چند نکته در مورد فیلتر شدن وب‌سایت جابینجا

این مطلب توسط نویسنده مهمان نوشته شده است که به دلایل مختلف از ذکر نام وی معذور هستم. علاوه بر این باید به این نکته نیز اشاره کنم که این مطلب قبل از رفع فیلترینگ وب‌سایت جابینجا در تاریخ ۲۷ دی ماه ۱۳۹۶ نوشته شده است.

اگر شما هم نوشته، عکس و یا فیلمی دارید که نمی‌توانید آن را در وبلاگ خودتان منتشر کنید و یا مایلید به صورت ناشناس منتشر شود، می‌توانید آن را برای من بفرستید. واضح است، مطالب دریافتی از نظر ساختار نوشتاری ویرایش می‌شوند و لزوما بازتاب دهنده دیدگاه‌های من نیز نخواهند بود.


قبل از هر چیزی باید به این نکته اشاره کنم که با هرگونه سانسور به هر شکلی مخالف هستم.

در تاریخ ۲۳ دی ماه ۱۳۹۶ مجموعه‌ای از سایت‌های کاریابی آنلاین فیلتر شدند که یکی از این سایت‌ها، وب‌سایت جابینجا بود. با فیلتر شدن این وب‌سایت بنیان‌گذاران آن چندین ادعا مطرح کردند که یکی از این ادعاها بی‌اطلاعی‌شان از وضع قوانین جدید و فیلترینگ یکباره وب‌سایت بود. با نگاهی به اطلاعیه این وب‌سایت، نکته‌ای که قابل توجه است هدفمندی و تاکید آن بر روی فیلتر شدن جابینجا «بدون اخطار قبلی» است.

این ادعا در حالی مطرح می‌شود که بررسی‌ها نشان می دهد که تمامی موسسات مرتبط با کاریابی آنلاین، ایمیلی در این مورد دریافت کرده‌اند که در آن کمیته فیلترینگ از احتمال فیلتر شدن سرویس‌شان خبر داده است. حال آنکه وب‌سایت جابینجا به این دلیل چنین ایمیلی دریافت نکرده چون در هیچ لیست رسمی منتشر شده توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی وجود ندارد!

ایمیل کمیته فیلترینگ به وب‌سایت‌های کاریابیاین مجموعه در حالی ادعای «۳ سال فعالیت در زمینه اطلاع‌رسانی استخدامی شرکت‌های ایرانی» را می‌کند که قوانین حاکم بر کاریابی آنلاین در تاریخ ۱ شهریور ۱۳۹۴ توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایجاد شده است؛ و جابینجا از آن زمان تاکنون برای دریافت مجوز اقدام نکرده است. در این میان این نکته را هم کنار می‌گذاریم که اولین موارد ثبت شده در وب‌سایت جابینجا به ابتدای مرداد ۱۳۹۴ باز می‌گردد!

تاریخچه وب‌سایت جابینجا

براساس دستورالعمل نحوه فعالیت کاریابی داخلی الکترونیکی، وب‌سایت‌های کاریابی موظف به ثبت وب‌سایت خود در طرح ساماندهی سایت‌های ایرانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین دریافت نماد اعتماد الکترونیکی هستند. حال آنکه در مورد وب‌سایت جابینجا به جز یک آدرس و شماره تلفن،‌ اطلاعات دیگری در دسترس نیست (تا مدتی پیش همین اطلاعات هم موجود نبود و تنها ایمیلی به آدرس [email protected] در دسترس بود).

عجیب‌ترین بخش مطلبی که جابینجا در واکنش به فیلتر شدن وب‌سایتش منتشر کرده است اشاره به ماده ۳۰، فصل چهارم آیین‌نامه اجرایی قانون مجازات اشتغال به حرفه کاریابی است که در آن آمده است: «رسیدگی به موارد تخلف هر یک از موسسات کاریابی براساس این آیین‌نامه با دعوت از مدیر موسسه کاریابی در هیئت استانی انجام می‌شود». حال آنکه مجموعه‌ای که هیچ مجوزی در این زمینه ندارد و در هیچ لیست رسمی‌ای وجود ندارد، دقیقا چگونه به قوانین رسمی برای کاریابی متوسل می‌شود؟!

