مومن‌نسب را جایگزین فیلترینگ کنیم!

قبل از هر چیزی، اگر نمی‌دانید جناب آقای روح‌الله مومن‌نسب کیست، بد نیست که این ویدیو را مشاهده کنید و یا اینکه این مصاحبه را گوش کنید تا به جایگاه ویژه‌ی آقای مومن‌نسب در ساختار فیلترینگ اینترنت در ایران و تئوری‌های ایشان در مورد اینترنت آشنا شوید 🙂

حالا منظور از عنوان این مطلب چیست؟

این ایده چند ساعت پیش به ذهنم رسید که یک روش بدون دردسر برای نشان دادن اعتراض به وضعیت خنده‌دار فیلترینگ در ایران است، وضعیتی که در آن چند نفر برای بیش از ۳۲ میلیون کاربران اینترنت در ایران تصمیم می‌گیرند و بدون هیچ توضیحی جیمیل را مسدود و سپس باز می‌کنند. و یا آنکه فردی که دامنه‌هایی مانند Daghkon.ir دارد، سخن از اینترنتی برای خودمان می‌کند که از بقیه جدا باشد!

داستان این ایده آن است که هم اکنون برای آنکه بسیاری از وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌ها از سیستم فیلترینگ اینترنت که دیگر دامن خود وبلاگ‌نویسان حامی دولت را نیز گرفته است، رها شوند، به جای استفاده از فیلترینگ، از فیلطر یا فیل تر استفاده می‌کنند. خوب، هم اکنون می‌توانیم به جای آنکه از فیلترینگ، سانسور، مسدود شدن و واژه‌هایی که ممکن است یک وبلاگ را قربانی فیلترینگ کند، از واژه‌ی «مومن‌نسب» استفاده کنیم 🙂 مثلا من از این به بعد به جای اینکه بگویم «وبلاگم فیلتر شد»، می‌گویم «وبلاگم مومن‌نسب شد».

مزیت این کار اول از همه این است که فردی که خود را مغز متفکر و کارشناس امور فیلترینگ در ایران معرفی می‌کند، اعتراض کاربران را مشاهده می‌کند و اگر بخواهد با این روش مقابله کند، باید اسم خودش را فیلتر کند که شامل وبلاگش نیز خواهد شد 🙂

به همین دلیل اگر از این پس خواستید در مورد فیلترینگ توییت کنید، مطلبی بنویسید و…، به جای آن از واژه‌ی «مومن‌نسب» استفاده کنید. در توییت‌ها نیز این واژه‌ها را تگ کنید: #مومن‌نسب.

پی‌نوشت: لینک وبلاگ مومن‌نسب را به دلیل اینکه وبلاگش حاوی بدافزار است از این پست حذف کرده‌ام.

نوشتن دیدگاه

دورهمی داستان مسدود شدن جیمیل در ایران

در این دورهمی یک ساعته که با حضور من، نریمان غریب و عزیز آشفته در روز ۱۰ مهر ماه برگزار شد، در مورد داستان رفع فیلترینگ جیمیل و سخنان مسئولین ایران صحبت کرده‌ایم. سخنانی مانند مصاحبه‌ی نریمان غریب با آقای روح‌الله مومن‌نسب، یکی از طرفداران مسدود شدن گوگل/جیمیل.

نوشتن دیدگاه

فیلترینگ اینترنت فرصت نیست، فاجعه است

قبل از هر چیزی، باید بگوییم که این مطلب را قرار بود که سه روز پیش منتشر کنم، اما به دلایلی مانند داستان خبر جعلی «گه خورده‌اند» منتسب به احمدی‌نژاد، آن را با تاخیر نوشتم و منتشر کردم 🙂


این روزها دیگر کسی نیست که با داستان فیلترینگ اینترنت در ایران دست و پنجه نرم نکرده باشد، فیلترینگی که این روزها به ابزاری سیاسی برای مسئولین ایران تبدیل شده است و هر کسی به نوبه‌ی خود از آن برای پیشبرد اهداف سیاسی/تجاری خود بهره می‌جوید.

