۱۲ سالگی وبلاگستان فارسی و چند نکته جالب در مورد آن

۱۶ شهریور ماه روز وبلاگستان فارسی است و اگر نمی‌دانید چرا، بهتر است در مورد آن جستجو کنید تا به دلیل آن پی ببرید 🙂

به همین دلیل از صبح در توییتر و گوگل با جستجو کردن عبارت «وبلاگستان فارسی» تلاش کردم که نظر وبلاگ‌نویسان را در مورد وضعیت وبلاگستان فارسی بدانم و تمام سعی خودم را کردم که هر آنچه مطلب در مورد این روز نوشته شده است را توییت کنم تا دیگران نیز از آنچه در بستر وبلاگستان فارسی می‌گذرد مطلع شوند.

داستان وبلاگستان فارسی برای من حدود ۱۰ سال پیش آغاز شد که اولین وبلاگم را در سرویس وبلاگ‌نویسی بلاگ اسکای ایجاد کردم و سپس به فکر راه‌اندازی وبلاگ بر روی دامنه شخصی افتادم. در این مدت که نام وبلاگ‌نویس را با خودم به یدک می‌کشم، تجربه‌های گرانبهایی از وبلاگستان فارسی بدست آورده‌ام که به صورت کاملا مستقیمی بر روی زندگی‌ام تاثیر گذاشته‌اند. تجربه‌هایی که شاید روزی آنها را به صورت کتابی منتشر کردم 🙂

در طی سال‌های اخیر بحث‌ها و گفتگوهای مختلفی در مورد وبلاگستان فارسی صورت گرفته است که یکی از آنها رکود وبلاگستان فارسی بوده و اینکه وبلاگستان فارسی به دلیل ظهور شبکه‌های اجتماعی نفس‌های آخر خود را می‌کشد! نیما اکبرپور در مطلب خوبی که به مناسبت ۱۲ سالگی وبلاگستان فارسی منتشر کرده است، به خوبی به نادرست بودن رکود وبلاگستان فارسی پرداخته است و با آوردن چند نمونه و تجربه شخصی‌اش این قضیه را به خوبی رد کرده است. به همین دلیل از بحث کردن در این مورد مانند علت نامگذاری ۱۶ شهریور به عنوان روز وبلاگستان فارسی می‌گذرم چون حرف زدن در مورد آن تکرار مکررات است.

علاوه بر این زهرا اچ پی در مطلبی با عنوان «نوستالژی: لینک‌دونی وبلاگ‌ها» به دوران طلایی لینک دادن وبلاگ‌ها به یکدیگر اشاره کرده است که در آنها وبلاگ‌نویسان به یکدیگر لینک می‌دانند و به این صورت باعث می‌شدند که مخاطبان جدیدی را به یکدیگر معرفی کنند. امکانی که علیرضا مجیدی به خوبی در مورد کمبود آن در این روزهای وبلاگستان فارسی صحبت کرده است.

۱۶ شهریور، روز وبلاگستان فارسی

با این مقدمه کمی تا قسمتی بلند، حالا بگذارید که سه نکته نسبتا مهم و جالب در مورد وبلاگستان فارسی از نگاه خودم را با شما درمیان بگذارم:

۱- از نگاه من وبلاگستان فارسی برخلاف آنچه که تصور می‌شود نه سیاسی است و نه عاشق فناوری اطلاعات و تکنولوژی! این بدان معناست که از نگاه من بخش بزرگی از وبلاگستان فارسی دور از چشم من و شمای مخاطب در حال فعالیت است. این بخش در مورد دغدغه‌های روزانه خود، ادبیات، عشق به زندگی و دوست دختر/پسر و… می‌نویسد اما به دلیل آنکه صدای بلندی ندارد، زیاد دیده نمی‌شود. مثلا صدای وبلاگ‌های سیاسی و یا فناوری اطلاعات به دلیل ماهیت‌شان بسیار بیشتر از وبلاگی که در مورد زندگی روزمره‌اش می‌نویسند، شنیده می‌شود. شاید برایتان این نکته هم جالب باشد که در طی چهار سال گذشته بیش از ۲۰۰۰ وبلاگ ارزشی فعالیت خود را متوقف کرده‌اند، چرا؟ دلیلش را بعدا و سر فرصت خواهم گفت.

۲- هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی شبکه‌های اجتماعی جای وبلاگ‌ها را نخواهند گرفت و در این مورد من می‌توانم به شما تضمین بدهم! نکته‌ای که در مورد وبلاگ‌نویسی در نظر گرفته نمی‌شود آن است که با وبلاگ نوشتن شما یک آرشیو آنلاین بر روی اینترنت ایجاد می‌کنید که ۱۰ سال بعد هم به راحتی می‌توان با یک جستجوی ساده و یا چند کلیک به آن دسترسی داشت. این حالت برای شبکه‌های اجتماعی امکان‌پذیر نیست و شما به راحتی نمی‌توانید به آرشیو و مطالبی که یک کاربر بر روی حساب توییتر، فیس‌بوک یا گوگل پلاس خود منتشر کرده است، مراجعه کنید. مثلا شما تاکنون چند بار به مطالب گذشته دوستان خود در پروفایل فیس‌بوکشان مراجعه کرده‌اید؟ مطمئن هستم زیر تعداد انگشتان یک دست است! برای همین به شخصه به هیچ عنوان نگران رشد شبکه‌های اجتماعی و تاثیر منفی آنها بر روی وبلاگ‌نویسی نبوده، نیستم و نخواهم بود.

۳- اولین توییتی که در آن عبارت «وبلاگستان فارسی» وجود داشته در تاریخ ۹ شهریور ۱۳۸۶ منتشر شده است. اولین توییتی هم که حاوی عبارت «روز وبلاگستان فارسی» بوده است، توسط یک فتحی و در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۷ توییت شده است. اولین توییت فارسی که در آن از واژه «وبلاگ» استفاده شده نیز توسط مزیدی در ۱۱ بهمن ۱۳۸۵ منتشر شده است.

در نهایت هم روز وبلاگستان فارسی را به شمایی که وبلاگ‌نویس هستید و یا بوده‌اید تبریک می‌گویم و امیدارم که مانند گذشته به تولید محتوا بپردازید و از مطالب دیگران دزدی نکنید 🙂