به کمپین قلم فارسی آزاد کمک کنید

کمپین قلم فارسی آزاد
منبع عکس: @pfont.ir

 

داستان این مطلب بسیار ساده و در عین حال هیجان‌انگیز است 🙂

چند آدم خوش ذوق پیدا شده‌اند که می‌خواهند با کمک مالی من و شما قلم فارسی از نوع آزاد تولید کنند به گونه‌ای که این قلم را تمام فارسی زبانان بدون هیچ مشکلی و به رایگان بتوانند استفاده کنند. چرا؟ خودشان به بهترین حالت ممکن دلیل این کار را توضیح داده‌اند:

چند بار شده خطی از متنی را بخوانید متوجه مطلب نشوید و دوباره از اول بخوانید؟ چقدر شده که یک کلمه را اشتباه بخوانید؟ نقطه‌ها را جابه‌جا ببینید؟ دقت کردید چه قدر ارایه‌های فارسی نسبت به نمونه انگلیسی‌شان بد شکل هستند؟ تا حالا سعی کردیده‌اید وب‌سایت‌های مختلف مثلا جیمیل را به زبان فارسی ببینید؟ دقت کردید چقدر ناخوانا و زشتند؟ یا مثلا زمان خواندن مطالب طولانی به زبان فارسی چشمتان خسته شده و شروع به سوزش کرده؟ دیده‌اید زیرنویس شبکه‌های مختلف سیما چقدر بد خوانده می‌شود؟ به نظرتان ممکنه سرانه کم مطالعه در ایران به قلم هم ارتباط داشته باشد؟ این‌ها همه ناشی از مشکلات طراحی است که یا خطای دید ایجاد می‌کند یا قلم، خوانایی لازم را ندارد یا با خط فارسی مطابقت ندارد و کلی مسائل دیگر که خارج از ظرفیت این مطلب است.

یکسری مشکلات فنی در پیاده‌‌سازی قلم داریم. مثل مطابق نبودن با جدول یونیکد یا به کار گرفتن شکل اشتباه برای کاما، ویرگول و جدا کننده هزارگان یا نداشتن اطلاعات هینت (hint) مناسب و در نتیجه نمایش بد قلم‌ها دربعضی از سیستم‌های قدیمی به خصوص در ویندوز، یا حجم بالای قلم‌ها و عدم امکان استفاده برای وب‌فونت.

دسته بعدی مشکلات مربوط به قوانین حقوقی است. در کل شاید کمتر از انگشتان یک دست قلم فارسی با مجوز آزاد داشته باشیم. بقیه قلم‌ها یا معلوم نیست چه مجوزی دارند یا آزاد نیستند. حتی اگر قصد خرید هم داشته باشید تعداد بسیاری را اصلا نمی‌شود فهمید که باید از کجا و چطور خرید. نتیجه منطقی: تقریبا تمام قلم‌هایی که در حال استفاده هستیم را نباید استفاده کنیم.

خلاصه کلام آنکه اگر می‌توانید حتی در حد هزار تومن هم شده به این پروژه کمک کنید تا دستکم اولین سری قلم فارسی از نوع آزاد ایجاد و در دسترس تمام فارسی زبان قرار بگیرد. فراموش نکنید که این دست کارها در وب ایران بسیار کم انجام می‌شود و من و شما باید از آن هر جور که شده است، حمایت کنیم.

البته این را هم بد نیست بیان کنم که بد نبود دوستانی که این کمپین را راه انداخته‌اند، امکان پرداخت از خارج از کشور را هم مهیا می‌کردند.

نوشتن دیدگاه

نقد کتاب (۱): Actually Factually

قبل از آنکه به اصل مطلب که بررسی کتاب Actually Factually است بپردازم، بد نیست که در مورد چرایی نوشتن این مطلب توضیح بدهم و اینکه این مطلب شروعی است برای من تا نوشتن در زمینه بررسی و نقد کتاب را آغاز کنم.

