چرا رفع فیلترینگ اینترنت در ایران بیشتر شبیه جوک است؟

اگر از کاربران شبکه‌های اجتماعی باشید به طور قطع با داستان دسترسی به شبکه‌های اجتماعی بدون استفاده از ابزارهای دور زدن فیلترینگ در شب گذشته آشنا هستید و احتمالا خودتان نیز آن را تجربه کرده‌اید. اتفاقی که خبر آن از گاردین و نیویورک تایمز نیز سردرآورد و بسیاری از کاربران این اتفاق را پایان فیلترینگ بیش از ۴ سال فیس‌بوک و توییتر دانستند. ایده‌ای که از نظر من به رویایی خوش شباهت دارد و چه دل‌مان بخواهد و چه دل‌مان نخواهد، فیلترینگ اینترنت در ایران برای مدت‌های طولانی پایدار خواهد بود و به این زودی‌ها فیلترینگ وب‌سایت‌هایی مانند شبکه‌های اجتماعی حذف نخواهد شد.

فیلترینگ فیس‌بوک و توییتر

برای این ادعا هم چندین دلیل دارم که مهمترین آنها عبارتند از:

۱- حکومت ایران در طی یک دهه گذشته میلیون‌ها دلار برای سیستم فیلترینگ و سانسور اینترنت خود هزینه کرده است و هیچ عقل سلیمی از هزینه شدن این حجم بودجه، یک شبه و به یک باره چشم‌پوشی نمی‌کند. این بدان معناست که نباید از ایران انتظار داشت که یک شبه فیلترینگ اینترنت را از بین ببرد و یا کاهش دهد. مثلا از نگاه من خوشحالی کاربران توییتر در برداشته شدن فیلترینگ این شبکه اجتماعی بسیار جای تعجب داشت زیرا این روش حذف فیلترینگ بعد از چهار سال حمله مداوم به شبکه‌های اجتماعی‌ای مانند توییتر و فیس‌بوک کمی خنده‌دار به نظر می‌رسد.

۲- یکی از مهمترین جنبه‌های فیلترینگ اینترنت در ایران جنبه اقتصادی آن است. این بدان معناست که با فیلتر و مسدود شدن وب‌سایت‌های مختلف، تعداد زیادی در حال کسب درآمد از آن هستند. از نظر من برخی از اعضای کمیته فیلترینگ اینترنت از جمله کسانی هستند که نیاز شدید به فیلترینگ اینترنت دارند زیرا به کمک آن می‌توانند برای خود درآمدهای هنگفتی به دست آورند. شاید یکی از این افراد را بتوان روح‌الله مومن‌نسب دانست که براساس شواهدی از فیلترینگ به عنوان ابزاری برای کسب درآمد و زورآزمایی با دیگران استفاده می‌کند.

علاوه بر این فیلترینگ اینترنت را می‌توان ابزاری برای حذف رقیب دانست. چگونه؟

فرض کنید که شما وب‌سایتی دارید که ایده آن برای اولین بار در ایران در حال اجرا است. شما با تمام تلاش خود وب‌سایت را راه‌اندازی می‌کنید و موفق می‌شوید که در این زمینه پیشتاز باشید. حالا یکی از افراد بانفوذ که دستی هم در کمیته فیلترینگ دارد به فکر ایجاد چنین سایتی می‌افتد و براساس اخلاق ما ایرانی‌ها که فلانی راه انداخته و موفق شده، چرا من راه نیاندازم، وب‌سایتی کاملا مشابه (به عبارتی کپی) مانند آنچه شما راه‌اندازی کرده‌اید ایجاد می‌کند و سپس به دلایل واهی درخواست فیلترینگ وب‌سایت شما صادر می‌شود! حدس زدن باقی ماجرا ساده است، نه؟!

