بازی وبلاگی: چگونه از #توییتر استفاده می‌کنم؟

آرش زاد بازی وبلاگی‌ای را شروع کرده است که در مورد چگونگی استفاده از توییتر و صحبت کردن در مورد این ابزار هیجان‌انگیز است و از من دعوت کرده تا در این بازی وبلاگی شرکت کنم 🙂

توییت زیر اولین توییتی است که منتشر کرده‌ام و به تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۸۵ باز می‌گردد:

در مدت بیش از ۷ سالی که از توییت کردنم می‌گذرد، از ابزارهای مختلفی برای توییت کردن استفاده کرده‌ام. مثلا زمانی از Ecofon استفاده می‌کردم و تا چند وقتی هم Silver Bird ابزار محبوب توییت کردنم بود. در این میان وب‌سایت توییتر همواره جای ثابت خود را داشته است و با گذشت زمان توییت کردن من از طریق Twitter.com تغییری نکرده است.

هم اکنون نیز بسته به زمان و مکانی که قرار دارم، از چندین ابزار مختلف استفاده می‌کنم که در ادامه در مورد تمام آنها صحبت می‌کنم. اما قبل از آن بد نیست که به چرایی استفاده از توییتر پاسخ بدهم.

توییتر فارسی

من چرا از توییتر استفاده می‌کنم؟
از نگاه من توییتر بهترین ابزار برای خواندن جدیدترین اخبار در کمترین زمان ممکن است. این ویژگی مهم هم به محدودیت تعداد حرف‌های قابل استفاده در توییتر باز می‌گردد که افراد بیشتر از ۱۴۰ حرف نمی‌توانند بنویسند. این یعنی آنکه افراد باید در کوتاه‌ترین حالت ممکن، حرف خود را بر روی این شبکه اجتماعی بزنند. این ویژگی برای من مخاطب فارسی‌زبان بسیار مفید است چون دیگر افراد نمی‌توانند در توییتر روده درازی کنند، مثلا اگر کسی بخواهد داستان خریدن یک مرغ را توییت کند، نمی‌تواند از زمانی که مرغ رشد کرده است و بعد به کشتارگاه رفته است و… را تعریف کند 🙂

بر همین اساس نیز حدود ۴ سالی است که توییتر منبع اصلی من برای خواندن اخبار مختلف است هر چند که در هفته‌های اخیر فیدلی نیز به ابزاری برای خواندن آخرین اخبار برای من تبدیل شده است.

از چه ابزارهایی برای توییت کردن استفاده می‌کنم؟
همانگونه که در ابتدا گفتم، برای توییت کردن من از ابزارهای مختلفی استفاده می‌کنم به گونه‌ای که رابطه مستقیمی بین روش توییت کردن و گجتی که از آن استفاده می‌کنم وجود دارد.

اگر در پشت لپ‌تاپ یا رایانه رومیزی‌ام نشسته باشم، وب‌سایت توییتر مکانی است که من از طریق آن توییت می‌کنم. البته یک استثنا در اینجا وجود دارد و آن به توییت کردن یک خبر باز می‌گردد. در این حالت من از افزونه Hootlet که برای مرورگرهای مختلف در دسترس است استفاده می‌کنم. ویژگی مهمی که این افزونه دارد و من در هیچ افزونه و ابزار دیگری تا کنون ندیده‌ام آن است که این افزونه به صورت خودکار زمان انتشار توییت را تنظیم می‌کند. این امکان این اجازه را به من می‌دهد که به راحتی لینک‌های خبری و مطالب جالبی که می‌خوانم را در طول روز به صورت مستمر توییت کنم و به این صورت حساب توییتر خودم را در بیشتر اوقات فعال نگه دارم.

Hootlet

علاوه بر این، به دلیل آنکه Hootlet یکی از خدمات وب‌سایت Hootsuite است، امکان گرفتن گزارش تعداد کلیک‌ها بر روی لینک‌ها، موقعیت جغرافیایی مخاطبان و… وجود دارد که این مورد به من کمک می‌کند تا درک کلی‌ای از مخاطبان توییت‌های خود پیدا کنم.

آمار ارائه شده از توییت‌ها توسط Hootsuite

البته در اینجا باید این اعتراف را بکنم که آنقدرها به این آمارها نگاه نمی‌کنم چون اعتقاد دارم که به عنوان یک کاربر عادی توییتر، آنقدرها مهم نیست که چه تعداد من را دنبال می‌کنند و یا چه کسانی بر روی لینک‌ها من کلیک می‌کنند. از نظر من توییت کردن اینقدر هیجان‌انگیز و لذت بخش است که صرف انجام دادن آن کار بسیار باحال و جذابی است و این آمارها زیاد مهم نیستند.