لیست کاریابی‌های الکترونیکی داخلی استان تهران

نکته دیگری که قابل تامل و مهم است، چگونگی ذخیره اطلاعات کاربران و همچنین مسئولیت جابینجا در قبال کاربرانش است که هیچگونه توضیحی در این زمینه داده نشده است.

در قسمت دیگر خبر فیلترینگ جابینجا، ادعای «سه سال فعالیت بدون مشکل» مطرح شده است که این مورد نیز ادعایی کاملا اشتباه است و مجموعه‌ای از اعتراضات که پای پست‌ها و نوشته‌های اعضای تیم جابینجا منتشر شده است شاهد این مدعاست.

پست اینستاگرام جابینجا و اعتراض برخی از کاربران به سرویس این وب‌سایت

فیلترینگ و سانسور اینترنت یک پدیده احمقانه و غیرقابل دفاع است، اما اینکه مجموعه‌ای هیچ مسئولیت‌پذیری‌ای نداشته باشد و تمام آن را به حکومت و فیلترینگ نسبت دهد، و با موج‌سواری در توییتر و سوء استفاده از نارضایتی عمومی از وضعیت سانسور اینترنت بخواهد برای خودش اعتباری کسب کند، کاری اخلاقی و حرفه‌ای نیست.

از همین رو باید گفت که مجموعه جابینجا در فضای عدم اعتماد عمومی به دولت و در شرایطی که چند هفته از فیلتر شدن تلگرام می‌گذرد، از فیلتر شدن خود به عنوان یک ابزار تبلیغاتی هدفمند استفاده کرده است. این مجموعه ادعاهای بدون مدرک مانند «نیم میلیون ارسال رزومه» و «۲.۸ میلیون ایمیل اطلاع‌رسانی شغلی» و… را مطرح کرده است که پرداختن به آنها خارج از حوصله این مطلب است.

در نهایت هم باید گفت این گروه آنقدر غیرحرفه‌ای است که حتی تنها خبرنگاری که واقعیت‌هایی در مورد داستان فیلترینگ جابینجا – که به نفع این سرویس بود – را مطرح کرده بود را نیز مورد توهین و تمسخر قرار داد! دقت کنید که حساب رضا شادمند که یکی از بنیانگذاران وب‌سایت جابینجا است هم اکنون خصوصی شده است و به همین دلیل امکان دادن لینک مستقیم به توییت زیر وجود ندارد.

توییت تمسخرآمیز یکی از بنیانگذاران جابینجا

نوشتن دیدگاه

استارتاپ ایرانی، حبابی که می‌ترکد و بهایی که می‌ماند

در این وبلاگ در مورد داستان استارتاپ در ایران و حبابی که دور آن را احاطه کرده است چندین بار نوشته‌ام. دو هفته پیش به صورت تصادفی با مطلبی از هفته‌نامه عصر ارتباط مواجه شدم که دیدم بازنشر آن در اینجا خالی از لطف نیست چون دقیقا به نکته‌ای که دستکم دو سال است به آن اشاره می‌کنم پرداخته است و آن داستان حبابی است که عده‌ای در مورد فضای استارتاپی ایران ایجاد کرده‌اند و اعداد نجومی و دور از واقعیت در مورد استارتاپ‌های مختلف ارائه می‌کنند.

با این مقدمه کوتاه بهتر است که به سراغ مطلب جالب هفته‌نامه عصر ارتباط بروم؛ دقت کنید که قسمت‌های پررنگ توسط من صورت گرفته است:

عصر ارتباط
برای دیدن نسخه بزرگ این تصویر، اینجا کلیک کنید.

