عواقب دستگیری‌های مربوط به وبلاگ نارنجی بر روی وبلاگستان فارسی چیست؟

تذکر: این مطلب را براساس اطلاعاتی که تاکنون از بازداشت شدن نویسندگان نارنجی در اختیار دارم نوشته‌ام و ممکن است در روزهای آینده بخشی از موارد عنوان شده از اعتبار خارج شوند.

امروز صبح به عادت همیشگی در حال خواندن توییت‌های مختلف بودم که با خبری مبنی بر دستگیر شدن ۷ عضو تیم نارنجی که یکی از پرمخاطب‌ترین وبلاگ‌های فناوری اطلاعات در ایران است مواجه شدم:

خبر دستگیری ۷ عضو وب‌سایت نارنجی

خبری که چند ساعت پس از انتشار آن بدون هیچ توضیحی همراه با حدود ۵۰۰ نظری که در زیر آن نوشته شده بود حذف شد و به دنبال آن نیز وب‌سایت نارنجی نیز برای چند ساعت به صورت کامل از دسترس خارج شد و هم اکنون که این مطلب را می‌نویسم، مجددا در دسترس قرار گرفته است هر چند که خبری از مطلب بالا در آن وجود ندارد.

از دسترس خارج شدن وب‌سایت نارنجی

با این مقدمه حالا بگذارید بروم سر اصل مطلب و آن عواقب بازداشت ۷ عضو تیم نارنجی برای وبلاگ‌های فناوری اطلاعات و به طور کلی‌تر وبلاگستان فارسی است.

کاهش درآمد وبلاگ‌های فناوری اطلاعات و به طور کلی‌تر وبلاگستان فارسی
با اتفاقی که برای نارنجی افتاده است، این نکته به هیچ عنوان دور از ذهن نیست که تجارت‌ها و افرادی که به وبلاگ‌های و وب‌سایت‌های مستقل و غیردولتی تبلیغات خود را می‌داده‌اند، مجددا به چگونگی صرف بودجه‌های  تبلیغاتی خود فکر کنند. به این فکر کنند که آیا حاضر هستند که به وبلاگ‌های مستقل که توسط عده‌ای علاقه‌مند در یک زمینه خاص مانند تکنولوژی اداره می‌شود پول بدهند تا تبلیغ آنها را نمایش دهند یا خیر؟

از همین رو از نظر من در طی روزها و ماه‌های آینده شاهد کاهش درآمد وبلاگستان فارسی خواهیم بود و این کاهش درآمد در میان وبلاگ‌های فناوری اطلاعات محسوس‌تر خواهد بود چون تجارت‌ها و افرادی که می‌خواهند محصول خود را تبلیغ کنند، به دنبال بستری پایدار هستند نه بستری که هر روز امکان تعطیل یا تعلیق شدن آن وجود دارد.

پایان دوران کسی به ما کاری ندارد!
دل‌تان بخواهد یا نخواهد، با توجه به تجربه نارنجی باید بدانید که دوران ما به کسی کاری نداریم، پس کسی به ما کار ندارد به پایان رسیده است. این بدان معناست که اگر شما هیچ کاری نکنید و تنها وبلاگ‌نویسی کنید و در شبکه‌های اجتماعی فعالیت داشته باشد، هیچ تضمینی وجود ندارد که دردسری برای‌تان ایجاد نشود. در گذشته عدم وجود این تضمین تنها در مورد فیلتر شدن وبلاگ وجود داشت، اما هم اکنون بازداشت شدن را نیز باید به آن اضافه کرد.

فناوری اطلاعات، موضوعی بی‌طرف نیست
برای سالیان زیاد، فناوری اطلاعات به عنوان موضوعی بی‌طرف در میان کاربران ایرانی شناخته می‌شد که نوشتن در مورد آنها صاحب آن وبلاگ را با خطری تهدید نمی‌کرد. حال آنکه با توجه به داستان نارنجی و طیف وسیع مخاطبی که این وبلاگ دارد و شاید بسیاری از افراد از طریق آن به وبلاگ‌نویسی روی آورده باشند، مجددا در مورد این موضوع و خطرات وبلاگ‌نویسی فکر خواهند کرد و شاید عده‌ای با دنیای وبلاگ‌نویسی خداحافظی کنند.

