چند کلمه شوخی و جدی با مدیر آپارات

پاول دوروف و محمود جواد شکوری

در روز ۲۶ مرداد ۱۳۹۵ محمد جواد شکوری مقدم که مدیر عامل آپارات است، مطلبی با عنوان «چند کلمه شوخی و جدید با مدیر تلگرام» را در وبلاگ شخصی‌اش منتشر کرد که باعث شد ایده این مطلب به ذهنم برسد و پاسخ فرضی بنیان‌گذار تلگرام یعنی پاول دوروف را به او بدهم 🙂

دلیل این کار هم به این نکته باز می‌گردد که آخرین نفری که باید در مورد وضعیت اینترنت در ایران نامه به کسی بنویسد و از آن شکایت کند، فردی مانند محمد جواد شکوری است که به اعتراف خودش فیلترینگ اینترنت از جمله یوتیوب به وی کمک شایانی کرده است:

فکر می‌کنید فیلتر بودن یوتیوب چقدر در پیشرفت آپارات موثر بوده است؟
خیلی زیاد. راستش را بخواهید ما باید واقع‌بین باشیم، صراحت داشته باشیم و به خودمان دروغ نگوییم. اما به هر حال فیلتر بودنش برای ما موثر بوده است. به هر حال نیازی وجود داشت و فرصتی بود که ما شناسایی کردیم و رویش کار کردیم و به اینجا رسیدیم. ما هم اکنون ۱۶ میلیون دقیقه ویدئو روی آپارات داریم. (منبع)

با این مقدمه بگذارید به سراغ پاسخ فرضی پاول دوروف به محمد جواد شکوری مقدم بروم!


محمد جواد سلام، آپاراتت چطوره؟ کلوب دات کام، میهن بلاگ، لنزور و فیلمیو چطورند؟

مرسی که به من نامه نوشتی و باهام درد دل کردی، واسه همین دیدم بد نیست که جوابت را حتما بدم تا بی‌ادبی هم بهت نکرده باشم.

محمد جواد جان، خوش به حالت که داخل ایران هستی تا هر کاری بخواهی بکنی و از سرویس‌های موفق اینترنت در جهان کپی بزنی و کلی پول بسازی در غیابشون.

خوش به حالت محمد جواد، هر جور که دوست داری کار می‌کنی و نگران رقابت با شرکت‌های بزرگی مثل گوگل، فیس‌بوک، نت‌فلیکس و… نیستی!

محمد جواد، جدی جدی خوش به حالت، هیچ وقت نگران این نیستی که یک روز از خواب پا بشی و ببینی کل سرویسی که ساعت‌ها و ماه‌ها زحمت کشیدی فیلتر شده؛ و ندونی چرا فیلتر شده، حتی با رفتن اینور و اون‌ور هم نتونی حلش کنی و بهت بگن همینی که هست.

محمد جواد باورت نمیشه برای صدا و سیمای کشورم اصلا مهم نیست من کی هستم، حتی برام تره هم خرد نمی‌کنند. صدا و سیمای کشور تو هم که نگو! هر روز یک چیزی در مورد من می‌گه، یک روز کارمند سازمان جاسوسی فلان کشور هستم و یک روز دیگه جاسوس بهمان کشور. از صبح تا شب هم تو این ترس نیستی که یک دفعه آسمون به زمین بیاد و کمیته فیلترینگ گیر بده به سرویسی که درست کردی.

محمد جواد گفته بودی که نمی‌دونم توبیخ چیه در حالی که می‌دونم. مثلا می‌دونم که با توبیخ‌های دولت‌های گذشته کلی وب‌سایت در ایران فیلتر شده و الان از صدقه سر همین فیلترینگ است که خودت رو «همراه یک تیم صمیمی و مهربان سایت‌های کلوب دات کام، میهن بلاگ، آپارات، لنزور و فیلیمو …» می‌دونی. تازه همین توبیخ‌ها باعث شد اپلیکیشن‌هایی مثل وایبر یا وی‌چت هم فیلتر بشن!

