بهاریه‌نویسی: یادی از وبلاگ‌نویسان زندانی…

سال ۱۳۸۹ و به عبارتی دهه‌ی ۸۰ خورشیدی نفس‌های آخر را می‌زند و تا دقایقی دیگر به پایان خواهد رسید. بسیاری این روزها به فکر مسافرت و تفریح هستند، به فکر رفتن به مکانی که هوایی تازه تنفس کنند و این شور چنان است که بازی «بهاریه نویسی» نیز در وبلاگستان فارسی به راه افتاده است.

حال آنکه در این بحبه بد نیست یادی از جمعی از وبلاگ‌نویسانی وبلاگستان فارسی بکنیم که شاید مانند من و شما شانس شاد بودن در این سال نو را نداشته باشند. وبلاگ‌نویسانی مانند حسین درخشان، حسین رونقی ملکی، محمدرضا پورشجری (سیامک مهر)، پیمان روشن ضمیر، اشرف علیخانی و یا امیدرضا میرصیافی که دیگر در کنار من و شما نیست.

در هر صورت یادمان باشد که در شادی‌ها و خوشی‌ها هم به یاد کسانی باشیم که شاید حق‌شان نشستن در اتاقی تنگ و تاریک نباشد، چون آنچه را که فکر می‌کرده‌اند بر روی دیواری مجازی نوشته‌اند.

به امید آن روزی که با نو شدن سال، افکار و دیدگاه بسیاری نو شود و دیگر کسی تنها و تنها به دلیل نوشتن آنچه فکر می‌کند به پشت میله‌هایی آهنی که سرمایش تن هر انسانی را به لرز می‌آورد، نرود.

نوروزتان پیروز؛ به امید سالی که…

پی‌نوشت:
– عکس استفاده شده در این مطلب، تصویر سفره‌ی هفت‌سین امسال ماست که پروانه طراحی‌اش کرده است.

نوشتن دیدگاه

۹ سال با وبلاگستان فارسی…

در هفته‌های اخیر زیاد در مورد وبلاگستان فارسی نوشته‌ام، به همین دلیل در سالگرد تولد وبلاگستان فارسی تنها این نکته را می‌گویم که نه سال از عمر وبلاگستان فارسی می‌گذرد، اما معروف‌ترین وبلاگ‌نویس آن، حسین درخشان در زندان است، اولین روحانی وبلاگ‌نویس آن روزه‌ی سکوت گرفته است و دو تن از آنها (یعقوب مهرنهاد و امیدرضا میرصیافی) در بین ما نیستند.

علاوه بر این، وبلاگستان فارسی را طوفان فیلترینگی در می‌نوردد که بسیاری بر اثر آن، نوشتن در وبلاگ را به فراموشی سپرده‌اند.

اما با تمام این نکات، وبلاگستان فارسی زنده است، زنده خواهد بود و در مسیر خود حرکت خواهد کرد.

پی‌نوشت:

– به مناسبت تولد وبلاگستان فارسی، مطلبی با عنوان «نبرد وبلاگستان فارسی با شبکه‌های اجتماعی» در وب‌سایت مردمک نوشته‌ام، خواندن آن را پیشنهاد می‌کنم.

نوشتن دیدگاه