نمایشگاه کتاب یا نمایشگاه حجاب؟!

پرده‌ی اول: در بخش «درباره‌ی ما» وب‌سایت نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در مورد این نمایشگاه اینگونه توضیح داده شده است:

نمایشگاه بین المللی کتاب تهران با ۲۳ دوره برگزاری یکی از معتبر‌ترین نمایشگاه‌های بین المللی در سراسر جهان است. حضور بیش از ۲ هزار ناشر داخلی و ۱۷۰۰ ناشر خارجی و بازدید بیش از ۴ میلیون نفر از این نمایشگاه، اعتبار فوق العاده‌ای به آن بخشیده است.

موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران به عنوان بازوی اجرایی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، نمایشگاه‌های کتاب استانی و نمایشگاه‌های کتاب خارج از کشور در تلاش است تا در بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بیش از پیش در جهت اعتلای فرهنگ کتاب و کتابخوانی و رضایت مردم فرهنگ دوست کشورمان گام بردارد.

پرده‌ی دوم: بهمن دری، رئیس نمایشگاه کتاب تهران در سخنانی مهمترین اولویت وزارت ارشاد در نمایشگاه سال جاری (۱۳۹۰) را مسئله‌ی حجاب عنوان کرده است:

امسال مسئله حجاب از اولویت‌های ما است و در آیین‌نامه انضباطی ناشران نیز بعنوان یک شاخص مطرح شده و قطعا نظارت و برنامه‌های حمایتی معاونت از ناشران بر این مبنا نیز خواهد بود. ما موظفیم مطالبات مراجع و روحانیون را که مبتنی بر آموزه‌های دینی خود ما نیز هست در این زمینه بر آورده سازیم.

سوال: براساس تعریف نمایشگاه کتاب تهران، مگر نباید مهمترین اولویت این نمایشگاه کتاب باشد نه حجاب؟!

نوشتن دیدگاه

خبری که سراسر اشتباه است- ترکیب زنان بدحجاب در تهران

گزارش ناجا را در مورد آماری که در مورد زنان بدحجاب (البته من با این واژه موافق نیستم!) منتشر کرده است را می‌خوانم. این گزارش را که از طرف ناجا منتشر شده است اما هیچ اثری از آن در وب‌سایت خبررسانی ناجا وجود ندارد را از طریق رجانیوز پیدا کردم. خبری که به صورت کاملا یکسان در بسیاری از وب‌سایت‌های خبری دیگر منتشر شده است.

وقتی شروع به خواندن گزارش کردم، در پاراگراف دوم ترکیب سنی زنان دستگیر شده به دلیل بدحجابی اینگونه اعلام شده است:

در بین افراد دستگیر شده ۴۶٫۹ درصد ۱۶ تا ۲۰ سال، ۳۱٫۵ درصد ۲۱ تا۲۵ سال، ۱۳٫۸ درصد ۲۶ تا ۳۰ سال و ۰٫۸ درصد زیر ۱۵ سال و بالای ۳۰ سال بودند.

با یک حساب ساده مشخص می‌شود که مجموع درصدهای اعلام شده برابر با ۹۳٫۸ درصد است نه ۱۰۰ درصد! این اشتباه فاحش دو جنبه دارد؛ جنبه‌ی خوش‌بینانه آن است که اشتباه در نوشتن اعداد شده است که با توجه اختلاف فاحش ۶٫۲ درصدی می‌توان تا حدودی این جنبه را مردود دانست. جنبه‌ی بدبینانه آن این است که این آمار ساخته‌ی ذهن چند نفر است تا تنها خبری در این مورد اعلام شود و یا آنکه آمار اولیه با توجه به اهداف خاصی دستکاری شده‌اند که باعث بوجود آمدن این اشتباه فاحش شده است.