حدود دو ماه پیش با خواندن یک سری مطلب در مورد نقد و بررسی کتاب در وب‌سایت‌های انگلیسی زبان، این ایده به ذهنم رسید که بد نیست من هم کتاب‌هایی که می‌خوانم را از دید خودم نقد و بررسی کنم و آنها را به صورت یک پست منتشر کنم.

از همین رو از آن زمان شروع به خواندن یک سری مطالب در مورد چگونگی نوشتن نقد و بررسی کتاب کردم تا ساختار نوشتن یک مطلب در مورد یک کتاب دستم بیاید. علاوه بر این به دلیل اینکه بیشتر کتاب‌هایی که می‌خوانم در زمینه Non-fictiont یا همان غیر داستانی است، در نتیجه ساختار نوشتن بررسی در مورد آن با نوشتن در مورد یک کتاب داستانی و رمان متفاوت است.

این مطلب که به بررسی کتاب Actually Factually می‌پردازد، اولین تجربه من در کل زندگی‌ام در زمینه بررسی و نقد یک کتاب است و خوشحال خواهم شد که شما پیشنهادات و انتقادات خودتان را در مورد این تجربه با من در میان بگذارید.


جلد کتاب Actually Factually

  • نام کتاب: Actually Factually: Mind-Blowing Myths, Muddles and Miconceptions
  • نویسنده: Guy Campell
  • سال انتشار: ۲۰۱۱
  • ناشر: Buster Books، لندن
  • تعداد صفحه‌ها: ۱۲۷ صفحه

کتاب Actually Factually را حدود دو سال پیش خریده بودم اما تا حدود سه هفته پیش خواندن آن را آغاز نکرده بودم. این کتاب که زبان آن بسیار ساده و روان است، از نگاه من مخاطب هدفش افراد نوجوان است زیرا در مدت زمانی که این کتاب کوتاه اما جذاب را خواندم، به یاد دوران دبیرستان و برخی نکاتی که در آن زمان فکر می‌کردم که واقعیت دارند، افتادم.

به عنوان مثال قبل از خواندن این کتاب همواره فکر می‌کردم که با توجه به اینکه هر سگ به طور متوسط ۱۵ سال عمر می‌کند، در نتیجه با یک تناسب ساده می‌توان سن آنها را به راحتی به سن انسان‌ها تبدیل کرد در حالی که تنها زمانی می‌توان هر یک ۷ سال عمر یک سگ را معادل ۷ یک سال عمر انسان دانست که آن سگ در میانسالی باشد.

یکی از ویژگی‌های مهم این کتاب به نظر من کوتاهی و به دور از حاشیه بودن نکاتی بود که نویسنده قصد انتقال آنها را داشت به گونه‌ای که در ۱۲۷ صفحه، نویسنده درستی ۵۰ موضوعی را به خوبی رد کرده است.

علاوه بر این، هر چند که نویسنده سعی کرده است که در کوتاه‌ترین حالت ممکن، منظور خودش را منتقل کند، اما از بیان برخی نکات علمی جذاب نیز غافل نشده است. برخی از این نکات که در زمان خواندن کتاب آنها را علامت زده بودم عبارتند از:

  • زمانی که یک زنبور فردی را نیش می‌زند، یک سیگنال شمیایی با نام «فرومون» را از خود رها می‌کند که این سیگنال به دیگر زنبورها اعلام خطر می‌کند. به همین دلیل اگر در جایی یک زنبور شما را نیش بزند، بهتر است آنجا را ترک کنید زیرا امکان دارد زنبورهای دیگری به آنجا بیایند.
  • انسان‌ها این امکان را ندارند که از تمام مغزشان به صورت همزمان استفاده کنند و اگر کسی موفق به انجام چنین کاری شود (که غیر ممکن است)، ممکن است بمیرد. علاوه بر این یک فرد باهوش کسی است که از مغزش کمتر از آنچه که دیگران نیاز دارند، استفاده کند. در ضمن اگر به سریال پوآرو علاقه دارید باید بدانید که چیزی به نام سلول‌های خاکستری وجود خارجی ندارد.
  • و آخرین مورد اینکه بر خلاف آنچه که تصور می‌کنید و من هم می‌کردم، ماهی قرمز حافظه‌ای ۳ ثانیه‌ای ندارد بلکه تا بیش از ۴۰ سال می‌تواند چیزی را به خاطر بسپارد.

