تناقض- مبارزه با بدحجابی و خواست عمومی

منبع: عصر ایران

دو خبر زیر را می‌خوانم:

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد سعیدی، امام جمعه قم: حجاب یکی از مسائلی مورد تاکید دین مبین اسلام است و این مسئله جنبه حزبی و سیاسی ندارد. وی با بیان اینکه مردم مسلمان خواهان توجه به این مهم در سراسر جامعه هستند، یادآور شد: مردم ما در جنگ تحمیلی برای دفاع از حکومت اسلامی ۲۰۰ هزار شهید داده‌اند تا احکام اسلامی در کشور اجرا شده و فضای کشور اسلامی باشد. وی برخورد قاطعانه با پدیده زشت بدحجابی را یک خواست عمومی عنوان کرد و افزود: برخورد با بدحجابی باید از ادارات و دستگاه‌های دولتی شروع شود و باید بدانیم که منکر، همیشه منکر است و باید با آن برخورد شود. (منبع)

دکتر محمود احمدی‌نژاد در مصاحبه زنده‌ی خبری: ما اینگونه برخوردها (با بدحجابی) را توهین می‌دانیم که زن و مردی در خیابان راه بروند و کسی بیاید بگوید نسبت شما چیست؟ هیچ کسی حق ندارد در این خصوص سوالی بپرسد. به اعتقاد بنده روش موجود روش درستی نیست، البته این به این معنا نیست که ما نابسامانی‌های اجتماعی را نمی‌بینیم و یا نباید اصلاح کنیم. دولت این‌گونه رفتارها را قبول ندارد و تا آنجایی که بتواند برخورد و کنترل خواهد کرد. (منبع)

حال آنکه آمار منتشر شده توسط سازمان ملی جوانان را به همراه صحبت‌های اخیر دکتر محمود احمدی‌نژاد، با سخنان امروز امام جمعه‌ی قم مقایسه می‌کنم و این نتاقض‌ها را می‌بینم:

۱- در اینکه حجاب مسئله‌ای حزبی و سیاسی نیست شکی نیست، اما براساس تصاویر منتشر شده از کشورهای مسلمانی مانند لبنان، مردم مسلمان در تمامی کشورها خواهان توجه به حجاب در سراسر جامعه نیستند و هر کسی با آزادی خودش حجاب را انتخاب می‌کند. برای اثبات این حرف، عکس بالا شاهد خوبی است.

۲- براساس آمار منتشر شده توسط سازمان ملی جوانان بیش از نیمی از جامعه حجاب را امری شخصی می‌دانند، حال آنکه امام جمعه‌ی قم در سخنان امروز خود برخورد با بدحجابی را یک خواست عمومی اعلام کرده است. براساس منطق ریاضی، خواست عمومی یعنی ۵۰ درصد جامعه به اضافه‌ی یک نفر که نظرسنجی سازمان ملی جوانان این نکته را رد می‌کند.

۳- براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، رئیس دولت مسئول کلیه‌ی اموری است که در ادارات دولتی اجرا می‌شود، حال آنکه امام جمعه‌ی قم خواستار برخورد با بدحجابی در ادارات و دستگاه‌های دولتی شده است، در صورتی که رئیس دولت (دکتر محمود احمدی‌نژاد) این مسئله را خارج از دولت خودش اعلام کرده و  از رد اینگونه برخوردها سخن گفته است.

نوشتن دیدگاه

بدحجابی عرف جامعه‌ی ایران نیست

مردمک در گزارشی از نتایج یک نظرسنجی که توسط سازمان ملی جوانان منتشر شده است خبر می‌دهد:

نتایج یک نظرسنجی سازمان ملی جوانان درباره دوره اول طرح «امنیت اجتماعی» نشان می‌دهد که ۷۰ درصد از پاسخ دهندگان گفته‌اند که رعایت نکردن معیارهای حجاب را جرم نمی‌دانند.

