دو دهه سانسور اینترنت در ایران

سانسور اینترنت در ایران
منبع عکس

اینترنت را می‌توان یکی از بزرگترین چالش‌های حکومت ایران در دو دهه اخیر دانست و در طی این دو دهه، هر دولت سیاست‌های خاص خود را برای کنترل آن دنبال کرده است. در این مطلب نگاهی کلی به تاریخچه اینترنت و سیاست‌های سه دولت سیدمحمد خاتمی، محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی می‌اندازم تا به این صورت افرادی که ممکن است با تاریخچه سانسور اینترنت در ایران آشنا نباشند، کلیاتی از آنچه در طی این ۲۰ سال رخ داده است را به دست آورند.

دولت خاتمی: شروع سانسور اینترنت در ایران

دولت خاتمی را می‌توان دولتی دانست که در آن اینترنت در دسترس عموم قرار گرفت و افراد می‌توانستند با هزینه‌ای کم، کارت اتصال به اینترنت را خریداری کنند. با عمومی شدن استفاده از اینترنت در زمان خاتمی، دوران طلایی وبلاگستان فارسی شروع شد که در آن هزاران نفر -از جمله خودم- که هیچ مکانی برای نوشتن و بیان دیدگاه‌یشان را نداشتند، با درست کردن یک وبلاگ ساده به بیان دیدگاه‌های خود پرداختند.

با محبوبیت وبلاگ‌نویسی در دوران خاتمی و عدم کنترل بر روی محتوایی که بر روی اینترنت منتشر می‌شد، حکومت ایران و دولت خاتمی به فکر مدیریت محتوای تولید شده و دسترسی به این دست محتواها افتاد. از همین رو دولت خاتمی کلید اولیه سانسور و فیلترینگ اینترنت را زد و به این صورت وبلاگ‌های مختلفی که در آنها محتوای انتقادی به وضعیت کشور وجود داشت، زیر تیغ فیلترینگ رفتند.

صفحه فیلترینگ اینترنت در زمان دولت خاتمی
صفحه فیلترینگ اینترنت در زمان دولت خاتمی

در همینجا باید به این نکته مهم نیز اشاره کنم که برخلاف بسیاری از افراد که فکر می‌کنند خاتمی مخالف سانسور اینترنت در کشور بوده است، باید گفت که شخص خاتمی از حامیان سانسور اینترنت در کشور بوده، به عنوان مثال می‌توان به این مصاحبه اشاره کرد که در آن خاتمی از آزاد بودن تمام وب‌سایت‌های سیاسی خبر می‌داده در حالی که بسیاری از وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های سیاسی در آن زمان مسدود بودند – از جمله وبلاگم خودم.

علاوه بر این در دولت خاتمی برای اولین بار عده‌ای به دلیل فعالیت آنلاین دستگیر و مجرم شناخته شدند که در زمان خودش سروصدای زیادی را به پا کرد.

​دولت احمدی‌نژاد: سرکوب گسترده اینترنت در کشور

دولت احمدی‌نژاد را می‌توان دولتی دانست که در آن سرکوب اینترنت و آزادی‌های آنلاین به اوج رسید. به عنوان مثال در دولت احمدی‌نژاد و در اعتراضات به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، ایران برای اولین بار دسترسی به اینترنت را به صورت کامل قطع کرد.

علاوه بر این در دولت احمدی‌نژاد مفهوم اینترنت ملی – که این روزها از آن به عنوان «شبکه ملی اطلاعات (شما)» یاد می‌شود – شروع به شکل گرفتن کرد و ایده‌هایی مانند سیستم عامل ملی، آنتی‌ویروس ملی، نقشه گوگل اسلامی و… نیز مورد توجه قرار گرفتند. نکته مهمی که در مورد اینترنت ملی باید در اینجا بیان کرد آن است که بر خلاف تصور بسیاری، دولت احمدی‌نژاد هیچگاه نتوانست این ایده را به صورت کاملا اجرای کرد و دولت روحانی «شما» را از مرحله ایده و مطالعه به اجرا رساند.

صفحه فیلترینگ اینترنت در زمان دولت احمدی‌نژاد
صفحه فیلترینگ اینترنت در زمان دولت احمدی‌نژاد

در نهایت دولت احمدی‌نژاد دولتی بود که در آن فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و توئیتر آغاز شد؛ هر چند که این سانسور هم اکنون خنده‌دار به نظر می‌رسد زیرا در حال حاضر محمود احمدی‌نژاد دارای حساب تایید شده در توئیتر است!​

دولت روحانی: تغییر رفتار کاربران اینترنت در ایران

دولت روحانی را می‌توان دولتی دانست که نسبت به دولت‌ها قبلی در زمینه کنترل اینترنت و همچنین کاربران اینترنت باهوش‌تر عمل کرده است. به عنوان مثال می‌توان به تعرفه اینترنت در کشور اشاره کرده که در ساختار جدید کاربران برای استفاده از وب‌سایت‌هایی که در خارج از ایران میزبانی می‌شوند (مثلاً تلگرام، گوگل و…) باید دو برابر نسبت به استفاده از وب‌سایت‌هایی که در داخل کشور میزبانی می‌شوند (آپارات، ورزش۳ و…)، هزینه پرداخت کنند.