گزارش‌های هفته گذشته عصر ارتباط در خصوص مسایل و چالش‌های پیرامون پشت پرده و نبرد حامیان دروغین اکوسیستمی به نام استارت‌آپ‌ها در ایران، بازتاب‌های زیادی داشت. بیشتر این بازتاب‌ها در جهت تایید مطالب مذکور بود و البته بسیاری خواستار نام بردن از سوءاستفاده‌کنندگان از این فضا بودند.

در این میان برخی نیز خواستار به کار بردن عنوان «‌دلالان‌های تک» برای برخی فعالان عرصه شتابدهندگان و استارت‌آپ‌ها بودند. در همین خصوص مطلع شدیم که یک مجموعه دولتی خواستار استفاده نکردن از عبارت استارت‌آپ در برنامه‌هایی شده که به‌عنوان اسپانسر از آنها حمایت می‌کند.

اگر چه برخی به اصطلاح علاقه‌مندان به حمایت از استارت‌آپ‌ها از مدت‌ها قبل عناوین دیگری جایگزین کرده‌اند که قطعا این امر، آنها را از شمول برخی ابهامات و سوءاستفاده‌های احتمالی خارج نمی‌کند و به این موارد نیز در آینده پرداخته می‌شود.

در همین راستا یک فعال در این زمینه که خواستار ذکر نشدن نام خود بود، ضمن تایید محتوای گزارش‌های منتشر شده در هفته‌نامه، مطالبی را پیرامون برخی خبرسازی‌ها و سوءاستفاده‌ها از موضوع استارت‌آپ‌های ایرانی‌ ارایه کرده که با اندکی تلخیص و حذف نام‌ها در ادامه می‌آید.

در بخشی از این مطلب آمده: «جدای از مافیای پشت برخی استارت‌آپ‌ها چندی پیش یکی از شرکت‌های فعال در این عرصه مدعی شد مبلغ … میلیارد تومان به استارت‌آپ‌های دوره اول این شتاب‌دهنده اختصاص داده که طی صحبت با یکی از اعضای این تیم‌ها مشخص شد این موضوع یک بازی تبلیغاتی بوده و عملا یک صدم این مبلغ هم به تیم‌ها ارایه نشده، بلکه این ارزش کاذب خدماتی بوده که خود ایشان محاسبه و رسانه‌ای کرده بودند و این دروغ‌ها واقعا استارت‌آپ ایران را زیر سوال برده است.

در نمونه‌ای دیگر چندی پیش شرکت مجهول‌الهویه‌ … اعلام کرد، خانم … از شرکت خارجی و مطرح … جزو منتورهای (مربیان) ما است، در حالی که اصلا ایشان خدمات منتوری به شرکت مذکور ارایه نمی‌دهد و اصلا وی به ایران نیامده است. دروغ بعدی فهرست منتورهایی هست که الان امثال … و … معرفی می‌کنند.

مورد عجیب دیگر در حوزه استارت‌آپ‌های ایرانی به آقای … رییس شرکت (هلدینگ) … باز می‌گردد که همزمان منتور همه شتاب‌دهنده‌ها است! و پرسش اینجا است که آیا واقعا ایشان در پنج برنامه همزمان خدمات منتوری ارایه می‌دهند؟! این افراد تجربه چند استارت‌آپ شکست خورده یا موفق را داشته‌اند؟ در نهایت اینکه مشخص شده ایشان برای شهرت و اعتبار شرکت … و با پول هنگفت مجموعه … فقط تبلیغات انجام می‌دهند و عملا هیچ کجا خدمات واقعی منتوری ارایه نمی‌دهند. در واقع استارت‌آپ ابزاری برای شهرت‌طلبی و سوءاستفاده امثال وی شده است.

بحث ارزش‌گذاری‌های دروغین و لابی‌بازی با برخی رسانه‌های خارجی هم که جای خود دارد و واقعا نیاز است این دروغ‌ها ریشه‌کن شود. اگر چه تعداد این دروغ‌ها به قدری زیاد شده که اگر قصد ورود به آن باشد، به اندازه یک کتاب حجم دارد.