خلاصه آنکه ای کاربران اینترنت در ایران، با چند ساعت دسترسی به شبکه‌های اجتماعی و دیگر وب‌سایت‌های فیلتر شده خوشحال نشوید زیرا رفع فیلترینگ اینترنت در ایران یک شبه اتفاق نمی‌افتد و در خوشبینانه‌ترین حالت دستکم تا پایان دولت یازدهم باید صبر کرد. برای همین رفع فیلترینگ اینترنت در ایران به صورت آنی بیشتر شبیه یک جوک خنده‌دار است تا یک واقعیت!

نوشتن دیدگاه

آیا ایران بدون فیلترینگ با ایران با فیلترینگ فرقی می‌کند؟

فیلترنت

آرش کمانگیر در مطلبی با عنوان «شرکت یا عدم شرکت در انتخابات؛ مساله این نیست» در مورد انتخابات ریاست جمهوری پیش رو صحبت کرده است، اما آنچه که برای من در این مطلب جالب بود این بخش نوشته اوست:

ساختار حاکم بر ایران اینترنت را فیلتر می‌کند و اجازه‌ی فعالیت شهروندان در فضای مجازی را از آن‌ها می‌گیرد. شهروندان٬ یا لااقل بخشی از آن‌ها که صدایشان بلند است٬ اعتراض می‌کنند و رفع فیلترینگ را خواستار می‌شوند. حاکم فیلتر می‌کند٬ شهروند فیلتر می‌شکند. مساله فعل نیست. دو طرف مخاصمه از دو سوی متضاد به آن وارد می‌شوند. این بخش مساله اصلا اتفاق عجیبی نیست. آن چه عجیب است این است که کم‌تر دیده‌ام درباره‌ی موضوع اصلی حرف زده شود. سوال اساسی این است٬ فیلترینگ اساسا چه اهمیتی دارد؟ بود یا نبودش چقدر مهم است؟ ایران ِ بدون فیلترینگ چه تفاوت‌هایی با ایران ِ با فیلترینگ دارد؟

بدون داشتن جواب‌هایی برای این سوال‌ها٬ آن‌چه اتفاق می‌افتد صرفا زورآزمایی است. رو کم کنی است. می‌زنی٬ پس می‌زنم. معلوم نیست برنامه برای بعد از پایان دعوا چیست. آیا مثلا کسی تصور می‌کند با ریختن دیوار فیلترینگ تضمینی هست که به یک ایران دموکراتیک نزدیک‌تر شویم؟ من هم جواب این سوال‌ها را نمی‌دانم٬ اما داشتن یک جواب ِ قابل دفاع به این سوال‌ها مهم است.

بخش‌هایی که پررنگ کرده‌ام بخش‌هایی هستند که می‌خواهم در این مطلب در مورد آنها صحبت کنم و به آنها پاسخ بدهم تا این مسئله را روشن کنم که سانسور اینترنت در ایران بسیار بسیار مخرب‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کنید!

فیلترینگ اساسا چه اهمیتی دارد؟ بود و نبودش چقدر مهم است؟

فیلترینگ و سانسور اینترنت بیشتر از آنچه که فکرش را بکنیم اهمیت دارد آن هم فیلترینگ احمقانه اینترنت در ایران که عده‌ای در یک کمیته متوهم دور هم نشسته‌اند و برای خودشان سایت‌های مختلف را بدون آنکه بدانند کاربرد و کارکرد آنها چیست، فیلتر می‌کنند. مثلا قبلا در مطلبی حرف از فیلتر بودن ۳۳ درصد از ابزارهای برتر آموزش الکترونیکی در ایران زدم (هر چند که هم اکنون این درصد بسیار بیشتر است). اگر همین عدد را در نظر بگیرم، باید بگویم که از هر ۳ وب‌سایت آموزشی یک وب‌سایت در ایران فیلتر است و امکان دسترسی به آن برای کاربر عادی وجود ندارد و یا به سختی وجود دارد.