اگر تا اواخر سال ۱۳۹۰، در مورد فیلترینگ اینترنت در ایران از من سوال می‌کردید، من را آن احمقانه می‌دانستم، اما این روزها و با فیلتر شدن گوگل برای چندین ساعت و جیمیل برای چند روز که امیدی به باز شدن آن ندارم، نه تنها ساختار فیلترینگ در ایران را احمقانه، بلکه خنده‌دار و مضحک نیز می‌دانم. و شاید بتوان قسمت مضحک ماجرا را جایی دانست که در آن یکی از افرادی که دغدغه‌ی خود را وب فارسی می‌داند و خود را حامی و فعال وب معرفی می‌کند، چنین توییتی می‌کند:

دیدگاهی که باید آن را خطری مهلک دانست، خطری که در آن یک فرد از نابودی رقبا به روشی کاملا غیر اخلاقی حمایت می‌کند و آن را یک فرصت خوب معرفی می‌کند! هر چند که در کمتر از یک هفته، این فرصت طلایی شامل حال یکی از وب‌سایت‌های زیر مجموعه‌ی شرکت خاورزمین سیستم کیش شد و وب‌سایت وبززز شد و این وب‌سایت از روز چهارشنبه، ۵ شهریور فیلتر شد. فیلترینگی که همانگونه که بارها گفته‌ام نه تنها یک فرصت نیست، بلکه ننگی است که به مرور زمان حامیان خود را نیز می‌خورد، زمانی وبلاگ‌نویسان مخالف دولت ایران را می‌خورد، زمانی وبلاگ‌نویسان حامی دولت و زمانی فرصت‌طلبانی که فیلترینگ را شانس خوبی برای انحصار می‌دانند!

به همین دلیل همواره بر روی این نکته تاکید کرده‌ام که باید در مورد فیلترینگ حرف زد، به آن اعتراض کرد و آن را یک تهدید نابودکننده برای تک تک افراد فعال در فضای وب (چه فارسی و چه غیر فارسی) دانست، تهدیدی که یک روز ممکن است باعث نابودی یک وبلاگ شود و یک روز دیگر باعث نابودی یک تجارت.

در همین رابطه نیز در روز ۳ شهریور ماه که برابر با روز فیلتر شدن گوگل/جیمیل در ایران بود، دورهمی با حضور نریمان غریب و عزیز آشفته برگزار کردم که در آن در مورد ابعاد این فاجعه‌ی بزرگ برای وب فارسی صحبت کردیم که می‌توانید آن را از اینجا مشاهده کنید و یا در انتهای این مطلب آن را تماشا کنید.

برای همین دورهمی نیز یکی از کاربران توییتر با نام عباس در ایران، ایمیلی در مورد فیلتر شدن گوگل/جیمیل برای من ارسال کرده بود که خلاصه‌ای از آن را در دورهمی مطرح کرد:

داشتم به این فکر می کردم اگر به هر علتی موبایل معمولی من گم بشه و یا سیم کارتم بسوزه، چطوری می خوام مخاطبینم رو یه جای امن ذخیره کنم.

اول به فکرم رسید از خود بخش مخاطبین ویندوز استفاده کنم اما انقد کسل کننده بود و معمولی که منصرف شدم. یهو یاد مخاطبین گوگل افتادم.

آره، اینجا همون جاییه که می تونم با خیال راحت همه اطلاعاتم رو وارد کنم و می دونم که کسی جز خودم بهشون دسترسی نداره.

تمام مخاطبین گوشیم رو وارد کردم و اطلاعات لازمه و حتی نوع روابطی که با دیگر مخاطبینم دارن رو ذکر کردم. مثلن بابام شوهر مامانمه و فلانی دوست کی بوده که از طریقش من باهاش آشنا شدم!

فرداش گوشی اندروید یکی از دوستام رو گرفتم و دیدم توی بخش هماهنگ‌سازی (sync) می‌شه هم مخاطبین، هم ایمیل‌ها و هم تقویم گوگل رو بهش وصل کرد و دیگه اگه گوشی هوشمندت هم حتی گم بشه از بابت مخاطبین خیالت راحته.

این یکی از بهترین هدیه‌های گوگل به من بود. هدیه‌هاش خیلی زیاده قابل شمارش نیست.

در ادامه‌ی مسدود شدن گوگل/جیمیل نیز رجانیوز مطلبی اعتراضی را در این رابطه منتشر کرد که پس از مدتی کوتاه، در کشوری که به گفته‌ی رئیس جمهور آن، آزادی فراتر از مطلق است، از روی این وب‌سایت حذف شد که می‌توانید تصویر این مطلب را از اینجا مشاهده و آن را بخوانید 🙂

در نهایت آن چیزی که مهم است و باید هرگز فراموش نکنیم آن است که فیلترینگ ننگ و فاجعه‌ای است که همواره باید با آن مبارزه کرد و تحت هیچ شرایطی نباید آن را موقعیت طلایی دانست و یا از فیلتر شدن یک وب‌سایت خوشحال شد،‌ زیرا فیلترینگ غولی است که موافق و مخالف را بدون هیچ تعارفی می‌خورد. برای همین حداقل کاری که می‌توانیم انجام دهیم آن است که در مورد فیلترینگ و بد بودن آن حرف بزنیم و بنویسیم.

