آموزش، راه حل تغییر یک جامعه

تذکر: من نه جامعه‌شناس هستم و نه یک واحد درسی با موضوع جامعه‌شناسی پاس کرده‌ام، به همین دلیل این مطلب تنها و تنها براساس تجربیات پراکنده‌ای است که در طول چند سال اخیر بدست آورده‌ام.

اگر مطالب این وبلاگ را مرور کنید، متوجه خواهید شد که اینترنت یکی از معدود ابزارهایی است که بر زندگی و روند فکری من بسیار تاثیر گذاشته است و از همین رو اینترنت را برخلاف اکثر سیاستمداران و دولت‌های دنیا، ابزاری برای افزایش آگاهی و آموزش مردم می‌دانم.

از نگاه من اینترنت ابزاری طلایی برای آموزش مردم در سرتاسر دنیاست به گونه‌ای که با راه‌اندازی دوره‌های مختلف آموزشی می‌توان سطح آگاهی و اطلاعات عمومی مردم را بالا برد تا افراد دیگر به فکر مشاهده‌ی لوگوی پپسی بر روی ماه نیافتند! علاوه بر این، از نگاه من با آموزش افراد یک جامعه به مرور زمان و در یک پروسه‌ی بلند مدت می‌توان تغییراتی مثبت در آن جامعه ایجاد کرد تا هر آنچه را که خبرگزاری‌های مختلف جهان بیان می‌کنند را افراد آن جامعه باور نکنند و هر آنچه را که سیاستمداران و قدرتمندان یک کشور بیان می‌کنند را هم باور نکنند و قبل از اینکه چیزی را باور کنند، اول از خود بپرسند که آیا چنین چیزی واقعیت دارد یا خیر؟

به همین دلیل از نگاه من موثرترین راه تغییر در یک جامعه، آموزش آن جامعه است و این آموزش می‌تواند از طرز پوست کردن یک خیار باشد تا فیزیک کوآنتوم (!) چون آنچه مهم است آموزش، آموزش و آموزش است. و اگر شما به فکر تغییری در جامعه‌ی ایران هستید، یکی از بهترین کارها آموزش مردم ایران است که هم اکنون و خوشبختانه برخی از افراد فعال در وب فارسی مشغول این کار هستند.

یادمان باشد که آموزش گره‌گشایی بسیاری از مشکلات است.

نوشتن دیدگاه

بازی وبلاگی- من تحریم می‌کنم!

اگر اخبار وبلاگستان فارسی را دنبال کرده باشید، به احتمال بسیار زیاد نام «بازی وبلاگی» به گوش‌تان خورده است. بازی‌ای که در آن یک وبلاگ‌نویس از دیگر وبلاگ‌نویسان درخواست می‌کند که در مورد یک موضوع بنویسند و یکی از افراد فعال در بازی‌های وبلاگی در وبلاگستان فارسی کسی نیست جز صادق جم.

صادق جم در مطلبی با عنوان «[بازی وبلاگی] من تحریم می‌کنم!» از من دعوت کرده است که در بازی وبلاگی‌ای که چند روز پیش راه انداخته است شرکت کنم و هر چیز و فردی را در هر زمینه‌ای که به نظرم مستحق تحریم است را تحریم کنم تا شاید با تحریم من با خاک یکسان شود (!) هر چند که از قدیم گفته‌اند به حرف گربه سیاه باران نمی‌آید 🙂

از زمانی که صادق جم من را به این بازی وبلاگی دعوت کرد، به لیست تحریمی‌هایم فکر می‌کردم که چه چیزی و چه کسی را می‌خواهم تحریم کنم که نتیجه‌ی آن سه مورد زیر شد:

۱- من هر فردی را که در حال بیان این جملات و داستان‌های خیالی باشد که ایرانیان از نژاد برتر آریایی هستند، ایرانیان باحال‌ترین ملت دنیا هستند، ایرانیان باهوش‌ترین ملت دنیا هستند و از صبح تا شب به دنبال یک ایرانی در شرکت‌های بزرگ و معروف باشد تا نشان دهد ایرانیان در دنیا تک هستند را تحریم می‌کنم، چون از نظر من یکی از دلایل مهم مشکلات امروز ما همین باد کردن‌های الکی خودمان بوده است.

