چرا ایده‌هایی مانند Internet.org خطرناک هستند؟

 

Internet.org

به احتمال زیاد تا کنون در مورد پروژه Internet.org فیس‌بوک شنیده‌اید که قرار است کل مردم کره زمین را به هم متصل کند؛ و در این میان هم بارها رسانه‌های مختلف در مورد این پروژه با هیجان خاصی صحبت کرده‌اند و اینکه قرار است تمام مردم دنیا به اینترنت متصل شوند.

اما نکته‌ای که بسیاری از افراد در مورد این ایده فراموش کرده‌اند آن است که این ایده در حقیقت مربوط به اتصال مردم سرتاسر کره زمین به فیس‌بوک و نه اینترنت است. و خب این ایده به خودی خود بسیار خطرناک است چون در حقیقت قرار است یک شرکت به نام فیس‌بوک به مردم سرتاسر جهان دسترسی به یک سری اطلاعات را بدهد که آنها را براساس سیاست‌های خودش طراحی و تنظیم کرده است!

شاید برای درک بهتر بد نیست به نظرسنجی‌ای که مدتی قبل انجام شده است اشاره کرد که براساس آن بیش از نیمی از کاربران اینترنت در کشورهایی مانند نیجریه، اندونزی، هند و برزیل اعتقاد دارند که اینترنت همان فیس‌بوک است.

فیس‌بوک همان اینترنت است
منبع: Quartz.com

و دقیقا داشتن این نوع دیدگاه که فیس‌بوک همان اینترنت است بسیار خطرناک است چون می‌تواند در دید نسل‌های آینده و همچین درک آنها از اینترنت تاثیر بگذارد و معنا و مفهوم اینترنت که مجموعه‌ای از رایانه‌های مختلف در سرتاسر جهان است را به صورت کامل تغییر دهد. به عنوان مثال اگر نسل آینده فکر کند که اینترنت تنها فیس‌بوک است، در نتیجه مفهوم اینترنت آزاد و دسترسی آزاد به اطلاعات به صورت کامل تغییر خواهد کرد؛ چون در چنین شرایطی یک شرکت و یا فرد (مثلا مارک زاکربرگ) چهارچوب فعالیت میلیاردها کاربر را تعریف می‌کند.

با این توضیح‌ها، اگر علاقه دارید که در مورد خطرات این دست پروژه‌ها بیشتر بدانید بد نیست که این دو مطلب را بخوانید:

در نهایت امیدوار هستم که این مطلب جرقه‌ای در ذهن شما و دیگران ایجاد کند تا از این پس پروژه‌هایی مانند Internet.org را به عنوان پروژه‌هایی برای دسترسی به اینترنت معرفی نکنید و بدانید که این پروژه‌ها به دنبال منفعت برای شرکت‌هایی هستند که آنها را ایجاد کرده‌اند.

در ضمن خوشحال خواهم شد که نظر شما را در این مورد بدانم (به خصوص اگر با آن مخالف هستید) تا در مورد آن بحث و گفتگو کنیم.

نوشتن دیدگاه

چرا فیلترینگ هوشمند در عمل کارآیی ندارد؟

فیلترینگ هوشمند
منبع عکس: ایران وایر

در ماه‌های اخیر یکی از موضوعاتی که در مورد آن بسیار بحث شده است و هر از چند گاهی مطلبی در مورد آن منتشر می‌شود، داستان فیلترینگ هوشمند است. فیلترینگی که توسط افراد مختلف مانند محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات به عنوان راه حل مشکل فیلترنت در ایران معرفی شده است.

