نقد کتاب (۱): Actually Factually

قبل از آنکه به اصل مطلب که بررسی کتاب Actually Factually است بپردازم، بد نیست که در مورد چرایی نوشتن این مطلب توضیح بدهم و اینکه این مطلب شروعی است برای من تا نوشتن در زمینه بررسی و نقد کتاب را آغاز کنم.

حدود دو ماه پیش با خواندن یک سری مطلب در مورد نقد و بررسی کتاب در وب‌سایت‌های انگلیسی زبان، این ایده به ذهنم رسید که بد نیست من هم کتاب‌هایی که می‌خوانم را از دید خودم نقد و بررسی کنم و آنها را به صورت یک پست منتشر کنم.

از همین رو از آن زمان شروع به خواندن یک سری مطالب در مورد چگونگی نوشتن نقد و بررسی کتاب کردم تا ساختار نوشتن یک مطلب در مورد یک کتاب دستم بیاید. علاوه بر این به دلیل اینکه بیشتر کتاب‌هایی که می‌خوانم در زمینه Non-fictiont یا همان غیر داستانی است، در نتیجه ساختار نوشتن بررسی در مورد آن با نوشتن در مورد یک کتاب داستانی و رمان متفاوت است.

این مطلب که به بررسی کتاب Actually Factually می‌پردازد، اولین تجربه من در کل زندگی‌ام در زمینه بررسی و نقد یک کتاب است و خوشحال خواهم شد که شما پیشنهادات و انتقادات خودتان را در مورد این تجربه با من در میان بگذارید.


جلد کتاب Actually Factually

  • نام کتاب: Actually Factually: Mind-Blowing Myths, Muddles and Miconceptions
  • نویسنده: Guy Campell
  • سال انتشار: ۲۰۱۱
  • ناشر: Buster Books، لندن
  • تعداد صفحه‌ها: ۱۲۷ صفحه

کتاب Actually Factually را حدود دو سال پیش خریده بودم اما تا حدود سه هفته پیش خواندن آن را آغاز نکرده بودم. این کتاب که زبان آن بسیار ساده و روان است، از نگاه من مخاطب هدفش افراد نوجوان است زیرا در مدت زمانی که این کتاب کوتاه اما جذاب را خواندم، به یاد دوران دبیرستان و برخی نکاتی که در آن زمان فکر می‌کردم که واقعیت دارند، افتادم.

به عنوان مثال قبل از خواندن این کتاب همواره فکر می‌کردم که با توجه به اینکه هر سگ به طور متوسط ۱۵ سال عمر می‌کند، در نتیجه با یک تناسب ساده می‌توان سن آنها را به راحتی به سن انسان‌ها تبدیل کرد در حالی که تنها زمانی می‌توان هر یک ۷ سال عمر یک سگ را معادل ۷ یک سال عمر انسان دانست که آن سگ در میانسالی باشد.

یکی از ویژگی‌های مهم این کتاب به نظر من کوتاهی و به دور از حاشیه بودن نکاتی بود که نویسنده قصد انتقال آنها را داشت به گونه‌ای که در ۱۲۷ صفحه، نویسنده درستی ۵۰ موضوعی را به خوبی رد کرده است.

علاوه بر این، هر چند که نویسنده سعی کرده است که در کوتاه‌ترین حالت ممکن، منظور خودش را منتقل کند، اما از بیان برخی نکات علمی جذاب نیز غافل نشده است. برخی از این نکات که در زمان خواندن کتاب آنها را علامت زده بودم عبارتند از:

  • زمانی که یک زنبور فردی را نیش می‌زند، یک سیگنال شمیایی با نام «فرومون» را از خود رها می‌کند که این سیگنال به دیگر زنبورها اعلام خطر می‌کند. به همین دلیل اگر در جایی یک زنبور شما را نیش بزند، بهتر است آنجا را ترک کنید زیرا امکان دارد زنبورهای دیگری به آنجا بیایند.
  • انسان‌ها این امکان را ندارند که از تمام مغزشان به صورت همزمان استفاده کنند و اگر کسی موفق به انجام چنین کاری شود (که غیر ممکن است)، ممکن است بمیرد. علاوه بر این یک فرد باهوش کسی است که از مغزش کمتر از آنچه که دیگران نیاز دارند، استفاده کند. در ضمن اگر به سریال پوآرو علاقه دارید باید بدانید که چیزی به نام سلول‌های خاکستری وجود خارجی ندارد.
  • و آخرین مورد اینکه بر خلاف آنچه که تصور می‌کنید و من هم می‌کردم، ماهی قرمز حافظه‌ای ۳ ثانیه‌ای ندارد بلکه تا بیش از ۴۰ سال می‌تواند چیزی را به خاطر بسپارد.

تا اینجا در مورد نکات مثبت این کتاب گفتم، اما اگر واقعیتش را بخواهید برخی از نکاتی که در این کتاب عنوان شده بود (مانند اینکه اورست بلندترین قله دنیا نیست) کمی مته به خشخاش گذاشتن و گیر دادن الکی بود که می‌توان این مورد را تنها نقطه منفی کتاب دانست.

با همه اینها از نظر من خواندن این کتاب برای یک بار هم که شده ارزشش را دارد به خصوص اگر مدت‌ها قبل دوران نوجوانی خود را سپری کرده‌اید و علاقه دارید برای دقایقی به آن دوران برگردید.

Share on Facebook3Email this to someoneShare on Google+7Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn0

انجمن حمایتگری