آموزش دور زدن فیلترینگ توسط سربازان جنگ نرم!

قبلا گفته بودم که فیلترینگ و سانسور، سیاست‌هایی هستند که در نهایت شکست می‌خورند و شاید اعتراض حامیان سابق فیلترینگ اینترنت در ایران نسبت به فیلترینگ گسترده‌ی اینترنت در ایران را بتوان شاهدی دیگر بر این ادعا دانست.

در ادامه‌ی همین ادعا، چند روز پیش با مطلبی جالب در وب‌سایت افسران دات آی آر مواجه شدم که شاهدی دیگر بر ناکارآمدی فیلترینگ اینترنت در ایران است به طوری که سربازان جنگ نرمی که هدف خود را مبارزه با جنگ نرم دشمن می‌دانند، به صورت رسمی روش‌های دور زدن فیلترینگ برای دسترسی به فیس‌بوک و توییتر را آموزش می‌دهند! این مطلب که با عنوان «ورود به سایت فیس‌بوک و twitter بدون محدودیت» در تاریخ ۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ توسط کاربری به نام «مسعود مسعودی» منتشر و در ۲ اردیبهشت به عنوان مطلب برگزیده‌ی وب‌سایت افسران انتخاب شده است، به صورت مرحله به مرحله دور زدن فیلترینگ وب‌سایت‌های فیس‌بوک و توییتر را آموزش می‌دهد:

با مشاهده‌ی این مطلب و انتخاب شدن آن به عنوان مطلب برگزیده توسط کاربران افسران، آنچه به نظر من جالب آمد، آن است که حامیان و کسانی که سخن از جنگ نرم و… می‌زنند، خود به ساختار فیلترینگ در ایران اعتقاد ندارند و سعی در دور زدن آن دارند! دور زدنی که به صورت کاملا شفاف از ناکارآمدی و میزان نارضایتی از وضعیت فیلترینگ اینترنت در ایران خبر می‌دهد.

نوشتن دیدگاه

از بصیر تا غدیر؛ دو سرویس اینترنتی یکی مبهم و دیگر کپی شده!

از زمانی که بحث «جنگ نرم» و مسائل حاشیه‌ای آن در ایران داغ شده است ماهی نیست که یک خبر حیرت‌آور شنیده نشود. در همین راستا طی هفته‌ی گذشته دو خبر که یکی از آنها در نوع خود شاهکار است منتشر شد که نگاهی دقیق‌تر به آنها خالی از لطف نخواهد بود.

۱۹ شهریور ۱۳۹۰، خبری با عنوان «‘بصیر’ جایگزین ‘گوگل ارث’ در ایران» توسط بی‌بی‌سی فارسی منتشر شد:

سرتیپ محمد حسن نامی، رئیس سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح در ایران اعلام کرد: «سایت گوگل ارث برای جاسوسی و جمع آوری اطلاعات کشورها طراحی شده و قرار است سایت بصیر که توسط ایران طراحی شده، در هفته دفاع مقدس به بهره‌برداری برسد و جایگزین گوگل ارث شود.»

به گزارش خبرگزاری مهر، آقای نامی در مورد سایت بصیر گفت: «این سایت هم به کاربران داخل کشور و هم به کاربران همه دنیا سرویس می‌دهد و می تواند از ورود به برخی سایت‌ها مثل گوگل ارث که به جمع آوری اطلاعات در کشورهای مختلف می‌پردازد، جلوگیری کند.»

رئیس سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح ایران ویژگی سایت بصیر را چنین توصیف کرد: «این سایت به هر مسلمانی در هر نقطه کره زمین این امکان را می‌دهد که با یک کلیک جهت قبله را پیدا کند.»

آقای نامی با اشاره به این که برخی کشورها مثل چین و روسیه سایت «گوگل ارث» را به دلیل «جاسوسی» تعطیل کرده‌اند، گفت که با افتتاح «بصیر»، این سایت در ایران نیز «تعطیل» خواهد شد.

اگر از چگونگی تهیه‌ی تصاویر ماهواره‌ای از زمین بگذاریم که نیاز به ماهواره دارد و ایران ماهواره‌ای در این زمینه در فضا ندارد، سوالی که پیش می‌آید پاراگراف آخر این خبر است که در آن به تعطیلی گوگل ارث توسط کشورهای چین و روسیه اشاره شده است، ادعایی که کاملا اشتباه است و با کمی جستجو در اینترنت می‌توان نادرستی آن را متوجه شد.

