تندرو نباشیم

تندرویی مقدمه‌ای برای خشونت و خشونت مقدمه‌ای برای کشتار و کشتار مقدمه‌ای برای شروع سیکل معیوبی به نام ناامنی و انتقام است که سرانجامش باز هم کشتن انسان‌ها است.

جملات بالا را نوشتم تا خطری را که این روزها ایران را تهدید می‌کند را بازگویی کنم. خطری به نام تندرویی که تنها و تنها نتیجه‌ی احساسات و عواطف است و در آن هیچگونه منطق و تفکری وجود ندارد! و مطمئن هستم که اگر این تندروی‌ها ادامه پیدا کند، روزی را خواهیم دید که در آن خشونت در جامعه بیداد می‌کند.

به همین دلیل باز هم مانند گذشته تاکید می‌کنم که برای هر کاری، باید از خشونت و تندروی دوری کرد. برای همین باز هم به تو دوست گرامی می‌گویم:

آهای رفیق،

تندروی را کنار بگذار و از نابود کردن این و آن خوشحال نشو، چون زمانی هم کسی پیدا می‌شود که می‌خواهد تو را نابود کند!

نوشتن دیدگاه

خشونت در هر حالتی محکوم است

از دیدگاه من خشونت از سوی هر دولت، رژیم، سازمان و فردی محکوم است و همواره به این جمله اعتقاد دارم که خشونت، خشونت می‌آورد. به همین دلیل است، هنگامی که از حملات تروریستی در استان سیستان و بلوچستان با خبر شدم، در اولین واکنش خودم آن را عملی احمقانه عنوان کردم.

از دیدگاه من، مهمترین و والاترین چیزی که در سراسر جهان وجود دارد، جان انسان است، حال می‌خواهد جان هر کسی باشد؛ جان دشمن من باشد یا جان پدر و مادر من. مهم این است که برای جان انسان‌ها ارزش قائل هستم و برای من کشته شدن یک انسان به اندازه‌ی کشته شدن ۱۰۰ انسان، ناراحت‌کننده است. همانگونه که بارها گفته‌ام، جنگ خوب و بد نمی‌شناسد، در جنگ هیچ کس برنده نیست، و آقای تروریست هم در راهی اشتباه قدم بر می‌دارد.

اما نکته‌ای را آرش کمانگیر عزیز در مورد حادثه‌ی تروریستی چند روز پیش گفته است که به نظر من بسیار مهم است:

اگر سپاه و جندالله را از نظر میزان تاثیرِ من و تو، بعنوان شهروندان ایران، در آنها مقایسه کنیم، جندالله اساسا به رایِ من و تو کاری ندارد، اما سپاه با چند پیچ و خم و سربالایی و سرپایینی، سرش به ساختارهایی وصل می‌شود که رایِ من و تو درشان تاثیر دارد. هرچقدر که این تاثیر کم باشد، از صفر بیشتر است.

و باز هم تاکید می‌کنم که باید من و شما، خشونت را نفی کنیم، تا بتوانیم آن را در جامعه نهادینه کنیم.

نوشتن دیدگاه