بازی وبلاگی: چگونه از #توییتر استفاده می‌کنم؟

آرش زاد بازی وبلاگی‌ای را شروع کرده است که در مورد چگونگی استفاده از توییتر و صحبت کردن در مورد این ابزار هیجان‌انگیز است و از من دعوت کرده تا در این بازی وبلاگی شرکت کنم 🙂

توییت زیر اولین توییتی است که منتشر کرده‌ام و به تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۸۵ باز می‌گردد:

در مدت بیش از ۷ سالی که از توییت کردنم می‌گذرد، از ابزارهای مختلفی برای توییت کردن استفاده کرده‌ام. مثلا زمانی از Ecofon استفاده می‌کردم و تا چند وقتی هم Silver Bird ابزار محبوب توییت کردنم بود. در این میان وب‌سایت توییتر همواره جای ثابت خود را داشته است و با گذشت زمان توییت کردن من از طریق Twitter.com تغییری نکرده است.

هم اکنون نیز بسته به زمان و مکانی که قرار دارم، از چندین ابزار مختلف استفاده می‌کنم که در ادامه در مورد تمام آنها صحبت می‌کنم. اما قبل از آن بد نیست که به چرایی استفاده از توییتر پاسخ بدهم.

توییتر فارسی

من چرا از توییتر استفاده می‌کنم؟
از نگاه من توییتر بهترین ابزار برای خواندن جدیدترین اخبار در کمترین زمان ممکن است. این ویژگی مهم هم به محدودیت تعداد حرف‌های قابل استفاده در توییتر باز می‌گردد که افراد بیشتر از ۱۴۰ حرف نمی‌توانند بنویسند. این یعنی آنکه افراد باید در کوتاه‌ترین حالت ممکن، حرف خود را بر روی این شبکه اجتماعی بزنند. این ویژگی برای من مخاطب فارسی‌زبان بسیار مفید است چون دیگر افراد نمی‌توانند در توییتر روده درازی کنند، مثلا اگر کسی بخواهد داستان خریدن یک مرغ را توییت کند، نمی‌تواند از زمانی که مرغ رشد کرده است و بعد به کشتارگاه رفته است و… را تعریف کند 🙂

بر همین اساس نیز حدود ۴ سالی است که توییتر منبع اصلی من برای خواندن اخبار مختلف است هر چند که در هفته‌های اخیر فیدلی نیز به ابزاری برای خواندن آخرین اخبار برای من تبدیل شده است.

از چه ابزارهایی برای توییت کردن استفاده می‌کنم؟
همانگونه که در ابتدا گفتم، برای توییت کردن من از ابزارهای مختلفی استفاده می‌کنم به گونه‌ای که رابطه مستقیمی بین روش توییت کردن و گجتی که از آن استفاده می‌کنم وجود دارد.

اگر در پشت لپ‌تاپ یا رایانه رومیزی‌ام نشسته باشم، وب‌سایت توییتر مکانی است که من از طریق آن توییت می‌کنم. البته یک استثنا در اینجا وجود دارد و آن به توییت کردن یک خبر باز می‌گردد. در این حالت من از افزونه Hootlet که برای مرورگرهای مختلف در دسترس است استفاده می‌کنم. ویژگی مهمی که این افزونه دارد و من در هیچ افزونه و ابزار دیگری تا کنون ندیده‌ام آن است که این افزونه به صورت خودکار زمان انتشار توییت را تنظیم می‌کند. این امکان این اجازه را به من می‌دهد که به راحتی لینک‌های خبری و مطالب جالبی که می‌خوانم را در طول روز به صورت مستمر توییت کنم و به این صورت حساب توییتر خودم را در بیشتر اوقات فعال نگه دارم.

Hootlet

علاوه بر این، به دلیل آنکه Hootlet یکی از خدمات وب‌سایت Hootsuite است، امکان گرفتن گزارش تعداد کلیک‌ها بر روی لینک‌ها، موقعیت جغرافیایی مخاطبان و… وجود دارد که این مورد به من کمک می‌کند تا درک کلی‌ای از مخاطبان توییت‌های خود پیدا کنم.

