اتیوپی، کشور عدد یک

در هفته‌ی گذشته یکی از خبرهایی که با توجه‌ی بسیاری از رسانه‌ها مواجه شد، داستان جرم اعلام شدن استفاده از سرویس‌های VoIP مانند اسکایپ، گوگل تاک و… در اتیوپی بود به گونه‌ای که براساس این قانون، در صورت استفاده از این ابزارهای مکالمات اینترنتی، افراد در این کشور با ۱۵ سال زندان مواجه خواهند بود!

زمانی که این خبر را دنبال می‌کردم، با ویدیوی جالبی از سخنرانی یکی از روزنامه‌نگاران در تبعید اتیوپی با نام آببه گلاو (Abebe Gellaw) در Oslo Freedom Forum 2012 مواجه شدم که به وضعیت اسفبار اتیوپی در زمینه‌ی آزادی بیان و حقوق بشر پرداخته بود.

به عنوان مثال، اتیوپی که جمعیتی حدود ۸۰ میلیون نفر دارد، دارای تنها یک تلویزیون ملی است که به صورت کامل تحت نظر دیکتاتور این کشور، ملس زناوی (Meles Zenawi) است. دیکتاتوری که عنوان نخست‌وزیر این کشور را دارد، اما در حقیقت پادشاه زورگو و بی‌چون و چرای اتیوپی است!

در اتیوپی تنها یک روزنامه‌ی ملی با تیراژ ۳۰ هزار نسخه برای جمعیت ۸۰ میلیونی این کشور منتشر می‌شود و علاوه بر این تنها یک روزنامه‌ی انگلیسی‌زبان در این کشور منتشر می‌شود که تنها به دست افراد خارجی مانند سفیرها، دیپلمات‌ها و… می‌رسد.

علاوه بر آن، اتیوپی تنها یک رادیوی ملی دارد که در آن به صورت روزانه از نخست‌وزیر و دیکتاتور خونخوار این کشور تعریف و تمجید می‌شود.

اما شاید قسمت جالب ماجرا در مورد خدمات مخابراتی و اینترنتی در اتیوپی باشد به گونه‌ای که تنها یک شرکت مخابرات و یک شرکت خدمات‌دهنده‌ی اینترنت یا همان ISP در این کشور در حال فعالیت هستند. سانسور اینترنت در در کشور به شدت بالاست و ایمیل‌های رد و بدل شده توسط افراد در اتیوپی به شدت تحت کنترل و زیر نظر است. و در ادامه‌ی همین انحصارطلبی و ترس شرکت مخابرات این کشور از ارزان بودن خدمات VoIP نسب به تماس‌های تلفنی، استفاده از این خدمات در اتیوپی جرم اعلام شده است!

با وجود علاقه‌ی زیاد دیکتاتور اتیوپی به عدد یک، وی در یک مورد به این عدد علاقه ندارد و آن بازداشت و کشتن هموطنانش است! به عنوان مثال، زناوی در انتخابات مجلس سال ۲۰۰۵ حدود ۴۰ هزار نفر را بازداشت و ۱۹۵ نفر را کشته است، اما به دلیل داشتن روابط صمیمی با دولت‌های آمریکا و اروپا، فارغ از هرگونه تحریم و مشکلی به حکومت خود ادامه داده است، حکومتی که باعث آواره و کشته شدن بسیاری از مردم کشور اتیوپی شده است. و اینجاست که بار دیگر استاندارد دو گانه‌ی دفاع از حقوق بشر مشخص و روشن می‌شود به گونه‌ای که حقوق بشر تنها لباسی پوشالی برای عده‌ای است تا خود را حامی مردم و عدالت نشان دهند اما به دنبال منافع خود باشند.

لینک مستقیم ویدئو

نوشتن دیدگاه

به من بگویید چرا…

در این دوران که جنگ، نابرابر و انواع تبغیض‌ها در دنیا بی‌داد می‌کند، کودکی پیدا می‌شود که با صدای رسایش از من و شما سوالاتی را می‌پرسد. سوالاتی که من به بسیاری از آنها نتوانستم پاسخ بدهم! حال اگر شما می‌خواهید که این سوالات را بشنوید تا شاید پاسخی برای آنها داشته باشد، باید ویدئوی زیر را تماشا کنید. ویدئویی که در آن بهترین زبان در تمام دنیا لبخند خوانده می‌شود.

لینک مستقیم ویدئو

در ضمن این ویدئو را امین آقا برای من فرستاده بود که از این بابت از وی تشکر می‌کنم.

