برای حفظ حریم خصوصی‌مان چه کارهایی باید انجام دهیم؟

تذکر: این مطلب ابتدا در رادیو فردا منتشر شده است و هم اکنون آن را در اینجا بازنشر می‌کنم. اگر علاقه دارید که مطالب من در رادیو فردا را دنبال کنید، می‌توانید صفحه من در رادیو فردا را دنبال کنید.


تلفن هوشمند

۲۸ ژانویه (۸ بهمن ماه) ، روز حفظ حریم خصوصی در بسیاری از نقاط جهان از جمله اروپا، آمریکا، کانادا و هند است.

از همین رو هر ساله در این روز گفتگوها و حرف‌های مختلفی در مورد حریم خصوصی زده می‌شود که با نگاهی به هشتگ DataProtectionDay می‌توانید توییت‌های مختلف در این زمینه را بخوانید.

با گسترش استفاده ایرانی‌ها از تلفن‌های همراه و همچنین اپلیکیشن‌های مختلف، اهمیت حریم خصوصی بیش از پیش شده است و به همین دلیل به مناسب روز حفظ حریم خصوصی، چند نکته مهم و کاربردی برای بهبود حریم خصوصی را رعایت کنید:

۱-در مکان‌های عمومی از وی‌پی‌ان یا فیلترشکن مانند سایفون استفاده کنید: با توجه به اینکه استفاده از وی‌پی‌ان و فیلترشکن در ایران به دلیل فیلترینگ گسترده اینترنت امری عادی است، کاربران اینترنت در ایران در اکثر مواقع از فیلترشکن استفاده می‌کنند. اما با این حال باید بر روی این نکته تاکید شود که هر زمانی که در مکان‌های عمومی مانند کافی‌شاپ، هتل، رستوران و… به اینترنت وصل شدید، حتما وی‌پی‌ان یا فیلترشکن خود را فعال کنید.

با فعال کردن وی‌پی‌ان و فیلترشکن در حقیقت شما شنود و بررسی ترفیک لپ‌تاپ یا تلفن همراه‌تان از بین می‌برید و به این صورت امکان مانیتور کردن فعالیت‌های آنلاین خود را از شرکت ارائه دهنده خدمات اینترنتی و یا صاحب کافی‌شاپ، هتل و… از بین می‌برید.

علاوه بر این دقت کنید که به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی از موتورهای جستجوی ایرانی مانند یوز استفاده نکنید چون نه تنها تمام چیزهایی که در آنها جستجو می‌کنید در سرورهای این موتورهای جستجو ذخیره می‌شوند، بلکه نتایج سانسور شده در اختیار شما قرار می‌گیرد.

۲- برای مکالمه‌های حساس از سیگنال استفاده کنید: هر چند که تلگرام محبوب‌ترین پیام‌رسان در ایران است، اما نکته‌ای که نباید فراموش کرد آن است که امکان شنود در تلگرام توسط شرکت تلگرام وجود دارد. به همین دلیل اگر می‌خواهید که مکالمه‌های حساسی داشته باشید (دقت کنید که هر فردی تعریف خودش را از واژه حساس دارد)، به جای استفاده از تلگرام یا اپلیکیشن‌های مشابه، بهتر است که از اپلیکیشن سیگنال استفاده کنید.

ویژگی مهم اپلیکیشن سیگنال آن است که تمامی مکالمات از طریق این اپلیکیشن به صورت نقطه به نقطه (End to End) رمزنگاری می‌شود. این بدان معناست که هیچ سازمان و فردی حتی ارائه دهنده سرویس – یعنی شرکت سیگنال – امکان شنود و دسترسی به پیام‌ها را ندارد.

در همینجا بد نیست به این نکته نیز اشاره شود که واتس‌اپ نیز مانند سیگنال از ویژگی رمزنگاری نقطه به نقطه استفاده می‌کند اما توسط سازمان‌های مستقل این ادعا مورد تایید قرار نگرفته است و به همین دلیل بهتر است که از سیگنال به جای واتس‌اپ استفاده کنید.