آمار ارائه شده از توییت‌ها توسط Hootsuite

البته در اینجا باید این اعتراف را بکنم که آنقدرها به این آمارها نگاه نمی‌کنم چون اعتقاد دارم که به عنوان یک کاربر عادی توییتر، آنقدرها مهم نیست که چه تعداد من را دنبال می‌کنند و یا چه کسانی بر روی لینک‌ها من کلیک می‌کنند. از نظر من توییت کردن اینقدر هیجان‌انگیز و لذت بخش است که صرف انجام دادن آن کار بسیار باحال و جذابی است و این آمارها زیاد مهم نیستند.

اگر از روی آیفون یا آی‌پد بخواهم توییتر را چک کنم، به طور قطع از اپلیکیشن رسمی توییتر در این زمینه استفاده می‌کنم هر چند که در مواقعی خاص که نیاز دارم تا چندین کلید واژه را به صورت همزمان دنبال کنم، اپلیکیشن Hootsuite به کارم می‌آید. در همین جا بد نیست به این نکته هم اشاره کنم که اگر بخواهم یک رویداد مهم (مانند مناظره‌های انتخاباتی) را در توییتر دنبال کنم، وب‌سایت Hootsuite گزینه‌ای است که قطعا آن را انتخاب می‌کنم. علاوه بر این در برخی موارد از طریق اپلیکشین Flipboard هم توییت می‌کنم.

اگر دقت کنید، تا اینجا اسمی از توییت‌دک نیاورده‌ام؛ نرم‌افزار/اپلیکیشنی که صاحب آن توییتر است و طرفداران خاص خود را دارد. من از توییت‌دک برای حساب‌هایی خاص استفاده می‌کنم که نیاز دارم تا واکنش کاربران به کلیدواژه و یا حساب خاصی را به صورت زنده همراه با سروصدا اعلام کند! به همین دلیل از توییت‌دک در این مطلب نامی نبرده‌ام زیرا ابزار آنقدرها محبوبی در زندگی توییتری من نیست.

در نهایت هم باید بگویم که تمام مواردی که در بالا گفتم تنها ابزارهایی هستند برای لذت بیشتر از زندگی آنلاین، از همین رو استفاده از تمام این ابزارها از هر فرد به فرد دیگری متفاوت است و ممکن است سال آینده در چنین روزی من به هیچ عنوان از Hootsuite استفاده نکنم (که پارسال برای مدتی کلا استفاده از آن را کنار گذاشته بودم). چیزی که نباید در این میان فراموش کنیم آن است که در دنیای تکنولوژی، هر آنچه وجود دارد ابزارهایی هستند برای بهتر زندگی کردن و ایجاد هیجان بیشتر در آن 🙂

نوشتن دیدگاه

چرا رفع فیلترینگ اینترنت در ایران بیشتر شبیه جوک است؟

اگر از کاربران شبکه‌های اجتماعی باشید به طور قطع با داستان دسترسی به شبکه‌های اجتماعی بدون استفاده از ابزارهای دور زدن فیلترینگ در شب گذشته آشنا هستید و احتمالا خودتان نیز آن را تجربه کرده‌اید. اتفاقی که خبر آن از گاردین و نیویورک تایمز نیز سردرآورد و بسیاری از کاربران این اتفاق را پایان فیلترینگ بیش از ۴ سال فیس‌بوک و توییتر دانستند. ایده‌ای که از نظر من به رویایی خوش شباهت دارد و چه دل‌مان بخواهد و چه دل‌مان نخواهد، فیلترینگ اینترنت در ایران برای مدت‌های طولانی پایدار خواهد بود و به این زودی‌ها فیلترینگ وب‌سایت‌هایی مانند شبکه‌های اجتماعی حذف نخواهد شد.

فیلترینگ فیس‌بوک و توییتر

برای این ادعا هم چندین دلیل دارم که مهمترین آنها عبارتند از:

۱- حکومت ایران در طی یک دهه گذشته میلیون‌ها دلار برای سیستم فیلترینگ و سانسور اینترنت خود هزینه کرده است و هیچ عقل سلیمی از هزینه شدن این حجم بودجه، یک شبه و به یک باره چشم‌پوشی نمی‌کند. این بدان معناست که نباید از ایران انتظار داشت که یک شبه فیلترینگ اینترنت را از بین ببرد و یا کاهش دهد. مثلا از نگاه من خوشحالی کاربران توییتر در برداشته شدن فیلترینگ این شبکه اجتماعی بسیار جای تعجب داشت زیرا این روش حذف فیلترینگ بعد از چهار سال حمله مداوم به شبکه‌های اجتماعی‌ای مانند توییتر و فیس‌بوک کمی خنده‌دار به نظر می‌رسد.

