چرا کمپین #AddIranToTwitter مبارزه از زیر لحاف نیست؟

در زمانی که داستان به گروگان گرفته شدن سربازهای ایرانی توسط گروه تروریستی جیش‌العدل در توییتر داغ بود و کاربران ایرانی توییتر از داغ کردن هشتگ #FreeIranianSoldiers حرف می‌زدند، در دو مطلب مجزا توضیح دادم که این کار یک نوع مبارزه از زیر لحاف یا همان Slacktivism است:

#AddIranToTwitter

در چند روز اخیر کمپین جدیدی بر روی توییتر توسط کاربران فارسی‌زبان راه‌اندازی شده است که از طریق هشتگ #AddIranToTwitter، از مدیر عامل توییتر درخواست کرده‌اند که نام ایران را در لیست کشورهایی قرار دهد که امکان دریافت SMS و فعال کردن ورود دو مرحله‌ای را دارند. کمپینی که از نظر من به درستی ایجاد شده و به هیچ عنوان در دسته مبارزه از زیر لحاف قرار نمی‌‌گیرد.

شاید با خواندن پاراگراف بالا این سوال برای شما پیش بیاید که چگونه امکان دارد که این کمپین در دسته کمپین‌های مبارزه از زیر لحاف قرار نگیرد در حالی که از نظر ماهیت هیچ تفاوتی با مواردی مانند داستان #FreeIranianSoldiers ندارد.

در پاسخ به این سوال باید بگویم که تفاوت ماجرا دقیقا در ماهیت داستان است به گونه‌ای که در مورد کمپین #AddIranToTwitter، هدف کاربران فشار بر روی توییتر بوده است نه سازمان، دولت یا گروه خاصی و این هدف دقیقا نکته کلیدی ماجرا است زیرا در هر کمپینی که شما می‌خواهید در آن شرکت یا راه‌اندازی کنید، باید به مکان یا پلتفرمی که می‌خواهید در آن اعتراض کنید دقت کنید.

به عنوان مثال اگر شما به وضعیت بهداشت بیمارستان X اعتراض دارید، باید در آن بیمارستان اعتراض کنید نه آنکه که به بیمارستان Y بروید و سپس به وضعیت بهداشت بیمارستان X اعتراض کنید! براساس همین منطق کمپین اضافه کردن نام ایران در توییتر و استفاده از هشتگ #AddIranToTwitter کاملا درست و به جا بوده است زیرا کاربران فارسی‌زبان در جای مناسب صدای اعتراض خود را به فرد مناسب رسانده‌اند.

از همین رو از نگاه من کمپین #AddIranToTwitter کمپینی کاملا درست بوده است و به هیچ عنوان نمی‌توان آن را نوعی مبارزه از زیر لحاف دانست.

نوشتن دیدگاه

Twactivism یا مبارزه از زیر لحاف توییتری

در ماه‌های اخیر در مورد مبارزه از زیر لحاف چندین مطلب نوشته‌ام و در این بین بسیاری از افراد به من ایراد گرفته‌اند که تو مخالف همه چیز هستی و علاقه داری بر خلاف جهت جریان قالب شنا کنی.

امروز به صورت اتفاقی مطلبی در اکونومیست دیدم که واژه جدیدی را در آن معرفی کرده بود: Twactivism. واژه‌ای که مخلوطی از دو واژه Hacktivism و Slacktivism با Twitter است و اگر بخواهم آن را به فارسی ترجمه کنم، بهترین چیزی که به ذهنم می‌رسد عنوان همین مطلب است: مبارزه از زیر لحاف توییتری! حالا چرا؟

منبع: اکونومیست

منبع: اکونومیست

نمودار بالا تعداد توییت‌های ارسال شده از زمان گم شدن هواپیمای MH370 شرکت هوایی مالزی تا ۱۹ می (۲۹ اردیبهشت) را نشان می‌دهد. همانگونه که مشاهده می‌کنید تمام اتفاقاتی که توجه جهانی را به خود جلب کرده‌اند، بدون هیچ استثنایی بعد از یک مدت زمان کوتاه به فراموشی سپرده شده‌اند. این نکته بدان معناست که کاربران توییتر بعد از اینکه برای مدتی کوتاه در مورد یک موضوع صحبت کردند، آن را رها و به صورت کامل به فراموش می‌سپارند.