در ادامه‌ی گزارش به این پاراگراف می‌رسم:

در این گزارش با اشاره به وضعیت تحصیلی دستگیر شده‌ها آمده است: ۴۷ درصد دستگیرشده‌ها دارای سطح تحصیلی متوسطه و دیپلم، ۲۸ درصد فوق دیپلم و لیسانس و ۲۶ درصد زیر دیپلم و بالای فوق لیسانس بودند و از نظر نوع شغلی آنها ۲۵٫۴ درصد محصل، ۱۹٫۲ درصد دانشجو، ۱۵٫۴ درصد آزاد، ۱۱٫۵ درصد کارمند (عمدتا بخش خصوصی) و ۱۷ درصد کارگر و بیکار بودند .

حال آمار ترکیب تحصیلی را با هم جمع می‌زنم و به عدد ۱۰۱ درصد می‌رسم! در ادامه آمار ترکیب نوع شغلی را جمع می‌زنم و عدد ۸۸٫۵ درصد را بدست می‌آورم و این یعنی ۱۱٫۵ درصد در این بین گم شده است و وجود ندارد! در ادامه این پاراگراف را می‌خوانم:

مطابق گزارش ناجا، ۸۸ درصد اولین سابقه دستگیری آنها بوده است و ۷ درصد برای بار دوم دستگیر شده اند.

در این گزارش درباره دوستی با جنس مخالف آمده است: ۵۲ دوستی با جنس مخالف داشتند، ۳۳ درصد دوستی نداشتند و ۱۵ درصد اظهاری نکردند و میانگین سن شروع دوستی ۱۶ تا ۱۷ سال بوده و کمترین سن شروع دوستی ۸ سال و بیشترین تا ۲۵ سال بوده است.

مجموع درصد افرادی که برای اولین یا دومین بار دستگیر شده‌اند، ۹۵ درصد است! حال آنکه ۵ درصد باقی‌مانده چه شده است؟ می‌توانم به رجانیوز کمک کنم و بگویم که ممکن است ۵ درصد دیگر برای بار سوم و یا بیشتر دستگیر شده‌اند. اما باز هم این سوال وجود دارد که یک خبرگزاری زمانی که خبری را منتشر می‌کند، باید خبر را به صورت کامل بنویسد و نباید ادامه‌ی خبر را به حدس‌ها و گمان‌های خواننده واگذار کند. در ادامه می‌خوانم:

در این گزارش در رابطه با نحوه زندگی این افراد آمده است: ۳۹ درصد افرادی که دستگیر شده‌اند با دو والد خود زندگی می‌کردند و ۱۸ درصد با یکی از والدین. ۴۴ درصد اظهار نظر نکردند و همچنین ۵۸ درصد والدین آنها نظارت زیاد و خیلی زیاد بر فرزندانشان داشتند و ۲۴ درصد نظارت متوسط و ۱۱ درصد کم و خیلی کم نظارت داشته و ۷ درصد اظهار نشده است .

در مورد نوع برخورد والدین با این افراد آمده است: ۵۱ درصد اعضای خانواده با بدحجابی فرزندانشان همفکر هستند، ۲۳ درصد خانواده‌ها سخت‌گیر و سلطه‌طلب هستند و ۱۰٫۸ آسان و سهل گیر و ۱۴ درصد هم اظهارنظر  نکرده‌اند و همچنین در مورد نحوه پوشش فرزندان از نظر والدین گفته می‌شود که ۲۱٫۵ درصد با پوشش فرزند خود مخالف بودند، ۲۴ درصد موافق و ۴۶ درصد اظهار نظری ندارند.

نکته‌ی اول این بخش همان آمار کاملا اشتباه است که اگر یک حساب سرانگشتی کنید، می‌بینید که باز هم در این بین درصدهای زیادی گم و یا اضافه شده است! اما نکته‌ی دوم و مهم این بخش از خبر دو قسمت پررنگ است که در تناقض با یکدیگر هستند. در خبر آمده است که ۵۸ درصد از والدین نظارت زیاد و شدیدی بر فرزندان خود دارند و از سوی دیگر ۵۱ درصد آنها فرزندانشان را بدحجاب نمی‌دانند. علاوه بر آن باز هم می‌بینیم که علاوه بر نظرسنجی که سازمان جوانان در مورد بدحجابی منتشر کرده بود، گزارش ناجا (که البته با توجه به آمار ارائه شده یک گزارش کاملا اشتباه است) هم بر این نکته تاکید می‌کند که بدحجابی از دید اکثریت افراد جامعه‌ی آماریشان (تهران) مسئله‌ای نیست. این یعنی چه؟ یعنی آنکه بدحجابی در جامعه‌ی ایران یک ناهنجاری نیست.

