معرفی یک سری منبع درباره شبکه ملی اطلاعات (اینترنت ملی)

دیروز به صورت اتفاقی به وب‌سایتی (به دلیل آنکه وب‌سایت کمی مشکوک به نظر می‌رسد، از لینک دادن به آن خودداری کرده‌ام) برخورد کردم که در آن با افتخار در مورد تحقیق درباره شبکه ملی اطلاعات (اینترنت ملی) تبلیغ کرده بود و این تحقیق را به قیمت ۵۰۰ تومان می‌فروخت:

فروش تحقیق در مورد اینترنت ملی به قیمت ۵۰۰ تومان!

حال آنکه اگر شما واقعا به داستان شبکه ملی اطلاعات یا همان اینترنت ملی که قدیم‌ها با نام‌هایی مانند اینترنت پاک، اینترنت حلال و… هم نامیده می‌شد علاقه دارید، نیاز به پرداخت هیچ هزینه‌ای در این زمینه ندارید و تنها کافی است که یک جستجوی ساده در اینترنت و یا وبلاگ من انجام دهید 🙂

مثلا لیست زیر لینک مطالبی است که در طول سال‌های اخیر در مورد اینترنت ملی نوشته‌ام که به صورت رایگان و بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای می‌توانید از آنها استفاده کنید، هر چند که اگر در جایی آن را بازنشر می‌کنید، ممنون می‌شم که لینکی به وبلاگ من بدید.

خلاصه کلام اینکه اگر هر زمانی در زمینه تکنولوژی، اینترنت و استارتاپ در ایران سوالی داشتید و دنبال مطلبی می‌گشتید، بد نیست که به وبلاگ من سر بزنید.

نوشتن دیدگاه

آیا واقعا تلگرام علیه اینستاگرام است؟

چند روز پش در مورد یکی از تیترهای روزنامه هفت صبح توییتی کردم و درخواست کردم که اگر کسی می‌تواند متن کامل گزارش این روزنامه با عنوان «تلگرام علیه اینستاگرام» را برایم بفرست.

دوست نادیده‌ای لطف کرد و در عرض کمتر از یک ساعت کل روزنامه هفت صبح را برای من ارسال کرد و من هم شروع به خواندن گزارش «تلگرام علیه اینستاگرام» کردم.

در حین خواندن این گزارش به چند مورد جالب برخوردم که دیدم بد نیست به جای توییت کردن در موردشان در این مطلب وبلاگ توضیح بدهم.

۱- اینستاگرام اپلیکیشن است نه مرورگر و نه Explorer: اولین نکته‌ای که در این گزارش توجه من را به خودش جلب کردن به آخرین پاراگراف گزارش در صفحه اول بازمی‌گردد که در آن کاملا واضح و مشهود است که نویسنده به هیچ عنوان ایده‌ای در مورد تفاوت اپلیکیشن تلفن همراه با مرورگر یا Browser و اینترنت اکسپلورر (Internet Explorer) ندارد به گونه‌ای که در بخشی از گزارشش می‌گوید: «…اینکه اینستاگرام پس از جدال مدافعان اخلاق با انتشاردهندگان مطالبی خلاف عفت عمومی،‌ دست به ابتکار زده و از هفته پیش رسما اعلام کرده است که اجازه آپدیت هشتگ‌های خلاف عرف جهانی را دیگر در اکسپلورر (مرورگر)‌ خود نمی‌دهد…»

۲- نگاه بومی به یک رخداد جهانی: دومین نکته که خیلی مهمتر از اولین نکته است و باید آن را اول می‌گفتم (!) این است که کارشناس‌های این گزارش میزان محبوبیت اپلیکیشن‌هایی مانند تلگرام را با معیار ایران می‌سنجند در حالی که کاملا اشتباه است! مثلا در بخشی از این گزارش آرش محبی، کارشناس رسانه اینگونه می‌گوید: «… در این خصوص تلگرام نیز به شکل دقیق و حساب شده‌ای در بازار تحقیق کرده است و با همین کار متوجه نیاز مخاطب شده. اگر رقبای تلگرام به این فعالیت‌ها واکنش مثبت نشان ندهند و نتوانند خودشان را وارد رقابت کنند؛ تلگرام با همین شیوه خودش را تبدیل به رهبر اصلی بازار می‌کند. بنابراین باید منتظر واکنش رقبا بود.»

حال آنکه اگر به صورت کلی به بازار اپلیکیشن‌های پیام‌رسان نگاهی کنیم، متوجه خواهیم شد که اپلیکیشن‌هایی مانند مسنجر و یا واتس‌اپ دارای میلیون‌ها کاربر در جهان هستند و تلگرام در مقایسه با آنها آنقدرها کاربر ندارد.

یا اینکه ادعایی مانند «… یعنی آن طوری که با فیس‌بوک کردند و آنجا تبدیل به قبرستان شد.» هم کاملا اشتباه است و نشان می‌دهد که به کارشناسان این گزارش تنها به این ابزارها در چهارچوب ایران نگاه می‌کنند در حالی که مهمترین نکته شبکه‌های اجتماعی اتصال افراد در سرتاسر دنیا به یکدیگر است.

خلاصه کلام اینکه بهتر است کمی از نگاه بومی خارج شویم و در حالی که در ثانیه می‌توانیم آخرین اخبار و رویدادها در آن سوی دنیا را بدانیم، به آنها از دوربین یک ابزار جهان شمول نگاه کنیم.