نوشتن دیدگاه

برای غزه شعار ندهیم، عمل کنیم

همه‌ی شما از ماجرای حمله‌ی اسرائیل به نوار غزه خبر دارید و شاید در مورد این حمله‌ی خونین که باعث کشته شدن مردان، زنان و کودکان بی‌گناه شده، مطلبی هم نوشته باشید. شاید مانند یکی از دوستان شعار معروف مرگ بر اسرائیل را داده باشید و شاید مانند یکی دیگر لعنت بر این و آن بفرستید!

اما آقایان و خانم‌های محترم،

آیا مرگ و لعنت بر این و آن فرستادن راه منطقی است و جان ده‌ها نفری که در این حملات ناجوانمردانه کشته شده‌اند را بر می‌گرداند؟ آیا این همه سال مرگ بر این و آن فرستادیم تغییری در مواضع دولت‌ها و سیاستمداران جهان ایجاد شده است؟ آیا مردم غزه با شعارهای من و شما اوضاع‌شان بهتر می‌شود؟

آقایان و خانم‌های عزیز،

بهترین راه کنار گذاشتن احساسات و کمک کردن به مردان، زنان و کودکان بی‌گناهی است که در این مدت ستم‌های زیادی بر آنها روا داشته شده است. یکی از این راه‌ها فشار به مجامع حقوق بشر مانند فرستادن ایمیل یا انتشار نامه‌ای سرگشاده است. چگونه است که برای بعضی از دوستان تومار امضا می‌کنید، اما برای مردم غزه تنها راه درست را فحاشی و لعنت و نفرین می‌دانید؟!

پس بهتر است احساسات خود را کنترل و کمی عاقلانه فکر کنید تا بتوانیم مردمی را از مصیبت نجات دهیم.

نوشتن دیدگاه

معنای حقوق بشر در وبلاگستان فارسی چیست؟

برای اینکه حقوق بشر در وبلاگستان فارسی شامل حال شما شود باید  دارای شرایطی باشید:

۱- در یکی از شهرهای بزرگ ایران زندگی کنید. ترجیحا این شهر تهران باشد و بسیار بهتر است که در قسمت‌های شمالی این شهر زندگی کنید.

۲- پدر پولداری داشته باشید که در بین افراد آن شهر دارای اسم و رسمی باشد.

۳- به زمین و زمان فحش بدهید و تنها و تنها خودتان را حق مطلق بدانید.

۴- به خارج از ایران سفر کرده باشید و در آنجا دوستانی برای خودتان داشته باشید.

۵- دستکم دو تا سه نفر را بابت کارهایی که کرده‌اید، به زندان انداخته باشید!

۶- عکس‌های زیبا و دلربا از خودتان گرفته باشید و آنها را در اینترنت منتشر کرده باشید.

با این شرایط شما جز انسان‌هایی خواهید بود که حقوق بشر شامل حال شما می‌شود و سازمان‌های حقوق بشری برای شما اعلامیه صادر می‌کنند و افراد دیگری نیز برای رهایی شما از مشکلاتی مانند زندان وبلاگ می‌سازند. اما اگر یکی از شرایط فوق را نداشته باشید شما حکم گوسفند را خواهید داشت که حتی اگر سرتان را بِبُرند، باز هم هیچ صدایی از حامیان حقوق بشر بلند نخواهد شد!

حال معنای حقوق بشر در وبلاگستان فارسی را متوجه شدید؟

نوشتن دیدگاه

جان سربازان سیستان و بلوچستان بی‌ارزش است

از دست وبلاگستان فارسی چنان عصبانی هستم که می‌خواهم در و تخته‌ی تمام وبلاگ‌های این وبلاگستان را آتش بزنم!

علت عصبانیتم این است که من نمی‌دانم آیا این جماعت وبلاگ‌نویس، استان سیستان و بلوچستان را جز ایران حساب می‌کنند یا نه؟ آیا افرادی که در این استان زندگی می‌کنند را انسان می‌دانند یا مانند غربی‌ها که ایرانیان را انسان‌هایی عقب‌افتاده می‌دانند، آنها نیز مردم این استان را جماعتی عقب‌افتاده می‌دانند؟

اگر سربازان بخت‌برگشته‌ای که از پاسگاه مرزی سراوان ربوده شدند در تهران یا شیراز بودند، آیا این جماعت به همین راحتی از کنار این ماجرا می‌گذشت یا اینکه یک میلیون کمپین راه می‌انداخت که وا مصیبتا حقوق بشر از بین رفت و…

چطور آدمی مانند حسین درخشان برای عده‌ای بشر به حساب می‌آید اما جوانانی مانند سربازان آس و پاس پاسگاه سراوان، برایشان بشر نیستند؟ البته چون این سربازها چهره‌ای دل‌فریب و یا عکس‌های آنچنانی نداشته‌اند، باید هم انسان به حساب نیایند!

نوشتن دیدگاه