جوابی به منتقدین: چرا من با سانسور از هر نوع مشکل دارم؟

بارها در این وبلاگ از آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات صحبت کرده‌ام و در توییت‌هایم نیز به این نکته اشاره کرده‌ام که دنیای ایده‌آل من دنیایی است که اطلاعات به راحتی به دست مردم برسد و دولتمردان و سیاستمداران به دلایل مختلف جلوی این گردش آزاد را نگیرند. در ادامه‌ی این تفکرم که همواره بر آن استوار خواهم بود و کوتاه نخواهم آمد و با توجه به انواع برچسب‌های مختلفی که در فرندفید به من زده شده است و برخی فکر می‌کنند که سیاست من در قبال اینگونه اقدامات دوگانه است، تصمیم گرفتم که این مطلب را بنویسم تا شاید تمام منتقدین به این نکته برسند که من با هرگونه سانسور و جلوگیری از آگاهی مردم مشکل دارم. حال می‌خواهد این اقدام از سوی دولت ایران باشد، یا بریتانیا و یا آمریکا و یا هر فرد دیگری؛ چون اعتقاد من این است که دانستن حق مردم است.

از نظر من، تمامی سیاستمداران دنیا، بزرگترین سانسورچی‌های دنیا و اینترنت هستند و هیچ استثنایی هم وجود ندارد!

از نظر من دولت ایران همانقدر سانسورچی است که دولت آمریکا سانسور می‌کند و دولت بریتانیا نیز براساس منافع خودش اینترنت را سانسور می‌کند، هر چند که تفاوت ماجرا در یک نکته است و آن این است که رسانه‌های آزاد بتوانند به بهترین شکل مچ سیاستمداران دروغگو را بگیرند، سیاستمدارانی که زمانی در شغل خودشان موفق‌تر خواهند بود که بهتر دروغ بگویند!

از نظر من فرقی نمی‌کند که دولت ایران به بهانه‌ی ضد انقلاب، دشمن و هزار بهانه‌ی دیگر اینترنت را فیلتر می‌کند و یا دولت بریتانیا به یوتیوب دستور می‌دهد که ویدئوهای خاصی را حذف کند و یا آمریکا ویکی‌لیکس را به دلیل افشاگری‌هایش تحت فشار بگذارد و یا اسرائیل درخواست دست بردن در یک ویدئو در یوتیوب را بدهد. چون از نظر من سیاستمداران در تمام دنیا علاقه دارند که دنیا بسته باشد و اخبار کمتر منتشر شود و تا حد امکان از انتشارشان جلوگیری شود در صورتی که آگاهی حق مردم است.

به همین دلیل، ای خانم و آقایی که هر از چند گاهی به من می‌گویی اگر سانسور برای ایران بد است، چرا غرب در حال سانسور است، باید بگویم که از نظر من دشمن شماره یک اینترنت، سیاستمدارانی هستند که تنها در زمان انتخابات به رای من و تو نیاز دارند، چه ایرانی و چه آمریکایی و چه بریتانیایی و… .

پی‌نوشت:
– این نکته را نباید فراموش کرد که نبود رسانه‌های آزاد در هر کشور حاصلش سانسور شدید و دیکتاتوری است و اگر در غرب هم رسانه‌های آزادی وجود نداشتند، اکثر کشورهای غربی به طور قطع اگر بدتر از شوروی نبودند، بهتر هم نبودند!

نوشتن دیدگاه

دولت‌ها، دشمن شماره یک اینترنت!

دیروز در مطلبی از اعلام نام ایران به عنوان «دشمن اینترنت» سخن گفتم و خلاصه‌ای از گزارش امسال روز جهانی مبارزه با سانسور اینترنت (بخش ایران) را هم نوشتم. با نوشتن مطلب دیروز با خودم به این فکر فرو رفتم که آیا ایران تنها کشوری در دنیاست که اینترنت را فیلتر می‌کند؟ آیا کشورهایی که حرف از دموکراسی و آزادی بیان می‌زنند، اینترنت آزاد را برای کاربران خود فراهم کرده‌اند؟

در پاسخ به این سوالات باید گفت که ایران تنها کشوری نیست که اینترنت را سانسور می‌کند. کشورهایی مانند آمریکا، بریتانیا، اسرائیل، فرانسه و… هم دستی در سانسور کردن اینترنت دارند. به عنوان مثال می‌توانید به این مطلب از وب‌سایت فارسی دویچه‌وله فارسی یا این مطلب در آزاد سایبر مراجعه کنید. دو مطلب خواندنی که نشان می‌دهد که دولت‌های جهان دشمنان شماره یک اینترنت هستند!

