نامه وارده: ترفندهای کاربران فارسی‌زبان برای افزایش تعداد دنبال‌کنندگان در توییتر چیست؟

مطلب زیر را یکی از کاربران شبکه‌ی اجتماعی توییتر نوشته است و آن را برای من ارسال کرده تا بدون نام منتشر کنم. در این مطلب وی از جو افزایش تعداد دنبال‌کنندگان و ترفندهای رایج در میان کاربران فارسی‌زبان این شبکه‌ی اجتماعی سخن گفته است که با خواندن آن، دیدگاه جدیدی نسبت به فضای توییتر و دغدغه‌ی آن پیدا کردم.

اگر شما هم نوشته، عکس و یا فیلمی دارید که نمی‌توانید آن را در وبلاگتان منتشر کنید و یا مایلید به صورت ناشناس منتشر شود، می‌توانید آن را برای من بفرستید. واضح است که مطالب دریافتی از نظر ساختار نوشتاری ویرایش می‌شوند و لزوما بازتاب دهنده‌ی دیدگاه‌های من نیستند.


توییتر رو تقریبا خیلی‌ها می‌شناسند؛ ساختارش، طرز کارش، قوانین و کارکردش و… . توییتر فارسی، روزهای اول جایی بود که کاربران فعال وب و وبلاگستان فارسی، یک حساب روی آن داشتند و با هم ارتباطشان را حفظ کرده بودند. در این میان یک عده فعالیت‌شان جدی‌تر بود و بیشتر توییت می‌کردند و جایی بود که در آن مینیمال‌نویسی می‌کردند. بعضی کاربرها هدف‌شان از توییت کردن این بود که پیام‌شان به شبکه‌های اجتماعی دیگر مانند فرندفید برود و در آنجا در موردش بحث و تبادل نظر کنند؛ و کاربردهای دیگر… .

این کاربرد تا زمانی دوام داشت که توییتر بیشتر در بین بچه‌های فعال در شبکه‌های اجتماعی دیگر و وبلاگستان شناخته شده بود. بعد از اتفاقات سال ۱۳۸۸، کمی اسم توییتر بیشتر بر سر زبان‌ها افتاد و افراد بیشتری به توییتر روی آوردن که تقریبا باز هم برای اطلاع‌رسانی و مینمال‌نویسی و استتوس‌نویسی از آن استفاده می‌کردند. کم کم طیف‌های دیگری هم وارد این جمع شدند که دوست داشتند روزمرگی‌ها و روزانه‌های خودشان را فقط توییت کنند که باز هم مشکلی نداشت، چون توییتر برای همه جا دارد و کسی مانع حضور شخص دیگری نمی‌تواند بشود.

تنها موردی که قابل توجه است، این است که افرادی که در یک شبکه‌ی اجتماعی قلم بهتری دارند یا مفیدتر هستند یا حتی روابط اجتماعی بهتری در شبکه‌های اجتماعی می‌توانند ایجاد کنند، توجه بیشتری به آنها می‌شود. به همین دلیل هم دنبال‌کننده‌های (Followers) بیشتری دارند و این مساله باعث شد تا کم کم این ذهنیت برای خیلی از افراد و حتی نویسنده‌ی این مطلب جا بیفتد که هر که دنبال‌کنندگان بیشتری دارد، یعنی کاربر بهتری است!

توییتر فارسی

تا یک دورانی هم این ذهنیت با واقعیت مطابقت داشت؛ تا زمانی که کم کم روابط اجتماعی قوی‌تر افراد جای خودشان را با قلم خوب و مفید بودن عوض کرد و هرکسی سعی می‌کرد افراد را ترغیب کند تا بقیه جز دنبال‌کنندگانش بشوند و این دنبال کردن و دنبال شدن، مساله‌ی مهمی برای افراد شد به گونه‌ای که حتی دوستی‌هایی بر همین اساس شکل گرفت یا حتی از بین رفت!