مجید امیدی، مدیرکل فرهنگی تربیتی سازمان ملی جوانان به خبرگزاری ایسنا گفته است که دیدگاه این ۷۰ درصد حاکی از ضعف عملکرد نهادهای مختلفی است که در امر فرهنگ‌سازی و تبیین ابعاد اجتماعی حجاب دخیل هستند. مدیرکل امور فرهنگی تربیتی سازمان ملی جوانان ادامه داد: ۵۷ درصد از پاسخگویان این نظرسنجی نیز، حجاب را امر شخصی دانسته‌اند. (منبع)

با خواندن همین چند خط این گزارش چند نکته به نظرم رسید:

۱- در ابتدا باید بگویم که من از جامعه‌شناسی هیچ تخصصی ندارم، اما با توجه به اعدادی که در این گزارش آمده است، می‌توانم این نتیجه‌گیری را بکنم که ۷۰ درصد از جامعه‌ی آماری این نظرسنجی (مثلا تهران)، با عدم رعایت نکردن حجاب مشکلی ندارند. این بدان معناست که اکثریت جامعه با کلمه‌ای به نام بدحجاب آشنایی ندارند و این کلمه را بی‌معنا می‌دانند.

این یعنی، بدحجابی از دید اکثریت جامعه یک ناهنجاری نیست و یک فرد بدحجاب (از دید آقایان) هنجارشکن نیست! چرا؟ چون تا جایی که دانش من قد می‌دهد، هنجار در هر جامعه‌ای برآیند دیدگاه و نظریات اکثریت آن جامعه است و به عبارتی عصاره‌‌ای از عرف جامعه است و براساس ارقام بالا عرف جامعه‌ی آماری مورد بررسی، تمام سخنان کسانی که بدحجابی را عامل زلزله و یا اهرمی برای فشار به دانشجو می‌دانند را رد می‌کند.

۲- نکته‌ی دیگر آن است که آقای امیدی از کم کارهای و ضعف عملکردهای نهادهای مختلف در فرهنگ‌سازی حجاب صحبت کرده است، حال آنکه تا جایی که من می‌دانم اکثریت افرادی که به بدحجابی و غربزدگی محکوم می‌شوند، متولدین دهه‌ی شصت هستند. اولین نسلی که بعد از انقلاب جمهوری اسلامی به دنیا آمده‌اند و تمام دوران خود را در این دوران گذرانده‌اند. نسلی که از اول دبستان در کتاب‌های درسی‌شان از حجاب و عفت عمومی خوانده‌اند و تا پایان دوران تحصیلات عالی (کارشناسی) نیز آن را می‌خوانند. حال چگونه امکان دارد با این شرایط از ضعف عملکرد نهادهای مختلف صحبت کرد؟

۳- در قسمتی از این گزارش بیش از نیمی از افراد جامعه‌ی آماری، حجاب را امری شخصی دانسته‌اند. حال آنکه چگونه امکان دارد که عده‌ای نظریات شخصی خود را بر اکثریت جامعه قالب کنند و سعی در تغییر عرف جامعه بکنند. عرفی که اکثریت آن بدحجابی را ناهنجاری نمی‌دانند!

نوشتن دیدگاه

احساسات خود را کنترل کنید

یکی از عادت‌های بد ما ایرانی‌ها آن است که مردمانی شدیدا احساساتی هستیم. مردمانی که در مقابل هر حادثه خوب و یا بدی دچار احساسات می‌شویم و احساس‌مان بر منطق و عقلمان غلبه می‌کند. نمونه‌ی بارز آن در ماجرای اخیری است که برای بالاترین اتفاق افتاد.

بعد از آنکه وب‌سایت لینک‌پراکنی بالاترین توسط افراد ناشناسی مورد حمله قرار گرفت و دومین آن به سرقت رفت، خبرگزاری فارس با چاپ خبری تحت عنوان «بالاترین، در جنگ هکرها از کار افتاد» و ربط دادن این وب‌سایت به اسرائیل باعث شد تا بسیاری از کاربران این وب‌سایت و بلاگرهای فارسی سخن از تحریم خبرگزاری فارس و عصر ایران را بزنند:

سینا ۴۴۰۳: هر چی بازدیدکننده داره مدیون سایت بالاترینه… حقشه یه ماه بالاترین سایتش رو مسدود کنه و اجازه فرستادن لینک از فارس‌نیوز رو بگیره تا بفهمه لینک‌دانی یعنی چی!

