بریده‌ای از هفته‌نامه چلچراغ: انفجار لایک‌های اعتراض

انفجار لایک‌های اعتراض
منبع: هفته‌نامه چلچراغ، شماره ۵۵۷، صفحه ۵۰؛ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲

اگر از مشتریان این وبلاگ در ماه‌های اخیر باشید، به احتمال زیاد می‌دانید که در این مدت در مورد  «مبارزه از زیر لحاف (Slacktivism)» دو مطلب به صورت مجزا نوشته‌ام و در آن به مبارزه از زیر لحاف کاربران فارسی‌زبان در شبکه‌های اجتماعی پرداخته‌ام:

با نوشتن این دو مطلب بسیاری به من ایراد گرفتند که تو با همه چیز مخالفت می‌کنی و همواره علاقه داری که بر خلاف جریان حرکت کنی؛ ادعایی که کاملا نادرست است زیرا به صورت کلی من براساس شواهد حرف می‌زنم؛ همانگونه که در اوج امیدواری کاربران ایرانی به رفع فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی‌ای مانند فیس‌بوک و توییتر، در مطلبی نوشتم که رفع فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی و به طور کلی کاهش دامنه فیلترینگ، فرآیندی زمانبر است که با یکی دو ماه مشکل حل نمی‌شود.

این مقدمه را گفتم تا به مقاله‌ای اشاره کنم که مدتی قبل دوستی در توییتر خبر از آن داد. مقاله‌ای که در هفته‌نامه چلچراغ، شماره ۵۵۷ در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ در صفحه ۵۰ منتشر و در آن در مورد مبارزه از زیر لحاف صحبت شده است.

از نظر من خواندن یک بار این مقاله برای تمام کاربران فارسی‌زبان فعال در شبکه‌های اجتماعی واجب است 🙂 پس این شما و این هم مقاله «انفجار لایک‌های اعتراض» به قلم شهرام شهیدی:

یک کارخانه شیمیایی در شهری منفجر می‌شود. یک شهروند ژاپنی ماسک در دهان می‌گذارد و می‌رود به کمک هم‌وطنانش. یک شهروند فرانسوی اعتصاب می‌کند و آن‌قد سر کار نمی‌رود که دادگاه همه مسببان و مقصران را محاکمه و به سزای اعمالشان می‌رساند. یک شهروند آمریکایی می‌گوید کار القاعده بوده و از دولت می‌خواهد خیلی سریع با کشورهای متخاصم وارد جنگ شود. یک شهروند ایتالیایی با تظاهرات مسالمت‌آمیز خواهان برکناری و استعفای وزیر و نخست وزیر و رئیس دولت و انحلال پارلمان می‌شود. دولت ظرف ۲۴ ساعت عوض می‌شود. یک شهروند چینی اعدام می‌شود. یک شهروند روس پناهنده می‌شود. یک شهروند سوییسی لایحه تغییر قانون ساخت کارخانه‌های شیمیایی را به پارلمان ارائه می‌کند. یک شهروند آلمانی با اختراع یک سنسور و نصب آن در ورودی کارخانه شیمیایی باعث می‌شود از این پس پیش از انفجار به صورت خودکار سیستم‌ها خاموش شود و انفجار رخ ندهد و اما… یک شهروند ایرانی از همه فعال تر است. او ابتدا به نشانه اعتراض عکس صفحه فیس‌بوکش را با عکس کودکی که در انفجار آسیب دیده عوض می‌کند و ۱۳۴۰ لایک جمع می‌کند. بعد یک صفحه باز می‌کند به اسم انفجار چرا؟ و دوستانش را دعوت می‌کند برای هم کامنت می‌گذارند و قرار می‌شود یک روزی خانه یکی از دوستان جمع شوند و ضمن استعمال قلیان دو سیب و چای دبش به نشانه هم‌دردی به صورت مبسوط در مورد موضوع گپ بزنند. بعد یک ای‌میل می‌فرستد برای دوستانش و می‌گوید برای اعتراض به گوگل به علت عوض نکردن لوگویش به مناسب انفجار دو هزار امضا نیاز دارند و سعی می‌کند امضا جمع کند. بعد برای این که کار را تمام کرده باشد، توییت می‌کند: اوف چه وحشتناک و جان‌کاه. جای همه‌تان خالی است. آی لاو یو پی ام سی. و سرانجام با ایجاد کمپین هزار امضا برای ابزار تاسف و بد بد گفتن به مسئولان به اعتراض زیبا و افسانه‌ای خود پایان می‌دهد.

