چرا کد تایید سرویس‌های خارجی را از شماره‌ای ایرانی دریافت می‌کنید؟

نمونه‌ای از کد تایید ارسال شده توسط گوگل با شماره ایران
نمونه‌ای از کد تایید ارسال شده توسط گوگل با شماره ایران

عنوان این مطلب برگرفته شده از سوال یکی از خوانندگان این وبلاگ است که مدتی قبل آن را از من پرسیده بود و مدت‌ها هست که این بحث درگرفته است که چرا من کاربر سرویس خارجی مانند گوگل، وایبر یا هر چیز دیگری، کد فعال‌سازی این سرویس‌ها را که از طریق پیامک ارسال می‌شوند را از شماره‌ای داخل ایران دریافت می‌کنم؟

در پاسخ به این سوال باید بگویم که داستان دریافت پیامک سرویس‌های خارجی از طریق شماره‌های داخل ایران به یک داستان کاملا ساده باز می‌گردد: برون‌سپاری یا Outsourcing

داستان از این قرار است که شرکت‌های مختلف برای ارسال پیامک به کاربران آن را به شرکت‌های دیگر واگذار می‌کنند و گوگل، تلگرام، وایبر و… از این داستان مستثنا نیستند و آنها نیز برای آنکه در هزینه زیرساخت و نیروی انسانی خود صرفه‌جویی کنند، داستان ارسال پیامک را به شرکت‌های دیگر برون‌سپاری کرده‌اند.

این شرکت‌ها که قرار است به گوگل، تلگرام و… سرویس بدهند نیز به دلیل آنکه نمی‌توانند در تک تک کشورهای دنیا سرویس ارسال پیامک را راه‌اندازی کنند (به دلیل هزینه، قوانین متفاوت شرکت‌ها و…)، در نتیجه آنها نیز این سرویس‌ها را به شرکت‌های فعال در زمینه ارسال پیامک در هر یک از کشورها برون‌سپاری می‌کنند. در نتیجه شما زمانی که پیامک از وایبر یا گوگل دریافت می‌کنید، شماره فرستنده را یک شماره داخل ایران مشاهده می‌کنید. به عنوان مثال شرکت AFE مسئول ارسال پیامک‌های وایبر و گوگل در ایران است.

و به همین دلیل است که هم اکنون شرکت‌هایی مانند توییتر امکان فعالسازی ورود دو مرحله‌ای را به کاربران ایرانی نمی‌دهند چون خطر شنود و دزدیده شدن کدفعال‌سازی وجود دارد هر چند که تاکنون چنین موردی مشاهده نشده است.

خلاصه کلام آنکه علت آنکه شما از یک شماره ایرانی برای یک سرویس خارجی پیامک دریافت می‌کنید به داستان برون‌سپاری بازمی‌گردد.

نوشتن دیدگاه

تلفظ درست بدافزار Regin چیست؟

در دو شماره یکشنبه‌ها با امنیت دیجیتال در مورد بدافزاری با نام Regin صحبت کردم که در هر دو مطلب آن را رجین تلفظ کرده‌ام.

یکی از سوالاتی که بعد از رسانه‌ای شدن این بدافزار در میان فارسی‌زبان وجود داشته است، تلفظ درست این بدافزار است به گونه‌ای که عده‌ای آن را رجین، عده‌ای آن را رگین و عده‌ای دیگر آن را رین تلفظ می‌کنند. به دلیل عدم شفافیت در این زمینه، یکی از دوستانم پیشنهاد داد که در مطلبی و با دلیل، تلفظ درست این بدافزار را توضیح دهد. از همین روی خداداد رضاخانی، متخصص تاریخ قرون وسطی مطلبی در مورد تلفظ درست Regin که «رگین» است نوشته است که در زیر می‌توانید آن را بخوانید.


بدافزار جدید رایانه‌ای که به نظر می‌آید سروصدای زیادی به پا کرده، از طرف متخصصان مایکروسافت به اسم «رگین» (Regin) ملقب شده است.

رگین اسم یک کوتوله یا Dwarf است که یکی از انواع موجودات نزدیک به انسان در افسانه‌های شمال اروپاست. شاید ربط رگین به داستان معروف «ارباب حلقه‌ها» را شنیده باشید. داستان اصلی‌ای که الهام بخش جان رونالد روئل تالکین در نوشتن «ارباب حلقه‌ها» بود، داستانی است به اسم «خون وولسونگ‌ها (The Blood of the Volsungs یا Volsunga Saga)» که در نسخه آلمانیش «ترانه نیبلونگ‌ها (Das Niebelungenlied)» خوانده می‌شود و از طرف دیگری هم الهام بخش ریشارد واگنر در نوشتن مجموعه اپراهای «حلقه» مانند والکری‌ها، غروب خدایان و… بوده است.