۲- من هر وب‌سایت و وبلاگی را که از نام، عنوان، آدرس و محتوای دیگران برای منفعت خود سو استفاده می‌کند را تحریم می‌کنم و نه تنها آن وب‌سایت یا وبلاگ را نخواهم خواند، بلکه در رسوا کردنش نیز بیش از پیش تلاش خواهم کرد!

۳- من هر دولت، سازمان و فردی را که سعی در سانسور و محدود کردن اینترنت، سینما، روزنامه، کتاب، موسیقی و… دارد را تحریم می‌کنم و برای ناکام ماندنش هر نوع تلاشی خواهم کرد هر چند  که تاریخ نشان داده است که سانسورچی‌ها بازنده‌ی تمامی بازی‌ها و قواعدی هستند که خودشان وضع کرده‌اند.

در نهایت این را هم بگوییم که به طور کلی تحریم به معنایی که این روزها برای ما ایرانیان معنا پیدا کرده است چیز خوبی نیست و به جای تحریم همانگونه که جادی گفته است، ترجیح می‌دهم از واژه‌ی «تقبیح» استفاده کنم چون از نظر من با تحریم چیزی عوض نمی‌شود و تقبیح همراه با عمل نتیجه‌بخش است.

نوشتن دیدگاه

وبلاگ‌نویسان ارزشی واقعی چه کسانی هستند؟

وبلاگستان فارسی از آن بخش‌هایی است که من خیلی دوستش دارم و بخش بزرگی از آنچه را این روزها یاد گرفته‌ام را مدیون وبلاگستان فارسی هستم. به همین دلیل یکی از تفریحات روزانه‌ی من گشت و گذار در بین وبلاگ‌های مختلفی است که شاید کمتر کسی آنها را بخواند یا بشناسد، اما بسیار خواندنی و خوب هستند.

به عنوان مثال بخشی از وبلاگستان فارسی که بسیار در مورد آن کم صحبت شده است، بخشی است که من نامش را «وبلاگ‌نویسان ارزشی» می‌گذارم. وبلاگ‌نویسانی که برخلاف شعارهای مسئولین ایران و یا بسیار از چهره‌های شناخته شده‌ی ارزشی و حزب‌اللهی تنها و تنها برای دل خود می‌نویسند و آنچه را رخ می‌دهد بیان می‌کنند، کاری که بسیاری از فعالان ارزشی شناخته شده‌ی عرصه‌ی اینترنت به هزار دلیل خودساخته آن را انجام نمی‌دهند!

از نگاه من این بخش از وبلاگستان فارسی برخلاف آنچه که اکثریت فکر می‌کنند بخشی گرانبهاست که وجود آنها برای وبلاگستان فارسی ضروری است، وجودی که پازل وبلاگستان فارسی را تکمیل‌تر از گذشته می‌کند و چهره‌ای واقعی‌تر از وبلاگستان فارسی را به فارسی‌زبانان ارائه می‌دهد. این بخش از وبلاگستان فارسی که تعدادشان کم نیست، خوب می‌نویسند، برای کمک به دیگران می‌نویسند و یا حقیقت را به راحتی بیان می‌کنند. به همین دلیل است که این بخش از وبلاگستان فارسی را دوست دارم و از نگاه من بخشی طلایی و گرانبهاست.

و همانگونه که در ابتدای این مطلب هم گفتم، این وبلاگ‌نویسان تنها و تنها برای دل خود می‌نویسند که ارزش کارشان را دو چندان می‌کند.