به این ترتیب شهروند ایرانی مسالمت‌آمیزترین، کم‌هزینه‌ترین و بی‌دردسرترین راه‌کار را ارائه کرده. او نه مثل شهروند ژاپنی تو دست و پای ماموران امداد می‌پیچد. نه مثل شهروند فرانسوی با اعتصاب در کار دادگاه و دولت مداخله و اخلال کرده، نه مثل شهروند آمریکایی فرافکنی کرده، نه مثل شهروند ایتالیایی مملکت را به آشوب کشیده. نه مثل شهروند چینی مرده و برای دولت هزینه ایجاد کرده. نه مثل شهروند روس جلای وطن کرده. نه مثل شهروند سوییسی مزاحم وقت پارلمان شده و نه مثل شهروند آلمانی اسباب زحمت تاجران چینی شده!

به‌راستی که نحوه اعتراض و البته ابزار هم‌دردی این شهروند قابلیت ثبت جهانی داد. کیست که قدر بداند؟

نوشتن دیدگاه

توییت‌های برتر @AminSabeti در بهمن ماه ۹۲

توییت‌های برتر بهمن ماه ۱۳۹۲

بیشتر از ۷ سال است که در توییتر فعالیت می‌کنم و در این مدت همواره سعی کرده‌ام مطالبی که از نظرم جذاب و خواندی هستند را در آن به اشتراک بگذارم.

در هفته گذشته ایده‌ای به ذهنم رسید که به صورت ماهیانه ۱۰ توییت برتر از نظر تعداد کلیک بر روی آنها را در پایان هر ماه منتشر کنم تا به این صورت با پرطرفدارترین توییت‌های من در ماه گذشته از نگاه دنبال کنندگان توییترم آشنا شوید 🙂

با این مقدمه به سراغ اولین سری از سری مطالب توییت‌های برتر خودم در ماه گذشته می‌روم:

۱- مبارزه زیر لحافی از نوع #FreeIranianSoldiers: در این مطلب در مورد داستان هشتگ #FreeIranianSoldiers با هدف داغ کردن آن به صورت جهانی صحبت شده است.

۲- اپلیکیشن Glance: اولین اپلیکیشن برای عینک گوگل یا همان Google Glass که برای سکس ساخته شده است. براساس توضیحات داده شده توسط سازنده این اپلیکیشن، دو طرف سکس می‌توانند با نصب این اپلیکیشن بر روی عینک گوگل از نگاه طرف مقابل وضعیت سکس را مشاهده کنند!

۳- ۶ فردی که توسط حکومت‌های دیکتاتور به صورت کامل از تاریخ حذف شدند.

۴- فروش یک لامبورگینی به قیمت ۹ میلیارد و ۶۸۰ میلیون تومان در تهران: اگر هم اکنون بر روی این لینک کلیک کنید، خواهید دید که این خودرو به فروش رفته است. البته مشخص نیست که این ویدیو واقعا فروخته شده است یا نه!

۵- بازی‌ای در مورد سربازهای به گروگان گرفته شده توسط گروه تروریستی جیش‌العدل: از نظر من این بازی یک از بهترین کارهایی بوده است که توسط کاربران ایرانی در مورد سربازهای به گروگان گرفته شده صورت گرفته است.

۶- برای نارنجی‌ها: این مطلب که توسط آرش بهمنی نوشته شده است، در مورد سکوت عجیب وبلاگستان فارسی در داستان دستگیری بچه‌های نارنجی است.