اما در داستان اصلی، سه نفر از خدایان شمالی به اسامی اودین (Odin)، ثور (Thor) و لوکی (Loki) در یک سفر به زمین اشتباها یک سمور را شکار می‌کنند. در شب به خانه بزرگی می‌رسند و از صاحبخانه که نامش هردیمار (Hreidmarr) و سلطان کوتوله‌ها است، تقاضای سرپناه می‌کنند و برای نشان دادن اینکه غذا دارند، سمور را نشانش می‌دهند غافل از اینکه سمور در واقع پسر صاحبخانه به اسم اوتر (Otr) است. صاحبخانه خدایان را مجبور به پرداخت خون بها می‌کند.

لوکی برای به دست آوردن خون بها به سراغ کوتوله‌ای به اسم آندواری (Andvari) می‌رود که مجبور می‌شود همه طلاهایش را به لوکی بدهد، اما «حلقه» اش را لوکی به زور از او می‌گیرد. این حلقه طلسم شده است و باعث بدبختی دارنده‌اش (غیر از آندواری) می‌شود.

لوکی تمام گنج و حلقه را به هردیمار می‌دهد، اما پسران هردیمار به اسم‌های فافنیر (Fafnir) و رگین (Regin) پدرشان را می‌کشند و گنج و حلقه را برای خودشان برمی‌دارند. فافنیر خودش را به صورت اژدهایی در می‌آورد و نیمه گنج «رگین» را هم از او می‌گیرد و در غاری به حفاظتش می‌پردازد.

رگین اما در افسانه ها به مردی کارآمد، به خصوص با هنرهای دستی، و زیرک و حقه‌باز معروف است. رگین بعد از اینکه نیمه گنج را از دست می‌دهد، در دربار پادشاهی به آهنگری می‌پردازد. سال‌ها بعد، قهرمان جوانی به نام سیگورد یا زیگفرید (Sigurdr یا Siegfried) پیدا می‌شود و رگین برای او از تکه‌های شمشیر پدرش، شمشیر جدیدی می‌سازد و او را به کشتن «فافنیر» ترغیب می‌کند.

رگین
رگین اثر آرتور راکهام

بعد از کشته شدن فافنیر، رگین به سیگورد می‌گوید که قلب او را کباب کند تا رگین آنرا بخورد. در ضمن اینکار، قطره‌ای از خون فافنیر روی انگشتان سیگورد می‌ریزد و او بعد از مکیدن آن، به زبان پرندگان آگاه می‌شود. پرندگان به او می‌گویند که رگین قصد کشتن او را دارد، پس سیگورد رگین را از میان دو نیم می‌کند و گنج و حلقه را برای خودش برمی‌دارد. بقیه داستان بخش اصلی تراژدی نیبلونگ‌هاست.

به نظر می‌آید که یک یا چند مهندس نرم‌افزار خوش ذوق، به خاطر چندکاره بودن و زیرکی بدافزار جدید، اسم رگین را به آن داده‌اند و ارتباطی بین افسانه‌ها و دنیای جدید بوجود آورده‌اند، کاری جالب و نمونه کوچکی از ارتباط بین شاخه‌های علوم با یکدیگر.

نوشتن دیدگاه

وقتی تکنولوژی انسان‌ها را به هم وصل اما تنها می‌کند!

با گسترش روزافزون تکنولوژی در جنبه‌های مختلف زندگی، بحث‌های مختلفی در مورد تاثیر آن بر روی افراد و جامعه به وجود آمده است که در مورد هر کدام از آنها تا کنون چندین کتاب منتشر شده است. به عنوان مثال کتاب The Filter Bubble به داستان تاثیر حلقه‌های دوستی و پیشنهادات وب‌سایت‌های مختلف به کاربران می‌پردازد و اینکه چگونه این پیشنهادات باعث می‌شود امکان کشف چیزهای جدید از افراد از طریق اینترنت از بین برود.

امروز در آرشیو چند ساله اورنوت‌ام در حال گشت و گذار بودم که به ویدیویی با عنوان «Connected, but alone?» برخورد کردم که در آن شری ترکل (Sherry Turkle) در مورد تاثیر تکنولوژی بر روی ارتباطات افراد صحبت کرده بود.

در این ویدیو که با زیرنویس فارسی نیز در دسترس است به نکات جالبی مانند اینکه افراد بیشتر و بیشتر به سمت خودنمایی بر روی فضای اینترنت پیش می‌روند اشاره شده است. به این صورت که افراد برای ایجاد ارتباط و حرف زدن با دیگران عکس و یا مطلبی را در فیس‌بوک یا توییتر منتشر نمی‌کنند، بلکه آن را به دلیل احساس کمبود توجه و تنها بودن منتشر می‌کنند!