۳- برای جستجو امن از DuckDuckGo همراه با مرورگر TOR استفاده کنید: اگر می‌خواهید که جستجوهای شما توسط دولت‌ها،‌ سازمان‌ها و شرکت‌های ارائه خدمات اینترنتی قابل مشاهده و شنود نباشد، به جای استفاده از گوگل و مرورگرهایی مانند کروم و یا فایرفاکس،‌ از موتور جستجوی DuckDuckGo و مرورگر امن TOR استفاده کنید. با استفاده از این دو ابزار در حقیقت شما امکان دسترسی سازمان‌ها و افراد مختلف به جستجوها و همچنین آدرس آی‌پی‌تان – که در دنیای مجازی مانند آدرس محل زندگی‌تان در دنیای واقعی است – را از بین می‌برید.

۴- از افزونه‌هایی مانند Privacy Badger و HTTPS Everywhere استفاده کنید: این روزها وب‌سایت‌ها و سرویس‌های مختلف سعی می‌کنند که کاربران اینترنت را به روش‌ها و ترفندهای مختلف رصد کنند تا به این صورت بتوانند آگهی‌های مختلف را به آنها نمایش دهند. برای مقابله با این دست رصدها و همچنان اطمینان از آنکه به وب‌سایتی از طریق امن یعنی HTTPS وسط شده‌اید، نصب دو افزونه Privacy Badger و همچنین HTTPS Everywhere شدیدا پیشنهاد می‌شود.

افزونه Privacy Badge در حقیقت امکان رصد توسط وب‌سایت‌های مختلف را از بین می‌برد و HTTPS Everywhere هر وب‌سایتی که از SSL/TLS – که ارتباط بین دستگاه شما و وب‌سایت را امن می‌کند – پشتیبانی کند را به صورت HTTPS و نه HTTP باز می‌کند.

در نهایت فراموش نکنید که حفاظت از حریم خصوصی یکی از کارهای مهمی است که هر کاربر اینترنت باید انجام دهد و به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی نباید آن را دستکم گرفت. روز حفظ حریم خصوصی خوبی داشته باشید!

نوشتن دیدگاه

چند نکته در مورد فیلتر شدن وب‌سایت جابینجا

این مطلب توسط نویسنده مهمان نوشته شده است که به دلایل مختلف از ذکر نام وی معذور هستم. علاوه بر این باید به این نکته نیز اشاره کنم که این مطلب قبل از رفع فیلترینگ وب‌سایت جابینجا در تاریخ ۲۷ دی ماه ۱۳۹۶ نوشته شده است.

اگر شما هم نوشته، عکس و یا فیلمی دارید که نمی‌توانید آن را در وبلاگ خودتان منتشر کنید و یا مایلید به صورت ناشناس منتشر شود، می‌توانید آن را برای من بفرستید. واضح است، مطالب دریافتی از نظر ساختار نوشتاری ویرایش می‌شوند و لزوما بازتاب دهنده دیدگاه‌های من نیز نخواهند بود.


قبل از هر چیزی باید به این نکته اشاره کنم که با هرگونه سانسور به هر شکلی مخالف هستم.

در تاریخ ۲۳ دی ماه ۱۳۹۶ مجموعه‌ای از سایت‌های کاریابی آنلاین فیلتر شدند که یکی از این سایت‌ها، وب‌سایت جابینجا بود. با فیلتر شدن این وب‌سایت بنیان‌گذاران آن چندین ادعا مطرح کردند که یکی از این ادعاها بی‌اطلاعی‌شان از وضع قوانین جدید و فیلترینگ یکباره وب‌سایت بود. با نگاهی به اطلاعیه این وب‌سایت، نکته‌ای که قابل توجه است هدفمندی و تاکید آن بر روی فیلتر شدن جابینجا «بدون اخطار قبلی» است.