به عنوان مثال اگر به حجم توییت‌های ارسال شده در مورد هواپیمای MH370 نگاه کنید، متوجه می‌شویم که از ۲۷ مارس (۷ فروردین) این موضوع کاملا به فراموشی سپرده شده است. و یا می‌توان به داستان ربوده شدن دخترهای دانش‌آموز در نیجریه اشاره کرده که از نیمه آوریل (۲۶ فروردین) کاربران توییتر شروع به توییت کردن در مورد آن کردند و هم اکنون آن را به صورت کامل به فراموشی سپرده‌اند!

برای همین و با توجه به نمودار بالا آنچه که مشهود است این نکته است که کاربران توییتر بعد از هر رخدادی به شدت به آن توجه می‌کنند و در مدت زمان کوتاهی آن را به صورت کامل فراموش می‌کنند. اتفاقی که در میان کاربران فارسی‌زبان توییتر نیز رایج است.

مثلا در داستان سربازهای به گروگان گرفته شده توسط گروه تروریستی جیش‌العدل، کاربران به یکبار به آن توجه کردند و سپس موضوع را به صورت کامل فراموش می‌کردند. نمودار زیر به صورت کامل وضعیت توجه کاربران فارسی‌زبان به این موضوع را به خوبی نشان می‌دهد:

منبع: Small Media
منبع: اسمال مدیا

خلاصه کلام اینکه مبارزه از زیر لحاف در تمام دنیا شایع است و همانگونه که قبلا گفتم، این مبارزه ممکن است احساس خوبی به آدم بدهد، اما تاثیرگذار نیست.

نوشتن دیدگاه

بریده‌ای از هفته‌نامه چلچراغ: انفجار لایک‌های اعتراض

انفجار لایک‌های اعتراض
منبع: هفته‌نامه چلچراغ، شماره ۵۵۷، صفحه ۵۰؛ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲

اگر از مشتریان این وبلاگ در ماه‌های اخیر باشید، به احتمال زیاد می‌دانید که در این مدت در مورد  «مبارزه از زیر لحاف (Slacktivism)» دو مطلب به صورت مجزا نوشته‌ام و در آن به مبارزه از زیر لحاف کاربران فارسی‌زبان در شبکه‌های اجتماعی پرداخته‌ام:

با نوشتن این دو مطلب بسیاری به من ایراد گرفتند که تو با همه چیز مخالفت می‌کنی و همواره علاقه داری که بر خلاف جریان حرکت کنی؛ ادعایی که کاملا نادرست است زیرا به صورت کلی من براساس شواهد حرف می‌زنم؛ همانگونه که در اوج امیدواری کاربران ایرانی به رفع فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی‌ای مانند فیس‌بوک و توییتر، در مطلبی نوشتم که رفع فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی و به طور کلی کاهش دامنه فیلترینگ، فرآیندی زمانبر است که با یکی دو ماه مشکل حل نمی‌شود.

این مقدمه را گفتم تا به مقاله‌ای اشاره کنم که مدتی قبل دوستی در توییتر خبر از آن داد. مقاله‌ای که در هفته‌نامه چلچراغ، شماره ۵۵۷ در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ در صفحه ۵۰ منتشر و در آن در مورد مبارزه از زیر لحاف صحبت شده است.