خلاصه کلام اینکه این ویدیو ۲۰ دقیقه‌ای را حتما نگاه کنید 🙂

نوشتن دیدگاه

چرا یوپراکسی راه حل مناسبی برای کاربران ایرانی نیست؟

در طی چند روز گذشته یکی از خبرهایی که در بین کاربران شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته، داستان ارائه «یوپراکسی (uProxy)» در کنفرانس «ایده‌های گوگل (Google Ideas)» بوده است. ابزاری که تاکنون اطلاعات دقیقی در مورد آن منتشر نشده است و تنها چیزی که براساس وب‌سایت یوپراکسی می‌دانیم آن است که این ابزار قرار است افزونه‌ای برای مرورگرهای  مختلف باشد به گونه‌ای که فرد داخل ایران به راحتی بتواند از طریق مرورگر دوستش در کشور دیگری (مثلا بریتانیا) به اینترنت آزاد دسترسی پیدا کند.

uProxy

با فرض‌های بالا، اولین چیزی که به عنوان یک کاربر ایرانی که از اولین نسخه سایفون که همانند ایده یوپراکسی بوده، استفاده کرده است، باید بگویم که به عنوان کاربر داخل ایران یوپراکسی ابزاری مناسب و کارآمد برای دور زدن فیلترینگ نیست و این همه سروصدا و نام بردن از کاربران ایرانی به عنوان کسانی که به اینترنت آزاد دسترسی خواهند داشت، آنقدرها منطقی به نظر نمی‌رسد.

برای این ادعایم چندین دلیل دارم که مهمترین آنها عبارتند از:

۱- نیاز داشتن به یک نفر در خارج از ایران: با توجه به بخش سوالات متداول یوپراکسی، شما در داخل ایران باید یک نفر را در خارج از ایران داشته باشید که امکان دسترسی به اینترنت آزاد از طریق یوپراکسی ایجاد شود. نکته‌ای که در این میان فراموش شده است آن است که تعداد زیادی از کاربران ایرانی دوست صمیمی یا فامیلی در خارج از ایران ندارند که بتوانند از طریق رایانه وی طعم اینترنت آزاد را بچسند. علاوه بر این اگر حتی آنها یک نفر را در خارج از ایران پیدا کنند، باید آن فرد آنقدر به وی نزدیک/صمیمی باشد که این مسئولیت را قبول کند.

۲- هزینه و دردسر اضافی برای فرد خارج از ایران: در مورد قبل حرف از پیدا کردن یک فرد در خارج از ایران زدم و اینکه پیدا کردن این شخص بسیار سخت است و ممکن است که بسیاری از کاربران ایرانی دوست یا فامیلی در خارج از ایران نداشته باشند. حال اگر فرض کنیم که آن فرد دوست یا فامیلی را پیدا کند که امکان دسترسی به اینترنت آزاد توسط یوپراکسی را به وی بدهد، آنچه در این میان در نظر گرفته نشده است داستان هزینه و دردسرهایی اضافی‌ای است که فرد خارج از ایران متحمل آن می‌شود.

همانگونه که در بالا گفتم، براساس آنچه که یوپراکسی اعلام کرده است، شما از طریق رایانه فرد خارج از ایران به اینترنت آزاد وصل می‌شوید. این بدان معناست که من خارج‌نشین باید همواره رایانه خودم را روشن بگذارم! روشن گذاشتن رایانه هزینه و دردسرهای خاص خودش را دارد. مثلا به دلیل روشن بودن رایانه من به صورت ۲۴ ساعته و در ۷ روز هفته، هزینه ماهیانه برقی که مصرف می‌کنم بالا می‌رود و یا آنکه اگر بخواهم به مسافرت بروم، مجبور خواهم بود رایانه را بدون هیچ دلیلی روشن بگذارم و یا آنکه آن را خاموش کنم که نتیجه آن از کار افتادن یوپراکسی است.

۳- یوپراکسی اقتصادی نیست: در بالا تا حدودی در مورد اقتصادی نبودن یوپراکسی صحبت کردم و به این نکته اشاره کردم که دستکم هزینه ماهیانه‌ای که برای برق پرداخت می‌کنم بالا خواهد رفت. حالا آنکه اگر من بخواهم یک وی‌پی‌ان بخرم که دردسرهای روشن گذاشتن رایانه را نداشته باشم و با مسافرت رفتن من، دوست/فامیل من در ایران در دسترسی به اینترنت دچار مشکل نشود، تنها کافی است ماهیانه ۷ دلار یا کمتر برای خریدن وی‌پی‌ان هزینه کنم تا این مشکل حل شود.