این ادعا در حالی مطرح می‌شود که بررسی‌ها نشان می دهد که تمامی موسسات مرتبط با کاریابی آنلاین، ایمیلی در این مورد دریافت کرده‌اند که در آن کمیته فیلترینگ از احتمال فیلتر شدن سرویس‌شان خبر داده است. حال آنکه وب‌سایت جابینجا به این دلیل چنین ایمیلی دریافت نکرده چون در هیچ لیست رسمی منتشر شده توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی وجود ندارد!

ایمیل کمیته فیلترینگ به وب‌سایت‌های کاریابیاین مجموعه در حالی ادعای «۳ سال فعالیت در زمینه اطلاع‌رسانی استخدامی شرکت‌های ایرانی» را می‌کند که قوانین حاکم بر کاریابی آنلاین در تاریخ ۱ شهریور ۱۳۹۴ توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایجاد شده است؛ و جابینجا از آن زمان تاکنون برای دریافت مجوز اقدام نکرده است. در این میان این نکته را هم کنار می‌گذاریم که اولین موارد ثبت شده در وب‌سایت جابینجا به ابتدای مرداد ۱۳۹۴ باز می‌گردد!

تاریخچه وب‌سایت جابینجا

براساس دستورالعمل نحوه فعالیت کاریابی داخلی الکترونیکی، وب‌سایت‌های کاریابی موظف به ثبت وب‌سایت خود در طرح ساماندهی سایت‌های ایرانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین دریافت نماد اعتماد الکترونیکی هستند. حال آنکه در مورد وب‌سایت جابینجا به جز یک آدرس و شماره تلفن،‌ اطلاعات دیگری در دسترس نیست (تا مدتی پیش همین اطلاعات هم موجود نبود و تنها ایمیلی به آدرس [email protected] در دسترس بود).

عجیب‌ترین بخش مطلبی که جابینجا در واکنش به فیلتر شدن وب‌سایتش منتشر کرده است اشاره به ماده ۳۰، فصل چهارم آیین‌نامه اجرایی قانون مجازات اشتغال به حرفه کاریابی است که در آن آمده است: «رسیدگی به موارد تخلف هر یک از موسسات کاریابی براساس این آیین‌نامه با دعوت از مدیر موسسه کاریابی در هیئت استانی انجام می‌شود». حال آنکه مجموعه‌ای که هیچ مجوزی در این زمینه ندارد و در هیچ لیست رسمی‌ای وجود ندارد، دقیقا چگونه به قوانین رسمی برای کاریابی متوسل می‌شود؟!

لیست کاریابی‌های الکترونیکی داخلی استان تهران

نکته دیگری که قابل تامل و مهم است، چگونگی ذخیره اطلاعات کاربران و همچنین مسئولیت جابینجا در قبال کاربرانش است که هیچگونه توضیحی در این زمینه داده نشده است.

در قسمت دیگر خبر فیلترینگ جابینجا، ادعای «سه سال فعالیت بدون مشکل» مطرح شده است که این مورد نیز ادعایی کاملا اشتباه است و مجموعه‌ای از اعتراضات که پای پست‌ها و نوشته‌های اعضای تیم جابینجا منتشر شده است شاهد این مدعاست.

پست اینستاگرام جابینجا و اعتراض برخی از کاربران به سرویس این وب‌سایت

فیلترینگ و سانسور اینترنت یک پدیده احمقانه و غیرقابل دفاع است، اما اینکه مجموعه‌ای هیچ مسئولیت‌پذیری‌ای نداشته باشد و تمام آن را به حکومت و فیلترینگ نسبت دهد، و با موج‌سواری در توییتر و سوء استفاده از نارضایتی عمومی از وضعیت سانسور اینترنت بخواهد برای خودش اعتباری کسب کند، کاری اخلاقی و حرفه‌ای نیست.