تاکنون در مورد جزییات فیلترینگ هوشمند اطلاعات زیادی منتشر نشده است و تنها به مواردی مانند این بسنده شده است:

از مشخصه‌های این طرح، تشخیص هوشمند محتوای درخواست شده کاربر است که سرعت و گستره صفحات پالایش شده را افزایش می‌دهد و با کاهش نرخ خطا، کاربر سریع‌تر و دقیق‌تر به محتوای مفید مورد نیاز خود دست پیدا می‌کند. همچنین در این نرم‌افزار به دلیل امکان پالایش جزئی صفحات و ریزدانگی، پالایش صرفا بر صفحاتی اعمال می‌شود که به دلیل محتوای نامناسب نیاز به پالایش دارند و نیازی به بستن کل دامنه نیست. (منبع)

در این مدت به صورت جسته و گریخته مطالب مختلفی مشاهده کرده‌ام که فیلترینگ هوشمند را حلال مشکلات می‌دانند به گونه‌ای که با راه‌اندازی آن تمام مشکلات فیلترینگ اینترنت در ایران حل خواهد شد. حال آنکه واقعیت از نظر من کاملا متفاوت است به گونه‌ای داستان فیلترینگ هوشمند در حد یک جوک و تئوری باقی خواهد ماند!

دلیل این ادعایم را با یک مثال ساده بیان می‌کنم.


فرض کنید که سیستم فیلترینگ هوشمند فعال و دسترسی به وب‌سایت‌هایی مانند فیس‌بوک، توییتر یا یوتیوب که هم اکنون تمام مقامات بلندپایه ایرانی از آنها به راحتی استفاده می‌کنند، برای کاربران عادی برقرار شد. براساس آنچه که ادعا می‌شود، سیستم فیلترینگ هوشمند باید تمام محتوایی که شما در فیس‌بوک و دیگر سایت‌ها مشاهده می‌کنید را رصد و سپس محتوای مجرمانه آن را فیلتر کند.

به همین دلیل زمانی که شما در حال مرور دیوار یا همان Wall فیس‌بوک خود هستید و بر روی ویدیویی کلیک می‌کنید که از نگاه فیلترچی‌های عزیز دارای محتوای مجرمانه است، نخواهید توانست آن را مشاهده کنید. حال آنکه واقعا چنین کاری امکان‌پذیر است؟

در پاسخ باید بگویم که این کار در فیلم‌های تخیلی امکان‌پذیر است نه در دنیای واقعی زیرا وب‌سایت‌هایی مانند فیس‌بوک به دلیل آنکه از گواهینامه امنیتی اس‌اس‌ال استفاده می‌کنند، امکان رصد محتوای داخل آنها وجود ندارد و سیستم فیلترینگ به جای آنکه محتوای نمایش داده شده بر روی دیوار حساب فیس‌بوک‌تان را مشاهده کند، یک مشت عدد و حروف می‌بیند.

علاوه بر این در شبکه‌های اجتماعی‌ای مانند فیس‌بوک و توییتر محتوایی که به هر کاربر نشان داده می‌شود برای آن کاربر است زیرا افرادی که من با آنها در فیس‌بوک دوست هستم با افرادی که شما در فیس‌بوک با آنها دوست هستید کاملا متفاوت هستند و برای همین محتوا نمایش داده شده یکسان نیست. علاوه بر این امکان زمانی که دوست شما محتوایی را تنها با شما به اشتراک بگذارد، این تنها شما، دوست‌تان و فیس‌بوک هستید که آن محتوا را مشاهده می‌کنید و امکان رصد آن توسط فیلترینگ هوشمند وجود ندارد.


این بدان معناست که عملا و در دنیای واقعی فیلترینگ هوشمند در حد یک شوخی است و نباید آن را جدی گرفت هر چند که دو راه برای معنی دادن به فیلترینگ هوشمند وجود دارد:

۱- ارسال درخواست به فیس‌بوک: در این روش دولت ایران باید درخواست خود را به فیس‌بوک ارسال کند و خواستار حذف محتوای مورد نظرش شود هر چند که تصمیم نهایی بر عهده فیس‌بوک خواهد بود. با توجه به اینکه شرکت‌های آمریکایی به دلیل تحریم‌ها هیچ رابطه‌ای با ایران ندارند، این گزینه کاملا منتفی است.