علاوه بر آن می‌توانید گزارش کاربران جهان در وب‌سایت هردیکت را براساس کشورهای مختلف در اینجا مشاهده کنید. براساس همین گزارش‌های ارائه شده در این وب‌سایت، من نمودار آماری‌ای تهیه کردم که آن را در زیر مشاهده می‌کنید:

همانگونه که مشاهده می‌کنید در آمریکا ۲۵ درصد، بریتانیا ۲۲ درصد، اسرائیل ۳۰ درصد و فرانسه ۱۸ درصد از وب‌سایت‌های مورد بررسی توسط کاربران هردیکت مسدود هستند. کشورهایی که به نوعی خود را پرچم‌دار گردش آزاد اطلاعات و آزادی بیان می‌دانند اما براساس آمار، کارنامه‌ی درخشانی ندارند و تنها در حرف این ادعا درست به نظر می‌رسد! (برای دیدن نمودارهای در اندازه‌ی واقعی بر روی هر یک از عکس‌های کلیک کنید)

براساس همین آمار می‌توان گفت سانسور اینترنت در جهان در حال تبدیل شدن به پدیده‌ای کاملا طبیعی است به گونه‌ای که در برخی موارد دولت‌های جهان برای جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات شرکت‌های ارائه دهنده‌ی خدمات اینترنتی یا مالی را تحت فشار قرار می‌دهند.

به همین دلیل می‌توان گفت که اکثر دولت‌های جهان دشمن اینترنت هستند، هر چند که میزان دشمنی هر یک از این دولت‌ها متفاوت است به گونه‌ای که یکی کل وبلاگ‌های سرویس وبلاگ‌نویسی وردپرس و بلاگر را به دلیل مقابله با دشمن فیلتر می‌کند و دیگری وب‌سایت ویکی‌لیکس را به دلیل انتشار اسناد محرمانه تحت فشار قرار می‌دهد و سعی می‌کند تا این وب‌سایت را تعطیل کند.

پی‌نوشت:
– سیلور کاور: وضعیت فعلی آزادی در اینترنت (تصویری)

نوشتن دیدگاه

ویکی‌لیکس؛ سندی برای سیاست دوگانه‌ی فیلترینگ

بدون شک ویکی‌لیکس یکی از موضوعاتی بوده است که در ماه‌های اخیر در مورد آن بسیار صحبت و نوشته شده است و براساس همین دیدگاه‌ها عده‌ای اعتقاد دارند که ویکی‌لیکس یک دروغ است و عده‌ای آن را فرشته‌ی آزادی و رسواکننده‌ی دولت آمریکا و سایر دولت‌های جهان می‌دانند. اما از دید من مهمترین تاثیری که ویکی‌لیکس داشته است چیزی فراتر از تمام اسنادی است که منتشر کرده و آن نشان دادن رفتار سیاستمداران تمام دنیا در حفظ منافع خودشان است.

فارغ از راست و یا دروغ بودن اسنادی که تاکنون توسط ویکی‌لیکس منتشر شده است، واکنش آمریکا و سایر کشورهای دنیا مانند استرالیا به وب‌سایت ویکی‌لیکس و سعی در نابود کردن آن از طرق مختلف (مانند گرفتن دامنه‌ی آن، مسدود کردن حساب‌های بانکی و Paypal، قطع سرویس توسط آمازون به این وب‌سایت، قطع همکاری ویزا و مسترکارت و…) این نکته را پررنگ کرد که اگر زمینه‌ی لازم فراهم شود، تمامی کشورهای دنیا و سیاستمداران آنها فیلترچی و سانسورچی‌های خوبی هستند؛ به عبارتی دیگر شناگرهای خوبی هستند اگر آب ببینند!

ویکی‌لیکس این نکته را ثابت کرد که تمامی سیاستمداران دنیا برای منافع خودشان حاضر هستند هر اقدامی مانند سانسور و فیلترینگ را انجام بدهند. بر همین اساس از دید من تقبیح کردن اقداماتی مانند فیلترینگ اینترنت  توسط کشورهایی مانند ایران و چین از سوی کشورهایی مانند آمریکا و استرالیا نادرست است؛ زیرا آنها نیز براساس دیدگاه خود برای منافع ملی خود اقدام به فیلتر کردن اینترنت می‌کنند و نباید به این دلیل به این کشورها ایراد بگیرند!