از همین رو و با توجه به موارد بالا و شواهد موجود، از نظر من و در کمال تاسف باید بگویم که دوران نارنجی به پایان رسیده است 🙁 حتی اگر تیم نارنجی به صورت کامل آزاد شود، نارنجی مانند سابق نخواهد بود. به عنوان مثال از این پس اگر نارنجی بخواهد از جایی مانند ایرانسل یا رایتل تبلیغ بگیرد، با توجه به اتفاقی که امروز برایش افتاده است، بسیار بعید است که این شرکت‌ها همکاری با نارنجی را قبول کنند.

در نهایت امیدوارم که تمام تحلیل‌های بالا اشتباه باشد، چون در صورت درستی، شاهد رکود بیش از پیش وبلاگستان فارسی و نابودی بسیاری از وبلاگ‌ها به خصوص در زمینه فناوری اطلاعات خواهیم بود.

نوشتن دیدگاه

چرا وب‌سایت‌های به اشتراک‌گذاری محتوا در ایران موفق نخواهند بود؟

مدتی قبل وبلاگ یک پزشک مطلب با عنوان «رپورتاژ: لینک‌های خود را با «لینکام» به اشتراک بگذارید» را منتشر کرد که در آن به معرفی سرویس به اشتراک‌گذاری لینک جدیدی با نام «لینکام» پرداخته بود.

زمانی که این مطلب را خواندم اولین نکاتی که به ذهنم رسید این مورد بود که آیا این سرویس به اشتراک‌گذاری موفق خواهد بود؟ آیا واقعا می‌توان از آن به عنوان پدیده‌ای جدید که در میان کاربران ایرانی جایگاه خوبی پیدا خواهد کرد، نام برد و به پیشرفت و ادامه کارش امیدوار بود و… .

به اشتراک‌گذاری محتوا

از نگاه من پاسخ سوالات بالا منفی است و سرویس‌های به اشتراک‌گذاری که فعالیت آنها براساس کاربران باشند، در داخل ایران به جایی نخواهد رسید.  برای این پاسخ منفی چندین دلیل دارم که مهمترین آن فیلترنت است. فیلترنت دشمن وب ایران و وبلاگستان فارسی است و شاید اشاره کردن به این جمله علیرضا شیرازی، بنیانگذار بلاگفا، در مورد فیلترینگ اینترنت در ایران و تاثیر آن بر روی وبلاگستان فارسی بد نباشد: «اتفاقات ناگواری در حال وقوع است. مدتی است که روزانه دستور مسدودسازی حدود صد وبلاگ یا بیشتر ارسال می‌شود. در آینده وبلاگی باقی نخواهد ماند.»

در سال‌های اخیر فیلترنت به خنده‌دارترین حالت ممکن خود رسیده است به گونه‌ای که تقریبا تمام وب‌سایت مطرح در دنیای اینترنت در ایران مسدود هستند. علاوه بر این، فیلترینگ اینترنت به ابزاری برای اعمال نظر از سوی سانسورچی‌های محترم تبدیل شده است به گونه‌ای که اگر بخواهند محتوای یک وب‌سایت را دستکاری کنند، به راحتی و با فیلتر کردن آن وب‌سایت، به این هدف خود می‌رسند.

با این فرضیات و با نگاهی به مفهوم وب‌سایت‌های به اشتراک‌گذاری لینک، ویدیو و… که در آنها فعالیت کاربران مطرح است، به راحتی می‌توان به این نتیجه رسید که در بلند مدت کاربران مشتاق با مواجه شدن با حذف و فیلتر شدن مطالب‌شان در این وب‌سایت‌ها، دلسرد می‌شوند و دست از فعالیت می‌کشند. برای درک بهتر بد نیست که مثالی در این زمینه بزنم:

فرض کنید که شما هر روز مطالب و لینک‌هایی که از نگاه‌تان جذاب و جالب هستند را بر روی لینکام منتشر می‌کنید. حال آنکه آن مطلب ممکن است لینک یک مطلب در وب‌سایتی مانند Life Hacker باشد که در ایران فیلتر است. شما بعد از چند روز متوجه می‌شوید که اکثر مطالب شما به دلیل آنکه وب‌سایت‌های آنها در ایران فیلترند حذف شده‌اند. چرا؟ به دلیل آنکه وب‌سایت لینکام در ایران قرار دارد و باید براساس قوانین ایران فعالیت کند، در نتیجه مجبور به اجرای دستورات کمیته فیلترینگ شده است.