۷- ۱۲ عکس از شاهکار روس‌ها در المپیک زمستانی ساچی

۸- گزارش ایسنا از آخرین تلاش‌ها برای نجات سربازهای ربوده شده ایرانی

۹- Sightsmap: مشاهده کره زمین از نظر تعداد عکس‌هایی که تا کنون از مناطق مختلف منتشر شده است. بخش ایران این نقشه بسیار جالب و جذاب است.

۱۰- چگونه متوجه شوید که چه کسانی از وای‌فای شما استفاده می‌کنند؟

نوشتن دیدگاه

چه کسانی هفت کلید اینترنت را در دست دارند؟

هفت کلیددار اینترنت
منبع عکس: گاردین

اگر تا کنون به دنبال خرید دامنه‌ای بر روی اینترنت باشید، به احتمال زیاد نام ICANN به گوش‌تان خورده است؛ سازمانی غیردولتی که کلیه خرید و فروش دامنه‌های اینترنتی زیر نظر این سازمان صورت می‌گیرد.

حال آنکه این سازمان برای امنیت بیشتر و به دلیل آنکه کنترل اینترنت به دست شخص، سازمان و یا دولت خاصی نیافتد، هفت کلید طراحی کرده است که به هفت نفر در سرتاسر دنیا داده می‌شود تا به این صورت یکی از زیرساخت‌های اینترنت یعنی Domain Name System یا DNS به خطر نیافتد.

اهمیت DNSها در این است که اگر کسی بتواند کنترل آنها را به دست بگیرد، این امکان را خواهد داشت تا افراد را به آدرس اینترنتی جعلی که حاوی بدافزار و… است منتقل و اطلاعات حیاتی کاربران مانند مشخصات حساب‌های بانکی و… را بدزدد.

در ۱۳ فوریه ۲۰۱۴ (۲۴ بهمن ۱۳۹۲) مراسمی در رابطه با این ۷ کلید کذایی در لس‌آنجلس برگزار شد که گاردین گزارش جالبی در مورد آن درست کرده است و در آن به خوبی کارکرد و داستان این ۷ کلید را توضیح می‌دهد.

به دلیل آنکه این گزارش کمی طولانی و در عین حال هیجان‌انگیز است، دیدم بد نیست که نکات مهم آن را در اینجا بنویسم تا اگر حال خواندن آن را به صورت کامل نداشتید، نکات مهم و جالب این مراسم را از دست ندهید:

  • این هفت کلید در کنار یکدیگر کلید اصلی یا Master Key را ایجاد می‌کنند که به کمک آن می‌توان هسته اصلی اینترنت یا همان DNS را کنترل کرد.
  • شایعه‌های زیادی در مورد این هفت کلید وجود دارد؛ مثلا آیا می‌توان به کمک این کلیدها کل اینترنت را خاموش کرد؟ اگر فردی بتواند کل سیستم اینترنت را به کمک این کلیدها خاموش کند، آیا امکان روشن کردن مجدد آن وجود دارد؟
  • تمام افرادی که این کلیدها را در اختیار دارند، سابقه‌ای طولانی در زمینه امنیت در دنیای اینترنت دارند و ۴ بار در سال (دو بار در شرق و دو بار در غرب آمریکا) یکدیگر را ملاقات می‌کنند. برای اجرای مراسم هم باید دستکم ۳ فرد صاحب کلید حضور داشته باشند.
  • در مجموع ۱۴ کلید وجود دارد که ۷ کلیددار در شرق آمریکا و ۷ کلیددار دیگر در غرب آمریکا در مراسم شرکت می‌کنند.
  • اگر کلید اصلی دزدیده و یا گم شود، نتیجه آن آنقدرها مخرب نیست و تنها ممکن است که برخی از کاربران اخطار امنیتی دریافت کنند و یا آنکه بخشی از شبکه اینترنت دچار مشکل شود.