اگر از روی آیفون یا آی‌پد بخواهم توییتر را چک کنم، به طور قطع از اپلیکیشن رسمی توییتر در این زمینه استفاده می‌کنم هر چند که در مواقعی خاص که نیاز دارم تا چندین کلید واژه را به صورت همزمان دنبال کنم، اپلیکیشن Hootsuite به کارم می‌آید. در همین جا بد نیست به این نکته هم اشاره کنم که اگر بخواهم یک رویداد مهم (مانند مناظره‌های انتخاباتی) را در توییتر دنبال کنم، وب‌سایت Hootsuite گزینه‌ای است که قطعا آن را انتخاب می‌کنم. علاوه بر این در برخی موارد از طریق اپلیکشین Flipboard هم توییت می‌کنم.

اگر دقت کنید، تا اینجا اسمی از توییت‌دک نیاورده‌ام؛ نرم‌افزار/اپلیکیشنی که صاحب آن توییتر است و طرفداران خاص خود را دارد. من از توییت‌دک برای حساب‌هایی خاص استفاده می‌کنم که نیاز دارم تا واکنش کاربران به کلیدواژه و یا حساب خاصی را به صورت زنده همراه با سروصدا اعلام کند! به همین دلیل از توییت‌دک در این مطلب نامی نبرده‌ام زیرا ابزار آنقدرها محبوبی در زندگی توییتری من نیست.

در نهایت هم باید بگویم که تمام مواردی که در بالا گفتم تنها ابزارهایی هستند برای لذت بیشتر از زندگی آنلاین، از همین رو استفاده از تمام این ابزارها از هر فرد به فرد دیگری متفاوت است و ممکن است سال آینده در چنین روزی من به هیچ عنوان از Hootsuite استفاده نکنم (که پارسال برای مدتی کلا استفاده از آن را کنار گذاشته بودم). چیزی که نباید در این میان فراموش کنیم آن است که در دنیای تکنولوژی، هر آنچه وجود دارد ابزارهایی هستند برای بهتر زندگی کردن و ایجاد هیجان بیشتر در آن 🙂

نوشتن دیدگاه

بازی وبلاگی- من تحریم می‌کنم!

اگر اخبار وبلاگستان فارسی را دنبال کرده باشید، به احتمال بسیار زیاد نام «بازی وبلاگی» به گوش‌تان خورده است. بازی‌ای که در آن یک وبلاگ‌نویس از دیگر وبلاگ‌نویسان درخواست می‌کند که در مورد یک موضوع بنویسند و یکی از افراد فعال در بازی‌های وبلاگی در وبلاگستان فارسی کسی نیست جز صادق جم.

صادق جم در مطلبی با عنوان «[بازی وبلاگی] من تحریم می‌کنم!» از من دعوت کرده است که در بازی وبلاگی‌ای که چند روز پیش راه انداخته است شرکت کنم و هر چیز و فردی را در هر زمینه‌ای که به نظرم مستحق تحریم است را تحریم کنم تا شاید با تحریم من با خاک یکسان شود (!) هر چند که از قدیم گفته‌اند به حرف گربه سیاه باران نمی‌آید 🙂

از زمانی که صادق جم من را به این بازی وبلاگی دعوت کرد، به لیست تحریمی‌هایم فکر می‌کردم که چه چیزی و چه کسی را می‌خواهم تحریم کنم که نتیجه‌ی آن سه مورد زیر شد:

۱- من هر فردی را که در حال بیان این جملات و داستان‌های خیالی باشد که ایرانیان از نژاد برتر آریایی هستند، ایرانیان باحال‌ترین ملت دنیا هستند، ایرانیان باهوش‌ترین ملت دنیا هستند و از صبح تا شب به دنبال یک ایرانی در شرکت‌های بزرگ و معروف باشد تا نشان دهد ایرانیان در دنیا تک هستند را تحریم می‌کنم، چون از نظر من یکی از دلایل مهم مشکلات امروز ما همین باد کردن‌های الکی خودمان بوده است.

۲- من هر وب‌سایت و وبلاگی را که از نام، عنوان، آدرس و محتوای دیگران برای منفعت خود سو استفاده می‌کند را تحریم می‌کنم و نه تنها آن وب‌سایت یا وبلاگ را نخواهم خواند، بلکه در رسوا کردنش نیز بیش از پیش تلاش خواهم کرد!

۳- من هر دولت، سازمان و فردی را که سعی در سانسور و محدود کردن اینترنت، سینما، روزنامه، کتاب، موسیقی و… دارد را تحریم می‌کنم و برای ناکام ماندنش هر نوع تلاشی خواهم کرد هر چند  که تاریخ نشان داده است که سانسورچی‌ها بازنده‌ی تمامی بازی‌ها و قواعدی هستند که خودشان وضع کرده‌اند.