با خواندن مثال بالا به نظرتان آیا شما به فعالیت خود ادامه خواهید داد؟ به احتمال زیاد پاسخ‌تان منفی خواهد بود. با کاهش فعالیت بر روی وب‌سایت‌های به اشتراک‌گذاری محتوا این وب‌سایت‌ها عملا خواهند مرد و به رونق مورد نظر خود نخواهند رسید. علاوه بر این، چیزی که نباید در این میان فراموش کرد آن است که تعداد کاربران بر روی سرویس‌های به اشتراک‌گذاری معیار مهمی برای محبوبیت و ارزش‌گذاری بر روی آنها هستند که این مورد عملا با وضعیت کنونی فیلترنت در ایران معنایی ندارد.

از همین رو از نظر من تا زمانی که سطح فیلترینگ اینترنت در وضعیت کنونی است، نه تنها هیچ وب‌سایت به اشتراک‌گذاری محتوایی موفق نخواهد بود، بلکه باقی‌مانده‌های آنها نیز در خطر نابودی قرار خواهند داشت.

نوشتن دیدگاه

بازی وبلاگی: چگونه از #توییتر استفاده می‌کنم؟

آرش زاد بازی وبلاگی‌ای را شروع کرده است که در مورد چگونگی استفاده از توییتر و صحبت کردن در مورد این ابزار هیجان‌انگیز است و از من دعوت کرده تا در این بازی وبلاگی شرکت کنم 🙂

توییت زیر اولین توییتی است که منتشر کرده‌ام و به تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۸۵ باز می‌گردد:

در مدت بیش از ۷ سالی که از توییت کردنم می‌گذرد، از ابزارهای مختلفی برای توییت کردن استفاده کرده‌ام. مثلا زمانی از Ecofon استفاده می‌کردم و تا چند وقتی هم Silver Bird ابزار محبوب توییت کردنم بود. در این میان وب‌سایت توییتر همواره جای ثابت خود را داشته است و با گذشت زمان توییت کردن من از طریق Twitter.com تغییری نکرده است.

هم اکنون نیز بسته به زمان و مکانی که قرار دارم، از چندین ابزار مختلف استفاده می‌کنم که در ادامه در مورد تمام آنها صحبت می‌کنم. اما قبل از آن بد نیست که به چرایی استفاده از توییتر پاسخ بدهم.

توییتر فارسی

من چرا از توییتر استفاده می‌کنم؟
از نگاه من توییتر بهترین ابزار برای خواندن جدیدترین اخبار در کمترین زمان ممکن است. این ویژگی مهم هم به محدودیت تعداد حرف‌های قابل استفاده در توییتر باز می‌گردد که افراد بیشتر از ۱۴۰ حرف نمی‌توانند بنویسند. این یعنی آنکه افراد باید در کوتاه‌ترین حالت ممکن، حرف خود را بر روی این شبکه اجتماعی بزنند. این ویژگی برای من مخاطب فارسی‌زبان بسیار مفید است چون دیگر افراد نمی‌توانند در توییتر روده درازی کنند، مثلا اگر کسی بخواهد داستان خریدن یک مرغ را توییت کند، نمی‌تواند از زمانی که مرغ رشد کرده است و بعد به کشتارگاه رفته است و… را تعریف کند 🙂

بر همین اساس نیز حدود ۴ سالی است که توییتر منبع اصلی من برای خواندن اخبار مختلف است هر چند که در هفته‌های اخیر فیدلی نیز به ابزاری برای خواندن آخرین اخبار برای من تبدیل شده است.

از چه ابزارهایی برای توییت کردن استفاده می‌کنم؟
همانگونه که در ابتدا گفتم، برای توییت کردن من از ابزارهای مختلفی استفاده می‌کنم به گونه‌ای که رابطه مستقیمی بین روش توییت کردن و گجتی که از آن استفاده می‌کنم وجود دارد.

اگر در پشت لپ‌تاپ یا رایانه رومیزی‌ام نشسته باشم، وب‌سایت توییتر مکانی است که من از طریق آن توییت می‌کنم. البته یک استثنا در اینجا وجود دارد و آن به توییت کردن یک خبر باز می‌گردد. در این حالت من از افزونه Hootlet که برای مرورگرهای مختلف در دسترس است استفاده می‌کنم. ویژگی مهمی که این افزونه دارد و من در هیچ افزونه و ابزار دیگری تا کنون ندیده‌ام آن است که این افزونه به صورت خودکار زمان انتشار توییت را تنظیم می‌کند. این امکان این اجازه را به من می‌دهد که به راحتی لینک‌های خبری و مطالب جالبی که می‌خوانم را در طول روز به صورت مستمر توییت کنم و به این صورت حساب توییتر خودم را در بیشتر اوقات فعال نگه دارم.