تا اینجا در مورد نکات مثبت این کتاب گفتم، اما اگر واقعیتش را بخواهید برخی از نکاتی که در این کتاب عنوان شده بود (مانند اینکه اورست بلندترین قله دنیا نیست) کمی مته به خشخاش گذاشتن و گیر دادن الکی بود که می‌توان این مورد را تنها نقطه منفی کتاب دانست.

با همه اینها از نظر من خواندن این کتاب برای یک بار هم که شده ارزشش را دارد به خصوص اگر مدت‌ها قبل دوران نوجوانی خود را سپری کرده‌اید و علاقه دارید برای دقایقی به آن دوران برگردید.

نوشتن دیدگاه

تلفظ درست بدافزار Regin چیست؟

در دو شماره یکشنبه‌ها با امنیت دیجیتال در مورد بدافزاری با نام Regin صحبت کردم که در هر دو مطلب آن را رجین تلفظ کرده‌ام.

یکی از سوالاتی که بعد از رسانه‌ای شدن این بدافزار در میان فارسی‌زبان وجود داشته است، تلفظ درست این بدافزار است به گونه‌ای که عده‌ای آن را رجین، عده‌ای آن را رگین و عده‌ای دیگر آن را رین تلفظ می‌کنند. به دلیل عدم شفافیت در این زمینه، یکی از دوستانم پیشنهاد داد که در مطلبی و با دلیل، تلفظ درست این بدافزار را توضیح دهد. از همین روی خداداد رضاخانی، متخصص تاریخ قرون وسطی مطلبی در مورد تلفظ درست Regin که «رگین» است نوشته است که در زیر می‌توانید آن را بخوانید.


بدافزار جدید رایانه‌ای که به نظر می‌آید سروصدای زیادی به پا کرده، از طرف متخصصان مایکروسافت به اسم «رگین» (Regin) ملقب شده است.

رگین اسم یک کوتوله یا Dwarf است که یکی از انواع موجودات نزدیک به انسان در افسانه‌های شمال اروپاست. شاید ربط رگین به داستان معروف «ارباب حلقه‌ها» را شنیده باشید. داستان اصلی‌ای که الهام بخش جان رونالد روئل تالکین در نوشتن «ارباب حلقه‌ها» بود، داستانی است به اسم «خون وولسونگ‌ها (The Blood of the Volsungs یا Volsunga Saga)» که در نسخه آلمانیش «ترانه نیبلونگ‌ها (Das Niebelungenlied)» خوانده می‌شود و از طرف دیگری هم الهام بخش ریشارد واگنر در نوشتن مجموعه اپراهای «حلقه» مانند والکری‌ها، غروب خدایان و… بوده است.

اما در داستان اصلی، سه نفر از خدایان شمالی به اسامی اودین (Odin)، ثور (Thor) و لوکی (Loki) در یک سفر به زمین اشتباها یک سمور را شکار می‌کنند. در شب به خانه بزرگی می‌رسند و از صاحبخانه که نامش هردیمار (Hreidmarr) و سلطان کوتوله‌ها است، تقاضای سرپناه می‌کنند و برای نشان دادن اینکه غذا دارند، سمور را نشانش می‌دهند غافل از اینکه سمور در واقع پسر صاحبخانه به اسم اوتر (Otr) است. صاحبخانه خدایان را مجبور به پرداخت خون بها می‌کند.

لوکی برای به دست آوردن خون بها به سراغ کوتوله‌ای به اسم آندواری (Andvari) می‌رود که مجبور می‌شود همه طلاهایش را به لوکی بدهد، اما «حلقه» اش را لوکی به زور از او می‌گیرد. این حلقه طلسم شده است و باعث بدبختی دارنده‌اش (غیر از آندواری) می‌شود.

