی برای ایجاد احساس مفید بودن و انجام دادن یک کار خوب توجیه کرد و یا به عبارتی مبارزه از زیر لحاف!
  • بررسی‌های من از توییت‌های ارسال شده همراه با هشتگ #FreeIranianSoldiers این را نشان می‌دهد که با ترند شدن این هشتگ، بسیار از کاربران ادامه کار را به صورت کامل فراموش کردند و انگار هدف تنها ترند کردن یک هشتگ بوده است که با ترند شدن آن، گروه تروریستی جیش العدل، ۵ سرباز بی‌گناه را آزاد می‌کند! داستانی مانند لایک‌هایی که کاربران در فیس‌بوک در زیر عکس‌های مختلف می‌زنند به این امید که با هر لایک خودشان یک دلار به فلان سازمان کمک می‌کنند.

علاوه بر نکات بالا، بد نیست به این نکته نیز اشاره کنم که اطلاع‌رسانی و ایجاد کمپین‌های آنلاین بسیار خوب است، اما کارهای مهمتری هم وجود دارند که افراد می‌توانند انجام دهند. مثلا تک تک کاربران توییتر می‌توانند با نمایندگان شهر خودشان در مجلس شورای اسلامی تماس بگیرند و نگرانی خودشان را در مورد شرایط سربازهای به گروگان گرفته شده اعلام کنند و یا آنکه با رسانه محل زندگی خود تماس بگیرند و خواستار پوشش خبر مربوط به ۵ سرباز بشوند و یا آنکه به سازمان‌های بین‌المللی ایمیل بزنند و خواستار واکنش آنها بشوند. هر چند که به دلیل ماهیت مبارزه از زیر لحاف، این کارها را کسی انجام نمی‌دهد.

خلاصه کلام اینکه مبارزه زیر لحافی هیجان‌انگیز است، راحت است، احساس خوبی به آدمی می‌دهد اما کاربردی نیست.

نوشتن دیدگاه

از بهترین وضعیت امنیت در مرزها تا گروگانگیری در سرباز

بعد از ماجرای بمب‌گذاری در مسجد جامع زاهدان، مطلبی تحت عنوان «ادعایی بزرگ اما نادرست- از آرامش کامل شرق ایران تا عملیات انتحاری در زاهدان» نوشتم و در آن از ادعاهای توخالی و نادرست مقامات امنیتی ایران در مورد امنیت در مرزهای شرق کشور انتقاد کردم.

حال آنکه امروز وب‌سایت ندای سبز آزادی از گروگانگیری ۶ نفر در حوالی شهرستان سرباز در استان سیستان و بلوچستان خبر داد و ساعاتی قبل نیز گروه تروریستی جندالله به صورت رسمی مسئولیت این گروگانگیری را بر عهده گرفت و از پخش تصاویر این عملیات گروگانگیری از طریق شبکه‌های بین‌المللی در روز آینده خبر داد.

این گروگانگیری در حالی از سوی گروه تروریستی جندالله انجام شده که در روز ۲۲ شهریور ۱۳۸۹، جانشین مرزبانی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران از امنیت کامل مرزهای ایران خبر داده بود:

امنیت مرزهای ایران در بهترین وضعیت

جانشین مرزبانی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران گفت: با وجود حضور نیروهای بیگانه و ناامنی برخی کشورهای همسایه؛ ضریب امنیتی مرزهای کشور در بهترین وضعیت قرار دارد.

سردار گراوند با بیان اینکه حضور موثر و مقتدرانه مرزبانان موجب برقراری امنیت کامل در مرزهای کشور شده است تصریح کرد، برقراری امنیت پایدار و باثبات در گستره وسیع مرزهای کشور در شرایطی که در دو کشور همسایه مشکلات امنیتی وجود دارد؛ موجب اقتدار و توانمندی بیش از پیش کشور شده است .

