مجله‌ی کارگاهی زیگ‌زاگ

مجله کارگاهی زیگ‌زاگاگر از وبلاگ‌خوان‌های قدیمی وبلاگستان فارسی باشید، احتمالا با مجله‌ی کارگاهی زیگ‌زاگ آشنایی دارید. این مجله که در زمستان ۱۳۸۷ به خواب زمستانی رفته بود، مدتی است که در آدرس جدیدش با کارآموزانی جدید شروع به کار کرده است و مانند گذشته گزارش‌هایی در زمینه‌های مختلف منتشر می‌کند. اما این همه مقدمه برای چه چیدم؟!

این همه مقدمه را چیدم تا بگویم که گزارشی از من با عنوان «پان، ارزان‌ترین مخدر ایران!» در این مجله منتشر شده است. پس تا داغ است، بروید و آن را بخوانید:

رنگش سبز لجنی است، دندان‌ها را تیره می‌کند و ترش مزه است. بدون دود است و روی دیواره‌ی داخلی دهان و لثه قرار می‌گیرد؛ آب دهان را نیز لزج و زیاد می‌کند. نامش «پان» و قیمتش یک سوم قیمت یک بسته سیگار «بهمن» است، ۲۰۰ تومان! ادامه مطلب…

نوشتن دیدگاه

ثانیه‌شمار پایان دوران دانشجویی

ثانیه‌شمار پایان دوران دانشجویی‌ام در دانشگاه سیستان و بلوچستان از امروز به کار افتاد! ثانیه‌شماری که در خوش‌بینانه‌ترین حالت تا اواسط اسفند ماه ادامه خواهد داشت و پس از آن دیگر لقب دانشجو را یدک نخواهم کشید! لقبی که در جامعه‌ی امروز ایران بیشتر به جای آنکه باعث سرفرازی شود، بهانه‌ای است برای آنکه با پتک بر سرت بکوبند.

دوران دانشجویی من بنا به دلایلی پنج و نیم سال طول کشید و در این دوران ۱۴۴ واحد پاس کردم. واحدهایی که اگر هم اکنون از من بخواهند آنها را دوباره پاس کنم، هیچگاه حاضر نخواهم شد. حاضر نیستم یکبار دیگر ریاضی (۱) یا (۲) را پاس کنم، حاضر نخواهم شد معادلات دیفرانسیل را پاس کنم و حاضر نخواهم شد که در سر کلاس‌های دروس عمومی که پایگاه چرت‌های روزانه‌ی من بود، بنشینم.

خلاصه‌ی کلام آنکه امین ثابتی از امروز به جمع مهندسان بیکار این مرز و بوم پیوست؛ باشد که رستگار شود!

پ.ن. از دوران دانشجویی‌ام و چگونگی درس خواندم خاطراتی دارم که هیچگاه فراموش نخواهم کرد، شاید روزی برای مرور خاطرات آنها را در اینجا منتشر کردم.

نوشتن دیدگاه