یادمان باشد وبلاگستان فارسی جای بزرگی است که سیاست قطره‌ای از دریای بی‌کرانش است.

نوشتن دیدگاه

اتیوپی، کشور عدد یک

در هفته‌ی گذشته یکی از خبرهایی که با توجه‌ی بسیاری از رسانه‌ها مواجه شد، داستان جرم اعلام شدن استفاده از سرویس‌های VoIP مانند اسکایپ، گوگل تاک و… در اتیوپی بود به گونه‌ای که براساس این قانون، در صورت استفاده از این ابزارهای مکالمات اینترنتی، افراد در این کشور با ۱۵ سال زندان مواجه خواهند بود!

زمانی که این خبر را دنبال می‌کردم، با ویدیوی جالبی از سخنرانی یکی از روزنامه‌نگاران در تبعید اتیوپی با نام آببه گلاو (Abebe Gellaw) در Oslo Freedom Forum 2012 مواجه شدم که به وضعیت اسفبار اتیوپی در زمینه‌ی آزادی بیان و حقوق بشر پرداخته بود.

به عنوان مثال، اتیوپی که جمعیتی حدود ۸۰ میلیون نفر دارد، دارای تنها یک تلویزیون ملی است که به صورت کامل تحت نظر دیکتاتور این کشور، ملس زناوی (Meles Zenawi) است. دیکتاتوری که عنوان نخست‌وزیر این کشور را دارد، اما در حقیقت پادشاه زورگو و بی‌چون و چرای اتیوپی است!

در اتیوپی تنها یک روزنامه‌ی ملی با تیراژ ۳۰ هزار نسخه برای جمعیت ۸۰ میلیونی این کشور منتشر می‌شود و علاوه بر این تنها یک روزنامه‌ی انگلیسی‌زبان در این کشور منتشر می‌شود که تنها به دست افراد خارجی مانند سفیرها، دیپلمات‌ها و… می‌رسد.

علاوه بر آن، اتیوپی تنها یک رادیوی ملی دارد که در آن به صورت روزانه از نخست‌وزیر و دیکتاتور خونخوار این کشور تعریف و تمجید می‌شود.

اما شاید قسمت جالب ماجرا در مورد خدمات مخابراتی و اینترنتی در اتیوپی باشد به گونه‌ای که تنها یک شرکت مخابرات و یک شرکت خدمات‌دهنده‌ی اینترنت یا همان ISP در این کشور در حال فعالیت هستند. سانسور اینترنت در در کشور به شدت بالاست و ایمیل‌های رد و بدل شده توسط افراد در اتیوپی به شدت تحت کنترل و زیر نظر است. و در ادامه‌ی همین انحصارطلبی و ترس شرکت مخابرات این کشور از ارزان بودن خدمات VoIP نسب به تماس‌های تلفنی، استفاده از این خدمات در اتیوپی جرم اعلام شده است!

با وجود علاقه‌ی زیاد دیکتاتور اتیوپی به عدد یک، وی در یک مورد به این عدد علاقه ندارد و آن بازداشت و کشتن هموطنانش است! به عنوان مثال، زناوی در انتخابات مجلس سال ۲۰۰۵ حدود ۴۰ هزار نفر را بازداشت و ۱۹۵ نفر را کشته است، اما به دلیل داشتن روابط صمیمی با دولت‌های آمریکا و اروپا، فارغ از هرگونه تحریم و مشکلی به حکومت خود ادامه داده است، حکومتی که باعث آواره و کشته شدن بسیاری از مردم کشور اتیوپی شده است. و اینجاست که بار دیگر استاندارد دو گانه‌ی دفاع از حقوق بشر مشخص و روشن می‌شود به گونه‌ای که حقوق بشر تنها لباسی پوشالی برای عده‌ای است تا خود را حامی مردم و عدالت نشان دهند اما به دنبال منافع خود باشند.

لینک مستقیم ویدئو

نوشتن دیدگاه