از نظر من خواندن یک بار این مقاله برای تمام کاربران فارسی‌زبان فعال در شبکه‌های اجتماعی واجب است 🙂 پس این شما و این هم مقاله «انفجار لایک‌های اعتراض» به قلم شهرام شهیدی:

یک کارخانه شیمیایی در شهری منفجر می‌شود. یک شهروند ژاپنی ماسک در دهان می‌گذارد و می‌رود به کمک هم‌وطنانش. یک شهروند فرانسوی اعتصاب می‌کند و آن‌قد سر کار نمی‌رود که دادگاه همه مسببان و مقصران را محاکمه و به سزای اعمالشان می‌رساند. یک شهروند آمریکایی می‌گوید کار القاعده بوده و از دولت می‌خواهد خیلی سریع با کشورهای متخاصم وارد جنگ شود. یک شهروند ایتالیایی با تظاهرات مسالمت‌آمیز خواهان برکناری و استعفای وزیر و نخست وزیر و رئیس دولت و انحلال پارلمان می‌شود. دولت ظرف ۲۴ ساعت عوض می‌شود. یک شهروند چینی اعدام می‌شود. یک شهروند روس پناهنده می‌شود. یک شهروند سوییسی لایحه تغییر قانون ساخت کارخانه‌های شیمیایی را به پارلمان ارائه می‌کند. یک شهروند آلمانی با اختراع یک سنسور و نصب آن در ورودی کارخانه شیمیایی باعث می‌شود از این پس پیش از انفجار به صورت خودکار سیستم‌ها خاموش شود و انفجار رخ ندهد و اما… یک شهروند ایرانی از همه فعال تر است. او ابتدا به نشانه اعتراض عکس صفحه فیس‌بوکش را با عکس کودکی که در انفجار آسیب دیده عوض می‌کند و ۱۳۴۰ لایک جمع می‌کند. بعد یک صفحه باز می‌کند به اسم انفجار چرا؟ و دوستانش را دعوت می‌کند برای هم کامنت می‌گذارند و قرار می‌شود یک روزی خانه یکی از دوستان جمع شوند و ضمن استعمال قلیان دو سیب و چای دبش به نشانه هم‌دردی به صورت مبسوط در مورد موضوع گپ بزنند. بعد یک ای‌میل می‌فرستد برای دوستانش و می‌گوید برای اعتراض به گوگل به علت عوض نکردن لوگویش به مناسب انفجار دو هزار امضا نیاز دارند و سعی می‌کند امضا جمع کند. بعد برای این که کار را تمام کرده باشد، توییت می‌کند: اوف چه وحشتناک و جان‌کاه. جای همه‌تان خالی است. آی لاو یو پی ام سی. و سرانجام با ایجاد کمپین هزار امضا برای ابزار تاسف و بد بد گفتن به مسئولان به اعتراض زیبا و افسانه‌ای خود پایان می‌دهد.

به این ترتیب شهروند ایرانی مسالمت‌آمیزترین، کم‌هزینه‌ترین و بی‌دردسرترین راه‌کار را ارائه کرده. او نه مثل شهروند ژاپنی تو دست و پای ماموران امداد می‌پیچد. نه مثل شهروند فرانسوی با اعتصاب در کار دادگاه و دولت مداخله و اخلال کرده، نه مثل شهروند آمریکایی فرافکنی کرده، نه مثل شهروند ایتالیایی مملکت را به آشوب کشیده. نه مثل شهروند چینی مرده و برای دولت هزینه ایجاد کرده. نه مثل شهروند روس جلای وطن کرده. نه مثل شهروند سوییسی مزاحم وقت پارلمان شده و نه مثل شهروند آلمانی اسباب زحمت تاجران چینی شده!

به‌راستی که نحوه اعتراض و البته ابزار هم‌دردی این شهروند قابلیت ثبت جهانی داد. کیست که قدر بداند؟

نوشتن دیدگاه

توییت‌های برتر @AminSabeti در بهمن ماه ۹۲

توییت‌های برتر بهمن ماه ۱۳۹۲

بیشتر از ۷ سال است که در توییتر فعالیت می‌کنم و در این مدت همواره سعی کرده‌ام مطالبی که از نظرم جذاب و خواندی هستند را در آن به اشتراک بگذارم.