Youlio: با تحریم فارس نیوز موافقم. اگه مدیران تحریم نمی‌کنن ما کاربرا می‌کنیم. مثلا در نسخه بعدی بالاترین به همه لینکهای فارس منفی میدیم.

اما من یک سوال دارم و آن این است که چرا همواره ما به جای پاسخ مناسب و منطقی به منتقدین و رقیبانمان سعی در حذف آنها از راه‌های غیر دموکراتیک داریم؟

دوستان بهتر است که احساسات را کنار بگذاریم و به جای اینکه به دنبال جوابی دندان‌شکن و خردکننده باشیم، با منطق و به دور از احساسات و به مرور زمان پاسخ بدهیم. در ضمن هم اکنون بدترین زمان برای پاسخ دادن به اینگونه سخنان است، چون هدف تمام این عربده‌کشی‌های مجازی تنها و تنها ایجاد موج است. پس بی‌ِزحمت احساسات خود را کنترل کنید و آرام باشید، منطق همواره پیروز است.

راستی اگر زمانی سگ شما را گاز بگیرد، شما هم سگ را گاز می‌گیرید؟

نوشتن دیدگاه

چرا عربده می‌کشید؟

بد روزگاری شده است، بد مردمی شده‌ایم، بد جهانی شده است! همه چیز دارد بد می‌شود. همه دارند بد می‌شوند و صداقت، منطق و دوستی دارد کم‌کم ساک مسافرتی‌اش را می‌بندد و به یک کره‌ی دیگر در کهکشان دیگری می‌رود. می‌دانید چرا؟

چون عربده‌کشی در جهان و مخصوصا ایران در حال نهادینه شدن است. هر کسی زورش به جایی نمی‌رسد (مانند خودم!) زود عربده می‌کشد و فریاد وامصیبتا سر می‌دهد. هر کسی که نمی‌داند از شرایط بدی زندگی‌اش چگونه فرار کند دست به عربده‌کشی می‌زند و به زمین و زمان فحش می‌دهد. نمونه می‌خواهید؟ کافی است که از صبح تا ظهر در سر یکی از چهارراه‌های شهرتان بیاستید!

خلاصه آنکه رفتارهای هیئتی، لُمپنی و احساساتی این روزها بدجوری من را اذیت می‌کند؛ رفتارهایی که اگر جلوی آن را نگیریم نه تنها خودمان را نابود می‌کنیم، بلکه فرهنگ و هر آنچه که در این سال‌ها به دست آورده‌ایم را نیز نابود خواهیم کرد.

پس بی‌زحمت به جای آنکه برای مردم غزه عربده بکشید، به جای آنکه از نابرابری‌ها و کمبودها عربده بکشید، به جای آنکه از فیلتر شدن وبلاگ‌تان عربده بکشید، به دنبال یک راه حل اساسی و منطقی باشید چون همواره عربده در مقابل منطق شکست می‌خورد.

نوشتن دیدگاه

به آمنه بهرامی عیدی بدهید!

می‌دانم که در سال نوی میلادی مانند سال نوی ایرانی خبری از عیدی نیست، اما از شما خواهش می‌کنم که به آمنه بهرامی کمک کنید تا شاید دوباره به زندگی برگردد. برای این کار هم تنها کافیست که به اینجا بروید تا اطلاعات کامل در مورد چگونگی کمک به وی را بدست آورید. به قول نویسنده‌ی وبلاگ «آقا اجازه؟»:

حسادت، خودخواهی و اسید دست به دست هم دادند و زیبایی، زندگی و نور را از آمنه بی‌گناه گرفتند. بیایید دست به دست هم دهیم تا کمی نور و شادی به زندگی آمنه بازگردانیم.

می‌دانید چرا کلمه‌ی زیبایی را در جمله‌ی بالا پررنگ کرده‌ام؟ دلیلش این عکس است:

آمنه بهرامی، قبل از پاشیده شدن اسید به صورت وی

نوشتن دیدگاه