به عنوان مثال می‌توان به خبر دیلی‌میل که در ۱۰ اکتبر ۲۰۱۰ (۳۰ مهر ۱۳۸۹) منتشر شده است اشاره کرد که در آن به صورت کاملا شفاف گفته شده است که خدمات گوگل ارث در چین در دسترس همگان است:

Google had not applied for a web mapping licence in China but Google’s mapping service is accessible from computers on the mainland.

گوگل برای گواهی نقشه‌برداری وب در چین اقدامی نکرده است اما سرویس نقشه‌ی گوگل از طریق تمامی رایانه‌های این کشور در دسترس است. (منبع)

هر چند که براساس همین خبر چین وب‌سایتی با نام Map World را با هدف رقابت با گوگل ارث راه‌اندازی کرده است که تنها تصاویر داخل مرزهای چین در آن قابل مشاهده هستند و کشورهای دیگر را تنها به صورت یک نقشه و بدون جزییات می‌توان مشاهده کرد.

اما در مورد روسیه نیز من هر چه جستجو کردم هیچ خبری در مورد راه‌اندازی سرویس بومی برای رقابت با گوگل ارث پیدا نکردم و علاوه بر آن باید بگویم که گوگل ارث در روسیه مسدود یا تعطیل نشده است هر چند که برخی از مناطق در گوگل ارث به درخواست روسیه قابل مشاهده نیستند.

اما خبر دیگری که با خواندن آن در خلاقیت و تولید محققان آن ماندم، خبر راه‌اندازی موتور جستجوی شیعی بود:

به گزارش شیعه آنلاین، گروهی از مهندسان پیرو اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، اخیرا موتور جستجوگری مانند موتور جستجوگر «گوگل» تولد کرده‌اند. این موتور جستجوگر یا به عبارتی «گوگل شیعی»، «غدیر» نام دارد.

گفتنی است‌‌ همان طور که در صفحه نخست این سایت جستجوگر مشاهده می‌شود، خدمات مختلف وجود دارد از جمله قرآن کریم، خدمات، نقشه جهان، برنامه‌ها، تقویم دینی، پست الکترونیک.

از دیگر خدمات این جستجوگر می‌توان به بخش‌هایی همچون «واقعه غدیر چیست؟»، «سایت صلوات»، «سایت‌ها دیگر»، «راهنمای سایت‌های شیعی»، «خدمات موبایل ویژه دستگاه‌های تلفن همراه» و غیره اشاره کرد.

علاقمندان با مراجعه به آدرس اینترنتی www. gedeer. com می‌توانند از این جستجوگر شیعی استفاده کنند. (منبع)

با خواندن این خبر به این موتور جستجوی رفتم و به این همه خلاقیت این گروه از مهندسان حسرت خوردم! اگر از طراحی لوگو و ساختار کلی صفحه‌ی اصلی بگذریم که کپی کاملی از گوگل است و شما می‌توانید از طریق این آدرس لوگوی شبیه به گوگل را در عرض کمتر از یک دقیقه بسازید، الگوریتم جستجوی این وب‌سایت جالب است زیرا این موتور جستجو که از همکاری چندین مهندس متولد شده است به صورت کاملا دقیق از نتایج گوگل استفاده می‌کند به طوری که اگر شما در آن کلمه‌ای را جستجو کنید در قسمت پایین سمت چپ نتایج جستجو لوگوی گوگل را خواهید دید!

این بدان معناست که مهندسین خلاق این وب‌سایت تنها از Google App که به صورت رایگان در دسترس همه است، برای این کار خارق‌العاده‌ی خود استفاده کرده‌اند!