در نهایت بد نیست که به این نکته نیز اشاره کنم که این هفت کلید آنقدرها هم چیزهای خفنی نیستند و اگر می‌خواهید که شما هم یکی از کلیددارها باشید، تنها کافی است که از طریق ICANN برای این کار اقدام کنید 🙂

نوشتن دیدگاه

چند سوال در مورد طرح صدور مجوز برای اپلیکیشن‌های موبایل

اپلیکیشن‌های موبایل
منبع عکس: Bravr.com

چند روز پیش در وبگردی‌های روزانه‌ام به خبر مهمی برخورد کردم که کمتر کسی به آن توجه کرده  و آن سخنان امیر سیاح، مدیر سامانه‌های همراه مرکز رسانه‌های دیجیتال در مورد مجوزدار کردن اپلیکیشن‌های موبایل است: «فعالان این بخش [برنامه‌نویسان و توسعه‌دهندگان اپلیکیشن‌های موبایل] به عنوان ناشر دیجیتال باید از مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال مجوز ارائه خدمات دریافت کنند.» و هدف از این کار ساماندهی بازار اپلیکیشن‌های موبایل و حمایت از کپی‌رایت اعلام شده است.

با خواندن این سخنان اولین نکته‌ای که به ذهن من رسید داستان ساماندهی وبلاگستان فارسی بود که در سال ۱۳۸۵ سروصدای بسیاری به پا کرد و باعث شد که مهمترین قدم در فیلترینگ و کنترل فضای وب ایران برداشته شود به گونه‌ای که هم اکنون اگر وب‌سایت شما در وب‌سایت ساماندهی ثبت نشده باشد، شانس آنکه فیلتر شود بسیار بالاست.

حالا در داستان درخواست مجوز برای اپلیکیشن‌های موبایل نیز می‌توان همین سناریو را در نظر گرفت به گونه‌ای که با اجرای این طرح که در بی‌توجهی کاربران ایرانی در حال شروع است، ممکن است بسیاری از اپلیکیشن‌های موبایل تنها به دلیل آنکه مجوز ندارند مسدود شوند!

علاوه بر این چندین نکته در این طرح شفاف نیست که با جستجوهایی که در مورد این خبر انجام دادم، پاسخی برای آنها پیدا نکردم:

۱- معیارهای مجوز دادن به یک اپلیکیشن چیست؟ چه کسی قرار است تشخیص دهد یک اپلیکیشن باید مجوز بگیرد؟ آیا قرار است که داستان فیلترینگ سلیقه‌ای که این روزها صدای حامیان سرسخت آن را هم درآورده است برای دادن مجوز به اپلیکیشن‌ها نیز اجرا شود؟

۲- سرنوشت بازارهای اپلیکیشن غیرایرانی مانند اپل استور یا گوگل پلی چه خواهد شد؟ آیا این بازارها به دلیل عدم داشتن مجوز مسدود می‌شوند؟

۳- اگر یک اپلیکیشن مجوز بگیرد، آیا این مجوز قابل لغو کردن است؟ اگر لغو شود چه بر سر اپلیکیشن می‌آید؟ مثلا اگر مجوز اپلیکیشنی که اطلاعات کاربران را ذخیره می‌کند به ناگهان باطل شود، چه بر سر اطلاعات کاربران خواهد آمد؟

علاوه بر نکات بالا آنچه که از نظر من بسیار خطرناک است این نکته است که اینگونه ایده‌ها باعث خواهد شد که نوآوری در بین برنامه‌نویسان و توسعه‌دهندگان اپلیکیشن از بین برود زیرا مهمترین نکته‌ای که تاکنون باعث شده است اپلیکیشن‌های خوبی در وب ایران توسعه و به کاربران عرضه شود عدم وجود کاغذبازی‌های اداری بوده است.

به همین دلیل و با توجه به تجربه‌های گذشته در مورد پروژه‌های ساماندهی که از سوی مسئولین ایران تاکنون اجرا شده است، باید این ایده را به دقت پیگیری کرد چون اگر مانند پروژه‌های دیگر ساماندهی باشد، می‌توان آن را فاجعه‌ای برای وب ایران دانست.

نوشتن دیدگاه