وبلاگ محمد جواد شکوری

محمد جواد، نوش جونت تو هم باشه که منتظر هستی یک سرویس توسط دولتت فیلتر بشه و بعد تو سریع کپی‌اش را بزنی، فقط به کپی کردن سرویس‌های مختلف بعد از فیلتر شدنشون فکر کن، و اینکه چطوری می‌تونی از دولت بودجه‌های مختلف برای چیزهای «بومی» بگیری. من باید صد جور مراقبت‌های دیگه بکنم که مثلا هکرهای ایرانی سراغ سرویسم نیان و یا اینکه به بیانیه‌های مسخره و خنده‌دار وزیر ارتباطات کشورت هی جواب بدم روی توییتر.

محمد جواد می‌دونم ایران جای عجیبیه، چون یک سری سرویس در کشورت فیلتر هستند در حالی که مقام‌های بلند پایه کشورت ازش استفاده می‌کنند؛ مثلا رهبر کشورتون و یا رئیس جمهورتون هر دو تا حساب توییتر به زبون فارسی دارند و توییت به فارسی می‌کنند در حالی که توییتر در کشورت فیلتره! تازه افرادی مثل تو هم که خودشون را کارآفرین می‌دونند از صدقه سر همین فیلترینگ کلی وب‌سایت راه انداختند و درآمد کسب کردند. درسته که من دم دستشون نیستم،‌ اما مثل آب خوردن می‌تونند سرویسم را در یک چشم به هم زدن فیلتر کنند و بعدا بگن من جاسوس فلان سازمان بودم، حالا کی هست که ثابت کنه این چیزها الکیه؟!

محمد جواد اون وقتی که داری به فیچرهای یواشکی‌ات فکر می‌کنی، من دارم به این فکر می‌کنم که کی می‌شه سرویس من رو مسدود کنند. تازه باید هی روی توییتر به بیانیه‌های مختلف و خنده‌دار هر روز مقامات کشورت هم هی جواب بدم و بگم این حرف‌ها درست نیست. اینم می‌دونم که خیلی چیزها، دلبخواهی ممنوعه مثل دسترسی به فیس‌بوک یا توییتر،‌ درسته؟

در مورد جیگر هم پرسیدی ازم باید بگم که می‌دونم تا حدودی چیه جیگر، یک بار با یک دوست ایرانی رفتیم و جیگر زدیم ولی خوب تا الان نمی‌دونستم که جیگر لانچش کردن یعنی چی که فهمیدم، هر چند که باید بگم در یک بازار جهانی که شرکت‌های بزرگ عین گرگ وایستادن تا لهت کنند، خیلی بیشتر جیگر لازمه تا بازار انحصاری ایران که با فیلترینگ به نفع افرادی مثل تو شده.

محمد جواد در مورد قانون جرایم رایانه‌ای چیزی نمی‌دونم هر چند که هر از چند گاهی یکی از مقامات کشورت می‌گه براساس این قانون من باید سرورهای تلگرام را بیارم ایران. در همین حد بیشتر نمی‌دونم. سایت ساماندهی را هم اینقدر می‌دونم که جایی برای اینکه سایت‌هاتون را ثبت کنید تا راحت‌تر بتونند سرویس‌های مثل تلگرام را فیلتر کنند. در مورد مجوز اینا هم چیز دقیقی والا نمی‌دونم و علاقه‌ای هم ندارم بدونم.

محمد جواد خوشا به حال تو هم، چون خیلی راحت می‌تونی از فیلترینگ اینترنت در ایران استفاده کنی و هی کپی سرویس‌های خارجی را به عنوان نوآوری به مسئولین بندازی. واقعا حال می‌کنی و جای من رو حتما خالی کن. در مورد خط قرمز هم که والا تا ۲ سال پیش خودت از این خط قرمزها راضی بودی حالا نمی‌دونم چرا یک دفعه این خط قرمزهارو دست و پا گیر می‌دونی، نکنه الان باعث شده بازار رو از دست بدی و می‌خوای باز به کمک دولتت بازار رو به دست بگیری؟

محمد جواد والا من خیلی وقته زدم بیرون، اگر نمی‌دونی من یک زمانی روسیه زندگی می‌کردم اما اینقدر گیر دادن بهم که به اروپا آمدم و کارم را اینجا دارم ادامه می‌دم، بدون کمک دولت روسیه. راستی تو چرا می‌خواهی بیایی بیرون؟ اونجا که خیلی خوبه، دولت ازت تعریف می‌کنه، حمایت مالی هم می‌کنی تازه رقیب‌هارو هم با فیلترینگ با خاک یکسان می‌کنه. دیگه چه می‌خواهی؟ 🙂