و حالا این سوال پیش می‌آید که این مهندسین خلاق برای این کار خود چه بودجه‌ای را دریافت کرده‌اند که اینگونه هنرمندانه کپی کنند و بعد نام تولید و ابداع را بر آن بگذارند؟

نوشتن دیدگاه

وبلاگستان فارسی و حرکت‌های دسته‌جمعی: نقدی بر پیشنهاد وبلاگ مجمع دیوانگان

مدتی قبل، آرمان نویسنده‌ی وبلاگ «مجمع دیوانگان» ایده‌ای تحت عنوان «فراخوانی برای جامعه وبلاگ‌نویسان فارسی» را مطرح کرد که براساس آن هر یک از وبلاگ‌نویسان وبلاگستان فارسی فارغ از هرگونه دیدگاه سیاسی بیایند و در مورد وضعیت فیلترینگ اینترنت در ایران صحبت کنند و یک حرکت گروهی در این زمینه انجام بدهند:

امیدواری من این است که وبلاگ‌نویسان فارسی زبان، چه در داخل کشور و چه از خارج، چه آنان که در این دو دامنه شناخته شده فعالیت می‌کنند و چه کاربران دیگر سرویس‌های وبلاگی، چه سیاسی نویسان و چه غیرسیاسی‌ها، چه منتقدان وضعیت موجود کشور و چه حامیان آن، همه و همه بتوانند بر سر این مسئله توافق کنند که این شیوه از فیلترینگ باید مورد بازبینی قرار گیرد. پیشنهاد من یک حرکت گروهی در همین راستاست.

زمانی که من این متن را خواندم، اولین نکته‌ای که به ذهنم رسید آن بود که وبلاگستان فارسی بر خلاف دوران قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ آنقدرها نزدیک و به هم پیوسته نیست به گونه‌ای که از نظر من وبلاگستان فارسی به جزایر جدایی تبدیل شده است که در هر یک از این جزایر تعدادی از وبلاگ‌نویسان با همفکران خود مشغول بده بستان‌های معمول هستند.

به همین دلیل و با توجه به شرایط کنونی وب فارسی، به وجود آمدن هر گونه حرکت دسته جمعی در وبلاگستان فارسی و به طور خصوص در مورد فیلترینگ اینترنت در ایران خوش‌بین نیستم. علتش نیز همان ماجرای جزیره جزیره شدن وبلاگستان فارسی است. هم اکنون و با توجه به جو سیاسی حاکم بر جامعه که به خودی خود بر روی وب فارسی نیز تاثیر گذاشته است، اتصال دو سوی دعوای سیاسی دو سال گذشته تقریبا غیر ممکن است!

علاوه بر آن سیاست یک بام و دو هوای وبلاگ‌نویسان ارزشی در مورد فیلترینگ نیز دارای اهمیت است به طوری که با گذشت حدود ده سال از ظهور پدیده‌ی وبلاگ‌نویسی در ایران، دوستان ارزشی تنها و تنها به اعتراض در مورد این پدیده در چند مورد خاص پرداخته‌اند. به عنوان مثال با فیلتر شدن وبلاگ  «آهستان» بسیاری از وبلاگ‌نویسان ارزشی با ایجاد موج وبلاگی اعتراض خود را نسبت به آن اعلام کرده‌اند اما با فیلتر شدن ده‌ها وبلاگ مخالف دولت ایران و یا خنثی که شاید تنها مشکلشان نوشتن چند خط در مورد ولنتاین و اینگونه موارد بود، سکوت اختیار کردند و هیچ سخنی به زبان نیاوردند؛ در حالی که اعتراض کردن به فیلترینگ اینترنت باید پدیده‌ای باشد که همه در مورد اعتراض کنند تا کار به جایی نکشد که تمامی وبلاگ‌های بلاگر و وردپرس به بهانه‌ی جنگ نرم از سوی مسئولین فیلترینگ در ایران مسدود شوند.

به همین دلیل از نظر من و با توجه به شرایط وب فارسی، در این برهه‌ی زمانی صحبت کردن در مورد حرکتی گروهی که شامل تمام افکار وبلاگستان فارسی باشد، امکان‌پذیر نیست مگر آنکه همه به این نکته برسیم که وبلاگستان فارسی تنها سیاست نیست و باید همه در کنار هم بدون خطاب قرار دادن دیگری به «جلبک» و «عرزشی» زندگی کنیم.