اینگونه تعرفه‌بندی در بلندمدت می‌تواند رفتار و درک کاربران اینترنت در ایران را کاملاً تغییر دهد به طوری که در آینده‌ای نزدیک کاربران اینترنت ممکن است اینترنت را وب‌سایت‌های ایرانی مانند آپارات، دیجی‌کالا و… بدانند و ایده‌ای در زمینه وب‌سایت‌هایی مفیدی مانند ویکی‌پدیا نداشته باشند.

صفحه فیلترینگ اینترنت در زمان دولت روحانی
صفحه فیلترینگ اینترنت در زمان دولت روحانی

​علاوه بر مدیریت هوشمندانه رفتار کاربران در دولت روحانی – که از نگاه من خطرناک‌ترین اقدام تمام دولت‌های اخیر در زمینه فضای مجازی بوده است – می‌توان به عمومی شدن استفاده از اینترنت در دستگاه‌های موبایل (۳G و ۴G) اشاره کرد که باعث شد دسترسی به اینترنت از طبقه متوسط جامعه به طبقه کارگر و کم درآمد نیز برسد.

با راه‌اندازی ۳G و ۴G، سیاست فیلترینگ در دولت روحانی نیز دچار تغییر شد و با محبوبیت تلفن‌های همراه، سانسور وب‌سایت‌های مختلف تا حدودی زیادی کنار و تمرکز بر روی مدیریت و سانسور اپلیکیشن‌های موبایل گذاشته شد. برای مثال هم می‌تواند به فیلتر شدن اپلیکیشن‌های ارتباطی مانند وی‌چت، وایبر و در آخرین نمونه تلگرام اشاره کرد.

در نهایت هم باید به اجرایی شدن «شما» در دولت روحانی اشاره کرد که این امکان را به دولت روحانی و دولت‌های بعدی می‌دهد تا در زمان‌های بحرانی مانند تظاهرات سراسری، اینترنت جهانی را قطع کنند بدون آنکه سیستم ارتباطی در داخل کشور دچار مشکل شود.

مشهود است که در ایران با تغییر دولت سیاست‌های کلی سانسور اینترنت در کشور تغییر نکرده، هر چند که روش اجرای آن دچار تغییر شده است؛ مثلاً در دولت احمدی‌نژاد با مشت آهنین به سرکوب اینترنت پرداخته می‌شد اما در دولت روحانی به صورت غیرمستقیم و با طرح‌هایی مانند اراسه اینترنت رایگان برای استفاده از سرویس‌های داخلی، سانسور اینترنت اعمال می‌شود.


این مطلب را برای رادیو فردا نوشته‌ام و به همین دلیل این مطلب ابتدا در رادیو فردا و سپس در اینجا منتشر شده است. شما می‌توانید تمامی مطالب نوشته شده توسط من در رادیو فردا را در اینجا دنبال کنید.

نوشتن دیدگاه

چه زمانی فیس‌بوک و توییتر رفع فیلتر می‌شوند؟

حدود یک ماه پیش مطلبی در مورد داستان فیلترینگ اینترنت در ایران نوشتم و به این نکته اشاره کردم که یک بخش از فیلترینگ اینترنت در ایران به سیاست و بخش مهمتر و قدرتمندتر آن به اقتصاد و منافع گروهی خاص برمی‌گردد. از همین رو هم در دو هفته گذشته در توییتر بحث‌های زیادی با دیگران داشته‌ام که از نگاه من تا پایان دولت روحانی بعید است که شبکه‌های اجتماعی‌ای مانند فیس‌بوک یا توییتر رفع فیلتر شوند.

فیس‌بوک؟ فیلترینگ؟

این دیدگاه من بر روی فاکتورهای مختلفی استوار است که مهمترین آن ساختار فیلترینگ در ایران است. ساختاری که تا کنون میلیون‌ها دلار برای آن هزینه شده است و رفع و کاهش دامنه آن در کوتاه مدت دور از منطق و براساس احساساتی است که در شبی که فیس‌بوک و توییتر برای مدتی کوتاه رفع فیلتر شدند، به خوبی خودشان را نشان دادند. علاوه براین، با یک نگاه کلی به مشاورانی که محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، برای خود برگزیده است، به راحتی می‌توان گفت که تیم واعظی همان تیم حسن نامی، وزیر ارتباطات قبلی است تنها با چند تغییر کوچک. از همین رو و براساس شواهد موجود، آنچه که مشخص است این نکته است که امید بستن به رفع فیلتر شدن زودهنگام شبکه‌های اجتماعی‌ای مانند فیس‌بوک و توییتر آنقدرها درست نیست.

این نکته را نیز نباید فراموش کرد که شبکه‌های اجتماعی‌ای مانند توییتر و فیس‌بوک به مدت ۴ سال گذشته مورد حملات همه جانبه از سوی مقامات ایرانی قرار گرفته‌اند و اینکه این دو شبکه که زمانی جاسوس اسرائیل و کشورهای غربی بوده‌اند، به یکباره شبکه‌های مورد اعتمادی شوند کمی خوش‌بینانه است.

از نگاه من، برای رفع سانسور اینترنت در ایران باید تلاش کرد، اطلاع‌رسانی کرد، مستندش کرد و…، اما نباید امید بی‌خود و خوش‌بینی توهم‌آمیز ایجاد کرد. چون خوش‌بینی بیش از حد اگر به نتیجه مورد نظرش نرسد با سرخوردگی وحشتناکی مواجه می‌شود.

در نهایت نیز باید این نکته را یادآوری کنم که سیستم فیلتر و سانسور در نهایت شکست می‌خورد اما برای شکست دادن آن باید صبور بود و جوگیر نشد 🙂

نوشتن دیدگاه