نوشتن دیدگاه

دورهمی بررسی فیلتر شدن گوگل/جیمیل در ایران

در روز ۳ شهریور ماه امسال، جستجوگر گوگل همراه با سرویس ایمیل جیمیل در ایران فیلتر شدند. در این دورهمی (Hangout) یک ساعته، در مورد جنبه‌های مختلف این فیلترینگ و تاثیر آن بر روی کاربران وب فارسی بحث کرده‌ایم که شاید نکات جالبی را برای شما به همراه داشته باشد.

نوشتن دیدگاه

بررسی ماجرای جعلی «** خورده‌اند» و حاشیه‌های آن

به احتمال زیاد داستان خبر نادرستی که از یک ویدیوی منتشر شده توسط بی‌بی‌سی فارسی شروع شد را شنیده‌اید، خبری جعلی که در آن احمدی‌نژاد را متهم به گفتن عبارت «گه خورده‌اند» کرد و با واکنش‌های بسیاری در شبکه‌های اجتماعی مواجه شد. به دلیل اهمیتی که این موضوع داشت و در شبکه‌های اجتماعی مانند توییتر به موضوعی داغ تبدیل شد، سعی کردم تا حقیقت این داستان را با گشت و گذار در اینترنت پیدا کنم که حاصل این بررسی، این مطلب شده است.

شروع ماجرا از کجاست؟
شروع ماجرای نسبت دادن عبارت «گه خورده‌اند» به احمدی‌نژاد از ویدیویی شروع شد که در آن بهمن کلباسی از احمدی‌نژاد در مورد سوال نمایندگان مجلس در مورد هیئت ۱۶۰ نفری وی در نیویورک سوال کرد:

بعد از انتشار این ویدیو بر روی کانال یوتیوب بهمن کلباسی، با بررسی‌هایی که کردم متوجه شدم که اولین نفری که داستان «گه خورده‌اند» را بیان کرده است، کاربری با نام Badmasab2 بوده است:

که متاسفانه در روز سه‌شنبه به اشتباه اولین فرد و سازمان در این مورد را بی‌بی‌سی فارسی اعلام کردم:

به همین دلیل بابت این اشتباه فاحش و اتهامی که به بی‌بی‌سی فارسی و بهمن کلباسی زده‌ام عذرخواهی می‌کنم.

تا اینجا کار هیچ مشکلی وجود نداشته است، یک خبر نادرست توسط کاربری با نام Badmasab2 شروع می‌شود و سپس به صورت یک سیل تمام شبکه‌های اجتماعی را درمی‌نوردد.

اما مشکل کار زمانی برای من پیدا شد، که متوجه شدم توییتی را بهمن کلباسی به زبان انگلیسی منتشر کرده است و سپس آن را بدون هیچ توضیح پاک کرده است. براساس تصویر زیر، بهمن کلباسی چند ساعت بعد از شروع موج «گه خورده‌اند» در توییتر، فیس‌بوک، گوگل پلاس و…، توییتی به این صورت کرده بوده است:

۲day I tried 2 ask Ahmadinejad about Iranian MPs questioning him 4 taking 160 people to #UNGA he APPEARS 2 say “They can eat sh*t” ۱/۲

برای دیدن تصویر بزرگ‌تر کلیک کنید.

با دیدن این توییت که تا قبل از پیدا کردن و عمومی شدن آن، بهمن کلباسی هیچ توضیحی در مورد آن نداده بود، چند نکته‌ی مهم به نظر من رسید که هدف از نوشتن این مطلب نیز دقیقا بیان این نکات است. زیرا از نگاه من اینگونه رفتار از سوی خبرنگاران هر رسانه‌ای، کل ساختار یک رسانه‌ها را زیر سوال می‌برد و ضربه‌ای مهلک به اعتبار آن رسانه و همچنین فرد متهم شده (در اینجا محمود احمدی‌نژاد) می‌زند که امکان تصحیح آن تقریبا غیر ممکن است.

نکات مهم این ماجرا چیستند؟
برای شروع بهتر است که به دستورالعمل‌های تحریریه‌ی (Editorial Guidelines) بی‌بی‌سی که شامل کارمندان بی‌بی‌سی فارسی نیز می‌شود نگاهی کنیم. براساس دستورالعملی که بی‌بی‌سی برای تمام کارمندان خود در مورد شبکه‌های اجتماعی، میکروبلاگ‌ها و دیگر وب‌سایت‌ها/وبلاگ‌ها مانند وبلاگ شخصی وضع کرده است و تمامی کارمندان بی‌بی‌سی موظف به رعایت آن هستند، بهمن کلباسی دو مورد زیر را نقض کرده است:

Should not engage in activities on the Internet which might bring the BBC into disrepute;

 [کارمندان بی‌بی‌سی] نباید در هرگونه فعالیتی بر روی اینترنت که ممکن است بی‌بی‌سی را بدنام کند، شرکت کنند.