مرسی که باهام درد و دل کردی و من رو برادر خودت دونستی! برات آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم که سرویس‌های جدیدی که میان را بهتر کپی کنی. راستی ناقلا تو که این همه از ایران بد می‌گی در صفحه اول پیوندها که برای وب‌سایت‌های فیلتر شده نمایش داده می‌شه چیکار می‌کنی؟

بای محمد جواد جون

پاول از تلگرام

نوشتن دیدگاه

کمپین بهبود خدمت سربازی

در ماه‌های اخیر یک کمپین هیجان‌انگیز برای بهبود خدمت سربازی در ایران راه‌اندازی شده است و در مدت راه‌اندازی این کمپین، کارهای مختلفی انجام شده است که یکی از بهترین آنها از نظر من ویدیویی است که اخیرا منتشر کرده‌اند و در آن در مورد خدمت اجباری سربازی و ضررهای آن برای جامعه و همچنین جوانان ایرانی صحبت کرده‌اند. این ویدیو آنقدر گویا است که تماشای آن بهتر از نوشتن‌ها هزاران کلمه است. برای همین بدون اینکه توضیح اضافه‌ای بدهم بهتر است خودتان این ویدیو را تماشا کنید. در ضمن اگر می‌خواهید از این کمپین عالی حمایت کنید، بد نیست به وب‌سایت رسمی کمپیت بهبود خدمت سربازی سری بزنید.

 

نوشتن دیدگاه

کمک به کمپین تهیه ۱۰ رایانه برای مدرسه دخترانه روستای عاشقلو

قبلا در مورد کمپین قلم فارسی آزاد نوشتم و در مورد نیاز داشتن به اینگونه ایده در وب ایران و کمک به آنها صحبت کردم. در ادامه این دست ایده‌های هیجان انگیز، مدتی قبل با کمپین تهیه ۱۰ رایانه برای مدرسه دخترانه در روستای عاشقلو آشنا شدم که ایده‌یشان بسیار ساده اما کاربردی و مهم است:

ما قصد داریم برای کارگاه کامپیوتر این مدرسه ۱۰ تا کامپیوتر و تجهیزات دیگه مثل پرینتر، اسکنر و دستگاه کپی بخریم. با قیمتی که تونستیم بگیریم، هر کامپیوتر بصورت کامل (کیس، مانیتور، بلندگو، ماوس و کیبورد) حدود ۱,۴۰۰,۰۰۰ تومن درمیاد و ۳ میلیون تومن هم برای سایر تجهیزات و مواد مصرفی در نظر گرفتیم.

همانگونه که در بالا گفتم، داشتن این دست ایده‌های هیجان‌انگیز یکی از نیازهای مهم وب ایران است که خوشبختانه کم کم دارد جای خودش را در بین کاربران باز می‌کند. من به نوبه خودم به این ایده عالی کمک کنم و از شما هم می‌خواهم که با مبلغ هر چند کم، از این کار حمایت کنید تا دخترهای یک مدرسه یک قدم به آنچه در دنیای امروز می‌گذرد نزدیک‌تر شوند.

برای کمک کردن تنها کافی است به وب‌سایت این کمپین بروید و هر چقدر دلتان خواست به آن کمک کنید 🙂

پی‌نوشت ۱: شما می‌توانید گزارش کامل این کمپین را از این آدرس بخوانید. اگر هم دوست دارید می‌توانید ویدیو گزارش خلاصه این کمپین را از اینجا تماشا کنید.

نوشتن دیدگاه

آیا باید از واکنش مردم به مرگ مرتضی پاشایی تعجب کرد؟

در روزهای اخیر انواع و اقسام تحلیل‌های مختلف از سوی افراد مختلف در مورد واکنش مردم در برابر مرگ مرتضی پاشایی منتشر شده است و بسیاری از افراد شگفتی خود را از این داستان اعلام کرده‌اند. شگفتی‌ای که از نگاه من بی‌دلیل و بدون هیچ پشتوانه‌ای است زیرا اگر با مفهوم مانند Filter Bubble یا همان حباب فیلتر آشنا باشید این سطح واکنش برای‌تان کاملا قابل درک خواهد بود.