نوشتن دیدگاه

چرا شرکت‌های تکنولوژی غربی وارد بازار ایران نمی‌شوند؟

در ماه‌های اخیر یکی از بحث‌های داغ در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی را می‌توان داستان فعالیت شرکت‌های غربی مانند اپل، ای‌بی، آمازون و… در ایران دانست که در برخی موارد با صحبت‌های مقامات مختلف ایرانی این بحث بیشتر و بیشتر به چشم می‌آید.

یکی از آخرین اظهار نظرها را می‌توان به داستان اعلام همکاری پست ایران با شرکت‌هایی مانند ای‌بی و آمازون دانست که با سروصدای زیاد و واکنش ای‌بی نیز مواجه شد:

مدیرعامل پست: در راستای توسعه نجارت الکترونیک در ایران، با شرکت‌های داخلی دیجی‌کالا و پیک بادپا و با شرکت‌های خارجی ای‌ب…

Posted by Nima Akbarpour on Thursday, 8 October 2015

و دقیقا این دست اظهار نظرها که به هیچ عنوان پایه و اساس ندارد و از مبنا نادرست است باعث شد که این مطلب را بنویسم.

آیا بازار ایران برای شرکت‌های فناوری اطلاعات غربی جذاب است؟
برخلاف تصور بسیاری از کاربران ایرانی و همچنین بسیاری از افرادی که خود را کارآفرین و پرچمدار جامعه استارتاپی ایران می‌دانند، باید بگویم که بازار ایران آنقدرها برای شرکت‌های فناوری اطلاعات غربی جذاب نیست.

برای عدم جذابیت بازار ایران هم می‌توان ده‌ها دلیل مختلف آورد که به صورت خلاصه می‌توان گفته که بازار ایران یک بازار با ریسک بسیار بالا و در عین حال کوچک است.

این بدان معناست که از نگاه شرکت‌های غربی بازار ایران دارای ریسک سرمایه‌گذاری بالایی است. مثلا اگر فردا روزی هر طرف توافقنامه هسته‌ای به وعده‌های خود عمل نکند، شانس اینکه تحریم‌ها به حالت قبل از توافقنامه بازگردد بسیار بالاست. تازه موارد دیگری مانند دخالت نهادهای امنیتی و اطلاعات را من در اینجا نظر نگرفته‌ام.

علاوه بر این حجم بازار ایران در برابر بازارهای کشورهای دیگر در جهان آنقدرها زیاد نیست. به عنوان مثال اگر به بازار چین نگاه کنید خواهید دید که بازار چین حدود ۲۰٪ جمعیت جهان را پوشش می‌دهد در حالی که بازار ایران با داشتن ریسک بسیار بالا حدود ۱٪ جمعیت جهان است.

آیا مشکل تنها ریسک بالا و کوچک بودن بازار ایران است؟
نه! مشکل در داستان فعالیت شرکت‌های غربی در ایران تنها به ریسک بالا و کوچک بودن بازار ایران برنمی‌گردد بلکه به مسئله مهمترین به نام سودی که عاید این شرکت‌ها می‌شود نیز بازمی‌گردد. برای درک بهتر بگذارید در مورد یک شرکت خاص مثل آمازون صحبت کنم.

برخلاف تصور آمازون در چند کشور محدود فعالیت می‌کند و اینگونه نیست که آمازون در سرتاسر کشورهای جهان فروشگاه داشته باشد؛ مثلا در اروپا تنها در کشورهای فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند، اسپانیا، ایرلند و بریتانیا فعالیت می‌کند و اگر نگاهی به وب‌سایت‌های آمازون در این کشورها بیاندازید خواهید دید که به جز فروشگاه بریتانیا، بقیه فروشگاه‌ها آنقدرها محصول و امکانات آمازونی که همه می‌شناسند را ندارند.

علاوه بر این اگر شما در اروپا از آمازون خرید کنید، تمام درآمد به دفتر این شرکت در لوکزامبپورگ می‌رود تا به این صورت کمترین مالیات را بتواند پرداخت کند.

حالا با گذاشتن همه این موارد خواهید دید که به طور کلی آمازون هم اکنون در آینده‌ای نزدیک و شاید دور به فکر فعالیت در ایران نباشد.

خلاصه کلام اینکه برخلاف ادعاهای مقامات ایران چشم داشتن به فعالیت شرکت‌هایی مانند اپل، آمازون، ای‌بی و… فعلا دور از واقعیت است.

در انتها هم بد نیست به این نکته اشاره کنم که داستان فعالیت تلگرام در ایران هم دقیقا مانند آنچه در بالا گفتم هست و این شرکت و نه شرکت دیگری سرورهای خود را به داخل ایران منتقل نخواهد کرد. چرا؟ چون هیچ توجیه اقتصادی و منفعتی برای این دست شرکت‌ها وجود ندارد در حالی که این شرکت‌ها به دنبال سود و افزایش ارزش تجارت خود هستند.

خلاصه اینکه اسیر این صحنه‌آرایی‌های دوستان در وزارت ارتباطات و بخش‌های مختلف نشوید، بیشتر این حرف‌ها برای تفریح است 🙂

نوشتن دیدگاه