Should act in a transparent manner when altering online sources of information;

[کارمندان بی‌بی‌سی] باید رفتاری شفاف در زمان تغییر منابع آنلاین اطلاعات داشته باشند.

علاوه بر دو مورد بالا، در مورد وبلاگ‌نویسی و استفاده از مایکروبلاگ‌هایی مانند توییتر، بهمن کلباسی این مورد را نیز نقض کرده است:

Impartiality is a particular concern for those working in News and Current Affairs. Nothing should appear on their personal blogs or microblogs which undermines the integrity or impartiality of the BBC. For example, News and Current Affairs staff should not:
advocate any particular position on an issue of current public controversy or debate.

بی‌طرفی یکی از نگرانی‌های مهم برای افرادی است که در بخش خبر و رخدادهای جاری کار می‌کنند. هیچ چیزی نباید بر روی وبلاگ‌ها یا مایکروبلاگ‌ها که امانت‌داری و بی‌طرفی بی‌بی‌سی را زیر سوال ببرد ظاهر شود. به عنوان مثال، کارمندان خبر و رخدادهای جاری نباید:
طرفدار یک موقعیت [یا رویداد] خاص در بحث‌ها و موضوعات جنجالی [باشند].

هر چند که بعد از واکنش‌هایی که در توییتر نسبت به این توییت بهمن کلباسی صورت گرفت، وی مطلب وبلاگ گزارشگران بی‌بی‌سی را به روز کرد و از اشتباه بودن آن توییت سخن گفته است، اما باز هم دو سوال مهم پیش آمده است که همچنان پاسخ روشنی به آنها داده نشده است:

۱- چرا خبری به این مهمی را بدون چک کردن و اطمینان از آن، توییت کرده است و سپس به فکر چک کردن افتاده است؟

۲- چرا بی‌بی‌سی فارسی و خبرنگار آن بعد از متوجه شدن اشتباه، به صورت رسمی از بابت این توییت عذرخواهی نکرده است؟

و شاید گفتن این نکته هم بد نباشد که استفاده از واژه‌ی «به نظر می‌آید» برای توجیه این توییت به هیچ عنوان قابل قبول نیست، زیرا یک خبرنگار/گزارشگر باید قبل از آنکه خبری را منتشر کند، از درستی آن مطمئن باشد و سپس آن را منتشر کند. چون با پذیرش این توجیه، از فردا هر خبرگزاری می‌تواند هر خبر و اتهامی را با واژه‌ی «به نظر می‌آید» همراه کند و سپس بعد از مدتی خبر را پاک کند، کاری که وب‌سایت‌های چی‌چی نیوز داخل ایران به صورت روزانه در حال انجام آن هستند!

چه نتیجه‌ای می‌توان از این ماجرا گرفت؟
قبل از نتیجه‌گیری باید بگوییم که در روز گذشته بهمن کلباسی در تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی در مورد توییتش صحبت کرده است که هر چه گشتم نتوانستم لینک تصویری آن را پیدا کنم.

اما از نگاه من بی‌بی‌سی فارسی و بهمن کلباسی، باید هر دو بابت این اشتباه از محمود احمدی‌نژاد عذرخواهی کنند زیرا خبرنگار شبکه‌ی بی‌بی‌سی فارسی اتهامی را به رئیس جمهور یک کشور زده است که از پایه اشتباه بوده است، به همین دلیل بهترین راه و حرفه‌ای‌ترین راه آن است که تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی و بهمن کلباسی، از محمود احمدی‌نژاد عذرخواهی کنند.

در آخر باز هم تاکید می‌کنم که هدف این مطلب آموزش این نکات است: استفاده از شبکه‌های اجتماعی را به درستی درک کنیم، حقیقت را قبول کنیم و شجاعت اعتراف به اشتباه و عذرخواهی را داشته باشیم، که خوشبختانه بی‌بی‌سی فارسی و خبرنگار آن، از روز گذشته در این راه قدم گذاشته، هر چند که از محمود احمدی‌نژاد عذرخواهی نکرده است 🙂

پی‌نوشت:
– وقتی کاربران شبکه‌های اجتماعی تصور کردند رئیس جمهور «فحش داده»

– در مورد این ماجرا در طی چند روز گذشته صحبت کرده‌ام و به همین دلیل این آخرین مطلب و بحثی است که در مورد این داستان می‌کنم؛ چون از نگاه من همه چیز روشن شده است و بیشتر از این بحث کردن، کش دادن الکی این داستان است 🙂

نوشتن دیدگاه