در این گزارش در رابطه با نحوه زندگی این افراد آمده است: ۳۹ درصد افرادی که دستگیر شده‌اند با دو والد خود زندگی می‌کردند و ۱۸ درصد با یکی از والدین. ۴۴ درصد اظهار نظر نکردند و همچنین ۵۸ درصد والدین آنها نظارت زیاد و خیلی زیاد بر فرزندانشان داشتند و ۲۴ درصد نظارت متوسط و ۱۱ درصد کم و خیلی کم نظارت داشته و ۷ درصد اظهار نشده است .

در مورد نوع برخورد والدین با این افراد آمده است: ۵۱ درصد اعضای خانواده با بدحجابی فرزندانشان همفکر هستند، ۲۳ درصد خانواده‌ها سخت‌گیر و سلطه‌طلب هستند و ۱۰٫۸ آسان و سهل گیر و ۱۴ درصد هم اظهارنظر نکرده‌اند و همچنین در مورد نحوه پوشش فرزندان از نظر والدین گفته می‌شود که ۲۱٫۵ درصد با پوشش فرزند خود مخالف بودند، ۲۴ درصد موافق و ۴۶ درصد اظهار نظری ندارند.

در این گزارش درباره مطلع بودن دوستی فرزندان با جنس مخالف آمده است: ۶۰ درصد مادران مطلع بودند، ۳۱ درصد هر دو والدین مطلع بودند، ۹ درصد هیچ یک مطلع نبودند و از افرادی که دستگیر شده‌اند ۱۸٫۵ درصد می‌دانستند که پوششان متناسب با قوانین کشور نیست و ۶۳ درصد نمی‌دانستند .

دربخش دیگری از این گزارش در خصوص علت بدحجابی آمده است: ۳۰ درصد علت خاصی برای انتخاب این پوشش نداشتند، ۱۶٫۶ درصد تنوع‌طلبی و دوست داشتن و ۳۳ درصد هم موارد دیگر را مطرح کرده‌اند.

این گزارش در مورد نظر دستگیرشدگان در مورد مصونیت یا محدودیت حجاب آورده است: ۶۰ درصد افراد حجاب را مصونیت و ۲۳٫۸ درصد محدودیت دانستند و در مورد اینکه مدل لباس‌ها را از کجا انتخاب کرده بودند؛ ۷۰ درصد مغازه‌ها و مراکز خرید و ۱۰ درصد مشاهده مدل لباس دیگران، ۲۳ درصد سایر موارد را مطرح کرده‌اند.

نوشتن دیدگاه

نامه‌وارده: نیروی انتظامی؛ نظم یا وحشت؟

مطلب زیر را یکی از خوانندگان وبلاگم، مدتی قبل برایم فرستاده بود که با توجه به انتشار ویدئوی از درگیری مردم با پلیس گشت ارشاد، دیدم زمان خوبی است که این مطلب را منتشر کنم.

اگر شما هم نوشته، عکس و یا فیلمی دارید که نمی‌توانید آن را در وبلاگ خودتان منتشر کنید و یا مایلید به صورت ناشناس منتشر شود، می‌توانید آن را برای من بفرستید. واضح است، مطالب دریافتی از نظر ساختار نوشتاری ویرایش می‌شوند و لزوما بازتاب دهنده‌ی دیدگاه‌های من نیز نمی‌باشند.