با همین نمونه ساده می‌توان به راحتی به این نکته رسید که فرآیند آموزش و آگاه شدن مردم ایران با وجود فیلترینگ احمقانه دچار مشکلات فراوانی است به گونه‌ای که اگر فردی بخواهد یک ویدیو آموزشی چگونگی استفاده از اکسل را در یوتیوب مشاهده کند، باید از هفت خان رستم رد شود.

ایران بدون فیلترینگ چه تفاوت‌هایی با ایران با فیلترینگ دارد؟

پاسخ دادن به این سوال کار آسانی نیست زیرا برای پاسخ به آن نیاز به آمار و ارقام مختلف است اما آنچه که از نگاه من کاملا واضح است آن است که ایران بدون فیلترینگ با ایران با فیلترینگ یک تفاوت اساسی دارد: ایران بدون فیلترینگ پویاتر است. علت این ادعا نیز به این نکته باز می‌گردد که نبود فیلترینگ و مشکلات دیگری مانند سرعت پایین اینترنت و… باعث می‌شود که کاربران اینترنت ذهنی پویاتر داشته باشند و خلاقیت‌های مختلفی از خود نشان دهند. مثلا کاربر اینترنت به جای آنکه به فکر دور زدن فیلترینگ فیس‌بوک یا یوتیوب باشد، با مراجعه راحت به آنها و خواندن مطالب و آموختن نکات مختلف، ذهنی بازتر برای تاثیرگذاری مثبت در جامعه خواهد داشت.

آیا مثلا کسی تصور می‌کند با ریختن دیوار فیلترینگ تضمینی هست که به یک ایران دموکراتیک نزدیک‌تر شویم؟

به طور قطع هیچ کسی نمی‌تواند چنین ادعایی را بکند که اگر فیلترینگ احمقانه در ایران برداشته شود همه چیز در ایران گل و بلبل می‌شود و مثلا ایران دموکراتیک به وجود می‌آمد؛ اما آنچه که از نظر من کاملا مشهود است این نکته است که دیوار فیلترینگ دیواری است که آگاهی مردم در مورد زندگی روزمره‌یشان را دچار مشکل کرده است. مثلا اگر دیوار فیلترینگ وجود نداشته باشد، فارس‌نیوز و یا رجانیوز مزخرفاتی که در ذهن بیمار خود دارند را نمی‌توانند به راحتی به خورد جامعه بدهند، خرافات در جامعه کمتر رواج خواهد داشت و… .

از نگاه من فیلترینگ اینترنت در ایران هم اکنون دشمن شماره یک آموزش کاربران ایرانی است و منظور من از آموزش چیزهای ساده‌ای مانند یاد گرفتن یک نرم‌افزار و یا چگونگی استفاده درست از یک ابزار است.

و آن چیزی که نباید فراموش شود آن است که آموزش یکی از شاه کلیدهای دموکراتیک کردن یک جامعه است و تا زمانی که مردم عادی در جامعه‌ای آموزش داده نشوند، آن جامعه دموکراتیک نخواهد شد.

به همین دلیل از نگاه من ایران بدون فیلترینگ بسیار متفاوت‌تر از ایران با فیلترینگ است. در نهایت هم خواندن این مطلب قدیمی با عنوان «فیلترینگ اینترنت فرصت نیست، فاجعه است» را پیشنهاد می‌کنم که در آن به نقد نظریه خوب بودن فیلترینگ اینترنت پرداخته‌ام.

نوشتن دیدگاه

روش جدید سانسور توسط کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه چیست؟

از نظر من اینترنت و سانسور آن در ایران یکی از شاهکارهای قرن ۲۱ است و یقین دارم که در آینده از آن به عنوان نمونه‌ای شکست خورده و روشی برای هدر دادن پول یک کشور یاد خواهد شد. در همین راستا نیز هر روز روش‌ها و حرکات خیره‌کننده‌ای را می‌توان از مسئولین ایران مشاهده کرده که نمی‌توان هیچ توضیح منطقی وعقلانی برای آنها پیدا کرد. آخرین نمونه‌ی این حرکات محیرالعقول را می‌توان مسدود شدن کلیه‌ی پورت‌های وی‌پی‌ان دانست که بدون هیچ توضیح و واکنشی و تنها با تکذیب‌های خنده‌دار و مضحک، در حال انجام آن هستند.