در هفته گذشته ایده‌ای به ذهنم رسید که به صورت ماهیانه ۱۰ توییت برتر از نظر تعداد کلیک بر روی آنها را در پایان هر ماه منتشر کنم تا به این صورت با پرطرفدارترین توییت‌های من در ماه گذشته از نگاه دنبال کنندگان توییترم آشنا شوید 🙂

با این مقدمه به سراغ اولین سری از سری مطالب توییت‌های برتر خودم در ماه گذشته می‌روم:

۱- مبارزه زیر لحافی از نوع #FreeIranianSoldiers: در این مطلب در مورد داستان هشتگ #FreeIranianSoldiers با هدف داغ کردن آن به صورت جهانی صحبت شده است.

۲- اپلیکیشن Glance: اولین اپلیکیشن برای عینک گوگل یا همان Google Glass که برای سکس ساخته شده است. براساس توضیحات داده شده توسط سازنده این اپلیکیشن، دو طرف سکس می‌توانند با نصب این اپلیکیشن بر روی عینک گوگل از نگاه طرف مقابل وضعیت سکس را مشاهده کنند!

۳- ۶ فردی که توسط حکومت‌های دیکتاتور به صورت کامل از تاریخ حذف شدند.

۴- فروش یک لامبورگینی به قیمت ۹ میلیارد و ۶۸۰ میلیون تومان در تهران: اگر هم اکنون بر روی این لینک کلیک کنید، خواهید دید که این خودرو به فروش رفته است. البته مشخص نیست که این ویدیو واقعا فروخته شده است یا نه!

۵- بازی‌ای در مورد سربازهای به گروگان گرفته شده توسط گروه تروریستی جیش‌العدل: از نظر من این بازی یک از بهترین کارهایی بوده است که توسط کاربران ایرانی در مورد سربازهای به گروگان گرفته شده صورت گرفته است.

۶- برای نارنجی‌ها: این مطلب که توسط آرش بهمنی نوشته شده است، در مورد سکوت عجیب وبلاگستان فارسی در داستان دستگیری بچه‌های نارنجی است.

۷- ۱۲ عکس از شاهکار روس‌ها در المپیک زمستانی ساچی

۸- گزارش ایسنا از آخرین تلاش‌ها برای نجات سربازهای ربوده شده ایرانی

۹- Sightsmap: مشاهده کره زمین از نظر تعداد عکس‌هایی که تا کنون از مناطق مختلف منتشر شده است. بخش ایران این نقشه بسیار جالب و جذاب است.

۱۰- چگونه متوجه شوید که چه کسانی از وای‌فای شما استفاده می‌کنند؟

نوشتن دیدگاه

مرز میان اطلاع‌رسانی و مبارزه از زیر لحاف کجاست؟

چند روز پیش مطلبی با عنوان «مبارزه زیر لحافی از نوع #FreeIranianSoldiers» را منتشر کردم و در آن به جنبه‌ای از کمپین آزادی‌سازی سربازان به گروگان گرفته شده توسط گروه تروریستی جیش‌العدل پرداختم. این مطلب واکنش‌های مختلفی را همراه خود داشت که باعث شد این مطلب را در ادامه آن بنویسم و این نکته را روشن کنم که میان اطلاع‌رسانی و مبارزه از زیر لحاف یک مرز مشخص وجود دارد.

به طور کلی اطلاع‌رسانی یکی از مهمترین کارهایی است که تمام افراد جامعه باید در انجام آن مشارکت داشته باشند و یکی از ارکانی که باعث جلوگیری از فساد و هزاران مشکل دیگر در جامعه می‌شود، اطلاع‌رسانی است. به عنوان مثال شما با اطلاع‌رسانی در مورد یک بیماری واگیر دار می‌توانید جان ده‌ها و یا شاید هزاران انسان را نجات دهید. به همین دلیل اطلاع‌رسانی یک کار واجب است که تک تک افراد جامعه باید به آن به عنوان یک وظیفه نگاه کنند.

