سایفرپانک، کتابی که کتاب نیست!

کتاب «سایفرپانک: آزادی و آینده اینترنت یا Cypherpunks: Freedom and the Future of the Internet» را حدود یک سال پیش خریده بودم و در لیست کتاب‌هایی بود که باید هر چه زودتر می‌خواندم چون موضوع کتاب یکی از محبوب‌ترین موضوع‌های من است. این کتاب که نام جولیان آسانژ را به عنوان نویسنده با خود به یدک می‌کشد، در نگاه اول کتاب جذابی به نظر می‌رسید اما با خواندن فصل اول آن دیدگاهم به صورت کامل در مورد آن عوض شد و از یک کتاب هیجان‌انگیز به یک کتاب زیر حد متوسط رسید!

دلیل این اتفاق هم به ساختار کلی کتاب بازمی‌گردد که این کتاب در حقیقت کتاب نیست بلکه متن گفتگوی ۴ نفر است که تحت عنوان یک کتاب چاپ شده است! مثلا فرض کنید که شما با چهار نفر در حال گپ هستید و سپس متن کامل آن گپ را به عنوان کتاب منتشر می‌کنید.

همانگونه که گفتم این کتاب حاوی متن صحبت‌های ۴ فردی است که در دنیای اینترنت حرف‌های زیادی برای گفتن دارند؛ این ۴ نفر عبارتند از: جولیان آسانژ که با وب‌سایت ویکی‌لیکس و انتشار اسناد محرمانه دولت آمریکا به شهرت جهانی رسید، جیکوب اپلبام که یکی از افرادی اصلی توسعه‌دهنده پروژه تور (Tor)‌ است، جرمی زیمرمن که یکی از افراد پرسابقه در زمینه دفاع از آزادی اینترنت است و اندی مولر هکر آلمانی که یکی از اعضای پرسابقه کلوب کامپیوتری هرج و مرج (Chaos Computer Club) بوده است.

در این کتاب این ۴ نفر به نکات جالبی در مورد دسترسی آزاد اطلاعات، آزادی دسترسی به اینترنت و… می‌پردازند که بسیاری از آنها برای اکثر کاربران ایرانی ممکن است رادیکال به نظر برسد. مثلا در بخشی از این کتاب در مورد سانسور اینترنت صحبت می‌شود و در آن هر ۴ نفر بر روی این نکته اتفاق نظر دارند که اینترنت به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی نباید سانسور شود و کاربران اینترنت باید این قدرت را داشته باشند که چه چیزی را مشاهده کنند و چه چیزی را نه. یا آنکه در بخشی دیگر به این نکته اشاره می‌شود که اکثر مقامات و افراد در مورد جنگ سایبری حرف می‌زنند در حالی که هیچ کس، حتی یک نفر در مورد صلح سایبری سخنی نمی‌گوید.

علاوه بر این در بخشی از کتاب به نکته‌ای جالب اشاره می‌شود که توسط مسئولین ایران هم برای توجیه سانسور اینترنت بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد: اینترنت باید برای مقابله با بچه‌خواهی، تروریسم، پولشویی و موارد مخدر کنترل و سانسور شود.

خلاصه کلام آنکه هر چند که نام آسانژ بر روی این کتاب خورده است، اما خواندن و نخواندن آن آنقدرها فرقی نمی‌کند چون هیچ نکته مهم فلسفی‌ای در این کتاب نمی‌آموزید و تنها متن گفتگوی چهار نفر را می‌خوانید.

کتاب‌هایی دیگری که خوانده‌ام و در مورد آنها نوشته‌ام را اینجا می‌توانید ببینید.

نوشتن دیدگاه