Hootlet

علاوه بر این، به دلیل آنکه Hootlet یکی از خدمات وب‌سایت Hootsuite است، امکان گرفتن گزارش تعداد کلیک‌ها بر روی لینک‌ها، موقعیت جغرافیایی مخاطبان و… وجود دارد که این مورد به من کمک می‌کند تا درک کلی‌ای از مخاطبان توییت‌های خود پیدا کنم.

آمار ارائه شده از توییت‌ها توسط Hootsuite

البته در اینجا باید این اعتراف را بکنم که آنقدرها به این آمارها نگاه نمی‌کنم چون اعتقاد دارم که به عنوان یک کاربر عادی توییتر، آنقدرها مهم نیست که چه تعداد من را دنبال می‌کنند و یا چه کسانی بر روی لینک‌ها من کلیک می‌کنند. از نظر من توییت کردن اینقدر هیجان‌انگیز و لذت بخش است که صرف انجام دادن آن کار بسیار باحال و جذابی است و این آمارها زیاد مهم نیستند.

اگر از روی آیفون یا آی‌پد بخواهم توییتر را چک کنم، به طور قطع از اپلیکیشن رسمی توییتر در این زمینه استفاده می‌کنم هر چند که در مواقعی خاص که نیاز دارم تا چندین کلید واژه را به صورت همزمان دنبال کنم، اپلیکیشن Hootsuite به کارم می‌آید. در همین جا بد نیست به این نکته هم اشاره کنم که اگر بخواهم یک رویداد مهم (مانند مناظره‌های انتخاباتی) را در توییتر دنبال کنم، وب‌سایت Hootsuite گزینه‌ای است که قطعا آن را انتخاب می‌کنم. علاوه بر این در برخی موارد از طریق اپلیکشین Flipboard هم توییت می‌کنم.

اگر دقت کنید، تا اینجا اسمی از توییت‌دک نیاورده‌ام؛ نرم‌افزار/اپلیکیشنی که صاحب آن توییتر است و طرفداران خاص خود را دارد. من از توییت‌دک برای حساب‌هایی خاص استفاده می‌کنم که نیاز دارم تا واکنش کاربران به کلیدواژه و یا حساب خاصی را به صورت زنده همراه با سروصدا اعلام کند! به همین دلیل از توییت‌دک در این مطلب نامی نبرده‌ام زیرا ابزار آنقدرها محبوبی در زندگی توییتری من نیست.

در نهایت هم باید بگویم که تمام مواردی که در بالا گفتم تنها ابزارهایی هستند برای لذت بیشتر از زندگی آنلاین، از همین رو استفاده از تمام این ابزارها از هر فرد به فرد دیگری متفاوت است و ممکن است سال آینده در چنین روزی من به هیچ عنوان از Hootsuite استفاده نکنم (که پارسال برای مدتی کلا استفاده از آن را کنار گذاشته بودم). چیزی که نباید در این میان فراموش کنیم آن است که در دنیای تکنولوژی، هر آنچه وجود دارد ابزارهایی هستند برای بهتر زندگی کردن و ایجاد هیجان بیشتر در آن 🙂

نوشتن دیدگاه

۱۲ سالگی وبلاگستان فارسی و چند نکته جالب در مورد آن

۱۶ شهریور ماه روز وبلاگستان فارسی است و اگر نمی‌دانید چرا، بهتر است در مورد آن جستجو کنید تا به دلیل آن پی ببرید 🙂

به همین دلیل از صبح در توییتر و گوگل با جستجو کردن عبارت «وبلاگستان فارسی» تلاش کردم که نظر وبلاگ‌نویسان را در مورد وضعیت وبلاگستان فارسی بدانم و تمام سعی خودم را کردم که هر آنچه مطلب در مورد این روز نوشته شده است را توییت کنم تا دیگران نیز از آنچه در بستر وبلاگستان فارسی می‌گذرد مطلع شوند.