از همین رو باید گفت که مجموعه جابینجا در فضای عدم اعتماد عمومی به دولت و در شرایطی که چند هفته از فیلتر شدن تلگرام می‌گذرد، از فیلتر شدن خود به عنوان یک ابزار تبلیغاتی هدفمند استفاده کرده است. این مجموعه ادعاهای بدون مدرک مانند «نیم میلیون ارسال رزومه» و «۲.۸ میلیون ایمیل اطلاع‌رسانی شغلی» و… را مطرح کرده است که پرداختن به آنها خارج از حوصله این مطلب است.

در نهایت هم باید گفت این گروه آنقدر غیرحرفه‌ای است که حتی تنها خبرنگاری که واقعیت‌هایی در مورد داستان فیلترینگ جابینجا – که به نفع این سرویس بود – را مطرح کرده بود را نیز مورد توهین و تمسخر قرار داد! دقت کنید که حساب رضا شادمند که یکی از بنیانگذاران وب‌سایت جابینجا است هم اکنون خصوصی شده است و به همین دلیل امکان دادن لینک مستقیم به توییت زیر وجود ندارد.

توییت تمسخرآمیز یکی از بنیانگذاران جابینجا

نوشتن دیدگاه

چرا به نامه مدیر عامل آپارات واکنش نشان دادم؟

 

فرصت برابر

کمتر از یک ماه پبش در مطلبی پاسخ فرضی پاول دوروف،‌ بنیان‌گذار تلگرام به نامه محمد جواد شکوری مقدم، مدیر عامل آپارات را نوشتم که در این مدت با واکنش‌های مختلفی این مطلب مواجه شده است. برای همین و با گذشت حدود یک ماه از این مطلب، دیدم بد نیست که به نکاتی که بعضی از خوانندگان این مطلب به آن اشاره کرده‌اند پاسخ بدهم تا به این صورت هم خیال خوانندگان آن مطلب و هم من راحت شود 🙂

دقت کنید که برخی از این سوالات در بخش نظرات مطلب «چند کلمه شوخی و جدی با مدیر آپارات» عنوان شده‌اند و برخی هم در توییتر.

– با رویکرد شما تلگرام هم یک کپی کاری از سایر موارد مشابه مثل وایبر و واتس اپه: واقعیتش این است که کپی کردن در دنیایی که رقابت سالم در آن وجود داشته باشد مشکلی ندارد همانگونه که فیس‌بوک را می‌توان کپی‌ای از Orkut دانست. نکته مهمی که در مورد نسخه‌های کپی شده در داخل ایران باید در نظر گرفت آن است که عده‌ای خاص با داشتن دسترسی به منابع و لابی‌های مختلف سرویس‌هایی را توسعه می‌دهند و سپس از سیستم سانسور و فیلترینگ اینترنت در ایران به نفع خودشان استفاده می‌کنند. در ضمن نباید این نکته را هم فراموش کرد که تلگرام را می‌توان کپی‌ای از وایبر و واتس‌اپ دانست با این تفاوت که تلگرام امکانات خاص خودش را دارد که هیچ کدام از این دو اپ ندارند و دقیقا ارائه امکانات جدید و هیجان‌انگیز رمز موفقیت سرویس‌های مختلف است نه استفاده از انحصار و فیلترینگ احمقانه در یک کشور!

– توی خیلی از کشورها یوتیوب فیلتره و اون‌ها هم پلت‌فرم های بومی راه اندازی کردن: یکی از چیزهایی که همچنان آن را درک نمی‌کنم این داستان «در خیلی از کشورها/جاها و…» است که برای توجیه یک کار استفاده می‌کنیم. این نظر یکی از خوانندگان هم کامل اشتباه است چون در خیلی از کشورها یوتیوب فیلتر نیست، مثلا در کشور همسایه ایران یعنی افغانستان یوتیوب فیلتر نیست. علاوه بر این راه‌اندازی یک نسخه بومی هیچ مشکلی ندارد اگر رقابت سالم در آن کشور وجود داشته باشد.