در نهایت این را هم بگوییم که به طور کلی تحریم به معنایی که این روزها برای ما ایرانیان معنا پیدا کرده است چیز خوبی نیست و به جای تحریم همانگونه که جادی گفته است، ترجیح می‌دهم از واژه‌ی «تقبیح» استفاده کنم چون از نظر من با تحریم چیزی عوض نمی‌شود و تقبیح همراه با عمل نتیجه‌بخش است.

نوشتن دیدگاه

بازی وبلاگی- شادگویی شبانه

«شادگویی شبانه» بازی وبلاگی است که صادق جم آن را شروع کرده است و برای شرکت در آن تنها یک قانون وجود دارد و آن این است که مطلبی شاد بنویسید. این متن نباید حتما در وبلاگ باشد و می‌تواند در توییتر، فرندفید و هر جای دیگری در این فضای مجازی که جایی برای تایپ چند کلمه باشد، کافی است.

از دید من صحبت کردن از شادی خیلی سخت‌تر از صحبت کردن در مورد غم است! زیرا برای شادی باید بهانه‌ای بزرگ داشته باشیم اما برای غمگین شدن تنها یک بهانه‌ی کوچک کافی است. به همین دلیل نوشتن متنی که شادی در آن باشد، سخت است زیرا در این روزها ایجاد یک لبخند بر لبان یک انسان کار آسانی نیست.

اما اگر بخواهم از شادی بگویم، باید از لحظه‌ای بگویم که فرودگاه امام خمینی تهران را به مقصد لندن ترک کردم و لبخند را بر لبان پدر و مادرم دیدم. لبخندی که تا آخر عمر به یاد خواهم داشت؛ لبخندی که باعث شده است تمام سعی خودم را در زندگی‌ام بکنم تا در راه درست از دید خودم قدم بردارم. راهی که در طول دوران زندگی‌ام بارها توسط عده‌ای به سخره گرفته شد، هر چند که سخره‌کنندگان در نهایت از کرده‌ی خود پشیمان شدند!

اما بهترین لحظه در طول بیش از ۱٫۵ سالی که در لندن بوده‌ام، لحظه‌ای بوده است که پروانه بعد از ۶ ماه دوری از ایران به بریتانیا آمد و من و او به صورت رسمی زندگی مشترک خود را شروع کردیم.

در نهایت بد نیست به این نکته اشاره کنم که تا زمانی که خبرگزاری‌های ایران در حال کار هستند، می‌توان با خواندن بسیاری از اخبار و گرفتن گاف از آنها، شادی‌هایی چند دقیقه‌ای را برای خودمان ایجاد کنیم!

نوشتن دیدگاه

وبلاگ برابر با زندان نیست!

می‌دانید،
وبلاگ برابر با زندان نیست و به همین دلیل وبلاگ‌نویس هم برابر با زندانی نیست.

نمی‌دانم که جرم وحیدآنلاین، سمیه توحیدلو و محمدعلی ابطحی چه هست، اما اگر تنها جرم آنها نوشتن وبلاگ و اطلاع‌رسانی است، به نظر من این جرم کاملا مردود و غیرمنطقی است.

به امید آنلاین شدن وحید، در دسترس بودن وبلاگ سمیه و به روز شدن‌های پی در پی محمدعلی…

راستی اصل ماجرا را از اینجا بخوانید.

نوشتن دیدگاه

اگر نامرئی بودم!

مدتی قبل صادق جم من را به بازی دعوت کرد که به دلیل مهاجرت به وردپرس نتوانستم در آن زمان در این بازی شرکت کنم. اما براساس قولی که داده بودم امروز در این بازی با تاخیر بسیار زیاد شرکت می‌کنم.

اگر من نامرئی بودم:

– پول افرادی را که به صورت نامشروع (مانند دزدی، آدم‌ربایی و…) بدست آورده بودند را می‌دزدیدم به فقرا کمک می‌کردم.

– مچ افرادی را در جامعه خود را خدا دوست و پاک نشان می‌دهند را می‌گرفتم تا…

– از خودسانسوری شدیدی که این روزها گلوی من را می‌فشارد، دست برمی‌داشتم.

– دورغگویان را رسوا می‌کردم.

اما از همه این‌ها بگذرم، این نکته را هیچگاه فراموش نمی‌کنم که اگر زمانی نیروی مافوق بشری بدست آوردم، آن را بر ضد بشر استفاده نکنم.

نوشتن دیدگاه