این مقدمه را گفتم که به شاهکار اخیر کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه اشاره کنم که در آن با میزبان هاست یک وب‌سایت تماس می‌گیرند و از وی درخواست حذف یک مطلب را می‌کنند!

وبلاگ رسمی وب‌سایت وبلاگ‌نیوز، در ۱۸ بهمن ماه مطلبی با عنوان «یک اتفاق عجیب!» را منتشر کرده است که در آن پرده از شیوه‌ای جدید برای سانسور وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های داخل ایران برداشته است. براساس آنچه که وبلاگ‌نیوز منتشر کرده است، در این شیوه جدید، کمیته مصادیق محتوای مجرمانه با ارسال ایمیل به میزبان وب‌سایت وبلاگ‌نیوز، درخواست حذف یک مطلب را به صورت فوری کرده است که این میزبان هم به دلیل آنکه دستش به جایی بند نبوده است تا از تخلف کمیته مصادیق محتوای مجرمانه شکایت کند، آن مطلب را از روی وبلاگ‌نیوز و بدون اطلاع مسئولین این وب‌سایت، حذف کرده است.

برای همین اگر فردا روزی دیدید که کمیته مصادیق محتوای مجرمانه یک مامور را به درب خانه‌ی شما فرستاده است که بالای سر شما بایستند تا یک مطلب را از وبلاگ خود پاک کنید، اصلا تعجب نکنید چون دوستان در حال ابداع روش‌هایی جدیدی هستند تا به کار سانسور و سرکوب آنلاین خود کمی هیجان بدهند 🙂

متن مطلب «یک اتفاق عجیب» در وبلاگ وبلاگ‌نیوز

نوشتن دیدگاه

فیلتر بودن ۳۳ درصد ابزارهای برتر آموزش الکترونیکی در ایران

مدتی قبل آی‌کلاب لیستی از ۱۲ ابزار آموزشی الکترونیکی را منتشر کرد که با دیدن این لیست، به فکر چک کردن آنها از نظر فیلتر بودن/نبودن افتادم. به همین دلیل این لیست ۱۲ تایی را که عبارتند از توییتر، یوتیوب، گوگل داکس، موتور جستجوی گوگل، وردپرس،‌دراپ باکس، اسکایپ، پاورپوینت، فیس‌بوک، ویکی‌پدیا، موودل و اوردنونت را بررسی کردم که حاصل آن گراف زیر شد:

براساس این گراف، دسکتم ۳۳ درصد از ۱۲ ابزار برتر آموزش الکترونیکی در سال ۲۰۱۲ در ایران فیلتر هستند! و شاید همین گراف مدرکی بر ادعای من باشد که در آن اعتقاد دارم فیلترینگ و کمیته‌ی فیلترینگ در ایران، دشمن شماره یک آموزش کاربران اینترنت در ایران هستند. دشمنی که در آن با مسدود کردن ابزارهای مختلف و دادن پر و بال‌های الکی به آنها، باعث می‌شوند که کاربران ایرانی از جریان واقعی‌ای که در دنیای اینترنت در حال رخ دادن است، عقب بمانند.

علاوه بر این نباید فراموش کنیم که عقب ماندن از این جریان هزینه‌ای گزاف را برای تک تک کاربران اینترنت در ایران در پی خواهد داشت، هزینه‌ای که با گذشت سالیان زیاد قابل جبران خواهد بود. به عنوان مثال هم اکنون فیلترینگ، رفتار و درک کاربران اینترنت در ایران را به صورت کامل تغییر داده است و شاید بهترین نمونه را می‌توان یوتیوب دانست که منبعی بی‌انتها برای آموزش و یادگیری در هر زمینه‌ای است؛ از آموزش ریاضی تا فیزیک کوآنتوم، آن هم به صورت رایگان که هم اکنون تنها و تنها به عنوان ابزاری سیاسی به کاربران ایرانی معرفی می‌شود.