داستان وبلاگستان فارسی برای من حدود ۱۰ سال پیش آغاز شد که اولین وبلاگم را در سرویس وبلاگ‌نویسی بلاگ اسکای ایجاد کردم و سپس به فکر راه‌اندازی وبلاگ بر روی دامنه شخصی افتادم. در این مدت که نام وبلاگ‌نویس را با خودم به یدک می‌کشم، تجربه‌های گرانبهایی از وبلاگستان فارسی بدست آورده‌ام که به صورت کاملا مستقیمی بر روی زندگی‌ام تاثیر گذاشته‌اند. تجربه‌هایی که شاید روزی آنها را به صورت کتابی منتشر کردم 🙂

در طی سال‌های اخیر بحث‌ها و گفتگوهای مختلفی در مورد وبلاگستان فارسی صورت گرفته است که یکی از آنها رکود وبلاگستان فارسی بوده و اینکه وبلاگستان فارسی به دلیل ظهور شبکه‌های اجتماعی نفس‌های آخر خود را می‌کشد! نیما اکبرپور در مطلب خوبی که به مناسبت ۱۲ سالگی وبلاگستان فارسی منتشر کرده است، به خوبی به نادرست بودن رکود وبلاگستان فارسی پرداخته است و با آوردن چند نمونه و تجربه شخصی‌اش این قضیه را به خوبی رد کرده است. به همین دلیل از بحث کردن در این مورد مانند علت نامگذاری ۱۶ شهریور به عنوان روز وبلاگستان فارسی می‌گذرم چون حرف زدن در مورد آن تکرار مکررات است.

علاوه بر این زهرا اچ پی در مطلبی با عنوان «نوستالژی: لینک‌دونی وبلاگ‌ها» به دوران طلایی لینک دادن وبلاگ‌ها به یکدیگر اشاره کرده است که در آنها وبلاگ‌نویسان به یکدیگر لینک می‌دانند و به این صورت باعث می‌شدند که مخاطبان جدیدی را به یکدیگر معرفی کنند. امکانی که علیرضا مجیدی به خوبی در مورد کمبود آن در این روزهای وبلاگستان فارسی صحبت کرده است.

۱۶ شهریور، روز وبلاگستان فارسی

با این مقدمه کمی تا قسمتی بلند، حالا بگذارید که سه نکته نسبتا مهم و جالب در مورد وبلاگستان فارسی از نگاه خودم را با شما درمیان بگذارم:

۱- از نگاه من وبلاگستان فارسی برخلاف آنچه که تصور می‌شود نه سیاسی است و نه عاشق فناوری اطلاعات و تکنولوژی! این بدان معناست که از نگاه من بخش بزرگی از وبلاگستان فارسی دور از چشم من و شمای مخاطب در حال فعالیت است. این بخش در مورد دغدغه‌های روزانه خود، ادبیات، عشق به زندگی و دوست دختر/پسر و… می‌نویسد اما به دلیل آنکه صدای بلندی ندارد، زیاد دیده نمی‌شود. مثلا صدای وبلاگ‌های سیاسی و یا فناوری اطلاعات به دلیل ماهیت‌شان بسیار بیشتر از وبلاگی که در مورد زندگی روزمره‌اش می‌نویسند، شنیده می‌شود. شاید برایتان این نکته هم جالب باشد که در طی چهار سال گذشته بیش از ۲۰۰۰ وبلاگ ارزشی فعالیت خود را متوقف کرده‌اند، چرا؟ دلیلش را بعدا و سر فرصت خواهم گفت.

۲- هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی شبکه‌های اجتماعی جای وبلاگ‌ها را نخواهند گرفت و در این مورد من می‌توانم به شما تضمین بدهم! نکته‌ای که در مورد وبلاگ‌نویسی در نظر گرفته نمی‌شود آن است که با وبلاگ نوشتن شما یک آرشیو آنلاین بر روی اینترنت ایجاد می‌کنید که ۱۰ سال بعد هم به راحتی می‌توان با یک جستجوی ساده و یا چند کلیک به آن دسترسی داشت. این حالت برای شبکه‌های اجتماعی امکان‌پذیر نیست و شما به راحتی نمی‌توانید به آرشیو و مطالبی که یک کاربر بر روی حساب توییتر، فیس‌بوک یا گوگل پلاس خود منتشر کرده است، مراجعه کنید. مثلا شما تاکنون چند بار به مطالب گذشته دوستان خود در پروفایل فیس‌بوکشان مراجعه کرده‌اید؟ مطمئن هستم زیر تعداد انگشتان یک دست است! برای همین به شخصه به هیچ عنوان نگران رشد شبکه‌های اجتماعی و تاثیر منفی آنها بر روی وبلاگ‌نویسی نبوده، نیستم و نخواهم بود.