۲- اجرای حمله مرد میانی بر علیه شبکه‌های اجتماعی: راه حل دوم دولت ایران برای عملی کردن فیلترینگ هوشمند در مورد وب‌سایت‌های مانند فیس‌بوک و توییتر آن است که حمله مرد میانی را بر علیه این وب‌سایت با جعل گواهینامه امنیتی اس‌اس‌ال انجام دهد که به دلایل مختلف این حمله پایدار نیست و با توجه به اینکه دولت تدبیر و امید علاقه‌ای به ایجاد سروصدای اضافه در جوامع بین‌الملل ندارد، احتمال استفاده از آن خیلی پایین است.

از همین روی و با توجه به آنچه که در بالا توضیح داده شد، برای اجرای فیلترینگ هوشمند دولت ایران تنها و تنها یک راه حل دارد: دعوت از مردم برای عضویت در شبکه‌های اجتماعی داخلی. چرا؟

به این دلیل که با این کار به راحتی می‌تواند فرآیند رصد محتوای رد و بدل شده در شبکه‌های اجتماعی داخلی را با داشتن دسترسی به سرورهای این شبکه‌های اجتماعی انجام دهد و محتوای مورد نظرش را حذف کند.

پس فراموش نکنید که داستان فیلترینگ هوشمند را جدی نگیرید و اسیر این صحنه‌آرایی‌ها نشوید.

نوشتن دیدگاه

آیا ایران بدون فیلترینگ با ایران با فیلترینگ فرقی می‌کند؟

فیلترنت

آرش کمانگیر در مطلبی با عنوان «شرکت یا عدم شرکت در انتخابات؛ مساله این نیست» در مورد انتخابات ریاست جمهوری پیش رو صحبت کرده است، اما آنچه که برای من در این مطلب جالب بود این بخش نوشته اوست:

ساختار حاکم بر ایران اینترنت را فیلتر می‌کند و اجازه‌ی فعالیت شهروندان در فضای مجازی را از آن‌ها می‌گیرد. شهروندان٬ یا لااقل بخشی از آن‌ها که صدایشان بلند است٬ اعتراض می‌کنند و رفع فیلترینگ را خواستار می‌شوند. حاکم فیلتر می‌کند٬ شهروند فیلتر می‌شکند. مساله فعل نیست. دو طرف مخاصمه از دو سوی متضاد به آن وارد می‌شوند. این بخش مساله اصلا اتفاق عجیبی نیست. آن چه عجیب است این است که کم‌تر دیده‌ام درباره‌ی موضوع اصلی حرف زده شود. سوال اساسی این است٬ فیلترینگ اساسا چه اهمیتی دارد؟ بود یا نبودش چقدر مهم است؟ ایران ِ بدون فیلترینگ چه تفاوت‌هایی با ایران ِ با فیلترینگ دارد؟

بدون داشتن جواب‌هایی برای این سوال‌ها٬ آن‌چه اتفاق می‌افتد صرفا زورآزمایی است. رو کم کنی است. می‌زنی٬ پس می‌زنم. معلوم نیست برنامه برای بعد از پایان دعوا چیست. آیا مثلا کسی تصور می‌کند با ریختن دیوار فیلترینگ تضمینی هست که به یک ایران دموکراتیک نزدیک‌تر شویم؟ من هم جواب این سوال‌ها را نمی‌دانم٬ اما داشتن یک جواب ِ قابل دفاع به این سوال‌ها مهم است.

بخش‌هایی که پررنگ کرده‌ام بخش‌هایی هستند که می‌خواهم در این مطلب در مورد آنها صحبت کنم و به آنها پاسخ بدهم تا این مسئله را روشن کنم که سانسور اینترنت در ایران بسیار بسیار مخرب‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کنید!