– اگه آپارات نبود به نظر شما سرویس مشابه ایرانی زده می‌شد یا نه؟ پس محتوای فارسی رو چه باید کرد؟ اگر آپارات نبود قطعا یک سرویس مشابه ایرانی بود و در این شکی نیست، اما نکته‌ای که در اینجا در نظر گرفته نشده است این است که به طور قطع رقیب‌های خارجی آپارات و امثال آن برای مدیر عامل آپارات نامه نمی‌نوشتند و ننه من غریبم بازی درنمی‌آوردند. مشکل اصلی در داستان نامه محمد جواد شکوری راد به پاول دوروف این است که شکوری راد باید به جای نامه نوشتن و آه و ناله کردن، به توسعه سرویسش بپردازد و از انحصاری که از آن سود می‌برد لذت ببرد! مثلا آیا تا به حال دیده‌اید که مدیر عامل گوگل به فیس‌بوک نامه بنویسد و یا آنکه بنیان‌گذار تلگرام به وی‌چت نامه بنویسد و بگوید خوش به حالت که در چین داری حال می‌کنی؟ 🙂

– من نمی‌دونم چرا هر کی تو ایران خوب کار می‌کنه همه میگن وصله به دولت! البته من مطمئن نیستم آپارات وصله یا نه ولی به نظرم این متر مناسبی برای بررسی یک استارت آپ نیست: دقیقا متر مناسبی نیست اما وقتی صباویژن که متعلق به محمد جواد شکوری راد است و خودش را «بزرگترین آژانس تبلیغات آنلاین کشور» می‌نامند و مشتری‌هایی مانند بانک ملت، ایرانسل، بانک پاسارگارد و… دارد، قطعا به جایی وصل است که توانسته است قراردادهای آنچنانی بگیرد. به احتمال زیاد شما بهتر از من می‌دانید که بدون رابطه امکان گرفتن قراردادهای میلیونی از شرکت‌های دولتی و نیمه خصوصی وجود ندارد. دقت کنید که تبلیغاتی که شما بر روی آپارات مشاهده می‌کنید توسط صباویژن مدیریت می‌شوند.

– مدیر آپارات خیلی شفاف و شجاعانه گفته که از نبود یوتیوب منتفع شده ولی مگه این چیزه بدیه. این که نیاز به بستر اشتراک ویدیو رو کسی توی کشور بر طرف کنه مگه بده؟ به هیچ عنوان چیز بدی نیست اما اینکه به فلان مدیر عامل نامه بنویسی و از شرایط گله کنی و به عبارتی ننه من غریبم بازی دربیاوری، قطعا ایراد دارد. این رفتار و کارها در دنیای تجارت و استارتاپ معنایی ندارد و خیلی خوشحال می‌شوم که اگر نمونه‌ای خارجی از این نامه نگاری‌ها می‌دانید را معرفی کنید.

– مگه شما واقعا از مشکلات استارات‌آپ‌های ایرانی اطلاع کامل دارید؟ از نگاه خودم به اندازه کافی اطلاع دارم و در مطالب مختلفی بارها به آن اشاره کرده‌ام حتی در زمانی که هیجان کاذب بر داستان استارتاپ در ایران وجود داشت.

– واقعا خوشایند نیست که موفقیت یک تیم رو فقط به یک عامل منتسب کنید و زحمات اونها رو از دم تیغ بگذرونید. اگر آپارات نبود حتما شرکت دیگه‌ای پا پیش می‌گذاشت پس کار اشتباهی رخ نداده. در این مورد در بالا توضیح داده‌ام و مجددا تاکید می‌کنم که اگر مدیر یک تیم موفق ننه من غریبم بازی درنیاورد و به کار خودش ادامه دهد مشکلی نیست نه اینکه زمانی که احساس خطر می‌کند، به سرعت نامه بنویسد و بگوید خوش به حالت که همه چیز خوب است و من در اینجا زجر می‌کشم!