اما قبل از اینکه در مورد داستان حباب فیلتر و رابطه آن با مرگ مرتضی پاشایی صحبت کنم باید به این نکته اشاره کنم که تحلیل من براساس درکی است که از شبکه‌های اجتماعی دارم و تحلیل‌ها و تحقیق‌هایی که در این زمینه انجام داده‌ام و در این داستان به هیچ عنوان وارد بحث جامعه‌شناسی نمی‌شوم زیرا در این زمینه تخصص آنچنانی‌ای ندارم 🙂

حباب فیلتر چیست؟
اگر بخواهم حباب فیلتر را به صورت خلاصه توضیح بدهم، باید آن را شرایطی گفت که نتایج و محتوایی که شما در دنیای مجازی مشاهده می‌کنید براساس تمایلات شماست. به عنوان مثال فیس‌بوک محتوایی که شما در دیوار یا Wall حساب‌تان مشاهده می‌کنید را به کمک صدها ویژگی رتبه‌بندی و نمایش می‌دهد. به همین دلیل است که ممکن است شما از یک صفحه یا دوست‌تان ده‌ها محتوای مختلف به صورت روزانه مشاهده کنید اما از یک دوست صمیمی خود هفته‌ای یکبار مطلبی مشاهده کنید.

این وضعیت باعث می‌شود که شما بعد از مدتی تنها چیزهایی که دوست و علاقه به آنها دارید را مشاهده کنید. مثلا اگر شما در گوگل در مورد محسن نامجو جستجو کنید و در فیس‌بوک هم ترانه‌های مربوط به محسن نامجو را بازنشر کنید، گوگل و فیس‌بوک بعد از مدتی محتوایی را که مربوط به محسن نامجو و سبک موسیقی وی است را به شما نمایش می‌دهند.

تصویر زیر دقیقا نشان دهنده حباب فیلتر است به گونه‌ای که شما در یک حباب قرار می‌گیرید و تنها چیزهایی را مشاهده و می‌خوانید که به آنها علاقه نشان داده‌اید.

حباب فیلتر
حباب فیلتر (منبع)

رابطبه حباب فیلتر و داستان مرگ مرتضی پاشایی چیست؟
با این توضیح کوتاه در مورد حباب فیلتر، حالا بگذارید به داستان مرتضی پاشایی بازگردم.

با نگاهی به مقاله‌ها و مطالبی که در مورد واکنش مردم به مرگ مرتضی پاشایی منتشر شده است به راحتی می‌توان چهره شوکه شده برخی از تحلیل‌گران را دید به گونه‌ای که این واکنش مردم را خارق‌العاده و غیرمنتظره می‌دانند.

اما اگر واقعیت را بخواهید بدانید باید گفت که این تحلیل‌گران در حقیقت این واکنش را به این دلیل فوق‌العاده و غیرمنتظره می‌دانند چون آن را در حباب خودشان غیرمنتظره می‌دانند در حالی که از نگاه کاربری که ترانه‌های مرتضی پاشایی را منتشر و آخرین اخبار مربوط به وی را دنبال می‌کرده کاملا عادی است.

مشکل اساسی در داستان شگفتی تحلیل‌گران این نکته است که آنها فکر می‌کنند جامعه ایران همان ۱۰۰ یا ۱۰۰۰ نفری هستند که با آنها دوست هستند، دوستانی که قطعا از نظر دیدگاهی به یکدیگر نزدیک هستند چون اگر دیدگاه یکسان نداشتند، به هیچ عنوان دوست نمی‌شدند. به عنوان مثال هیچ گاه این افراد با یک جوان ۱۸ ساله که صفحه لیدی گاگا را لایک زده و یا عکس‌های اخیر کیم کارداشیان را منتشر می‌کند دوست نیستند و اگر هم باشند به احتمال زیاد دوستی خودشان را با وی قطع می‌کنند!

برای همین واکنش مردم به مرگ مرتضی پاشایی را می‌توان کاملا عادی و معمولی دانست، اگر و تنها اگر از حبابی که دور و بر خودمان ایجاد کرده‌ایم خارج شویم. خلاصه کلام آنکه این واکنش چیز خارق‌العاده و عجیبی نبوده است و در آینده هم بارها اتفاق خواهد افتاد.