فیلترینگ اساسا چه اهمیتی دارد؟ بود و نبودش چقدر مهم است؟

فیلترینگ و سانسور اینترنت بیشتر از آنچه که فکرش را بکنیم اهمیت دارد آن هم فیلترینگ احمقانه اینترنت در ایران که عده‌ای در یک کمیته متوهم دور هم نشسته‌اند و برای خودشان سایت‌های مختلف را بدون آنکه بدانند کاربرد و کارکرد آنها چیست، فیلتر می‌کنند. مثلا قبلا در مطلبی حرف از فیلتر بودن ۳۳ درصد از ابزارهای برتر آموزش الکترونیکی در ایران زدم (هر چند که هم اکنون این درصد بسیار بیشتر است). اگر همین عدد را در نظر بگیرم، باید بگویم که از هر ۳ وب‌سایت آموزشی یک وب‌سایت در ایران فیلتر است و امکان دسترسی به آن برای کاربر عادی وجود ندارد و یا به سختی وجود دارد.

با همین نمونه ساده می‌توان به راحتی به این نکته رسید که فرآیند آموزش و آگاه شدن مردم ایران با وجود فیلترینگ احمقانه دچار مشکلات فراوانی است به گونه‌ای که اگر فردی بخواهد یک ویدیو آموزشی چگونگی استفاده از اکسل را در یوتیوب مشاهده کند، باید از هفت خان رستم رد شود.

ایران بدون فیلترینگ چه تفاوت‌هایی با ایران با فیلترینگ دارد؟

پاسخ دادن به این سوال کار آسانی نیست زیرا برای پاسخ به آن نیاز به آمار و ارقام مختلف است اما آنچه که از نگاه من کاملا واضح است آن است که ایران بدون فیلترینگ با ایران با فیلترینگ یک تفاوت اساسی دارد: ایران بدون فیلترینگ پویاتر است. علت این ادعا نیز به این نکته باز می‌گردد که نبود فیلترینگ و مشکلات دیگری مانند سرعت پایین اینترنت و… باعث می‌شود که کاربران اینترنت ذهنی پویاتر داشته باشند و خلاقیت‌های مختلفی از خود نشان دهند. مثلا کاربر اینترنت به جای آنکه به فکر دور زدن فیلترینگ فیس‌بوک یا یوتیوب باشد، با مراجعه راحت به آنها و خواندن مطالب و آموختن نکات مختلف، ذهنی بازتر برای تاثیرگذاری مثبت در جامعه خواهد داشت.

آیا مثلا کسی تصور می‌کند با ریختن دیوار فیلترینگ تضمینی هست که به یک ایران دموکراتیک نزدیک‌تر شویم؟

به طور قطع هیچ کسی نمی‌تواند چنین ادعایی را بکند که اگر فیلترینگ احمقانه در ایران برداشته شود همه چیز در ایران گل و بلبل می‌شود و مثلا ایران دموکراتیک به وجود می‌آمد؛ اما آنچه که از نظر من کاملا مشهود است این نکته است که دیوار فیلترینگ دیواری است که آگاهی مردم در مورد زندگی روزمره‌یشان را دچار مشکل کرده است. مثلا اگر دیوار فیلترینگ وجود نداشته باشد، فارس‌نیوز و یا رجانیوز مزخرفاتی که در ذهن بیمار خود دارند را نمی‌توانند به راحتی به خورد جامعه بدهند، خرافات در جامعه کمتر رواج خواهد داشت و… .

از نگاه من فیلترینگ اینترنت در ایران هم اکنون دشمن شماره یک آموزش کاربران ایرانی است و منظور من از آموزش چیزهای ساده‌ای مانند یاد گرفتن یک نرم‌افزار و یا چگونگی استفاده درست از یک ابزار است.

و آن چیزی که نباید فراموش شود آن است که آموزش یکی از شاه کلیدهای دموکراتیک کردن یک جامعه است و تا زمانی که مردم عادی در جامعه‌ای آموزش داده نشوند، آن جامعه دموکراتیک نخواهد شد.