حالا این ترغیب کردن افراد برای اینکه به شخصه مثلا من را دنبال کنند، می‌توانست با پاسخ دادن (Reply) و توجه به توییت و ایجاد رابطه باشد و یا راه‌های مشابه؛ کم بودن افراد فعال فارسی‌زبان تا قبل از بر سر زبان افتادن نام توییتر، باعث شد که همیشه حد نهایت دنبال‌کنندگان یک شخص سرشناس به ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر برسد. تا اینکه کم کم حضور افراد فارسی‌زبان در توییتر زیاد شد و حساب‌های مختلف سرازیر شدند و بعضی حساب‌ها عدد چهار رقمی ۱۰۰۰ به بالا را در جلوی واژه‌ی «دنبال کننده‌ها» دیدند! و این عدد به همان اندازه‌ای برای همه هیجان‌انگیز بود که یک زمانی عدد سه رقمی ۱۰۰ به بالا برای واژه‌ی «دنبال کننده‌ها» هیجان داشت؛ این عدد برای یک عده شد یک معیار، چه خود صاحب حساب توییتر و چه افراد کم دنبال‌کننده و این عده سعی کردند به نحوی این عدد دنبال‌کنندگانشان را به این عدد هیجان‌انگیز ۱۰۰۰ برسانند. حتی توییتی را از یکی از دوستان خوبم در ذهنم دارم که یک بار نوشت: «اگر دیدی یک نفر ۱۰۰۰ توییت دارد، یعنی واقعا یک حرفی برای گفتن دارد»!

این عدد اینقدر مهم شد که افراد برای جذب دنبال‌کننده و نشان دادن خوب و پرطرفدار بودن خودشان، گاهی دست به کارهای جالب و عجیبی می‌زنند. یک روش که زیاد دیده می‌شود این است که فرد مقابل حتی کوچک‌ترین توییت‌های افراد را که شاید فقط برای خود نویسنده معنی داشته باشد را هم به علاقه‌مندی‌های خودش (Favourite) اضافه می‌کند یا حتی تقریبا همه‌ی توییت‌های یک نفر را ری‌توییت می‌کند تا نشان بدهند من به تو توجه دارم و به این صورت طرف مقابل را در رودرباسی بگذارد و یک نفر به دنبال‌کنندگان خود اضافه کند.

روش جالب‌تری که به تازگی دیده‌ام به این صورت است: کاربر به محض ورود به توییتر، شروع به دنبال کردن تک تک حساب‌ها می‌کند و برای وی مهم نیست که آیا این حسابی که دنبال کرده است فعال است؟ فعال نیست؟ سلایق این کاربر با شخص همخوانی دارد؟ یا حتی خیلی وقت‌ها کاربرهایی که فارسی‌زبان نیستند و کاربر حتی متوجه نمی‌شود آن کاربر چه چیزی نوشته است را دنبال می‌کند و به این شکل حداقل اگر نگوییم نصف افراد دنبال‌کننده آن شخص را دنبال می‌کنند، به هر حال یک سوم آن افراد شخص را دنبال می‌کند! به این شکل اگر کاربر تازه وارد ۲۰۰۰ نفر را در یک مدت زمان کوتاه دنبال کند، احتمال آنکه به عدد بالای ۱۰۰۰ دنبال‌کننده برسد بسیار زیاد خواهد بود و به این صورت به معیار بعضی از کاربران توییتر نزدیک می‌شود! خیلی‌ها برای اینکه یک نفر را دنبال کنند، نگاه می‌کنند که آن فرد توسط چند نفر دنبال می‌شود! حتی توییتر هم افراد با دنبال‌کننده‌ی زیاد را زودتر به اشخاص تازه وارد پیشنهاد می‌کند تا آنها را دنبال کنند که این مورد به معیار مهمی در توی توییتر فارسی تبدیل شده است.

