آیا جشنواره وب ایران مفید است؟

اگر من را در توییتر دنبال کرده باشید، احتمالا دیده‌اید که در طی چند روز اخیر در مورد جشنواره وب ایران توییت‌های زیادی کرده‌ام. در ابتدا قصد داشتم که تنها در توییتر به این موضوع بپردازم، اما با خواندن مطلب صادق جم و توییتی از آرش زاد، تصمیم گرفتم که در این موردش مطلبی بنویسم.

با این مقدمه‌ی دو خطی، بگذارید که به سراغ سوالی که در عنوان این مطلب عنوان شده است برویم: آیا جشنواره وب ایران مفید است؟

اگر بخواهم به صورت خلاصه و تنها در یک کلمه به آن پاسخ بدهم باید بگویم نه! از نگاه من، جشنواره‌ی وب ایران برخلاف آنچه در شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت‌ها یا وبلاگ‌های مختلف می‌خوانید، آنقدرها که گفته می‌شود مهم و مفید نیست. شاید الان با خودتان بگویید که من با این جشنواره و برگزارکنندگانشان دشمنی دارم و مانند همه غر می‌زنم! اگر شما چنین فکری می‌کنید، به شما پیشنهاد می‌کنم که ادامه‌ی این مطلب را بخوانید 🙂

قبل از آنکه به دلایل مختلف مهم نبودن جشنواره‌ی وب ایران بپردازم، بد نیست که تعریف دقیقی از مهم و مفید نبودن بیان کنم. از نگاه من ‍فرآیندی مهم و مفید است که منفعت آن برای یک جمع باشد نه عده‌ای خاص! در اینجا هم جشنواره‌ای که نام وب ایران را با خود یدک می‌کشد، باید جشنواره‌ای باشد که در آن برای وب ایران و نه جمعی خاص مفید و کارآمد باشد. حالا بگذارید به سراغ دلایلم بروم:

جشنواره وب ایران

۱- برگزارکنندگان این جشنواره روشی دیکتاتورمابانه دارند: برگزارکنندگان این جشنواره‌ی وب نمونه‌ای کوچک (بدون قدرت نظامی) از سیستم سیاسی ایران هستند به گونه‌ای که تا جایی که در توان دارند، منتقدان و مخالفان خود را قلع و قمع می‌کنند. به عنوان مثال دستکم دو داور در جشنواره‌ی امسال تنها و تنها به دلیل انتقاد از این جشنواره در شبکه‌های اجتماعی از حق داوری توسط تیم برگزارکننده محروم شده‌اند! و یا آنکه مسئولین برگزارکننده‌ی این جشنواره بارها و بارها و از روش‌های مختلف به داوران این جشنواره که به صورت داوطلبانه و از روی علاقه در آن داوری می‌کنند، درخواست کرده‌اند که از جشنواره انتقاد نکنند. چرا؟ چون باعث ضربه خوردن جشنواره می‌شود (به عبارت دیگر و اگر بخواهیم آن را در ابعاد سیستم سیاسی ایران در نظر بگیریم، باعث خوشحالی دشمن می‌شود).

۲- برگزارکنندگان این جشنواره اطلاعات غلط به مخاطبان خود می‌دهند: یکی از مواردی که جشنواره‌ی وب ایران ادعا می‌کند، غیردولتی و مستقل بودن است و بر روی این نکته شدیدا پافشاری می‌کند. مثلا امروز در صفحه‌ی فیس‌بوک خود مطلبی را به نقل از نیما افشار نادری، مدیر سایت پندار منتشر کرده است که در آن بر روی غیردولتی بودن، استقلال جشنواره و عدم استفاده از بودجه‌های دولتی تاکید شده است. حال آنکه با نگاهی به صفحه‌ی حامیان این جشنواره آنچه که مشخص است آن است که دستکم دو حامی این جشنواره (بانک انصار و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال) دولتی یا نیمه دولتی هستند. مثلا شاید بد نباشد به این نکته اشاره کنم که بانک انصار در لیست تحریم‌های اتحادیه‌ی اروپا و آمریکاست که این خود نشانه‌ای بر میزان غیردولتی بودن این بانک دارد. و یا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که دشمن شماره‌ی یک وب ایران و اینترنت است! دشمنی که در فاز جدید سانسور و فیلترینگ اینترنت، بدون هماهنگی و با تماس با میزبان یک وب‌سایت، درخواست حذف یک مطلب را می‌دهد! برای همین باید در مورد استقلال و خصوصی بودن این جشنواره گفت که اگر برگزارکنندگان آن دروغ نگویند، در حال تلاش برای دادن اطلاعات غلط به دیگران هستند.