در پایان این مطلب آمده است، بنده گزارش دقیق و کتبی داشتم از درگاه پرداخت استارت‌آپی که مدعی است، ایکس میلیون تومان در ماه درآمد دارد، اما در واقع یک‌پنجم درآمد مذکور هم واقعی نیست. به هر حال کذب بودن این ادعا امروز یا فردا روشن شده، حباب درآمد این استارت‌آپ یک روز خواهد ترکید و کارکنان آن نیز کار خود را از دست خواهند داد.»

به هر ترتیب بدیهی است دلالی و کلاهبرداری در پس نقاب مقولات با ارزشی همچون کارآفرینی و اشتغالزایی امری مذموم بوده و باید برای سالم‌سازی فضای استارت‌آپ‌ها و کسب و کارهای اینترنتی به منظور جلوگیری از آلوده شدن آن به دست فرصت‌طلبان اقدامات لازم به عمل آید.

هفته‌نامه عصر ارتباط همچنان آمادگی خود را برای انعکاس نظرات علاقه‌مندان به این مقوله در بخش خصوصی و دولتی اعلام می‌دارد.

نوشتن دیدگاه

تاثیر حمله به سفارت عربستان بر روی استارتاپ‌ها

سفارت عربستان در تهران
سفارت عربستان در تهران

در طی چند روز اخیر داغ‌ترین خبر در بین ایرانیان سرتاسر دنیا داستان حمله به سفارت و کنسولگری عربستان در تهران و مشهد بوده است که با یک جستجوی ساده می‌توانید ده‌ها تحلیل،‌ دیدگاه و نظر در این زمینه پیدا کنید. اما چیزی که در میان این تحلیل‌ها به فراموشی سپرده شده است ثاثیر این دست حوادث بر روی فضای استارتاپی ایران و به طور کل فناوری اطلاعات است.

به احتمال زیاد شما با خواندن پاراگراف بالا به خودتان می‌گوید که این ماجرا چه ربطی به استارتاپ‌های ایرانی دارد در حالی که مسئله کاملا سیاسی است و هیچ ربطی دنیای تکنولوژی ندارد.

اگر شما چنین فکری می‌کنید باید بدانید که اشتباه می‌کنید و در این داستان یک فاکتور مهم را که تاثیر مستقیم بر روی استارتاپ‌های ایرانی دارد را در نظر نگرفته‌اید: ریسک سرمایه‌گذاری.

قبلا در مطلبی در مورد چرایی عدم حضور شرکت‌های تکنولوژی غربی در ایران صحبت کرده‌ام و به نکات مختلفی از جمله ریسک بالای سرمایه‌گذاری در ایران اشاره کرده‌ام. حال آنکه دقیقا حادثه‌ای مانند حمله به سفارت عربستان مجددا این نکته را در ذهن سرمایه‌گذاران خارجی زنده می‌کند که چه تضمینی وجود دارد که ما سرمایه‌یمان را به داخل ایران ببریم و سپس عده‌ای تندرو که امکان کنترل آنها توسط دولت وجود ندارد، به بخش‌هایی که ما در آنها سرمایه‌گذاری کرده‌ایم (مثلا یک فروشگاه زنجیره‌ای) حمله نکنند؟

و در دنیای واقعیت هم باید به این دست سرمایه‌گذاران حق داد چون وقتی که عده‌ای به سفارت یک کشور که خاک آن کشور محسوب می‌شود به راحتی حمله می‌کنند، حمله کردن به یک تجارت برایشان مانند آب خوردن خواهد بود!

از همین رو متاسفانه چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید، حمله به سفارت عربستان باعث زنده شدن خاطره حمله به سفارت بریتانیا و آمریکا در سال‌های گذشته شده است و از همین رو به احتمالا زیاد بسیاری از افرادی که علاقه به سرمایه‌گذاری در ایران را داشته‌اند را به فکر فرو خواهد بود، به خصوص سرمایه‌گذاری در بخش تکنولوژی و استارتاپ که شکننده‌تر از بخش‌هایی مانند نفت و پتروشیمی است.

