فیلترینگ اینترنت فرصت نیست، فاجعه است

قبل از هر چیزی، باید بگوییم که این مطلب را قرار بود که سه روز پیش منتشر کنم، اما به دلایلی مانند داستان خبر جعلی «گه خورده‌اند» منتسب به احمدی‌نژاد، آن را با تاخیر نوشتم و منتشر کردم 🙂


این روزها دیگر کسی نیست که با داستان فیلترینگ اینترنت در ایران دست و پنجه نرم نکرده باشد، فیلترینگی که این روزها به ابزاری سیاسی برای مسئولین ایران تبدیل شده است و هر کسی به نوبه‌ی خود از آن برای پیشبرد اهداف سیاسی/تجاری خود بهره می‌جوید.

اگر تا اواخر سال ۱۳۹۰، در مورد فیلترینگ اینترنت در ایران از من سوال می‌کردید، من را آن احمقانه می‌دانستم، اما این روزها و با فیلتر شدن گوگل برای چندین ساعت و جیمیل برای چند روز که امیدی به باز شدن آن ندارم، نه تنها ساختار فیلترینگ در ایران را احمقانه، بلکه خنده‌دار و مضحک نیز می‌دانم. و شاید بتوان قسمت مضحک ماجرا را جایی دانست که در آن یکی از افرادی که دغدغه‌ی خود را وب فارسی می‌داند و خود را حامی و فعال وب معرفی می‌کند، چنین توییتی می‌کند:

دیدگاهی که باید آن را خطری مهلک دانست، خطری که در آن یک فرد از نابودی رقبا به روشی کاملا غیر اخلاقی حمایت می‌کند و آن را یک فرصت خوب معرفی می‌کند! هر چند که در کمتر از یک هفته، این فرصت طلایی شامل حال یکی از وب‌سایت‌های زیر مجموعه‌ی شرکت خاورزمین سیستم کیش شد و وب‌سایت وبززز شد و این وب‌سایت از روز چهارشنبه، ۵ شهریور فیلتر شد. فیلترینگی که همانگونه که بارها گفته‌ام نه تنها یک فرصت نیست، بلکه ننگی است که به مرور زمان حامیان خود را نیز می‌خورد، زمانی وبلاگ‌نویسان مخالف دولت ایران را می‌خورد، زمانی وبلاگ‌نویسان حامی دولت و زمانی فرصت‌طلبانی که فیلترینگ را شانس خوبی برای انحصار می‌دانند!

به همین دلیل همواره بر روی این نکته تاکید کرده‌ام که باید در مورد فیلترینگ حرف زد، به آن اعتراض کرد و آن را یک تهدید نابودکننده برای تک تک افراد فعال در فضای وب (چه فارسی و چه غیر فارسی) دانست، تهدیدی که یک روز ممکن است باعث نابودی یک وبلاگ شود و یک روز دیگر باعث نابودی یک تجارت.

در همین رابطه نیز در روز ۳ شهریور ماه که برابر با روز فیلتر شدن گوگل/جیمیل در ایران بود، دورهمی با حضور نریمان غریب و عزیز آشفته برگزار کردم که در آن در مورد ابعاد این فاجعه‌ی بزرگ برای وب فارسی صحبت کردیم که می‌توانید آن را از اینجا مشاهده کنید و یا در انتهای این مطلب آن را تماشا کنید.

برای همین دورهمی نیز یکی از کاربران توییتر با نام عباس در ایران، ایمیلی در مورد فیلتر شدن گوگل/جیمیل برای من ارسال کرده بود که خلاصه‌ای از آن را در دورهمی مطرح کرد:

داشتم به این فکر می کردم اگر به هر علتی موبایل معمولی من گم بشه و یا سیم کارتم بسوزه، چطوری می خوام مخاطبینم رو یه جای امن ذخیره کنم.

اول به فکرم رسید از خود بخش مخاطبین ویندوز استفاده کنم اما انقد کسل کننده بود و معمولی که منصرف شدم. یهو یاد مخاطبین گوگل افتادم.

آره، اینجا همون جاییه که می تونم با خیال راحت همه اطلاعاتم رو وارد کنم و می دونم که کسی جز خودم بهشون دسترسی نداره.

تمام مخاطبین گوشیم رو وارد کردم و اطلاعات لازمه و حتی نوع روابطی که با دیگر مخاطبینم دارن رو ذکر کردم. مثلن بابام شوهر مامانمه و فلانی دوست کی بوده که از طریقش من باهاش آشنا شدم!

فرداش گوشی اندروید یکی از دوستام رو گرفتم و دیدم توی بخش هماهنگ‌سازی (sync) می‌شه هم مخاطبین، هم ایمیل‌ها و هم تقویم گوگل رو بهش وصل کرد و دیگه اگه گوشی هوشمندت هم حتی گم بشه از بابت مخاطبین خیالت راحته.

این یکی از بهترین هدیه‌های گوگل به من بود. هدیه‌هاش خیلی زیاده قابل شمارش نیست.

در ادامه‌ی مسدود شدن گوگل/جیمیل نیز رجانیوز مطلبی اعتراضی را در این رابطه منتشر کرد که پس از مدتی کوتاه، در کشوری که به گفته‌ی رئیس جمهور آن، آزادی فراتر از مطلق است، از روی این وب‌سایت حذف شد که می‌توانید تصویر این مطلب را از اینجا مشاهده و آن را بخوانید 🙂

در نهایت آن چیزی که مهم است و باید هرگز فراموش نکنیم آن است که فیلترینگ ننگ و فاجعه‌ای است که همواره باید با آن مبارزه کرد و تحت هیچ شرایطی نباید آن را موقعیت طلایی دانست و یا از فیلتر شدن یک وب‌سایت خوشحال شد،‌ زیرا فیلترینگ غولی است که موافق و مخالف را بدون هیچ تعارفی می‌خورد. برای همین حداقل کاری که می‌توانیم انجام دهیم آن است که در مورد فیلترینگ و بد بودن آن حرف بزنیم و بنویسیم.