غیر از این، از بین آن افرادی که معیار مهم بودن و خوش قلم بودن‌شان، تعداد بالای دنبال‌کنندگانشان محسوب می‌شود هم گاهی موارد جالبی را می‌توان پیدا کرد. به طور مثال افرادی را می‌شناسم که در ابتدا جزو افرادی بودند که از روزمرگی‌هایشان و مسائل معمولی می‌نوشتند و یا حتی بدتر، برای جذب مخاطب مسائلی را در توییت‌هایشان عنوان می‌کردند که زیاد مناسب نبود و همان فرد نمی‌توانست آن مسائل را در مقابل دوستان دنیای واقعی‌اش بیان کند. به طور مثال حرف‌ها و صحبت‌های +۱۸ و یا خیلی خصوصی. ولی بعد از اینکه به سطح بالای دنبال‌کنندگان و مخاطبان می‌رسد، نوع و ساختار توییت‌هاش عوض می‌شود، به گونه‌ای که مسائل فیلسوفانه می‌نویسد 🙂 یا جریان‌ساز می‌شود یا بدتر از آن برای باقی افراد تعیین تکلیف می‌کند که روش‌های درست توییت کردن یا رفتار توییتری چگونه‌اند و… .

اگر جریان‌سازی و صحبت‌های آموزنده را بد ندانیم که به خودی خود بد نیستند، این تعیین تکلیف برای باقی افراد خصوصا در یک محیط اجتماعی مجازی که هر کسی هرچیزی که دوست دارد می‌تواند بگوید، درست نیست. این تنها ما هستیم که تصمیم می‌گیریم چه کسی را دنبال کنیم یا نه، یا کدام روش رفتاری در توییتر درست و کدام روش غلط است.

موردی که همه‌ی ما یا اکثر ما به آن توجهی نداریم، آن است که فکر می‌کنیم اگر یک نفر به عنوان مثال ۵۰۰ نفر دنبال‌کننده دارد، به محض اینکه یک توییت را ارسال کند، مثل یک سخنرانی در یک جمع ۵۰۰ نفری است و حتما همه‌ی ۵۰۰ نفر آن توییت را می‌خوانند و به آن توجه می‌کنند! اما حقیقت آن است که این تصور به طور کامل غلط است. بارها و بارها به شیوه‌های مختلف، به عنوان مثال با به اشتراک گذاشتن یک عکس یا لینک و… این موضوع به من ثابت شده است که یک فرد چه با ۵۰۰ نفر دنبال‌کننده و چه با ۱۰۰۰ نفر دنبال‌کننده، اگر یک توییت را ارسال کند، حداکثر افرادی که به آن توییت توجه می‌کنند و آن را می‌خوانند، از ۳۰ یا ۴۰ نفر تجاوز نمی‌کند؛ چون همه‌ی افرادی دنبال‌کننده‌ی این فرد هستند، همواره فعال و آنلاین نیستند، مگر اینکه این فرد را در یک لیست خاص قرار داده باشند و دائما به آن لیست سر بزنند و بخوانند.

در نتیجه با اینکه معیار سایت توییتر هم برای پراهمیت‌تر بودن افراد، تعداد دنبال‌کنندگان بالاست، ولی به نظر من این تعداد و اعداد و رقم‌ها نه معیاری هستند برای خوب بودن گفته‌ها و نه شخصیت‌ها.

پی‌نوشت ۱: از اینکه واژه‌های حساسیت برانگیز «دنبال‌کنندگان»، «دنبال‌شوندگان»، «دنبال کردن» و«دنبال شدن» را زیاد به کار بردم، عذرخواهی می‌کنم!

پی‌نوشت ۲: خصلت‌ها و طرز فکرهایی که در بالا در مورد کاربران فارسی‌زبان توییتر اشاره کردم، مطمئنا مربوط به تمام آنها نیست و در اینجا صحبت از یک قشر خاص است که به هر دلیلی عده‌ی آنها کم نیست. وگرنه کاربران زیادی هستند که نکات بالا در مورد آنها صدق نمی‌کند و این وصله‌ها به آنها نمی‌چسبد.