بر همین اساس و با توجه به آنچه که یوپراکسی ادعا کرده است، آنچه که می‌توان گفت این نکته است که یوپراکسی برخلاف تصور و موج رسانه‌ای که در این چند روز ایجاد شده است،‌ نه تنها ابزاری انقلابی نیست بلکه ابزاری است که به قول یکی از کاربران فیس‌بوک، مشکلاتش را به سه مورد افزایش داده است.

نوشتن دیدگاه

تعطیل شدن گوگل ریدر، زنگ خطری برای کاربران ایرانی

از دیشب که خبر تعطیل شدن گوگل ریدر در اول جولای ۲۰۱۳ (۱۰ تیر ۱۳۹۲) منتشر شده است، بحث‌های زیادی در مورد چرایی این تصمیم گوگل صورت گرفته است به گونه‌ای که هم اکنون نام این سرویس گوگل در توییتر ترند شده است و به طبع آن بسیاری از وبلاگ‌های سرشناس مانند نارنجی و یک پزشک جایگزین‌های مناسب برای گوگل ریدر را معرفی کرده‌اند.

ترند شدن گوگل ریدر در توییتر

اما آنچه که در این میان مورد توجه‌ی کاربران ایرانی قرار نگرفته است، علت و اهمیت تعطیل شدن این سرویس برای آنهاست، حتی برای کسانی که تاکنون از این سرویس استفاده نکرده‌اند! خطری که به جرات می‌توان آن را فاصله گرفتن کاربران ایرانی از دنیای تکنولوژی و فناوری اطلاعات دانست. چرا؟

برای این ادعا دلایل مختلفی وجود دارد که بهترین شاهد آن را می‌توان نظر رابرت اسکوبل در مورد تعطیل شدن گوگل ریدر دانست:

نظر رابرت اسکوبل در مورد تعطیل شدن گوگل ریدر

از نگاه رابرت اسکوبل، تعطیل شدن گوگل ریدر به این دلیل است که روش خبرخوانی و دنبال کردن اخبار با ظهور شبکه‌های اجتماعی تغییر چشم‌گیری پیدا کرده است و این روزها کاربران اینترنت با مراجعه به فیس‌بوک، توییتر، گوگل پلاس و یا اپلیکیشن‌هایی مانند فلیپ‌برد، کمتر به سراغ فید یا همان RSS می‌روند. به همین دلیل نیز گوگل تصمیم گرفته است که گوگل ریدر را تعطیل کند و تمرکز خود را بر روی گوگل پلاس بگذارد.

خب، اگر بخواهیم منصفانه به داستان نگاه کنیم، حرف رابرت اسکوبل تا حدود زیادی درست است و با نگاهی به طرز خبرخوانی در کشورهای مختلف به راحتی می‌توان به این نکته رسید که حضور کاربران اینترنت در شبکه‌های اجتماعی بسیار محسوس‌تر است و شاید بهترین مثال دست به دست شدن فیلم زورگیری در تهران در فیس‌بوک بود که باعث شد تا قوه قضائیه به آن واکنش نشان دهد، اتفاقی که به ندرت برای خبری در گوگل ریدر رخ داده است.

اما در این داستان افرادی مانند رابرت اسکوبل در مورد وضعیت عادی‌ای صحبت می‌کنند که کاربران اینترنت یک کشور تنها با یک کلیک به فیس‌بوک می‌روند و به راحتی و با تاچ کردن تلفن هوشمند خود، اپلیکیشن فلیپ‌برد و… را نصب و استفاده می‌کنند. شرایطی که برای کاربران ایرانی رویایی بیش نیست به گونه‌ای که با داشتن سرعت بسیار کم اینترنت، با مشکلاتی مانند بسته شدن پورت‌های وی‌پی‌ان و فیلترینگ شدید شبکه‌های اجتماعی مواجه‌اند.

برای همین با نگاهی به وضعیت حرکت دنیای اینترنت و تمرکز شرکت‌های بزرگ بر روی شبکه‌های اجتماعی و فیلتر بودن تمامی شبکه‌های اجتماعی محبوب در ایران و توهمات مسئولین فیلترینگ ایران در مورد آنها، باید گفت که کاربران ایرانی هر روز فاصله‌یشان از دنیای واقعی اینترنت بیشتر و بیشتر می‌شود. فاصله‌ای که مقصر اصلی آن دولت ایران و ساختار خنده‌دار فیلترینگ اینترنت در ایران است.

به همین خاطر از نظر من تعطیل شدن سرویس‌های مانند گوگل ریدر زنگ خطری برای کاربران ایرانی است، زیرا فاصله آنها با حقیقت دنیای اینترنت بیشتر و بیشتر می‌شود، فاصله‌ای که جز ضرر و عقب‌ماندگی هیچ نتیجه‌ای نخواهد داشت.

نوشتن دیدگاه