نیروی انتظامی؛ نظم یا وحشت؟

دیدن صحنه‌هایی از برخورد نامناسب ماموران به اصطلاح ناجا یا همان نیروی انتظامی دلیل بر نوشتن این مطلب شد. بارها بعد از برخورد با این صحنه‌ها از خودم پرسیدم، شکایت به کجا می‌توان برد!؟ آیا پاسخی هست؟

کدام صحنه؟

روزهای بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، کاملا چهره ناجا را نشان داد. در نگاه اول و ساده‌بینانه شاید حق دهیم، اما برخوردها روز به روز شدیدتر و عذاب‌آورتر شد. تصاویری که از شهرهای مختلف منتشر گردید، کاملا بیانگر موضوع بود. با وجود این، حتی بعد از آن ماجرا، امروز هم کم شاهد رفتار مشابه نیستیم.

مامور عصبی است!

در حال گشت و گذر در خیابانی، به تجمعی رسیدم که چند مامور نیروی انتظامی در آن حضور داشتند. اینکه داستان چه بود متوجه نشدم اما بعد از عبور، نیم نگاهی به عقب انداختم. دو افسر سوار بر موتور، در حال دور زدن با عابری برخورد کردند. جالب اینجاست عابر بیچاره با حرکت دست یکی از افسران وظیفه! به عقب پرت شد. فکر کردم که اگر من جای آن عابر بودم، چگونه این رفتار را پاسخ می‌دادم؟

فرزاد حسنی و ماجرای سردار رادان

این شکل بی‌احترامی‌ها مربوط به امروز نیست. در گذشته هم شاهد این ماجرا بودیم. روزی را به یاد دارم که فرزاد حسنی، مجری برنامه تلویزیون، به همراه میهمان آن شب خود در حال درددل کردن بود و نمونه‌ای از این مثال‌ها را گفت. رادان، قویا از ماموران خود طرفداری و هرگونه برخوردی را انکار کرد.

۱۹۷، شکایت مردمی

معاونت بازرسی ناجا، واحد مردمی ۱۹۷ را برای نزدیک شدن ارتباط خود با مردم، تشکیل داد. وظیفه این واحد، بررسی شکایات مردم نسبت به تخلفات این سازمان است. باز هم سوالی مطرح می‌کنم؛ اگر به شکایات رسیدگی شود، آیا باید شاهد اینگونه کج خلقی‌ها و بی‌احترامی‌ها نسبت به یک شهروند بود؟

نتیجه چیست؟

تصور این است، نیروی انتظامی که اسما وظیفه‌اش ایجاد نظم و برقراری حقوق شهروندان هست، رسما جز ایجاد رعب و وحشت در بین مردم آیا کار دیگری توانسته است انجام دهد؟

نوشتن دیدگاه

تناقض- مبارزه با بدحجابی و خواست عمومی

منبع: عصر ایران

دو خبر زیر را می‌خوانم:

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد سعیدی، امام جمعه قم: حجاب یکی از مسائلی مورد تاکید دین مبین اسلام است و این مسئله جنبه حزبی و سیاسی ندارد. وی با بیان اینکه مردم مسلمان خواهان توجه به این مهم در سراسر جامعه هستند، یادآور شد: مردم ما در جنگ تحمیلی برای دفاع از حکومت اسلامی ۲۰۰ هزار شهید داده‌اند تا احکام اسلامی در کشور اجرا شده و فضای کشور اسلامی باشد. وی برخورد قاطعانه با پدیده زشت بدحجابی را یک خواست عمومی عنوان کرد و افزود: برخورد با بدحجابی باید از ادارات و دستگاه‌های دولتی شروع شود و باید بدانیم که منکر، همیشه منکر است و باید با آن برخورد شود. (منبع)

دکتر محمود احمدی‌نژاد در مصاحبه زنده‌ی خبری: ما اینگونه برخوردها (با بدحجابی) را توهین می‌دانیم که زن و مردی در خیابان راه بروند و کسی بیاید بگوید نسبت شما چیست؟ هیچ کسی حق ندارد در این خصوص سوالی بپرسد. به اعتقاد بنده روش موجود روش درستی نیست، البته این به این معنا نیست که ما نابسامانی‌های اجتماعی را نمی‌بینیم و یا نباید اصلاح کنیم. دولت این‌گونه رفتارها را قبول ندارد و تا آنجایی که بتواند برخورد و کنترل خواهد کرد. (منبع)