نوشتن دیدگاه

چند کلمه شوخی و جدی با مدیر آپارات

پاول دوروف و محمود جواد شکوری

در روز ۲۶ مرداد ۱۳۹۵ محمد جواد شکوری مقدم که مدیر عامل آپارات است، مطلبی با عنوان «چند کلمه شوخی و جدید با مدیر تلگرام» را در وبلاگ شخصی‌اش منتشر کرد که باعث شد ایده این مطلب به ذهنم برسد و پاسخ فرضی بنیان‌گذار تلگرام یعنی پاول دوروف را به او بدهم 🙂

دلیل این کار هم به این نکته باز می‌گردد که آخرین نفری که باید در مورد وضعیت اینترنت در ایران نامه به کسی بنویسد و از آن شکایت کند، فردی مانند محمد جواد شکوری است که به اعتراف خودش فیلترینگ اینترنت از جمله یوتیوب به وی کمک شایانی کرده است:

فکر می‌کنید فیلتر بودن یوتیوب چقدر در پیشرفت آپارات موثر بوده است؟
خیلی زیاد. راستش را بخواهید ما باید واقع‌بین باشیم، صراحت داشته باشیم و به خودمان دروغ نگوییم. اما به هر حال فیلتر بودنش برای ما موثر بوده است. به هر حال نیازی وجود داشت و فرصتی بود که ما شناسایی کردیم و رویش کار کردیم و به اینجا رسیدیم. ما هم اکنون ۱۶ میلیون دقیقه ویدئو روی آپارات داریم. (منبع)

با این مقدمه بگذارید به سراغ پاسخ فرضی پاول دوروف به محمد جواد شکوری مقدم بروم!


محمد جواد سلام، آپاراتت چطوره؟ کلوب دات کام، میهن بلاگ، لنزور و فیلمیو چطورند؟

مرسی که به من نامه نوشتی و باهام درد دل کردی، واسه همین دیدم بد نیست که جوابت را حتما بدم تا بی‌ادبی هم بهت نکرده باشم.

محمد جواد جان، خوش به حالت که داخل ایران هستی تا هر کاری بخواهی بکنی و از سرویس‌های موفق اینترنت در جهان کپی بزنی و کلی پول بسازی در غیابشون.

خوش به حالت محمد جواد، هر جور که دوست داری کار می‌کنی و نگران رقابت با شرکت‌های بزرگی مثل گوگل، فیس‌بوک، نت‌فلیکس و… نیستی!

محمد جواد، جدی جدی خوش به حالت، هیچ وقت نگران این نیستی که یک روز از خواب پا بشی و ببینی کل سرویسی که ساعت‌ها و ماه‌ها زحمت کشیدی فیلتر شده؛ و ندونی چرا فیلتر شده، حتی با رفتن اینور و اون‌ور هم نتونی حلش کنی و بهت بگن همینی که هست.

محمد جواد باورت نمیشه برای صدا و سیمای کشورم اصلا مهم نیست من کی هستم، حتی برام تره هم خرد نمی‌کنند. صدا و سیمای کشور تو هم که نگو! هر روز یک چیزی در مورد من می‌گه، یک روز کارمند سازمان جاسوسی فلان کشور هستم و یک روز دیگه جاسوس بهمان کشور. از صبح تا شب هم تو این ترس نیستی که یک دفعه آسمون به زمین بیاد و کمیته فیلترینگ گیر بده به سرویسی که درست کردی.

محمد جواد گفته بودی که نمی‌دونم توبیخ چیه در حالی که می‌دونم. مثلا می‌دونم که با توبیخ‌های دولت‌های گذشته کلی وب‌سایت در ایران فیلتر شده و الان از صدقه سر همین فیلترینگ است که خودت رو «همراه یک تیم صمیمی و مهربان سایت‌های کلوب دات کام، میهن بلاگ، آپارات، لنزور و فیلیمو …» می‌دونی. تازه همین توبیخ‌ها باعث شد اپلیکیشن‌هایی مثل وایبر یا وی‌چت هم فیلتر بشن!