در ماجرای تاسف‌بار گروگان‌گیری ۵ سرباز وظیفه توسط یک گروه تروریستی در استان سیستان و بلوچستان نیز داستان تا زمانی که مربوط به اطلاع‌رسانی بود، بسیار حیاتی و مهم بود، زیرا با این کار توجه رسانه‌ها به آن جلب شد که این جلب توجه تا حدودی ممکن بود در بهتر شدن وضعیت گروگان‌ها و واکنش سریع‌تر مسئولین ایران کمک کند.

اینجا کلیک کنید تا دنیا نجات پیدا کند!
منبع عکس: AmericanTurban

اما ماجرا زمانی به سمت مبارزه از زیر لحاف یا Slacktivism رفت که کاربران دچار این توهم شدند که توییت و داغ کردن هشتگ #FreeIranianSoldiers باعث آزادی سربازهای به گروگان گرفته می‌شود! توهمی که به طور کلی در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی بسیار شایع است زیرا فکر می‌کنند با چهار توییت و یا لایک کردن چند مطلب، در ایجاد تغییرات بزرگ در جهان شریک خواهند بود و این نکته دقیقا مرز بین اطلاع‌رسانی و مبارزه از زیر لحاف است.

برای درک بهتر منظورم، بگذارید کمپین #FreeIranianSoldiers را به عنوان یک مثال در نظر بگیریم.

زمانی که خبر گروگان‌گیری سربازها توسط کاربران در توییتر برای اولین بار منتشر شد، افراد دیگری که از ماجرا اطلاع نداشتند متوجه ماجرا شدند و به این صورت موج اطلاع‌رسانی‌ای در میان کاربران در فضای آنلاین ایجاد شد. اما زمانی که این موج به بالاترین حد خود رسید (که پوشش رسانه‌های بین‌المللی در مورد کمپین کاربران و داستان گروگان‌گیری ۵ سرباز ایرانی بود)، از آن زمان به بعد کاربران هدف خودشان را از اطلاع‌رسانی به فشار بر روی دولت پاکستان با توییت کردن و استفاده از هشتگ #FreeIranianSoldiers تغییر دادند، تغییری که مصداق بارز مبارزه از زیر لحاف است. چرا؟

اگر به دنبال دلیل این ادعای من هستید باید بگویم که اگر کاربری به دنبال فشار بر روی دولت پاکستان و یا مقامات ایران بود، باید به روش‌های دیگر دست می‌زد. مثلا سعی در ایجاد تجمع اعتراض‌آمیز در مقابل سفارت پاکستان می‌کرد و یا همانگونه که در مطلب قبلی گفتم، از راه‌های مشخصی مانند تماس با نماینده مجلس، رسانه‌های محلی و… سعی می‌کرد که به هدف خودش برسد نه اینکه از اتاقی در خانه‌اش و در کنار بخاری و یک لیوان چای به این فکر کند که هر توییتش ضربه‌ای به دولت پاکستان می‌زند!

در پایان بد نیست که به حرکت‌های خوبی که در این میان انجام شد نیز اشاره کنم که یکی از بهترین آنها کار ریحا و جواد بود که با ساده‌ترین ابزار ممکن یک بازی جالب در مورد سربازهای به گروگان گرفته شده ایجاد کرد.

پی‌نوشت ۱: این نکته را فراموش کردم بیان کنم که تا زمان آزادی تمام سربازهای به گروگان گرفته شده، باید اطلاع‌رسانی کرد و دست از این کار برنداشت چون اطلاع‌رسانی وظیفه تمام شهروندان یک جامعه است.

پی‌نوشت ۲: دقت کنید که در اینجا بحث بر سر کمپین درخواست آزادی سربازهای به گروگان گرفته شده نیست؛ بلکه بحث بر سر دیدگاه کاربران شبکه‌های اجتماعی است که عده‌ای آن را ابزاری برای تغییرهای بزرگ می‌بینند.

پی‌نوشت ۳: وبلاگ «گزنه» مطلبی با عنوان «هشتگ‌های اجتماعی یا اجتماعات هشتگی؟» را منتشر کرده است که خواندن آن را شدیدا توصیه می‌کنم.

نوشتن دیدگاه