 

نوشتن دیدگاه

چرا شرکت‌های تکنولوژی غربی وارد بازار ایران نمی‌شوند؟

در ماه‌های اخیر یکی از بحث‌های داغ در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی را می‌توان داستان فعالیت شرکت‌های غربی مانند اپل، ای‌بی، آمازون و… در ایران دانست که در برخی موارد با صحبت‌های مقامات مختلف ایرانی این بحث بیشتر و بیشتر به چشم می‌آید.

یکی از آخرین اظهار نظرها را می‌توان به داستان اعلام همکاری پست ایران با شرکت‌هایی مانند ای‌بی و آمازون دانست که با سروصدای زیاد و واکنش ای‌بی نیز مواجه شد:

مدیرعامل پست: در راستای توسعه نجارت الکترونیک در ایران، با شرکت‌های داخلی دیجی‌کالا و پیک بادپا و با شرکت‌های خارجی ای‌ب…

Posted by Nima Akbarpour on Thursday, 8 October 2015

و دقیقا این دست اظهار نظرها که به هیچ عنوان پایه و اساس ندارد و از مبنا نادرست است باعث شد که این مطلب را بنویسم.

آیا بازار ایران برای شرکت‌های فناوری اطلاعات غربی جذاب است؟
برخلاف تصور بسیاری از کاربران ایرانی و همچنین بسیاری از افرادی که خود را کارآفرین و پرچمدار جامعه استارتاپی ایران می‌دانند، باید بگویم که بازار ایران آنقدرها برای شرکت‌های فناوری اطلاعات غربی جذاب نیست.

برای عدم جذابیت بازار ایران هم می‌توان ده‌ها دلیل مختلف آورد که به صورت خلاصه می‌توان گفته که بازار ایران یک بازار با ریسک بسیار بالا و در عین حال کوچک است.

این بدان معناست که از نگاه شرکت‌های غربی بازار ایران دارای ریسک سرمایه‌گذاری بالایی است. مثلا اگر فردا روزی هر طرف توافقنامه هسته‌ای به وعده‌های خود عمل نکند، شانس اینکه تحریم‌ها به حالت قبل از توافقنامه بازگردد بسیار بالاست. تازه موارد دیگری مانند دخالت نهادهای امنیتی و اطلاعات را من در اینجا نظر نگرفته‌ام.

علاوه بر این حجم بازار ایران در برابر بازارهای کشورهای دیگر در جهان آنقدرها زیاد نیست. به عنوان مثال اگر به بازار چین نگاه کنید خواهید دید که بازار چین حدود ۲۰٪ جمعیت جهان را پوشش می‌دهد در حالی که بازار ایران با داشتن ریسک بسیار بالا حدود ۱٪ جمعیت جهان است.

آیا مشکل تنها ریسک بالا و کوچک بودن بازار ایران است؟
نه! مشکل در داستان فعالیت شرکت‌های غربی در ایران تنها به ریسک بالا و کوچک بودن بازار ایران برنمی‌گردد بلکه به مسئله مهمترین به نام سودی که عاید این شرکت‌ها می‌شود نیز بازمی‌گردد. برای درک بهتر بگذارید در مورد یک شرکت خاص مثل آمازون صحبت کنم.

برخلاف تصور آمازون در چند کشور محدود فعالیت می‌کند و اینگونه نیست که آمازون در سرتاسر کشورهای جهان فروشگاه داشته باشد؛ مثلا در اروپا تنها در کشورهای فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند، اسپانیا، ایرلند و بریتانیا فعالیت می‌کند و اگر نگاهی به وب‌سایت‌های آمازون در این کشورها بیاندازید خواهید دید که به جز فروشگاه بریتانیا، بقیه فروشگاه‌ها آنقدرها محصول و امکانات آمازونی که همه می‌شناسند را ندارند.