۲- یکی از مهمترین جنبه‌های فیلترینگ اینترنت در ایران جنبه اقتصادی آن است. این بدان معناست که با فیلتر و مسدود شدن وب‌سایت‌های مختلف، تعداد زیادی در حال کسب درآمد از آن هستند. از نظر من برخی از اعضای کمیته فیلترینگ اینترنت از جمله کسانی هستند که نیاز شدید به فیلترینگ اینترنت دارند زیرا به کمک آن می‌توانند برای خود درآمدهای هنگفتی به دست آورند. شاید یکی از این افراد را بتوان روح‌الله مومن‌نسب دانست که براساس شواهدی از فیلترینگ به عنوان ابزاری برای کسب درآمد و زورآزمایی با دیگران استفاده می‌کند.

علاوه بر این فیلترینگ اینترنت را می‌توان ابزاری برای حذف رقیب دانست. چگونه؟

فرض کنید که شما وب‌سایتی دارید که ایده آن برای اولین بار در ایران در حال اجرا است. شما با تمام تلاش خود وب‌سایت را راه‌اندازی می‌کنید و موفق می‌شوید که در این زمینه پیشتاز باشید. حالا یکی از افراد بانفوذ که دستی هم در کمیته فیلترینگ دارد به فکر ایجاد چنین سایتی می‌افتد و براساس اخلاق ما ایرانی‌ها که فلانی راه انداخته و موفق شده، چرا من راه نیاندازم، وب‌سایتی کاملا مشابه (به عبارتی کپی) مانند آنچه شما راه‌اندازی کرده‌اید ایجاد می‌کند و سپس به دلایل واهی درخواست فیلترینگ وب‌سایت شما صادر می‌شود! حدس زدن باقی ماجرا ساده است، نه؟!

خلاصه آنکه ای کاربران اینترنت در ایران، با چند ساعت دسترسی به شبکه‌های اجتماعی و دیگر وب‌سایت‌های فیلتر شده خوشحال نشوید زیرا رفع فیلترینگ اینترنت در ایران یک شبه اتفاق نمی‌افتد و در خوشبینانه‌ترین حالت دستکم تا پایان دولت یازدهم باید صبر کرد. برای همین رفع فیلترینگ اینترنت در ایران به صورت آنی بیشتر شبیه یک جوک خنده‌دار است تا یک واقعیت!

نوشتن دیدگاه

۴ نکته در مورد داستان هک شدن صفحه فیس‌بوک وزیر امور خارجه ایران

روز گذشته مهمترین خبر شبکه‌های اجتماعی در میان کاربران ایرانی یک چیز بود: هک شدن صفحه فیس‌بوک وزیر امور خارجه ایران، محمد جواد ظریف.

با گذشت بیشتر از ۲۴ ساعت، داستان این حمله سایبری تاکنون روشن نشده است و تا لحظه‌ای که این مطلب را می‌نویسم هیچ اطلاعاتی از نوع حمله و چگونگی نفوذ به حساب آقای ظریف منتشر نشده است. تنها چیزی که پس از این حمله سایبری از سوی آقای ظریف بیان شده است آن است که در زمان انتشار مطلبی که تصویر آن را در بالا مشاهده می‌کنید، وی به صفحه فیس‌بوکش دسترسی نداشته است و از «کارشناسان» درخواست کرده است که مطلب بالا را هر چه زودتر حذف کنند.

براساس آنچه که من محاسبه کرده‌ام، آقای ظریف پس از حدود ۲ ساعت از زمان ارسال پیام بالا، به صفحه فیس‌بوک خود دسترسی پیدا کرده است و مطلب بالا را پاک و سپس پست زیر را منتشر کرده است:

پیامی که با خواندن آن شوکه شدم و دلیل اصلی نوشتن این مطلب هم شد. شاید از خودتان بپرسید که علت این حرف من چیست؟

در پاسخ به این سوال باید به شما بگویم که تهدید کاربران ایرانی که با هزاران سختی وارد شبکه‌های اجتماعی مختلف می‌شوند و واکنش‌های مثبتی به فعالیت آقای ظریف داشته‌اند یک کار کاملا غیرحرفه‌ای بوده است که نشان‌دهنده عدم درک درست آقای ظریف از اصول اولیه شبکه‌های اجتماعی و به طور کلی‌تر فعالیت در دنیای اینترنت است. اینگونه نگاه به کاربران شبکه‌های اجتماعی که آنها را پایین‌تر از خود ببینیم برای من به هیچ عنوان قابل هضم نیست به گونه‌ای که آقای ظریف به دلیل سهل‌انگاری خودشان دسترسی به صفحه‌یشان را از دست داده‌اند و سپس کاربران را تهدید به ترک فیس‌بوک می‌کنند.