لوکی تمام گنج و حلقه را به هردیمار می‌دهد، اما پسران هردیمار به اسم‌های فافنیر (Fafnir) و رگین (Regin) پدرشان را می‌کشند و گنج و حلقه را برای خودشان برمی‌دارند. فافنیر خودش را به صورت اژدهایی در می‌آورد و نیمه گنج «رگین» را هم از او می‌گیرد و در غاری به حفاظتش می‌پردازد.

رگین اما در افسانه ها به مردی کارآمد، به خصوص با هنرهای دستی، و زیرک و حقه‌باز معروف است. رگین بعد از اینکه نیمه گنج را از دست می‌دهد، در دربار پادشاهی به آهنگری می‌پردازد. سال‌ها بعد، قهرمان جوانی به نام سیگورد یا زیگفرید (Sigurdr یا Siegfried) پیدا می‌شود و رگین برای او از تکه‌های شمشیر پدرش، شمشیر جدیدی می‌سازد و او را به کشتن «فافنیر» ترغیب می‌کند.

رگین
رگین اثر آرتور راکهام

بعد از کشته شدن فافنیر، رگین به سیگورد می‌گوید که قلب او را کباب کند تا رگین آنرا بخورد. در ضمن اینکار، قطره‌ای از خون فافنیر روی انگشتان سیگورد می‌ریزد و او بعد از مکیدن آن، به زبان پرندگان آگاه می‌شود. پرندگان به او می‌گویند که رگین قصد کشتن او را دارد، پس سیگورد رگین را از میان دو نیم می‌کند و گنج و حلقه را برای خودش برمی‌دارد. بقیه داستان بخش اصلی تراژدی نیبلونگ‌هاست.

به نظر می‌آید که یک یا چند مهندس نرم‌افزار خوش ذوق، به خاطر چندکاره بودن و زیرکی بدافزار جدید، اسم رگین را به آن داده‌اند و ارتباطی بین افسانه‌ها و دنیای جدید بوجود آورده‌اند، کاری جالب و نمونه کوچکی از ارتباط بین شاخه‌های علوم با یکدیگر.

نوشتن دیدگاه

یکشنبه‌ها با امنیت دیجیتال (۴)

به همین راحتی امروز یکشنبه‌ها با امنیت دیجیتال یک ماهه شد و امیدوارم هستم که این سری پست‌ها تا اینجا برای‌تان کاربردی باشد و از خواندن آنها لذت برده باشید.

در یک ماهگی یکشنبه‌ها با امنیت دیجیتال دیدم بد نیست به این نکته اشاره کنم که هدف من از این کار تنها خبررسانی نیست و همواره در مطالبی که انتخاب کرده‌ام، سعی کرده‌ام که بعد آموزشی داستان را هم در نظر بگیرم و به جای آنکه تنها یک سری پست در مورد هک شدن فلان وب‌سایت و انتشار اطلاعات فلان شرکت، به دانش شما در زمینه امنیت دیجیتال بیافزایم تا اگر زمانی خودتان یا اطرافیان‌تان دچار مشکل شدید، بتوانید به بهترین شکل ممکن آن را برطرف کنید. در ضمن فراموش نکنید که هر زمان در زمینه امنیت دیجیتال سوالی برایتان پیش آمد، تنها کافی است که با من تماس بگیرید 🙂

با این مقدمه بگذارید به سراغ چهارمین پست یکشنبه‌ها با امنیت دیجیتال بروم.


– حمله هکرهای ایرانی به شرکت Sands: در روز ۱۱ دسامبر (۲۰ آذر)، بلومبرگ گزارش بلند و بالایی از حمله هکرهای ایرانی به شرکت Sands که یکی از بزرگترین شرکت‌های فعال در زمینه کازینو است خبر داد. براساس آنچه بلومبرگ منتشر کرده است، این حملات بسیار مخرب بوده است به گونه‌ای که اطلاعات چندین سرور این شرکت که کار مدیریت کازینوهای زنجیره‌ای را انجام می‌داده‌اند به صورت کامل پاک شده است.