۳- برگزارکنندگان آن حامی سانسور و فیلترینگ اینترنت هستند: جشنواره وب ایران بر خلاف آنچه که ادعا می‌کند که در راه رشد وب ایران قدم برمی‌دارد، حامی سانسور و فیلترینگ اینترنت در ایران است. اگر از حامیان این جشنواره بگذریم (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا خانه فعالان مجازی)، بنیانگذار این جشنواره یکی از حامیان سانسور اینترنت در ایران است و در زمانی که جیمیل در ایران مسدود و هزاران کاربر با مشکلات زیادی مواجه شده بودند، وی از مسدود شدن جیمیل ابراز خوشحالی و آن را فرصتی تجاری خواند.

۴- جشنواره‌ی وب ایران خروجی ندارد: امسال پنجمین سالی است که جشنواره‌ی وب ایران در حال برگزاری است و در طول این ۵ سال بسیاری از افراد از جمله خودم از این جشنواره حمایت کرده‌اند، اما اگر بخواهیم واقعگرا باشیم باید بگویم که جشنواره‌ی وب ایران هیچ خروجی مشخص و مفیدی نداشته است. مثلا اگر به افراد دیگری مانند علیرضا مجیدی، آرش زاد و یا علی اصغر هنرمند نگاه کنیم، می‌بینیم که آنها با وبلاگ‌های خود تحول خوبی را در وب ایران و وبلاگستان فارسی ایجاد کرده‌اند. مثلا علیرضا مجیدی به سادگی یک کار فرهنگی فوق‌العاده در زمینه‌ی کتابخواهی انجام می‌دهد، آرش زاد ایده‌ی جذاب باایمیل را که این روزها ده‌ها سایت در حال کپی کردن پوسته‌ی آن هستند را ایجاد کرده است و یا علی اصغر هنرمند نسخه‌ی ترجمه شده‌ی زندگینامه‌ی استیو جابز را با تیم خوبش در نارنجی منتشر کرده است.

حالا آنکه در طی ۵ سال گذشته یک خروجی مشخص و مفید برای وب ایران که به نفع اکثریت باشد، وجود ندارد و تنها خروجی برای کسانی بوده است که با نام وب ایران در حال ساختن اسم و رسم و بستن لابی‌های مختلف هستند. اگر هم شما جز آن دسته افراد هستید که می‌گوید یک کار خوب گروهی در حال انجام شدن است، باید بگوییم کاری که خروجی نداشته باشد، کاری عبث است.

۵- جشنواره‌ی وب ایران، جشنواره‌ای دورهمی است! این جشنواره برخلاف نامش که سعی در نمایندگی وب ایران را دارد، جشنواره‌ای دورهمی است که در آن چهره‌های مطرح وب ایران حضور ندارند. برای مثال وبلاگ‌هایی مانند وبلاگینا، یک پزشک، نارنجی، کیبورد آزاد و… وبلاگ‌هایی هستند که نقش تاییدکننده و تاثیرگذاری بر روی وب ایران دارند به گونه‌ای که بخش عمده‌ی محتوای هر چند کم وب ایران و وبلاگستان فارسی توسط این وبلاگ‌ها تولید می‌شوند.

۵ دلیل بالا تنها مهمترین دلایلی بودند که هم اکنون به ذهنم رسیده‌اند و با کمی فکر بیشتر می‌توان چند مورد دیگر برای ادعایی که در عنوان این مطلب کرده‌ام، بیان کنم. در نهایت بد نیست توجه‌ی شما را به توییت سالار در سال گذشته در مورد چهارمین جشنواره وب ایران جلب کنم:

پی‌نوشت ۱: یکی از دوستان در مورد نکته‌ی دوم ایرادی را گرفته است و اینکه پول گرفتن از یک سازمان دولتی و انجام دادن یک کار خوب مشکلی ندارد. در این مورد شاید من به خوبی در بالا توضیح نداده‌ام. از نگاه من دریافت کمک هزینه از یک سازمان یا نهاد برای انجام یک کار خوب هیچ مشکلی ندارد، اما اینکه پولی گرفته شود و سپس ادعای مستقل و خصوصی بودن بیان شود، مشکل دارد. به عبارتی نمی‌توان هم از آخور خورد و هم از توبره! مشکل جشنواره‌ی وب ایران هم همین نکته است، یعنی اینکه این جشنواره ادعای مستقل بودن و عدم دریافت بودجه از سازمان‌های دولتی را دارد، اما در عین حال از سازمان‌های دولتی حمایت‌های مالی و معنوی دریافت می‌کند.

پی‌نوشت ۲: مطلب آرش زاد در این مورد: «جشنواره وب و انتقاداتی که هیچ وقت وارد نیست!»