این کار مانند آن است که یک نفر از بزرگراهی دوان دوان رد شود و ماشینی به وی بزند و سپس در اعتراض به این تصادف اعلام کند که اگر بار دیگر از بزرگراه رد شد و دچار تصادف شود، به هیچ عنوان از خانه بیرون نخواهد آمد!

حالا اگر از رفتار غیرحرفه‌ای آقای ظریف در برخورد با این هک بگذریم، بد نیست به نکاتی اشاره کنم که از این داستان می‌توان درس گرفت:

۱- قبل از وارد شدن به شبکه‌های اجتماعی آنها را درک کنید. این روزها هر کسی با چند کلیک (اگر در ایران باشید، با چند کلیک بیشتر برای فعال کردن ابزار دور زدن فیلترینگ) می‌تواند عضو فیس‌بوک، توییتر، اینستاگرام و… شود، اما آنچه که در این میان اهمیت دارد درک درست شبکه‌های اجتماعی است. اینکه استفاده از شبکه‌های اجتماعی تنها انتشار شعر از حافظ و سعدی و یا به روز کردن تصویر کاغذدیواری فیس‌بوک نیست و چیزهایی مانند تعامل، امنیت، حریم خصوصی و… در درجه اهمیت بیشتری قرار دارند. به همین دلیل اگر شما یک چهره شناخته شده هستید، بهتر است که حداقل حدود یک ماه به صورت مستمر وب‌سایت‌های مختلف که اخبار شبکه‌های اجتماعی را پوشش می‌دهند را دنبال کنید تا ساختار کلی آنها به دست‌تان بیاید. برای شروع بد نیست Mashable و یا وبلاگ رسانه‌های اجتماعی را بخوانید.

۲- امنیت را بر هر چیزی ارجح بدانید. در دنیای اینترنت حملات سایبری به بخشی از زندگی آنلاین ما تبدیل شده‌اند و همانگونه که در دنیای واقعی و در طی روز شاهد دزدی هستیم، در دنیای مجازی نیز داستان به همین صورت است؛ روزی نیست که به حسابی نفوذ نشود، حال می‌خواهد حساب فیس‌بوک باشد یا بانک. از همین رو قبل از آنکه پای خودتان را به دنیای آنلاین بگذارید، همواره به امنیت ابزارهای آنلاینی که استفاده می‌کنید توجه کنید. مثلا اگر از گوگل، توییتر، فیس‌بوک و… استفاده می‌کنید، حتما ورود دو مرحله‌ای به آنها را فعال کنید.

۳- حملات فیشینگ را جدی بگیرید. بیشتر حملات آنلاینی که منجر به دزدیده شدن حساب‌های کاربران در شبکه‌های اجتماعی می‌شود از طریق حملات فیشینگ صورت می‌گیرد. به همین دلیل این دست حملات را جدی بگیرید و همواره قبل از آنکه نام کاربری و رمز عبور حساب‌تان را وارد کنید، بد نیست که آدرس وب‌سایت را چک کنید تا دقیق باشد. مثلا اگر به جای Facebook.com با Face-book.org مواجه شدید، بدانید که وب‌سایتی که در آن هستید هیچ رابطه‌ای با فیس‌بوک ندارد و شما در حقیقت با دستان خودتان مشخصات حساب‌تان را به هکر نامحترم اهدا می‌کنید! در اینجا بد نیست این نکته را هم بگویم که تقریبا مطمئن هستم که روش نفوذ به حساب آقای ظریف از طریق فیشینگ بوده است. اگر می‌خواهید در مورد این نوع حملات سایبری بیشتر بدانید، بد نیست این مطلب نگهبان را بخوانید.