جانشین مرزبانی ناجا گفت: مرزبانان نیروی انتظامی با تلاش شبانه‌روزی وبهره‌گیری از توان نظامی بالا بشدت با هرگونه تهدید و ناامنی در مرزهای کشور برخورد می‌کنند. (منبع)

اما نکته‌ی قابل تامل آن است که این گروگانگیری مانند حادثه‌ی بمب‌گذاری در مسجد جامع زاهدان، در حدود ۷۲ ساعت بعد از سخنان یک مقام امنیتی (جانشین مرزبانی نیروی انتظامی) توسط گروه تروریستی جندالله انجام شده است (۲۵ شهریور ۱۳۸۹) و گویی این گروه تروریستی منتظر سخنان مقامات امنیتی ایران نشسته است تا بعد از ۷۲ ساعت به آن پاسخ بدهد!

پی‌نوشت:

– با تلاش ماموران سپاه پاسداران، ۵ نفر از گروگان‌ها آزاد و یکی از آنها در درگیری بین دو طرف کشته شده است. (بی‌بی‌سی)

نوشتن دیدگاه

خشونت در هر حالتی محکوم است

از دیدگاه من خشونت از سوی هر دولت، رژیم، سازمان و فردی محکوم است و همواره به این جمله اعتقاد دارم که خشونت، خشونت می‌آورد. به همین دلیل است، هنگامی که از حملات تروریستی در استان سیستان و بلوچستان با خبر شدم، در اولین واکنش خودم آن را عملی احمقانه عنوان کردم.

از دیدگاه من، مهمترین و والاترین چیزی که در سراسر جهان وجود دارد، جان انسان است، حال می‌خواهد جان هر کسی باشد؛ جان دشمن من باشد یا جان پدر و مادر من. مهم این است که برای جان انسان‌ها ارزش قائل هستم و برای من کشته شدن یک انسان به اندازه‌ی کشته شدن ۱۰۰ انسان، ناراحت‌کننده است. همانگونه که بارها گفته‌ام، جنگ خوب و بد نمی‌شناسد، در جنگ هیچ کس برنده نیست، و آقای تروریست هم در راهی اشتباه قدم بر می‌دارد.

اما نکته‌ای را آرش کمانگیر عزیز در مورد حادثه‌ی تروریستی چند روز پیش گفته است که به نظر من بسیار مهم است:

اگر سپاه و جندالله را از نظر میزان تاثیرِ من و تو، بعنوان شهروندان ایران، در آنها مقایسه کنیم، جندالله اساسا به رایِ من و تو کاری ندارد، اما سپاه با چند پیچ و خم و سربالایی و سرپایینی، سرش به ساختارهایی وصل می‌شود که رایِ من و تو درشان تاثیر دارد. هرچقدر که این تاثیر کم باشد، از صفر بیشتر است.

و باز هم تاکید می‌کنم که باید من و شما، خشونت را نفی کنیم، تا بتوانیم آن را در جامعه نهادینه کنیم.

نوشتن دیدگاه

آقای تروریست، گناه این مردم چه بود؟

آقای تروریست،

می‌دانم زبان گفتمان تو، تنها و تنها کشتن انسان‌ها و کودکان مظلوم است، اما خوشبختانه روش گفتمان من مانند تو نیست و من تنها و تنها با قلمم با تو صحبت می‌کنم. آقای تروریست برای من سوال پیش آمده است که گناه این دختر معصوم که باید هم اکنون در آغوش مادرش می‌بود، چیست؟ گناه وی چیست که باید قربانی افکار مرتجع تو باشد؟

آقای تروریست،

برای من سوال است که گناه این سه کودکی که در هنرنمایی تو کشته شده‌اند، چه بوده است؟ آیا تا به حال فکر کرده‌ای که این کودکان هنوز فرق خوب و بد را نمی‌دانند؟ آیا تا به حال فکر کرده‌ای که کشتن انسان‌های بی‌گناه تو را به بهشت نمی‌برد؟ در ضمن این بهشت تو، چگونه بهشتی است که کلید راهیابی به آن کشتن انسان‌هاست؟

اسامی 15 نفر از قربانیان بمب‌گذاری مسجد امیرالمومنین

آقای تروریست،

خیلی دوست دارم که تو را اعدام نکنند و حکم حبس ابد برایت ببرند، می‌دانی چرا؟ به این دلیل دوست دارم این کار را بکنند تا برای رفتن به بهشتی که در مغزت داری سال‌های سال لَه‌لَه بزنی تا در این راه پوچ موهایت سفید شود.

نوشتن دیدگاه