مرز میان اطلاع‌رسانی و مبارزه از زیر لحاف کجاست؟

چند روز پیش مطلبی با عنوان «مبارزه زیر لحافی از نوع #FreeIranianSoldiers» را منتشر کردم و در آن به جنبه‌ای از کمپین آزادی‌سازی سربازان به گروگان گرفته شده توسط گروه تروریستی جیش‌العدل پرداختم. این مطلب واکنش‌های مختلفی را همراه خود داشت که باعث شد این مطلب را در ادامه آن بنویسم و این نکته را روشن کنم که میان اطلاع‌رسانی و مبارزه از زیر لحاف یک مرز مشخص وجود دارد.

به طور کلی اطلاع‌رسانی یکی از مهمترین کارهایی است که تمام افراد جامعه باید در انجام آن مشارکت داشته باشند و یکی از ارکانی که باعث جلوگیری از فساد و هزاران مشکل دیگر در جامعه می‌شود، اطلاع‌رسانی است. به عنوان مثال شما با اطلاع‌رسانی در مورد یک بیماری واگیر دار می‌توانید جان ده‌ها و یا شاید هزاران انسان را نجات دهید. به همین دلیل اطلاع‌رسانی یک کار واجب است که تک تک افراد جامعه باید به آن به عنوان یک وظیفه نگاه کنند.

در ماجرای تاسف‌بار گروگان‌گیری ۵ سرباز وظیفه توسط یک گروه تروریستی در استان سیستان و بلوچستان نیز داستان تا زمانی که مربوط به اطلاع‌رسانی بود، بسیار حیاتی و مهم بود، زیرا با این کار توجه رسانه‌ها به آن جلب شد که این جلب توجه تا حدودی ممکن بود در بهتر شدن وضعیت گروگان‌ها و واکنش سریع‌تر مسئولین ایران کمک کند.

اینجا کلیک کنید تا دنیا نجات پیدا کند!
منبع عکس: AmericanTurban

اما ماجرا زمانی به سمت مبارزه از زیر لحاف یا Slacktivism رفت که کاربران دچار این توهم شدند که توییت و داغ کردن هشتگ #FreeIranianSoldiers باعث آزادی سربازهای به گروگان گرفته می‌شود! توهمی که به طور کلی در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی بسیار شایع است زیرا فکر می‌کنند با چهار توییت و یا لایک کردن چند مطلب، در ایجاد تغییرات بزرگ در جهان شریک خواهند بود و این نکته دقیقا مرز بین اطلاع‌رسانی و مبارزه از زیر لحاف است.

برای درک بهتر منظورم، بگذارید کمپین #FreeIranianSoldiers را به عنوان یک مثال در نظر بگیریم.

زمانی که خبر گروگان‌گیری سربازها توسط کاربران در توییتر برای اولین بار منتشر شد، افراد دیگری که از ماجرا اطلاع نداشتند متوجه ماجرا شدند و به این صورت موج اطلاع‌رسانی‌ای در میان کاربران در فضای آنلاین ایجاد شد. اما زمانی که این موج به بالاترین حد خود رسید (که پوشش رسانه‌های بین‌المللی در مورد کمپین کاربران و داستان گروگان‌گیری ۵ سرباز ایرانی بود)، از آن زمان به بعد کاربران هدف خودشان را از اطلاع‌رسانی به فشار بر روی دولت پاکستان با توییت کردن و استفاده از هشتگ #FreeIranianSoldiers تغییر دادند، تغییری که مصداق بارز مبارزه از زیر لحاف است. چرا؟

اگر به دنبال دلیل این ادعای من هستید باید بگویم که اگر کاربری به دنبال فشار بر روی دولت پاکستان و یا مقامات ایران بود، باید به روش‌های دیگر دست می‌زد. مثلا سعی در ایجاد تجمع اعتراض‌آمیز در مقابل سفارت پاکستان می‌کرد و یا همانگونه که در مطلب قبلی گفتم، از راه‌های مشخصی مانند تماس با نماینده مجلس، رسانه‌های محلی و… سعی می‌کرد که به هدف خودش برسد نه اینکه از اتاقی در خانه‌اش و در کنار بخاری و یک لیوان چای به این فکر کند که هر توییتش ضربه‌ای به دولت پاکستان می‌زند!

در پایان بد نیست که به حرکت‌های خوبی که در این میان انجام شد نیز اشاره کنم که یکی از بهترین آنها کار ریحا و جواد بود که با ساده‌ترین ابزار ممکن یک بازی جالب در مورد سربازهای به گروگان گرفته شده ایجاد کرد.

پی‌نوشت ۱: این نکته را فراموش کردم بیان کنم که تا زمان آزادی تمام سربازهای به گروگان گرفته شده، باید اطلاع‌رسانی کرد و دست از این کار برنداشت چون اطلاع‌رسانی وظیفه تمام شهروندان یک جامعه است.

پی‌نوشت ۲: دقت کنید که در اینجا بحث بر سر کمپین درخواست آزادی سربازهای به گروگان گرفته شده نیست؛ بلکه بحث بر سر دیدگاه کاربران شبکه‌های اجتماعی است که عده‌ای آن را ابزاری برای تغییرهای بزرگ می‌بینند.

پی‌نوشت ۳: وبلاگ «گزنه» مطلبی با عنوان «هشتگ‌های اجتماعی یا اجتماعات هشتگی؟» را منتشر کرده است که خواندن آن را شدیدا توصیه می‌کنم.

نوشتن دیدگاه