نوشتن دیدگاه

استارس، ویروس رایانه‌ای یا جنگ روانی؟

پرده‌ی اول: دکتر غلامرضا جلالی، رئیس سازمان پدافند غیر عامل در سخنانی از کشف دومین ویروس جاسوسی با نام استارس در ایران خبر می‌دهد:

خوشبختانه دانشمندان جوان ما موفق شدند که این ویروس [استارس] را کشف کنند و هم اکنون ویروس «استارس» به آزمایشگاه ارائه شده است اما هنوز بررسی‌ها بر روی آن ادامه دارد و نتایج نهایی و قطعی در این رابطه بدست نیامده است. [متخصصان امنیتی ایران] ویژگی‌های خاصی را در مورد ویروس «استارس» شناسایی کرده‌اند بطوریکه مشخص شده است که این ویروس هماهنگ و همساز با سیستم بوده، تخریب آن در مرحله‌ی اول بسیار کم است به شکلی که ممکن است بعضا با فایل‌های اجرایی دستگاه‌های دولتی اشتباه گرفته شود، بنابراین باید متخصصان ما ابعاد مختلف این ویروس را مورد ارزیابی قرار دهند تا همه ابهامات و اشکالات ما نسبت به آن برطرف شود و سپس اقدام لازم برای مقابله با آن انجام شود. (منبع)

پرده‌ی دوم: رضا تقی‌پور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در مصاحبه با خبرگزاری مهر وجود ویروسی به نام استارس را تایید نمی‌کند و آن را جنگ روانی بر علیه ایران عنوان می‌کند:

جستجو برای ویروس «استارس» در مراکز عملیات رخدادهای رایانه‌ای وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ادامه دارد. آنچه که تاکنون مشخص شده است از ایجاد جو روانی علیه کشور حکایت دارد. در این زمینه بررسی‌هایی در جریان است. (منبع)

سوال: چگونه امکان دارد که رئیس سازمان پدافند غیر عامل ایران بر علیه ایران یک جنگ روانی ایجاد کند؟

نوشتن دیدگاه

جنگ نرم ایجاد خبرگزاری نیست، گسترش فرهنگ است

در این وبلاگ بارها در مورد تاثیر سرعت اینترنت بر پیشرفت جامعه و همچنین جنگ نرم صبحت کرده‌ام و برای آن چندین مثال هم آوردم. اما نکته‌ای که باعث شد این مطلب را بنویسم، ویدئوی مربوط به پروژه‌ی هنری گوگل است. پروژه‌ای که در آن ‍۱۷ موزه‌ی مطرح دنیا در زمینه‌ی تابلوهای نقاشی به صورت رایگان و مجازی در اختیار تک تک کاربران اینترنت در سرتاسر جهان قرار گرفته است.

آمیت سود (Amit Sood) که مدیر این پروژه است، در یکی از کنفرانس‌های TED در مورد این این پروژه به خوبی توضیح داده است:

لینک مستقیم ویدئو

اما حالا شاید شما با دیدن این ویدئو از خود بپرسید که این پروژه چه ربطی به سرعت اینترنت و جنگ نرم در ایران دارد؟

در جواب این سوال شما باید بگویم که اگر سرعت اینترنت در ایران مناسب بود و زیر ساخت‌های لازم وجود داشت و به جای آنکه میلیون‌ها تومان برای سانسور اینترنت و یا جنگ نرم و زدن وب‌سایت‌های خبری که دو ریال هم ارزش ندارند، دولت ایران اینگونه پروژها را تعریف می‌کرد و در آن تخت جمشید، میدان نقش جهان اصفهان و ده‌ها موزه‌ی ایران را به فضای مجازی یا همان اینترنت می‌برد چه می‌شد؟ آیا غیر از این بود که ایران فرهنگ خودش را به دیگر نقاط جهان صادر می‌کرد؟ آیا این چیزی جز گسترش فرهنگ ایران در جهان است؟ علاوه بر آن کم بودن سرعت اینترنت در ایران آیا غیر از این است که دسترسی کاربران برای غوطه‌ور شدن در دستیابی به اطلاعات اینترنت را کاهش می‌دهد؟

به همین دلیل باید در جواب سینه چاکان جنگ نرم و این دست مزخرفات بگویم که ای آقا یا خانمی که میلیون میلیون پول می‌دهید تا وب‌سایت‌های خبری کپی- پیست (Copy- Paste) ایجاد شود، اگر این پول‌ها را در کارهایی ماندگار مانند پروژه‌ای شبیه Google Art خرج کنید، هم در جنگ نرم خودتان پیروز می‌شوید و هم فرهنگ ایران را به جهانیان نشان می‌دهید.

خلاصه‌ی کلام آنکه راه رسیدن به پیروزی زیاد است اما اگر شما بخواهید چشمان خود را باز کنید که با شواهد موجود سال‌ها طول خواهد کشید!

نوشتن دیدگاه