حاشیه‌ای بر اعدام دو مجرم در پارک هنرمندان تهران

چند روز پیش نوشتم که مردم ایران در قرن ۱۸ میلادی زندگی می‌کنند و امروز با انتشار تصاویری از اعدام دو مجرم در تهران مجددا بر روی این موضوع تاکید می‌کنم. تصاویری که شاید بهترین آنها دو مورد زیر باشند (منبع)، دو موردی که به وضوح نشان می‌دهد که مردم یک شهر چگونه و با چه اشتیاقی در سحرگاه به خیابان می‌آیند تا جان دادن دو انسان را تماشا کنند.

یادمان باشد که تمام مشکلات ایران از سوی دولت و ساختار حکومتی آن نیست و دستکم ۵۰ درصد آن از طرف مردم است، مردمی که با ذوق و شوق به تماشای اعدام می‌روند و برای بهتر دیدن صحنه‌ی اعدام از تنه‌ی درخت‌ها بالا می‌روند!

تماشای اعدام دو مجرم توسط مردم در پارک هنرمندان

تماشای اعدام دو مجرم توسط مردم در پارک هنرمندان

پی‌نوشت ۱: بحث این مطلب مشکل فرهنگی ما ایرانیان است و در اینجا کاری به درستی و نادرستی حکم اعدام این دو مجرم ندارم.

نوشتن دیدگاه

به احترام پدر و مادری که باید برایشان تمام قد خم شد

بعضی تصاویر را زمانی که مشاهده می‌کنیم نباید در مورد آنها حرف بزنیم و فقط باید تماشا کنیم،‌ تماشا کنیم که چگونه مادر و پدری بخشش را در عمل و نه در شعارهای توخالی که این روزها گوش آدمی را کر می‌کند، نشان می‌دهند.

این مادر و پدر را باید الگوی جامعه کرد، الگوی جامعه‌ای که مردم آن برای تماشای اعدام دست به موبایل و دوان دوان به محل اجرای اعدام می‌روند تا با موبایل‌هایشان تصویر جان دادن یک انسان را ضبط کنند تا شاید در فردا روزی با ذوق به بغل دستی خود بگویند بیا و صحنه‌ی اعدام فلانی را ببین.

این مادر و پدر را باید الگو کرد، همانگونه که باید آمنه بهرامی را الگوی جامعه کرد و از آنها درس زندگی گرفت، درس زندگی که به عینه دیده می‌شود نه درسی که…

خلاصه آنکه به احترام این پدر و مادر من تمام قد در مقابل آنها خم می‌شوم و بدون یک کلام حرف اضافه به بزرگی آنها حسادت می‌کنم. بزرگی‌ای که در جامعه‌ی ایران کمیاب است، بزرگی‌ای که نه با قدرت بدست آمده و نه با ثروت… درود بر شما و روح فرزندتان که اینگونه پدر و مادری دارد.

لینک مستقیم ویدئو

نوشتن دیدگاه