حال آنکه آمار منتشر شده توسط سازمان ملی جوانان را به همراه صحبت‌های اخیر دکتر محمود احمدی‌نژاد، با سخنان امروز امام جمعه‌ی قم مقایسه می‌کنم و این نتاقض‌ها را می‌بینم:

۱- در اینکه حجاب مسئله‌ای حزبی و سیاسی نیست شکی نیست، اما براساس تصاویر منتشر شده از کشورهای مسلمانی مانند لبنان، مردم مسلمان در تمامی کشورها خواهان توجه به حجاب در سراسر جامعه نیستند و هر کسی با آزادی خودش حجاب را انتخاب می‌کند. برای اثبات این حرف، عکس بالا شاهد خوبی است.

۲- براساس آمار منتشر شده توسط سازمان ملی جوانان بیش از نیمی از جامعه حجاب را امری شخصی می‌دانند، حال آنکه امام جمعه‌ی قم در سخنان امروز خود برخورد با بدحجابی را یک خواست عمومی اعلام کرده است. براساس منطق ریاضی، خواست عمومی یعنی ۵۰ درصد جامعه به اضافه‌ی یک نفر که نظرسنجی سازمان ملی جوانان این نکته را رد می‌کند.

۳- براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، رئیس دولت مسئول کلیه‌ی اموری است که در ادارات دولتی اجرا می‌شود، حال آنکه امام جمعه‌ی قم خواستار برخورد با بدحجابی در ادارات و دستگاه‌های دولتی شده است، در صورتی که رئیس دولت (دکتر محمود احمدی‌نژاد) این مسئله را خارج از دولت خودش اعلام کرده و  از رد اینگونه برخوردها سخن گفته است.

نوشتن دیدگاه

لندن، شهری به معنای واقعی آزادی پوشش

پوشش یکی از مسائلی است که نسل من (چه دختر و چه پسر) با آن درگیر بوده و همواره حکومت ایران بر روی این مسئله انگشت می‌گذاشته و می‌گذارد. نمونه‌ی بارز بحث پوشش در ایران را می‌توان با طرح ارتقای امنیت اجتماعی که در تابستان سال گذشته به اجرا درآمد، به یاد آورد. اما پوشش تنها در ایران یک مشکل نیست و در کشورهایی مانند ترکیه و فرانسه نیز پوشش یک مشکل است، به گونه‌ای که براساس قوانین ترکیه، زنان مسلمان نمی‌توانند با پوشش اسلامی وارد مکان‌های دولتی شوند و در فرانسه هم استفاده از هرگونه نشانه‌های مذهبی (مانند حجاب اسلامی) در مدارس، ممنوع شده است.

اما برعکس مثال‌های بالا، لندن شهری است که می‌توان در آن با تمام وجود آزادی پوشش را دید. به طور مثال می‌توان در خیابان آکسفورد، بانویی را دید که با روبند و حجاب کامل در خیابان قدم می‌زند و در عین حال بانویی دیگر را دید که در کنار وی با دامنی کوتاه و پیراهنی یقه‌باز راه می‌رود. این دو بدون هیچ مشکلی از سوی هیچ کس و یا نگاه ویران‌کننده‌ی فردی راه می‌روند و به کارهای روزانه‌ی خود می‌رسند. و یا در دانشگاهی که درس می‌خوانم، در یکی از کلاس‌هایم، یک دختر آفریقایی‌تبار است که با پوشش کامل اسلامی در سر کلاس‌های حاضر می‌شود و در عین حال به راحتی با دیگران گفتگو می‌کند، بدون اینکه کسی با وی برخوردی ناشایست و یا بدی بکند.

به همین دلیل، به نظر من، لندن شهری است که می‌توان به خوبی آزادی پوشش و مذهب را در آن دید.


نوشتن دیدگاه