وبلاگ محمد جواد شکوری

محمد جواد، نوش جونت تو هم باشه که منتظر هستی یک سرویس توسط دولتت فیلتر بشه و بعد تو سریع کپی‌اش را بزنی، فقط به کپی کردن سرویس‌های مختلف بعد از فیلتر شدنشون فکر کن، و اینکه چطوری می‌تونی از دولت بودجه‌های مختلف برای چیزهای «بومی» بگیری. من باید صد جور مراقبت‌های دیگه بکنم که مثلا هکرهای ایرانی سراغ سرویسم نیان و یا اینکه به بیانیه‌های مسخره و خنده‌دار وزیر ارتباطات کشورت هی جواب بدم روی توییتر.

محمد جواد می‌دونم ایران جای عجیبیه، چون یک سری سرویس در کشورت فیلتر هستند در حالی که مقام‌های بلند پایه کشورت ازش استفاده می‌کنند؛ مثلا رهبر کشورتون و یا رئیس جمهورتون هر دو تا حساب توییتر به زبون فارسی دارند و توییت به فارسی می‌کنند در حالی که توییتر در کشورت فیلتره! تازه افرادی مثل تو هم که خودشون را کارآفرین می‌دونند از صدقه سر همین فیلترینگ کلی وب‌سایت راه انداختند و درآمد کسب کردند. درسته که من دم دستشون نیستم،‌ اما مثل آب خوردن می‌تونند سرویسم را در یک چشم به هم زدن فیلتر کنند و بعدا بگن من جاسوس فلان سازمان بودم، حالا کی هست که ثابت کنه این چیزها الکیه؟!

محمد جواد اون وقتی که داری به فیچرهای یواشکی‌ات فکر می‌کنی، من دارم به این فکر می‌کنم که کی می‌شه سرویس من رو مسدود کنند. تازه باید هی روی توییتر به بیانیه‌های مختلف و خنده‌دار هر روز مقامات کشورت هم هی جواب بدم و بگم این حرف‌ها درست نیست. اینم می‌دونم که خیلی چیزها، دلبخواهی ممنوعه مثل دسترسی به فیس‌بوک یا توییتر،‌ درسته؟

در مورد جیگر هم پرسیدی ازم باید بگم که می‌دونم تا حدودی چیه جیگر، یک بار با یک دوست ایرانی رفتیم و جیگر زدیم ولی خوب تا الان نمی‌دونستم که جیگر لانچش کردن یعنی چی که فهمیدم، هر چند که باید بگم در یک بازار جهانی که شرکت‌های بزرگ عین گرگ وایستادن تا لهت کنند، خیلی بیشتر جیگر لازمه تا بازار انحصاری ایران که با فیلترینگ به نفع افرادی مثل تو شده.

محمد جواد در مورد قانون جرایم رایانه‌ای چیزی نمی‌دونم هر چند که هر از چند گاهی یکی از مقامات کشورت می‌گه براساس این قانون من باید سرورهای تلگرام را بیارم ایران. در همین حد بیشتر نمی‌دونم. سایت ساماندهی را هم اینقدر می‌دونم که جایی برای اینکه سایت‌هاتون را ثبت کنید تا راحت‌تر بتونند سرویس‌های مثل تلگرام را فیلتر کنند. در مورد مجوز اینا هم چیز دقیقی والا نمی‌دونم و علاقه‌ای هم ندارم بدونم.