بلومبرگ علت این حملات را صاحب این شرکت یعنی شلدون ادلسون (Sheldon Adelson) دانسته است که ۵۵ درصد سهام آن را در اختیار دارد. چرا؟

ادلسون یک فرد دست راستی است که به بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل بسیار نزدیک است و در اکتبر ۲۰۱۳ (مهر/ آبان ۱۳۹۲) در یک سخنرانی از حمله اتمی به ایران حمایت کرد. این سخنان چندین هفته بعد با واکنش آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران مواجه شد: «اگر آمریکایی‌ها راست می‌گویند که در مذاکرات جدی هستند، باید به دهان این افراد یاوه‌گو بزنند و دهان آنها را خرد کنند.» پیشنهاد من آن است که این گزارش بلند و بالا را حتما بخوانید چون نکات جالبی در آن نهفته است. اطلاعات بیشتر…

هکرهای ایرانی در سرورهای شرکت Sands

– استفاده از رمزهای عبور ضعیف توسط کارکنان شرکت Sony Pictures Entertainment: در هفته قبل در مورد هک شدن سرورهای شرکت Sony Pictures Entertainment صحبت کردم و اینکه در این حمله سایبری حدود ۱۰۰ ترابایت اطلاعات دزدیده شده است.

حالا آنکه در آخرین اطلاعات افشا شده توسط هکرها، مشخص شده است که کارکنان این شرکت از رمزهای عبور بسیار ضعیفی مانند password یا s0ny123 استفاده می‌کردند! علاوه بر این فایل‌های اکسلی که اطلاعات مهمی مانند حقوق و دیگر مشخصات کارمندان در آن ذخیره بوده است، در برخی موارد با رمز عبور محافظت نمی‌شده‌اند و اگر هم برای دسترسی به آنها رمز عبور نیاز بوده است، تمام رمزهای عبور در یک پوشه مجزا قرار داشته‌اند. اطلاعات بیشتر…

نمونه‌ای از فایلی که رمز عبور و دیگر مشخصات در آن بوده است.

– واکنش جالب سازمان پدافند غیرعامل در مورد بدافزار رجین: سازمان پدافند غیرعامل که در زمینه مبارزه با حملات سایبری به سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی در ایران فعال است، واکنش بسیار جالبی در مورد خبر انتشار بدافزار رجین در ایران کرده است که از نگاه من می‌توان آن را شوکه کننده دانست.

محمدرضا فرجی‌پور، معاون فناوری اطلاعات سازمان پدافند غیرعامل در مصاحبه‌ای که با خبرگزاری مهر داشته است، در مورد واکنش ایران به این بدافزار گفته است:

در شرایط فعلی در خصوص ویروس Regin به نظر می‌رسد این ویروس در حال جمع آوری اطلاعات است و نه تخریب و حمله، اما چنانچه این ویروس وارد فاز اختلال و یا تخریب شود و برای ما محرز شود که به دنبال این حملات، تهاجم سایبری در جریان است، به طور قطع اقدامات لازم صورت می‌گیرد و پاسخ به آن محکم خواهد بود. (منبع)

نکته جالب در نقل قول بالا این است که سازمان پدافند غیرعامل در حقیقت با جاسوسی بدافزارهایی مانند رجین مشکل ندارد و تنها در زمانی که بدافزاری شروع به تخریب و حمله کند، واکنش نشان خواهد داد. این بدان معناست که جاسوسی در نگاه سازمان پدافند غیرعامل حمله و تخریب حساب نمی‌شود و یک کار کاملا عادی است! اطلاعات بیشتر…