۳- اولین توییتی که در آن عبارت «وبلاگستان فارسی» وجود داشته در تاریخ ۹ شهریور ۱۳۸۶ منتشر شده است. اولین توییتی هم که حاوی عبارت «روز وبلاگستان فارسی» بوده است، توسط یک فتحی و در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۷ توییت شده است. اولین توییت فارسی که در آن از واژه «وبلاگ» استفاده شده نیز توسط مزیدی در ۱۱ بهمن ۱۳۸۵ منتشر شده است.

در نهایت هم روز وبلاگستان فارسی را به شمایی که وبلاگ‌نویس هستید و یا بوده‌اید تبریک می‌گویم و امیدارم که مانند گذشته به تولید محتوا بپردازید و از مطالب دیگران دزدی نکنید 🙂

نوشتن دیدگاه

چرا نباید وبلاگ‌نویسی را فدای شبکه‌های اجتماعی کرد؟

این روزها کمتر کسی است که در اینترنت گشت و گذار کند و نام شبکه‌های اجتماعی‌ای مانند فیس‌بوک یا توییتر را نشنیده باشد، نام‌هایی که در آینده مانند فعلی استفاده خواهند شد! مثلا برای پیدا کردن فردی خواهیم گفت «او را فیس‌بوک کن.»

در همین راستا نیز بسیاری از وبلاگ‌نویسان ایرانی با رها کردن وبلاگ‌نویسی، فعالیت خود را به صورت کامل به سمت فیس‌بوک، گوگل پلاس و تا حدودی توییتر برده‌اند تا از دید خودشان مخاطب بیشتری را برای مطالب‌شان داشته باشند. اما آیا این دلیل واقعا درست است؟ یعنی آیا بستن و خاموش کردن چراغ یک وبلاگ و مهاجرت به شبکه‌های اجتماعی مفید خواهد بود؟

اگر دو سوال بالا را تا چند روز پیش از من می‌کردید، ممکن بود که با شک به آن پاسخ بله بدهم، اما الان و پس از خواندن مقاله‌ای در گاردین با عنوان «Why everyone should register a domain name» پاسخ من به طور قطع نه خواهد بود! علت این تغییر دیدگاهم نیز به نکات مهمی باز می‌گردد که در این مقاله به آنها اشاره شده است به گونه‌ای که خواندن آن را شدیدا به شما پیشنهاد می‌کنم.

شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌نویسی

در این مقاله که چهارچوب کلی آن در مورد اهمیت داشتن یک آدرس اینترنتی یا  Domain در دنیای امروز است، دن گیلمور (Dan Gillmor) از تجربه خودش با دانشجویانش برای ثبت یک آدرس اینترنتی صحبت می‌کند و در جایی به نکته‌ای بسیار مهم اشاره می‌کند که تا کنون در مورد آن بسیار کم خوانده‌ام و این نکته آن است که فعالیت در وب‌سایت‌های بزرگی مانند فیس‌بوک، گوگل پلاس و توییتر در حقیقت بازی کردن در زمین این شرکت‌هاست و این بدان معناست که هر لحظه ممکن است این شرکت‌های براساس سیاست خود، امکانی را کم و یا زیاد کنند که شاید بهترین نمونه در این زمینه داستان بسته شدن گوگل ریدر باشد.

بر همین اساس، تعطیل کردن وبلاگ و مهاجرت به شبکه‌های اجتماعی یکی از اشتباهات فاحشی است که یک وبلاگ‌نویس می‌تواند انجام دهد زیرا با این کار آزادی عمل خود را از دست می‌دهد و به عبارتی تمام تخم مرغ‌های خودش را در یک سبد می‌گذارد!

پس فراموش نکنید که به هیچ عنوان به بهانه‌ی فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ خود را تعطیل نکنید که در آینده از این کار خود پشیمان خواهید شد! البته در این میان نقش شبکه‌های اجتماعی در رشد بازدیدکنندگان یک وب‌سایت/وبلاگ قابل انکار نیست 🙂

پی‌نوشت ۱: خواندن این مطلب که در مورد تفاوت وضعیت مطالب منتشر شده در وبلاگ‌ها، شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و اپلیکیشن تلفن‌های هوشمند مانند وایبر و واتس‌اپ را در ادامه مطلب بالا توصیه می‌کنم.

نوشتن دیدگاه