محمد جواد خوشا به حال تو هم، چون خیلی راحت می‌تونی از فیلترینگ اینترنت در ایران استفاده کنی و هی کپی سرویس‌های خارجی را به عنوان نوآوری به مسئولین بندازی. واقعا حال می‌کنی و جای من رو حتما خالی کن. در مورد خط قرمز هم که والا تا ۲ سال پیش خودت از این خط قرمزها راضی بودی حالا نمی‌دونم چرا یک دفعه این خط قرمزهارو دست و پا گیر می‌دونی، نکنه الان باعث شده بازار رو از دست بدی و می‌خوای باز به کمک دولتت بازار رو به دست بگیری؟

محمد جواد والا من خیلی وقته زدم بیرون، اگر نمی‌دونی من یک زمانی روسیه زندگی می‌کردم اما اینقدر گیر دادن بهم که به اروپا آمدم و کارم را اینجا دارم ادامه می‌دم، بدون کمک دولت روسیه. راستی تو چرا می‌خواهی بیایی بیرون؟ اونجا که خیلی خوبه، دولت ازت تعریف می‌کنه، حمایت مالی هم می‌کنی تازه رقیب‌هارو هم با فیلترینگ با خاک یکسان می‌کنه. دیگه چه می‌خواهی؟ 🙂

مرسی که باهام درد و دل کردی و من رو برادر خودت دونستی! برات آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم که سرویس‌های جدیدی که میان را بهتر کپی کنی. راستی ناقلا تو که این همه از ایران بد می‌گی در صفحه اول پیوندها که برای وب‌سایت‌های فیلتر شده نمایش داده می‌شه چیکار می‌کنی؟

بای محمد جواد جون

پاول از تلگرام

نوشتن دیدگاه

سلام لندن، کتابی خواندنی با کمی تناقض‌های تاریخی

قبلا در این وبلاگ نوشته بودم که به طور کلی من اهل خواندن کتاب‌های رمان و داستانی نیستم و بیشتر طرفدار  Non-fictiont یا همان غیر داستانی هستم و خیلی کم پیش میاید که کتاب‌های رمان و داستانی بخوانم.

SalamLandanحدود یک ماه پیش بعد از مدت‌ها کتاب داستانی با نام «سلام لندن» نوشته شیوا شکوری را خواندم که بعد از حدود ۵۰ صفحه من را شدیدا جذب خودش کرد به گونه‌ای که جز آن دسته از کتاب‌هایی شد که امکان زمین گذاشتن آن را نداشتم و با هیجان هر چه بیشتر می‌خواستم تمامش کنم.

این کتاب داستان زنی است که به بریتانیا آمده است و درخواست پناهندگی‌اش رد شده و در حال سعی و تلاش برای گرفتن پاسخ مثبت درخواستش است؛ و در کنار داستان زندگی این زن در بریتانیا، افرادی مختلفی هم وارد داستان می‌شوند که آن را بیش از پیش جذاب می‌کند. تنها مشکل این کتاب که در عنوان این مطلب هم آمده است آن است که برخی از رخدادهای تاریخی این کتاب به هم نمی‌خورند و به عنوان خواننده ممکن است که از این عدم هماهنگی گیج شوید، هر چند که این عدم هماهنگی را می‌توان با داستان روان کتاب به فراموش سپرد 🙂

خلاصه کلام آنکه به عنوان کسی که کتاب داستانی و رمان کم می‌خواند، پیشنهاد می‌کنم که این کتاب را حتما تهیه کنید و بخوانید. برای تهیه این کتاب هم نیازی نیست که هزینه‌ای را پرداخت کنید و به راحتی می‌توانید از وب‌سایت نوگام نسخه رایگان و قانونی آن را دانلود کنید 🙂

در ضمن این را هم بد نیست بگویم که این مطلب اولین مطلب در عمرم است که در مورد یک کتاب داستانی نوشته‌ام و به همین دلیل نسبت به مطالب دیگر این وبلاگ کوتاه است! این کوتاهی را به حساب بی‌تجربگی‌ام در این زمینه بگذارید!

کتاب‌هایی دیگری که خوانده‌ام و در مورد آنها نوشته‌ام را اینجا می‌توانید ببینید.

 

نوشتن دیدگاه