– ۹ حمله سایبری به دولت‌های جهان در نیمه دوم نوامبر (۲۵ آبان- ۹ آذر): وب‌سایت Hackmageddon که در زمینه اخبار امنیت در دنیای دیجیتال فعالیت می‌کند، گزارشی در مورد حمله‌های سایبری در نیمه دوم نوامبر سال جاری منتشر کرده است که یکی از نکات جالب آن هدف‌های حملات سایبری است. براساس آنچه Hackmageddon منتشر کرده است، ۹ حمله از ۳۶ حمله (۲۵ درصد) مهم صورت گرفته در نیمه دوم نوامبر بر علیه دولت‌های مختلف مانند فرانسه، آمریکا و کانادا بوده است. اگر حال و حوصله دارید، حتما به شما پیشنهاد می‌کنم که نگاهی به پست منتشر شده در این زمینه بیاندازید. اطلاعات بیشتر…

نوشتن دیدگاه

وبلاگ‌نویسی، استرس و خلاقیت

وبلاگ‌نویسی، استرس و خلاقیت
منبع عکس: Expert Market

چند روز پیش مطلبی با عنوان «مشکل وبلاگستان فارسی: عدم تولید مطالب تحلیلی» نوشتم و در آن به روش‌های مختلف برای نوشتن مطالب تحلیلی اشاره کردم.

امروز که در فیدلی در حال خواندن وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های مختلف بودم، به مطلب جالبی از وبلاگ یک پزشک (که دیگر نیازی به معرفی ندارد) رسیدم که در آن به اثرات مفید خاطره‌نویسی اشاره شده بود. با خواندن این مطلب دو نکته بسیار مهم توجه من را به خودش جلب کرد.

اولین نکته دقیقا بخش تحلیلی‌ای بود که علیرضا مجیدی در پایان این مطلب به آن اضافه کرده بود به گونه‌ای که دقیقا تجربه و نظر شخصی‌اش را برای من خواننده بیان کرده بود و باعث شد که من به عنوان یک خواننده با مطلب نزدیکی بیشتری پیدا کنم و به آن به عنوان یک ترجمه از یک مطلب غیرفارسی نگاه نکنم:

در متن اصلی البته صحبتی از وبلاگ‌نویسی نشده است، اما به گمان من وبلاگ‌نویسی، یکی از مؤثرترین کارها برای کاهش استرس می‌تواند باشد. گرچه در وبلاگ نمی‌توان در مورد همه مسائل و مشکلات و دغدغه‌ها زندگی نوشت، اما دست‌کم همان قسمتی هم امکان بروز می‌یابند، باری از مغز کم می‌کنند.

اما اگر وبلاگ‌نویسی را هم دوست نداشتید، یک دفترچه خاطرات تهیه کنید و سعی کنید هر روز یا چند روز یک بار، چند سطری در آن بنویسید.

دومین نکته هم دقیقا داستان تاثیر وبلاگ‌نویسی بر روی استرس و همچنین خلاقیت است به گونه‌ای که هر زمان من مطلب وبلاگی منتشر می‌کنم، خلاقیت و ایده‌پردازی ذهنم شدیدا افزایش پیدا می‌کند و علاوه بر آن سطح استرس‌ام نیز کاهش پیدا می‌کند.

به عنوان مثال من حدود ۶ ماه بسیار کم در وبلاگم مطلب می‌نوشتم و به جای آن در شبکه‌های اجتماعی مختلف مانند توییتر فعالیت می‌کردم، اما از حدود دو ماه پیش تصمیم گرفتم که مانند گذشته به وبلاگ‌نویسی روی بیاورم چون عمر مطالب منتشر شده در وبلاگ بسیار طولانی است و بارها می‌توان به آن با گذشت زمان مجددا مراجعه کرد. به همین دلیل از آن زمان تا کنون میزان خلاقیت ذهنم افزایش چشم‌گیری پیدا کرده است و علاوه بر آن سطح استرسی که با آن مواجه‌ام نیز بسیار پایین است.

خلاصه کلام اینکه این مطلب یک پزشک را حتما بخوانید تا هم متوجه این نکته شوید که نوشتن یک مطلب تحلیلی نیاز به صدها ساعت تحقیق ندارد و علاوه بر آن به ارزش وبلاگ‌نویسی نیز پی ببرید 🙂

نوشتن دیدگاه