علاوه بر این اگر شما در اروپا از آمازون خرید کنید، تمام درآمد به دفتر این شرکت در لوکزامبپورگ می‌رود تا به این صورت کمترین مالیات را بتواند پرداخت کند.

حالا با گذاشتن همه این موارد خواهید دید که به طور کلی آمازون هم اکنون در آینده‌ای نزدیک و شاید دور به فکر فعالیت در ایران نباشد.

خلاصه کلام اینکه برخلاف ادعاهای مقامات ایران چشم داشتن به فعالیت شرکت‌هایی مانند اپل، آمازون، ای‌بی و… فعلا دور از واقعیت است.

در انتها هم بد نیست به این نکته اشاره کنم که داستان فعالیت تلگرام در ایران هم دقیقا مانند آنچه در بالا گفتم هست و این شرکت و نه شرکت دیگری سرورهای خود را به داخل ایران منتقل نخواهد کرد. چرا؟ چون هیچ توجیه اقتصادی و منفعتی برای این دست شرکت‌ها وجود ندارد در حالی که این شرکت‌ها به دنبال سود و افزایش ارزش تجارت خود هستند.

خلاصه اینکه اسیر این صحنه‌آرایی‌های دوستان در وزارت ارتباطات و بخش‌های مختلف نشوید، بیشتر این حرف‌ها برای تفریح است 🙂

نوشتن دیدگاه

چه نکاتی را باید در مورد iBridge Berlin بدانید؟

کنفرانس iBridge برلین

این مطلب را در حالی نوشتم که در هواپیما بودم و در راه برگشتن از برلین به لندن که به دلیل پرواز حدود ۲ ساعته‌ای که برای رسیدن به شهر مورد علاقه‌ام یعنی لندن داشتم،‌ تصمیم گرفتم که تجربه و نکاتی که در مورد این رویداد را یادداشت کرده‌ام را با شما به اشتراک بگذارم.

در این مطلب سعی کرده‌ام که به بسیاری از سوالاتی که در توییتر و دیگر شبکه‌های اجتماعی در مورد خوبی‌ها و بدی‌های این رویداد دیده‌ام تا حدود زیادی پاسخ بدهم هر چند که باید به این نکته تاکید کنم که این مطلب براساس نظر شخصی‌ام نوشته شده است و ممکن است شما با تمام یا بخشی از آن مخالف باشید!

با این مقدمه بگذارید به سوالات کلیدی و مهم در مورد iBridge Berlin بروم تا شاید به این صورت بسیاری از ابهام‌ها برطرف شود.

آیا برگزاری رویداد iBridges اهمیت دارد؟
پاسخ این سوال بسیار ساده و روشن است: بله. داشتن رویدادی مانند iBridges برای جامعه ایران لازم است به دلیل آنکه جامعه ایران به دلایل مختلف مانند مشکل ویزا گرفتن، وضعیت اقتصادی، ساختار فرهنگی و…. جامعه‌ای بسته است و به همین دلیل داشتن چنین رویدادهایی که در آن ایرانی‌های داخل ایران نیز شرکت کنند بسیار مهم و تاثیرگذار است زیرا با آمدن به کشورهای دیگر و خارج شدن از حبابی به نام ایران، دیدگاه و جهان‌بینی‌شان عوض می‌شود. علاوه بر این دیوار بی‌اعتمادی‌ای که به هر دلیلی در میان ایرانی‌های داخل و خارج از ایران شکل گرفته است نیز به مرور زمان از بین می‌رود.

شاید بد نباشد به این نکته مهم نیز اشاره کنم که اگر در رویداد iBridges افرادی از داخل ایران شرکت نکنند پاسخ سوال بالا از نظر من قطعا خیر خواهد بود چون اهمیت رویدادی مانند iBridges به حضور افراد مختلف از داخل ایران است.