۴- به مخاطبان خود احترام بگذارید. مهمترین نکته‌ای که باید در مورد استفاده از شبکه‌های اجتماعی در ذهن داشت آن است که به مخاطبان خودمان احترام بگذاریم. مثلا اگر حساب فیس‌بوک‌مان دزدیده می‌شود، مخاطبان را تهدید نکنیم و به جان آن مسئولیت مشکل پیش آمده را قبول کنیم و از بابت آن عذرخواهی کنیم. مثلا در داستان روز گذشته، آقای ظریف با سهل‌انگاری خود امنیت دیگر کاربران را نیز به خطر انداخته است. مثلا فرد نفوذکننده به راحتی می‌توانسته است هزارن پیام خصوصی که برای آقای ظریف ارسال شده را بخواند! به همین دلیل بهتر است که مسئولیت سهل‌انگاری خودمان را قبول کنیم و به قول معروف دست پیش را بگیریم که پس نیافتیم 🙂 قبلا در مورد این نکته در زمان هک شدن صفحه مانا نیستانی مطلبی نوشته‌ام که می‌توانید آن را در اینجا بخوانید.

در نهایت نیز دوست دارم این جمله را به آقای ظریف بگویم: آقای ظریف، دنیای آنلاین با آنچه در دنیای واقعی در ایران می‌گذرد متفاوت است. شما ممکن است که به عنوان وزیر امور خارجه ایران به من شهروند عادی پاسخگو نباشید، اما وقتی که پا به شبکه‌های اجتماعی می‌گذارید باید بابت تک تک فعالیت‌هایتان پاسخگو باشید 🙂 فراموش نکنید که اینترنت دنیای آزاد و پویایی است.

نوشتن دیدگاه

آقای خرم‌آبادی، قبل از مصاحبه کمی مطالعه کنید!

بیشتر از یک سال از پایان دوران گاف‌گیری‌ام می‌گذرد و به خودم قول داده بودم که در اینجا چیزی در مورد گاف‌های پشت سر هم وب‌سایت‌ها و مسئولین ایرانی که کم هم نیستند، ننویسم؛ اما امروز صبح در حالی که یک لیوان شیر در دست داشتم و با آیفونم آخرین فیدهای وب‌سایت‌های مختلف را به کمک اپلیکیشن فیدلی می‌خواندم، به مطلبی از وب‌سایت وبلاگ‌نیوز برخوردم که با خواندن عنوانش از خنده پهن زمین شدم: «فیس‌بوک به نیابت از CIA اطلاعات مردم جهان را جمع‌آوری می‌کند»

در این خبر وبلاگ‌نیوز به نقل از عبدالصمد خرم‌آبادی، دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه و مشاور دادستان کل کشور، سخنانی را نقل کرده است که منبع اصلی آن یک وب‌سایت فکاهی با نام The Onion است! وب‌سایتی که قبلا فارس‌نیوز نیز خبری فکاهی را جدی گرفته بود و آن را با افتخار منتشر کرد اما در نهایت بابت انتشار آن عذرخواهی کرد.

پیشنهاد من آن است که کل مصاحبه را بخوانید تا ببینید که یکی از مسئولین کمیته فیلترینگ ایران که وضعیت اینترنت ایران را به فیلترنت رسانده است، چگونه چند خبر مختلف را با هم قاطی و آنچه دوست داشته است را بیان کرده است.

من در اینجا تنها دو بخش کوتاه از مصاحبه آقای خرم‌آبادی را می‌آوردم تا سطح بیاطلاعی ایشان از اینترنت و اصول اولیه آن را مشاهده کنید:

در مراسمی که سازمان سیا برای تقدیر از زاکربرگ برگزار کرده بود، معاون سازمان سیا اظهار داشته که فیس‌بوک برای ما رویایی بود که به حقیقت پیوست.