در نهایت هم سه نکته زیر را بد نیست بیان کنم:

  • شبکه‌های اجتماعی زمانی ابزار خوبی برای تحلیل هر جامعه هستند که فاکتورهای مختلف دیگری از دنیای واقعی را نیز در آن دخیل کنیم.
  • در برنامه پرگار بی‌بی‌سی فارسی که مدتی قبل پخش شده است، در مورد حباب فیلتر صحبت کرده‌ام که می‌توانید آن را از اینجا تماشا کنید.
  • اگر می‌خواهید در مورد حباب فیلتر بیشتر بدانید، بد نیست کتاب The Filter Bubble: What The Internet Is Hiding From You را بخوانید و یا سخنرانی تد نویسنده این کتاب را در اینجا که با زیرنویس فارسی در دسترس است تماشا کنید.
نوشتن دیدگاه

آیا تنها به کمک مدرک دانشگاهی می‌توان کار پیدا کرد؟

مهارت برای پیدا کردن کار
منبع عکس: careerjourney.co.uk

یکی از جملاتی که به صورت روزانه در توییتر و دیگر شبکه‌های اجتماعی می‌خوانم آن است که کار نیست و ما بیکار هستیم. این جمله را حتی در زمانی که با دوستان و آشنایانم در ایران صحبت می‌کنم نیز می‌شنوم و همواره از نبود کار صحبت می‌کنند که وضع خراب است و… .

اما آیا واقعا وضع خراب است و افراد با مهارت کار ندارد یا افرادی که تنها مدرک دارند بیکار هستند؟

براساس تجربه خودم، باید بگویم که پاسخ این سوال این است که افرادی که تنها دارای یک مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد یا دکترا هستند اما هیچ مهارت خاصی ندارند بیکار هستند و متاسفانه به دلایل مختلف این معضل هر سال بیشتر می‌شود. مثلا این مطلب روزنوشته‌های بهشاد به خوبی داستان مدرک‌گرایی و اینکه افراد تنها به دنبال گرفتن مدرک هستند را نشان می‌دهد.

مثال دیگری که می‌توانم بزنم داستان توسعه‌دهنده اپلیکیشن موبایل است که با یک جستجوی ساده در لینکداین یا توییتر می‌توان ده‌ها فرد را پیدا کرد که توسعه‌دهنده موبایل هستند اما تنها در عنوان! به این معنی که زمانی که به پای عمل و توسعه دادن یک اپلیکیشن موبایل می‌رسد، بسیاری از آنها یا از پیچیدگی پروژه حرف می‌زنند یا آنکه پس از چند هفته کار، به یکبار از پر بودن وقت‌شان و اینکه دیگر نمی‌توانند توسعه آن را ادامه بدهند خبر می‌دهند.

از همین رو و از نگاه من درست است که ایران دارای جامعه تحصیل کرده است اما این جامعه تحصیل کرده دارای مهارت کافی نیست و فکر می‌کند که به صرف مهندس یا دکتر شدن، همه چیز را می‌داند و باید بالاترین حقوق و مزایا را به وی داد در حالی که مهارت کافی را ندارد.

خلاصه کلام آنکه در ایران و هر جای دنیا برای کسانی که مهارت کافی دارند کار وجود دارد و صرف داشتن یک مدرک دانشگاهی به معنی آن نیست که شما مهارت لازم را دارید؛ شما باید با تلاش در زمینه مورد علاقه‌تان مهارت‌های لازم را با مطالعه و صرف وقت در خودتان ایجاد کنید.

در نهایت بد نیست به داستان استخدامی در یک شرکت یکی از دوستانم اشاره کنم که بسیاری از متقاضیان دارای مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد بوده‌اند اما در امتحان عملی نمی‌توانستند در حد ابتدایی با نرم‌افزار اکسل کار کنند!

فراموش نکنید برای پیدا کردن کار مناسب و ایجاد کسب و کاری موفق، شما نیاز به مهارت دارید که بدست آوردن آن نیاز به زمان و تلاش مستمر دارد.

نوشتن دیدگاه