به همین دلیل از نگاه من ایران بدون فیلترینگ بسیار متفاوت‌تر از ایران با فیلترینگ است. در نهایت هم خواندن این مطلب قدیمی با عنوان «فیلترینگ اینترنت فرصت نیست، فاجعه است» را پیشنهاد می‌کنم که در آن به نقد نظریه خوب بودن فیلترینگ اینترنت پرداخته‌ام.

نوشتن دیدگاه

وضعیت سانسور اینترنت در ایران چگونه است؟

قبلا در مورد گزارش خانه آزادی (Freedom House) در مورد وضعیت آزادی اینترنت در ایران مطلبی نوشته بودم که که براساس این گزارش ایران بهشت وی‌پی‌ان است. در ادامه‌ی این گزارش دیدن ویدئوی زیر خالی از لطف نیست که در آن، گزارش خانه آزادی به صورت انیمیشن به تصویر کشیده است.

علاوه بر آن خواندن این مطلب وبلاگ Mashable را هم در این زمینه توصیه می‌کنم.

لینک مستقیم ویدئو

نوشتن دیدگاه

بوداپست- کنفرانس آزادی اینترنت

کنفرانس آزادی اینترنت، برنامه‌ای است که با همکاری گوگل و دانشگاه مرکزی اروپا از ۲۹ تا ۳۱ شهریور برگزار می‌شود. کنفرانسی که در آن به بررسی آزادی در اینترنت تا تاثیرات اینترنت بر روی حقوق بشر و جنبش‌های اجتماعی پرداخته می‌شود.

در دو روزی که از این کنفرانس سه روزه می‌گذرد، یکی از مهمترین مسائلی که توجه‌ی ویژه‌ای به آن شد، سانسور و فیلترینگی است که توسط وب‌سایت‌هایی مانند یوتیوب و گوگل و… با همکاری دولت‌ها صورت می‌گیرد. علاوه بر این علاقه به ابزارهای دور زدن فیلترینگ و وبگردی به صورت ناشناس از دیگر موضوعاتی بود که در مورد آن بسیار سوال شد. نکته‌ای که در این میان توجه‌ی من را به خود جلب کرد، علاقه‌ی فعالان منطقه‌ی خاورمیانه (ایران، سوریه، مصر و یا یمن) به اینگونه ابزارها بود که می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که خاورمیانه یکی از قلب‌های تپنده‌ی فیلترینگ اینترنت در جهان است!

خلاصه‌ی آنچه در کنفرانس آزادی اینترنت گذشت:

– حضور یوگنی موروزوف، اولین فردی که به صورت رسمی و در رسانه‌ها از ناکارآمد بودن «هیستک» خبر داد، جالب توجه بود.

مهدی سحرخیز، فرزند عیسی سحرخیز از کسانی بود که در بخشی از روز اصلی کنفرانس (سه‌شنبه، ۳۰ شهریور) در مورد تاثیر اینترنت بر روی شناخته شدن بیشتر مردم ایران به دنیا سخن گفت.

– عربستان سعودی یکی از کشورهای پیشقدم در فیلترینگ اینترنت است.

– در سال ۲۰۰۷، فیلترینگ اینترنت دچار رشد یکباره و چشمگیری شد.

– آرژانتین مانند چین، نتایج موتورهای جستجو را فیلتر می‌کند، به عنوان مثال مدتی قبل کلمه‌ی «مارادونا» در آرژانتین فیلتر بوده است!

– اختلافات فرهنگی میان کشورها، یکی از بزرگترین مشکلاتی است که وب‌سایت‌هایی مانند یوتیوب و فیس‌بوک برای اعمال فیلتر با آن مواجه هستند.

پی‌نوشت:

عصیان: کنفرانس آزادی اینترنت در بوداپست

نوشتن دیدگاه