… براساس این اسناد [اسناد منتشر شده توسط جولیان آسانژ و ادوارد اسنودن] در حال حاضر فیس‌بوک به نیابت از CIA وظیفه جمع‌آوری اطلاعات آشکار از شهروندان سراسر جهان را برعهده گرفته است و شهروندان با تصور اینکه حریم خصوصی آنها محفوظ است، به راحتی کلیه اطلاعات محرمانه و شخصی خود را در این سایت قرار می دهند. (منبع)

حالا بگذارید در مورد همین دو جمله کوتاه کمی توضیح بدهم. اولین نکته آن است که سازمان سیا هیچگاه از مارک زاکربرگ تقدیر نکرده است و این خبر را اولین بار The Onion در سال ۲۰۱۱ منتشر کرد که همان زمان هم بسیاری از وب‌سایت‌های خبری آب دوغ خیاری داخل آن را پوشش دادند و درک نکردند این خبر یک جوک و فکاهی بیشتر نیست 🙂

دومین نکته آن است که براساس اسناد منتشر شده توسط ادوارد اسنودن، سازمان سی‌ای‌ای (CIA) نقشی در جمع‌آوری اطلاعات کاربران فیس‌بوک نداشته است و این کار توسط سازمان امنیت ملی آمریکا یا همان NSA صورت می‌گرفته است. این دو سازمان کاملا از یکدیگر جدا هستند و توسط دو وزارتخانه مجزا اداره می‌شوند. تاکنون نیز در هیچ یک از مدارک منتشر شده توسط اسنودن، نامی از CIA نیامده است.

خلاصه کلام آنکه براساس مدارک افشا شده در چند ماه اخیر، آنچه مسلم است آن است که سازمان امنیت ملی آمریکا در حال رصد کاربران شبکه‌های اجتماعی و به طور کلی‌تر کاربران اینترنت بوده است و هم اکنون بحث‌های زیادی در آمریکا در این مورد و محدود کردن قدرت سازمان امنیت ملی آمریکا در جریان است که این کار باید برای کارگروه تعیین مصداق محتوای مجرمانه در ایران نیز اتفاق بیافتد تا قدرت این کارگروه که اینترنت را در ایران به گروگان گرفته است کاهش پیدا کند.

در پایان هم به اعضای کارگروه تعیین مصادق محتوای مجرمانه توصیه می‌کنم که قبل از مصاحبه و گفتن سخنان خنده‌داری مانند آنچه در بالا اشاره کردم، کمی جستجو کنند. مثلا بد نیست که واژه Prism را جستجو کنند تا درک کنند که در دنیای اینترنت چه می‌گذرد 🙂 اگر هم دوست دارند، این ویدیو که مبنای بخشی از سخنان آقای خرم‌آبادی بوده است را تماشا کنند تا متوجه شوند که کم اطلاعی/ بی‌سوادی حاصل از عدم مطالعه دقیق و کافی است!



نوشتن دیدگاه

۱۲ سالگی وبلاگستان فارسی و چند نکته جالب در مورد آن

۱۶ شهریور ماه روز وبلاگستان فارسی است و اگر نمی‌دانید چرا، بهتر است در مورد آن جستجو کنید تا به دلیل آن پی ببرید 🙂

به همین دلیل از صبح در توییتر و گوگل با جستجو کردن عبارت «وبلاگستان فارسی» تلاش کردم که نظر وبلاگ‌نویسان را در مورد وضعیت وبلاگستان فارسی بدانم و تمام سعی خودم را کردم که هر آنچه مطلب در مورد این روز نوشته شده است را توییت کنم تا دیگران نیز از آنچه در بستر وبلاگستان فارسی می‌گذرد مطلع شوند.

داستان وبلاگستان فارسی برای من حدود ۱۰ سال پیش آغاز شد که اولین وبلاگم را در سرویس وبلاگ‌نویسی بلاگ اسکای ایجاد کردم و سپس به فکر راه‌اندازی وبلاگ بر روی دامنه شخصی افتادم. در این مدت که نام وبلاگ‌نویس را با خودم به یدک می‌کشم، تجربه‌های گرانبهایی از وبلاگستان فارسی بدست آورده‌ام که به صورت کاملا مستقیمی بر روی زندگی‌ام تاثیر گذاشته‌اند. تجربه‌هایی که شاید روزی آنها را به صورت کتابی منتشر کردم 🙂

در طی سال‌های اخیر بحث‌ها و گفتگوهای مختلفی در مورد وبلاگستان فارسی صورت گرفته است که یکی از آنها رکود وبلاگستان فارسی بوده و اینکه وبلاگستان فارسی به دلیل ظهور شبکه‌های اجتماعی نفس‌های آخر خود را می‌کشد! نیما اکبرپور در مطلب خوبی که به مناسبت ۱۲ سالگی وبلاگستان فارسی منتشر کرده است، به خوبی به نادرست بودن رکود وبلاگستان فارسی پرداخته است و با آوردن چند نمونه و تجربه شخصی‌اش این قضیه را به خوبی رد کرده است. به همین دلیل از بحث کردن در این مورد مانند علت نامگذاری ۱۶ شهریور به عنوان روز وبلاگستان فارسی می‌گذرم چون حرف زدن در مورد آن تکرار مکررات است.

