وبلاگ‌نویسی همچنان جرم است!

حدود ۴ سال پیش در مطلبی با نام «بهاره‌نویسی: یادی از وبلاگ‌نویسان زندانی…» از چندین وبلاگ‌نویسی که در زندان بوده‌اند نوشتم که یکی از آنها حسین رونقی ملکی بوده است.

هر چند که با گذشتن ۴ سال حسین درخشان آزاد شده است، اما حسین رونقی ملکی همچنان با داستان زندان دست و پنجه نرم می‌کند چون وبلاگ‌نویس بوده است و به دیگران در دسترسی آزاد به اطلاعات کمک می‌کرده است.

خلاصه کلام آنکه با گذشت ۴ سال همچنان داستان زندانی شدن وبلاگ‌نویسانی مانند حسین رونقی ملکی برقرار است 🙁

روز چهارشنبه در مقابل دادستانی تهران حاضر می شوم تا بازداشتم کنند. من مثل صدها زندانی سیاسی دیگر بی گناهم و حقم زندان نیست.

Posted by Hossein Ronaghi on Monday, 18 January 2016

نوشتن دیدگاه

بهاریه‌نویسی: یادی از وبلاگ‌نویسان زندانی…

سال ۱۳۸۹ و به عبارتی دهه‌ی ۸۰ خورشیدی نفس‌های آخر را می‌زند و تا دقایقی دیگر به پایان خواهد رسید. بسیاری این روزها به فکر مسافرت و تفریح هستند، به فکر رفتن به مکانی که هوایی تازه تنفس کنند و این شور چنان است که بازی «بهاریه نویسی» نیز در وبلاگستان فارسی به راه افتاده است.

حال آنکه در این بحبه بد نیست یادی از جمعی از وبلاگ‌نویسانی وبلاگستان فارسی بکنیم که شاید مانند من و شما شانس شاد بودن در این سال نو را نداشته باشند. وبلاگ‌نویسانی مانند حسین درخشان، حسین رونقی ملکی، محمدرضا پورشجری (سیامک مهر)، پیمان روشن ضمیر، اشرف علیخانی و یا امیدرضا میرصیافی که دیگر در کنار من و شما نیست.

در هر صورت یادمان باشد که در شادی‌ها و خوشی‌ها هم به یاد کسانی باشیم که شاید حق‌شان نشستن در اتاقی تنگ و تاریک نباشد، چون آنچه را که فکر می‌کرده‌اند بر روی دیواری مجازی نوشته‌اند.

به امید آن روزی که با نو شدن سال، افکار و دیدگاه بسیاری نو شود و دیگر کسی تنها و تنها به دلیل نوشتن آنچه فکر می‌کند به پشت میله‌هایی آهنی که سرمایش تن هر انسانی را به لرز می‌آورد، نرود.

نوروزتان پیروز؛ به امید سالی که…

پی‌نوشت:
– عکس استفاده شده در این مطلب، تصویر سفره‌ی هفت‌سین امسال ماست که پروانه طراحی‌اش کرده است.

نوشتن دیدگاه

۹ سال با وبلاگستان فارسی…

در هفته‌های اخیر زیاد در مورد وبلاگستان فارسی نوشته‌ام، به همین دلیل در سالگرد تولد وبلاگستان فارسی تنها این نکته را می‌گویم که نه سال از عمر وبلاگستان فارسی می‌گذرد، اما معروف‌ترین وبلاگ‌نویس آن، حسین درخشان در زندان است، اولین روحانی وبلاگ‌نویس آن روزه‌ی سکوت گرفته است و دو تن از آنها (یعقوب مهرنهاد و امیدرضا میرصیافی) در بین ما نیستند.

علاوه بر این، وبلاگستان فارسی را طوفان فیلترینگی در می‌نوردد که بسیاری بر اثر آن، نوشتن در وبلاگ را به فراموشی سپرده‌اند.

اما با تمام این نکات، وبلاگستان فارسی زنده است، زنده خواهد بود و در مسیر خود حرکت خواهد کرد.

پی‌نوشت:

– به مناسبت تولد وبلاگستان فارسی، مطلبی با عنوان «نبرد وبلاگستان فارسی با شبکه‌های اجتماعی» در وب‌سایت مردمک نوشته‌ام، خواندن آن را پیشنهاد می‌کنم.

نوشتن دیدگاه

از امید تا حسین…

در دنیای امروز ممکن است با افکار و عقاید خیلی‌ها مشکل داشته باشیم، اما این دلیلی نمی‌شود که عده‌ای تنها و تنها به دلیل نوشتن در یک صفحه‌ی مجازی به نام وبلاگ کشته شوند و یا ماه‌ها در زندان باشند:

در ۱۸ مارس ۲۰۰۹، امیدرضا میرصیاف وبلاگ‌نویس و روزنامه‌نگار ایرانی در زندان اوین کشته شد. یکی از جرم‌های وی نوشتن در وبلاگ و انتقاد کردن بوده است!

مادر حسین درخشان: ۸ ماه است در تمام رسانه‌ها اعلام می‌کنید کسانی را که قصد براندازی نظام را داشته‌اند دستگیر کرده‌اید. شب عید که می‌شود، همه آنهایی را که عاملان اصلی فتنه می‌خوانید آزاد می‌کنید، اما حسین درخشان هنوز از نظر شما مستحق آزادی نیست! چرا؟ چون از کسانی که می‌فرمایید براندازند جرمش سنگین‌تر بوده؟! چون به دامن وطن با پای خودش بازگشته؟! چون از نظر دشمنان، حامی نظام و دولت اسلامی بوده؟! چرا؟

نوشتن دیدگاه