Twactivism یا مبارزه از زیر لحاف توییتری

در ماه‌های اخیر در مورد مبارزه از زیر لحاف چندین مطلب نوشته‌ام و در این بین بسیاری از افراد به من ایراد گرفته‌اند که تو مخالف همه چیز هستی و علاقه داری بر خلاف جهت جریان قالب شنا کنی.

امروز به صورت اتفاقی مطلبی در اکونومیست دیدم که واژه جدیدی را در آن معرفی کرده بود: Twactivism. واژه‌ای که مخلوطی از دو واژه Hacktivism و Slacktivism با Twitter است و اگر بخواهم آن را به فارسی ترجمه کنم، بهترین چیزی که به ذهنم می‌رسد عنوان همین مطلب است: مبارزه از زیر لحاف توییتری! حالا چرا؟

منبع: اکونومیست

منبع: اکونومیست

نمودار بالا تعداد توییت‌های ارسال شده از زمان گم شدن هواپیمای MH370 شرکت هوایی مالزی تا ۱۹ می (۲۹ اردیبهشت) را نشان می‌دهد. همانگونه که مشاهده می‌کنید تمام اتفاقاتی که توجه جهانی را به خود جلب کرده‌اند، بدون هیچ استثنایی بعد از یک مدت زمان کوتاه به فراموشی سپرده شده‌اند. این نکته بدان معناست که کاربران توییتر بعد از اینکه برای مدتی کوتاه در مورد یک موضوع صحبت کردند، آن را رها و به صورت کامل به فراموش می‌سپارند.

به عنوان مثال اگر به حجم توییت‌های ارسال شده در مورد هواپیمای MH370 نگاه کنید، متوجه می‌شویم که از ۲۷ مارس (۷ فروردین) این موضوع کاملا به فراموشی سپرده شده است. و یا می‌توان به داستان ربوده شدن دخترهای دانش‌آموز در نیجریه اشاره کرده که از نیمه آوریل (۲۶ فروردین) کاربران توییتر شروع به توییت کردن در مورد آن کردند و هم اکنون آن را به صورت کامل به فراموشی سپرده‌اند!

برای همین و با توجه به نمودار بالا آنچه که مشهود است این نکته است که کاربران توییتر بعد از هر رخدادی به شدت به آن توجه می‌کنند و در مدت زمان کوتاهی آن را به صورت کامل فراموش می‌کنند. اتفاقی که در میان کاربران فارسی‌زبان توییتر نیز رایج است.

مثلا در داستان سربازهای به گروگان گرفته شده توسط گروه تروریستی جیش‌العدل، کاربران به یکبار به آن توجه کردند و سپس موضوع را به صورت کامل فراموش می‌کردند. نمودار زیر به صورت کامل وضعیت توجه کاربران فارسی‌زبان به این موضوع را به خوبی نشان می‌دهد:

منبع: Small Media
منبع: اسمال مدیا

خلاصه کلام اینکه مبارزه از زیر لحاف در تمام دنیا شایع است و همانگونه که قبلا گفتم، این مبارزه ممکن است احساس خوبی به آدم بدهد، اما تاثیرگذار نیست.

نوشتن دیدگاه

فیلترینگ اینترنت در ایران به کجا می‌رود؟

فیلترنت
منبع عکس: Comminit.com

داستان سانسور اینترنت و قطع دسترسی کاربران ایران به سرویس‌های مختلف داستانی است که دیگر عالم و آدم در مورد آن خبر دارد و زمانی که در مورد آن صحبت می‌شود، نیاز به هیچ مقدمه‌چینی‌ای نیست! برای همین بدون اینکه به مقدمه بپردازم، مستقیم سر اصل داستان می‌روم و به سوال عنوان این پست پاسخ می‌دهم که «فیلترینگ اینترنت در ایران به کجا می‌رود؟»

از نگاه من در یک سال اخیر و با رشد بیش از پیش تلفن‌های هوشمند در میان کاربران ایرانی، توجه مسئولین سانسورچی بیش از پیش به سمت تلفن‌های هوشمند رفته است به گونه‌ای که این روزها اخبار خیلی کمی در مورد فیلتر شدن فلان وب‌سایت به گوش می‌رسد و بیشتر اخبار سانسور مربوط به اپلیکیشن‌های مختلف است.

برای اثبات این ادعا هم می‌توان به گزارش‌های مختلفی که در مورد وضعیت فیلترینگ اینترنت در ایران و همچنین اخبار مرتبط به این موضوع منتشر می‌شود نگاه کرد و آن را با سال‌های گذشته مقایسه کرد. مثلا تنها کافی است که شش ماه آخر ریاست جمهوری احمدی‌نژاد را با شش ماه اول ریاست جمهوری روحانی مقایسه کرد و دید که چگونه در شش ماه آخر احمدی‌نژاد تمرکز ساختار سانسور ایران بر روی وب‌سایت‌های مختلف بوده است و با روی کار آمد دولت روحانی، این تمرکز به شدت به سمت اپلیکیشن‌های مختلف رفته است.

این تغییر جهت دوستان فیلترچی را می‌توان به دلایل مختلف مانند افزایش محبوبیت تلفن‌های هوشمند، افزایش محبوب اپلیکیشن مختلف (که به صورت جهانی است) و… توجیه کرد اما آنچه که از نظر من دارای اهمیت است این نکته است که فیلترینگ اینترنت در ایران در حال تغییر است و این تغییر به شدت هر چه تمام‌تر انجام می‌شود به گونه‌ای که رسانه‌های حامی سانسور اینترنت در ایران نیز تمرکز خود را برای فیلتر کردن وب‌سایت‌های مختلف از دست داده‌اند و هم اکنون به صورت پیوسته در حال نوشتن مقالات مختلف بر علیه اپلیکیشن‌های مختلف مانند وایبر، واتس‌اپ، اینستاگرام و… هستند.

و اما پاسخ سوالی که عنوان این مطلب را به خود اختصاص داده است این نکته است که در ماه‌های آینده شاهد درگیری بیشتری میان دولت روحانی و کمیته فیلترینگ خواهیم بود و این دعواها به صورت‌های مختلف خود را نشان خواهد داد؛ مثلا جلوگیری دولت از مسدود شدن اپلیکیشن واتس‌اپ و یا بردن داستان مسدود شدن اینستاگرام به دادگاه را می‌توان نمونه‌هایی از این دعواها دانست.

شاید در انتها بد نباشد به این نکته هم اشاره کنم که داستان ایستادن دولت روحانی در مقابل مسدود شدن اپلیکیشن واتس‌اپ نشانه‌ای خوب بر این نکته است که دولت روحانی از افزایش قلع و قمع اپلیکیشن‌های مختلف احساس خطر کرده است.

نوشتن دیدگاه