به عنوان مثال برای من صحبت کردن با افراد مختلفی که از ایران آمده بودند و در مورد ایده‌ها و کارهایی که انجام داده بودند، بسیار هیجان‌انگیز بود، اتفاقی که به سختی می‌توان آن را از طریق دنیای آنلاین ایجاد کرد.

آیا iBridges آینه خوبی برای جامعه کارآفرینی ایران است؟
بر خلاف سوال قبل که جواب آن مثبت بود، به طور قطع باید گفت که iBridges آینه درستی در مورد جامعه کارآفرینی ایران نیست و همانگونه که بارها قبلا گفته‌ام، هیجان بدون پشتوانه‌ای در آن برقرار است که در بلند مدت به ضرر ایران خواهد بود.

برای این ادعای هم می‌توانم دلایل مختلفی را بیان کنم که مهمترین آنها عبارتند از:

۱- از نگاه سخنرانان iBridges سانسور اینترنت وجود خارجی ندارد: شاید با خواندن این نکته تعجب کرده باشید اما متاسفانه به دلایل مختلف، در اکثر سخنرانی‌ها و همچنان گفتگوهایی که با افراد مختلف داشتم فاکتور مهمی مانند سانسور اینترنت در ایران به صورت کامل کنار گذاشته شده بود در حالی که به جرات آن را می‌توان یکی از خطرات بالقوه کارآفرینی و خلاقیت در بستر فناوری اطلاعات در ایران دانست. به شخصه برای من بسیار جالب بود که چگونه برخی از سخنران‌ها از موقعیت طلایی سرمایه‌گذاری در ایران در سرویس‌های مبتنی بر اینترنت حرف می‌زدند در حالی که از سانسور و کیفیت پایین اینترنت در ایران به هیچ عنوان نامی نمی‌بردند!

۲- از نگاه اکثریت شرکت‌کنندگان و سخنرانان iBridge، تحریم‌های علیه ایران به صورت کامل حذف می‌شوند: دومین موردی که می‌توان آن را یک پیش‌فرض بودن پشتوانه دانست این بود که تمام قریب به اتفاق سخنرانان و شرکت‌کنندگان این پیش‌فرض را در نظر گرفته بودند که تمام تحریم‌ها علیه ایران به زودی حذف می‌شوند در حالی که همانگونه که در این مطلب توضیح داده‌ام، تنها تحریم‌هایی که در رابطه با برنامه هسته‌ای ایران هستند حذف خواهد شد و این یعنی در بهترین حالت وضعیت ایران به سال آخر دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی باز خواهد گشت.

داشتن چنین پیش‌فرضی را در میان سخنران‌هایی که از داخل ایران آمده بودند را بیشتر دیدم که می‌توان یکی از دلایل آن را فروش این ایده به سرمایه‌گذاران غربی شرکت‌کننده در iBridges دانست که درها به زودی باز می‌شوند و ما نقطه تماس خوبی برای سرمایه‌گذاری در ایران هستیم.

علاوه بر این برای من بسیار جالب بود که هیچ کسی در مورد این موضوع صحبت نکرد که اگر مقدار کمی از تحریم‌ها برداشته شوند یا به هر دلیلی مذاکرات به نتیجه نرسد، گزینه‌های روی میز برای حمایت از جامعه کارآفرینی در ایران چیست؟

۳- اعداد ارائه شده توسط سخنرانان شدیدا مخدوش بود: نکته دیگری که توجه من را به خودش جلب کرد و می‌توان آن را نوعی فاجعه دانست، داستان آمار و ارقام در مورد ایران بود به گونه‌ای که از نگاه یک سرمایه‌گذار امکان دارد این سوال مطرح شود که چگونه امکان دارد در میان ده‌ها سخنرانی در سه روز رویداد iBridge Berlin نمی‌توان دو مورد پیدا کرد که آمار ارائه شده در مورد ایران در آنها یکسان باشد.