علاوه بر این زهرا اچ پی در مطلبی با عنوان «نوستالژی: لینک‌دونی وبلاگ‌ها» به دوران طلایی لینک دادن وبلاگ‌ها به یکدیگر اشاره کرده است که در آنها وبلاگ‌نویسان به یکدیگر لینک می‌دانند و به این صورت باعث می‌شدند که مخاطبان جدیدی را به یکدیگر معرفی کنند. امکانی که علیرضا مجیدی به خوبی در مورد کمبود آن در این روزهای وبلاگستان فارسی صحبت کرده است.

۱۶ شهریور، روز وبلاگستان فارسی

با این مقدمه کمی تا قسمتی بلند، حالا بگذارید که سه نکته نسبتا مهم و جالب در مورد وبلاگستان فارسی از نگاه خودم را با شما درمیان بگذارم:

۱- از نگاه من وبلاگستان فارسی برخلاف آنچه که تصور می‌شود نه سیاسی است و نه عاشق فناوری اطلاعات و تکنولوژی! این بدان معناست که از نگاه من بخش بزرگی از وبلاگستان فارسی دور از چشم من و شمای مخاطب در حال فعالیت است. این بخش در مورد دغدغه‌های روزانه خود، ادبیات، عشق به زندگی و دوست دختر/پسر و… می‌نویسد اما به دلیل آنکه صدای بلندی ندارد، زیاد دیده نمی‌شود. مثلا صدای وبلاگ‌های سیاسی و یا فناوری اطلاعات به دلیل ماهیت‌شان بسیار بیشتر از وبلاگی که در مورد زندگی روزمره‌اش می‌نویسند، شنیده می‌شود. شاید برایتان این نکته هم جالب باشد که در طی چهار سال گذشته بیش از ۲۰۰۰ وبلاگ ارزشی فعالیت خود را متوقف کرده‌اند، چرا؟ دلیلش را بعدا و سر فرصت خواهم گفت.

۲- هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی شبکه‌های اجتماعی جای وبلاگ‌ها را نخواهند گرفت و در این مورد من می‌توانم به شما تضمین بدهم! نکته‌ای که در مورد وبلاگ‌نویسی در نظر گرفته نمی‌شود آن است که با وبلاگ نوشتن شما یک آرشیو آنلاین بر روی اینترنت ایجاد می‌کنید که ۱۰ سال بعد هم به راحتی می‌توان با یک جستجوی ساده و یا چند کلیک به آن دسترسی داشت. این حالت برای شبکه‌های اجتماعی امکان‌پذیر نیست و شما به راحتی نمی‌توانید به آرشیو و مطالبی که یک کاربر بر روی حساب توییتر، فیس‌بوک یا گوگل پلاس خود منتشر کرده است، مراجعه کنید. مثلا شما تاکنون چند بار به مطالب گذشته دوستان خود در پروفایل فیس‌بوکشان مراجعه کرده‌اید؟ مطمئن هستم زیر تعداد انگشتان یک دست است! برای همین به شخصه به هیچ عنوان نگران رشد شبکه‌های اجتماعی و تاثیر منفی آنها بر روی وبلاگ‌نویسی نبوده، نیستم و نخواهم بود.

۳- اولین توییتی که در آن عبارت «وبلاگستان فارسی» وجود داشته در تاریخ ۹ شهریور ۱۳۸۶ منتشر شده است. اولین توییتی هم که حاوی عبارت «روز وبلاگستان فارسی» بوده است، توسط یک فتحی و در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۷ توییت شده است. اولین توییت فارسی که در آن از واژه «وبلاگ» استفاده شده نیز توسط مزیدی در ۱۱ بهمن ۱۳۸۵ منتشر شده است.

در نهایت هم روز وبلاگستان فارسی را به شمایی که وبلاگ‌نویس هستید و یا بوده‌اید تبریک می‌گویم و امیدارم که مانند گذشته به تولید محتوا بپردازید و از مطالب دیگران دزدی نکنید 🙂

نوشتن دیدگاه