نوشتن دیدگاه

آیا با شبکه‌های اجتماعی می‌توان امنیت یک کشور را تهدید کرد؟

مدتی قبل با مطلبی تحت عنوان «چگونه یک وبلاگ‌نویس می‌تواند امنیت آمریکا را به چالش بکشد؟» مواجه شدم که در آن روش به خطر انداختن امنیت ملی آمریکا (!) توضیح داده شده است (متن زیر به دلیل غلط‌های املایی زیاد توسط من ویرایش شده است):

سایت‌های اجتماعی مانند فرندفید، فیس‌بوک، توییتر و… تنها به دلیل کسب اطلاعات لحظه‌ای توسط دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی آمریکا ساخته شده‌اند.

با توجه به هتک حرمت قرآن مجید در این کشور یک روش انتشار اطلاعات غلط و چالش امنیتی و اطلاعاتی را به شما وبلاگ‌نویس ارزشی عزیز عرض می‌نماییم. این روش توسط منافقین در سایت‌های فوق در جریان اغتشاشات انتخابات به کار گرفته شد و موفقیت‌آمیز هم بود.

ابتدا در سایت‌های فوق یوزری از کشور آمریکا ساخته و اقدام به اد نمودن و دوستی با یوزرهایی که مشخص است از کشور آمریکا هستند، بنمایید. این کار بسیار قابل اهمیت است چون هر قدر میزان ادهای شما از آمریکایی‌ها بیشتر باشد مطلب شما بیشتر پخش خواهد شد. این روش را در اتاق‌های چت آمریکایی یاهو نیز می‌توانید انجام دهید.

سپس جملاتی که به نظر شما اذهان عمومی را جذب و درگیر می‌کند انتخاب کنید، مانند:

ساعت ۲۳ انفجار بخش جنوبی ساختمان پنتاگون

هم اکنون انفجار متروی واشنگتن

ساعت ۲۲ انفجار سفارت آمریکا در انگلستان

سفارت کشورمان (آمریکا) در لبنان تسخیر شد

سفارت کشورمان (آمریکا) در کشور X تسخیر شد

انفجار سفارت آمریکا در اسرائیل

نیروهای حزب الله از مرز جنوبی وارد کشور شدند

این نوع جملات را به زبان انگلیسی ترجمه نموده و به خصوص در سایت فرندفید بارها ارسال کنید. فکر نکنید این جملات منتشر نمی‌شوند، اگر در لیست ادهای خود افراد زیادی داشته باشید این روش موفقیت‌آمیز خواهد بود.

در حوادث پس از انتخابات این نوع روش به خوبی جواب داد و متاسفانه نیروهای حزب اللهی اسیر این روش شدند؛ به عنوان مثال عنوان می‌شد فلان ساختمان توسط حرامیان زنازاده‌ی حامی موسوی منافق تسخیر شد. جمعیت زیادی از نیروهای حزب الله به آن منطقه می‌رفتند اما خبری نبود و خبر اصلی در منطقه دیگر بود.

این روش‌ها بسیار ساده به نظر می‌رسد اما از هر سلاح و تجمعی کارآمدتر خواهد بود. این سایت‌ها با هدف این نوع حملات بوجود آمده‌اند، باور کنید می‌توانید از سلاح آنها بر ضد خودشان استفاده کنید. یک بار فقط امتحان کنید. (منبع)

با خواندن این مطلب اولین نکته‌ای که به ذهنم رسید آن است که نویسنده‌ی این مطلب مانند برخی از رسانه‌ها اشتباه فاحشی کرده و آن بزرگ‌نمایی بدون دلیل قدرت سرویس‌های اجتماعی‌ای مانند فرندفید و توییتر است. سرویس‌هایی که در جو احساسی بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته از آنها با عنوان‌هایی مانند «انقلاب توییتری» نام برده شد، در صورتی که مانند پروژه‌ای به نام «هیستک» یک بزرگنمایی و توهم بود.