به عنوان مثال سخنرانان در ارائه‌های خود جمعیت ایران را عددی بین ۷۰ تا ۸۲ میلیون نفر اعلام کرده بودند و من نتوانستم دو سخنرانی پیدا کنم که در آن جمعیت ایران یک عدد یکسان باشد؛ و یا آنکه میزان کاربران اینترنت در ایران عددی بین ۲۰ تا ۴۴ میلیون توسط سخنران‌های مختلف اعلام شد.

این نکته زمانی اهمیت دارد که شما این اعداد را به عنوان مدرکی برای جذب سرمایه در ایران ارائه می‌دهید و از سرمایه‌گذار انتظار دارید که براساس آنها بازار شما را درک کند و در تجارت شما سرمایه‌گذاری کند.

آیا iBridges تنها در مورد فناوری اطلاعات است؟
این سوال را به این دلیل طرح کرده‌ام چون در توییتر دیدم که بیشتر افراد iBridges را رویدادی در زمینه استارتاپ‌های اینترنت محور می‌دانند در حالی که چنین چیزی درست نیست و پاسخ آن خیر است.

iBridges رویدادی در زمینه کارآفرینی است و موضوعات مختلفی از نفت و انرژی‌های نو تا نانوتکنولوژی و سرویس‌های وب محور را پوشش می‌دهد. به عنوان مثال من افرادی را دیدم که در زمینه راه آهن و یا آب و فاضلاب فعالیت می‌کردند و در iBridges شرکت کرده بودند.

به همین دلیل چیزی که باید درک کنید/کنم این نکته است که دنیای کارآفرینی تنها به راه اندازی یک وب‌سایت یا اپلیکیشن باز نمی‌گردد و دامنه آن بسیار گسترده‌تر از این حرف‌هاست.

آیا iBridge تاثیر مثبتی بر روی جامعه کارآفرینی ایران می‌گذارد؟
پاسخ این سوال هم بله و هم خیر است که در مورد تاثیر مثبت آن در اولین سوال توضیح داده‌ام. در مورد تاثیر منفی آن می‌توان به بزرگنمایی‌های که به صورت جسته و گریخته در طول این مطلب بیان کرده‌ام اشاره کنم.

در طول iBridges امسال من ده‌ها مورد بزرگتمایی در مورد وضعیت ایران دیدم که براساس تجربه حدس من آن است که این بزرگنمایی‌ها برای نشان دادن ایران به عنوان بهشت جدید سرمایه‌گذارهاست تا سرمایه‌گذارها تشویق به سرمایه‌گذاری در ایران بشوند.

هر چند که این ایده می‌تواند تا حدودی درست باشد اما آن چه که افرادی که در حال بزرگنمایی وضعیت هستند فراموش کرده‌اند این نکته است که اگر با این بزرگنمایی‌ها که بسیاری از آنها از مبنا اشتباه است، ۵ یا ۶ سرمایه‌گذار خارجی وارد ایران شوند و براساس بزرگنمایی‌ها صورت گرفته سرمایه‌گذاری کنند و سپس با درک شرایط واقعی متوجه ضرر هنگفتی شوند، باعث خواهد شد که دیگر سرمایه‌گذارها به آمار و ارقام ارائه شده توسط ایرانیان اعتماد نکنند و در دراز مدت به صورت کامل بیخیال سرمایه‌گذاری در ایران شوند.

به همین دلیل از نظر من خطر بالقوه رویدادی مانند iBridges ایجاد یک حباب در مورد وضعیت ایران است که در نهایت با ترکیدن آن، سرمایه‌گذارهای خارجی را برای سال‌ها از ایران فراری دهد.

با سوال بالا، تقریبا تمام مواردی که یادداشت کرده بودم را بیان کردم و امیدوارم که تجربه خودم را به خوبی به اشتراک گذاشته باشم. اگر هم سوال و یا نکته‌ای داشتید، می‌توانید آن را در بخش نظرات بنویسید تا به آن پاسخ بدهم 🙂

نوشتن دیدگاه