و برای همین است که از نگاه من فیلترینگ فاجعه به بار می‌آورد، نه فرصت.

پی‌نوشت:
– در مورد ۵۸ درصد ابزار آموزشی فیلتر نشده هم باید بگوییم که برخی از آنها به صورتی فیلتر هستند. مثلا درست است که ویکی‌پدیا فیلتر نیست، اما برخی از صفحات و تصاویر آن فیلتر هستند. موتور جستجوی گوگل و یا اسکایپ هم بسته به شرایط سیاسی/ اجتماعی و حال و روز افرادی مانند جناب آقای مومن‌نسب، هر از چند گاهی فیلتر می‌شوند و مجددا در دسترس کاربران قرار می‌گیرند.

نوشتن دیدگاه

مومن‌نسب را جایگزین فیلترینگ کنیم!

قبل از هر چیزی، اگر نمی‌دانید جناب آقای روح‌الله مومن‌نسب کیست، بد نیست که این ویدیو را مشاهده کنید و یا اینکه این مصاحبه را گوش کنید تا به جایگاه ویژه‌ی آقای مومن‌نسب در ساختار فیلترینگ اینترنت در ایران و تئوری‌های ایشان در مورد اینترنت آشنا شوید 🙂

حالا منظور از عنوان این مطلب چیست؟

این ایده چند ساعت پیش به ذهنم رسید که یک روش بدون دردسر برای نشان دادن اعتراض به وضعیت خنده‌دار فیلترینگ در ایران است، وضعیتی که در آن چند نفر برای بیش از ۳۲ میلیون کاربران اینترنت در ایران تصمیم می‌گیرند و بدون هیچ توضیحی جیمیل را مسدود و سپس باز می‌کنند. و یا آنکه فردی که دامنه‌هایی مانند Daghkon.ir دارد، سخن از اینترنتی برای خودمان می‌کند که از بقیه جدا باشد!

داستان این ایده آن است که هم اکنون برای آنکه بسیاری از وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌ها از سیستم فیلترینگ اینترنت که دیگر دامن خود وبلاگ‌نویسان حامی دولت را نیز گرفته است، رها شوند، به جای استفاده از فیلترینگ، از فیلطر یا فیل تر استفاده می‌کنند. خوب، هم اکنون می‌توانیم به جای آنکه از فیلترینگ، سانسور، مسدود شدن و واژه‌هایی که ممکن است یک وبلاگ را قربانی فیلترینگ کند، از واژه‌ی «مومن‌نسب» استفاده کنیم 🙂 مثلا من از این به بعد به جای اینکه بگویم «وبلاگم فیلتر شد»، می‌گویم «وبلاگم مومن‌نسب شد».

مزیت این کار اول از همه این است که فردی که خود را مغز متفکر و کارشناس امور فیلترینگ در ایران معرفی می‌کند، اعتراض کاربران را مشاهده می‌کند و اگر بخواهد با این روش مقابله کند، باید اسم خودش را فیلتر کند که شامل وبلاگش نیز خواهد شد 🙂

به همین دلیل اگر از این پس خواستید در مورد فیلترینگ توییت کنید، مطلبی بنویسید و…، به جای آن از واژه‌ی «مومن‌نسب» استفاده کنید. در توییت‌ها نیز این واژه‌ها را تگ کنید: #مومن‌نسب.

پی‌نوشت: لینک وبلاگ مومن‌نسب را به دلیل اینکه وبلاگش حاوی بدافزار است از این پست حذف کرده‌ام.

نوشتن دیدگاه