دومین نکته این است که با بهترین ابزارهای اینترنتی نمی‌توان یک حکومت را از بین برد. اینکه بتوان با ابزارهایی وب ۲٫۰ مانند توییتر و فیس‌بوک حکومتی را عوض کرد، دیدگاه کسانی است که فکر می‌کنند این ابزارها هم مانند توپ و تانک کار می‌کنند! در ضمن کسانی که از طریق این ابزارها مطالبی را منتشر می‌کنند در حقیقت در خانه نشسته‌اند و تنها کاری که می‌کنند چند ضربه بر روی صفحه کلید رایانه است، حال چگونه می‌توانند امنیت ملی یک کشور را به خطر بیاندازند جای سوال است! البته نباید فراموش کرد که اطلاع‌رسانی نقش بسزایی در تغییر و اصلاح یک جامعه دارد و هر چه سطح اطلاعات مردم بالاتر برود، حکومت در مقابل جامعه با بازخواست‌های بیشتری مواجه می‌شود.

سومین نکته لحن بی‌ادب و نامناسب متن است که اوج آن را می‌توان در عبارت «حرامیان زنازاده‌ی حامی موسوی منافق» دید که به صورت کاملا مستقیم به ۱۳ میلیون رای‌دهنده به موسوی توهین می‌کند! توهینی به ۱۳ میلیون ایرانی که تنها به دلیل حمایت از یک کاندیدا باید «زنازاده» خوانده شوند!

و آخرین نکته آن است که اینترنت ابزاری برای ارتقا آگاهی و اطلاعات مردم است نه ابزاری برای براندازی و تعویض یک حکومت؛ بیایید اینترنت را نه دشمن و نه دوست خود بدانیم، بلکه آن را ابزاری برای گسترش ایده‌ها و دامنه‌های اطلاعاتمان قرار دهیم.

نوشتن دیدگاه

چرا ویکی‌لیکس اسناد محرمانه را منتشر می‌کند؟

روز گذشته، انتشار بیش از ۹۰ هزار اسناد محرمانه‌ی جنگ افغانستان بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ توسط وب‌سایت ویکی‌لیکس (Wikileaks) باعث شد تا بار دیگر توجه‌ی جهانیان و به خصوص سازمان‌های اطلاعاتی به این وب‌سایت معطوف کند. این اسناد که روز گذشته به صورت همزمان توسط  روزنامه‌های گاردین، نیویورک تایمز و اشپیگل منتشر شد، بر روی وب‌سایت ویکی‌لیکس هم قرار دارد که شما می‌توانید از اینجا به تمامی آنها دسترسی داشته باشید!

از دیدگاه من، ویکی‌لیکس، ایده‌ای فوق‌العاده است که تا حدودی باعث شفاف‌سازی در جهان می‌شود، چون شفافیت عملکرد دولت‌ها در این سال‌ها بسیار پایین بوده است و سازمان‌های اطلاعاتی کشورهای مختلف با طبقه‌بندی کردن اسناد، از اطلاع‌رسانی دقیق و نشان دادن واقعیات دنیای امروز خودداری می‌کنند (جادی در این مورد بیشتر توضیح داده است).

دیشب در آرشیو وب‌سایت TED کمی جستجو کردم و مصاحبه‌ای با بنیان‌گذار ویکی‌لیکس، جولیان اسینج (Julian Assange) را پیدا کردم که در آن به خوبی از اهداف این وب‌سایت و چرا آنها اینگونه اسناد را منتشر می‌کنند صحبت کرده و در مثالی از چگونگی اثبات صحت مدارکی که برایشان فرستاده می‌شود صحبت می‌کند؛ براساس اخبار این چند روز، دیدن این مصاحبه بی‌مناسبت نیست:

لینک مستقیم ویدئو

در قسمتی از این مصاحبه وی سخنان جالبی در مورد ویدئوی منتشر شده توسط ویکی‌لیکس از حمله‌ی هلیکوپتر آپاچی آمریکایی به غیرنظامیان می‌گوید:

اما به خاطر داشته باشید که مردم بغداد، مردم عراق، مردم افغانستان، نیازی به دیدن اینگونه ویدئوها ندارند. آنها هر روز این قبیل صحنه‌ها را می‌بینند. به همین دلیل این قبیل ویدئوها هیچ تاثیری در دیدگاه و احساس آنها ندارد. این چیزی هست که آنها هر روز مشاهده می‌کنند. این ویدئوها دیدگاه و احساس افرادی را تغییر می‌دهد که برای این اقدامات پول (مالیات) می‌دهند و ما به این بخش ماجرا امیدوارم هستیم.

پی‌نوشت:

– اگر قادر به مشاهده‌ی آنلاین این مصاحبه نیستید، می‌توانید آن را از اینجا دانلود کنید. (حجم: ۶۷٫۱ مگابایت)

– خیلی خوب می‌شود کسی متن کامل این ویدئو را به فارسی ترجمه کند.

نوشتن دیدگاه