وقتی آگاهی باعث تغییر در جامعه می‌شود- حمایت عده‌ای ناشناس از کودکان کار در تهران

یکی از دلایلی که در این وبلاگ گاف‌ها و خبرسازی‌های بدون منبع رسانه‌ها را می‌نویسم این است که به اعتقاد من آگاهی حق مردم است و از دید من هر چه آگاهی مردم بیشتر شود، جامعه نیز به خودی خود در جهت مثبت حرکت می‌کند.

امروز خبری در روزنامه روزگار خواندم که در آن عده‌ای از جوانان هم سن و سال من به یاری کودکان کار در خیابان ولیعصر رفته‌اند و به جای آنها شیشه‌های ماشین‌ها را پاک کرده‌اند، فال و گل فروخته‌اند و در نهایت درآمد حاصل را در بین این کودکان تقسیم کرده‌اند. حرکتی که خودجوش (نه از نوع خبرگزاری‌های دولتی و صدا و سیما!) بوده و با استقبال فعالان حقوق کودکان مواجه شده است.

شما می‌توانید گزارش کامل این حرکت فوق‌العاده را از اینجا بخوانید و بار دیگر مانند من به این نکته پی ببرید که آگاهی حق مردم است و آگاهی تضمین‌کننده‌ی پیشرفت یک جامعه است.

پی‌نوشت:
–  تصاویری از این حرکت عالی را می‌توانید در اینجا مشاهده کنید.

نوشتن دیدگاه

۱۱Eleven Project، فرصتی برای نمایش حقیقت جامعه‌ی ایران

ایران یکی از کشورهایی است که برای بسیار از مردم جهان ناشناخته است و در دو سالی که در بریتانیا زندگی کرده‌ام و با افراد مختلف از کشورهای مختلف صحبت کرده‌ام، به خوبی به این نکته پی برده‌ام که اکثر جهانیان ایران را همراه با محمود احمدی‌نژاد، انرژی هسته‌ای و اعتراضات خیابانی می‌شناسند. اما چیزی که شاید اکثریت مردم جهان از آن خبر ندارند، زندگی مردم عادی ایران است. اینکه ۷۰ میلیون انسان در یک کشور با تمام خوبی‌ها و بدی‌هایش در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، کتاب و لباس می‌خرند، مهمانی و مسافرت می‌روند و درس می‌خوانند.

از نظر من یکی از کارهایی که ما در آن بسیار کم کار بوده‌ایم و هستیم، نشان دادن زندگی معمولی خودمان به جهانیان است؛ زندگی‌ای که در آن سیاست کمرنگ‌تر از آن است که رسانه‌ها به آن می‌پردازند و درست است که ایران و غرب به صورت دائم در حال دعوا با یکدیگر بر سر مسائل سیاسی هستند، اما من و شمای شهروند عادی زندگی خودمان را می‌کنیم.

این مقدمه را گفتم تا پروژه‌ی ۱۱Eleven Project سازمان ملل را معرفی کنم. در این پروژه تمامی شهروندان سرتاسر دنیا می‌توانند با ضبط زندگی خود به صورت عکس، صدا و فیلم در روز ۱۱ نوامبر ۲۰۱۱ (۲۰ آبان ۱۳۹۰)، آن را برای وب‌سایت این پروژه ارسال کنند که در نهایت عکس‌های ارسالی به صورت یک آلبوم منتشر خواهد شد و از فیلم‌ها ارسالی نیز یک مستند ساخته خواهد شد و در روز جهانی صلح (۲۱ سپتامبر ۲۰۱۲- ۳۱ شهریور ۱۳۹۱) به نمایش در خواهد آمد.

اطلاعات بیشتر را می‌توانید در وب‌سایت رسمی این پروژه دنبال کنید و یا این مطلب از وب‌سایت Global Voices را بخوانید.

نوشتن دیدگاه

نقش شبکه‌های اجتماعی در شورش‌های لندن چیست؟

سه روز از شورش‌های خیابانی در لندن می‌گذرد و یکی از بحث‌هایی که در رسانه‌های مختلف مورد توجه قرار گرفته است، نقش ابزارهایی مانند فیس‌بوک، توییتر و گوشی‌های بلک‌بری در این شورش‌ها بوده است و در این زمینه وب‌سایت Gigaom مقاله‌ی خوبی نوشته است. خلاصه‌ی این مقاله آن است که ابزارهایی مانند شبکه‌های اجتماعی و یا موبایل‌ها مانند چاقویی دو لبه هستند که هم می‌توان با آنها میوه‌ای را پوست کند یا هم آدمی را کشت!

این  جمله بدان معناست که همانگونه که شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و توییتر می‌توانند در مصر و تونس به مخالفان کمک کنند تا تظاهرات خود را برنامه‌ریزی و دولت را به زمین بزنند، این ابزارها می‌توانند به کمک شورشیان و گنگسترهایی بیایند که برنامه‌ای جز دزدی از فروشگاه‌ها و آتش زدن خانه و کاشانه‌ی مردم ندارد. علاوه بر آن بسیاری مانند جارد کوهن از Google Idea با نظریه‌ی انقلاب‌هایی از نوع توییتری و فیس‌بوکی مخالف هستند و به اعتقاد آنها این ابزارها تنها می‌توانند نقش شتاب‌دهنده یا کاتالیزور را بازی کنند نه شروع کننده.

به عنوان مثال کشته شدن فردی با نام «خالد سعید» در مصر باعث آغاز تظاهرات بر علیه حکومت حسنی مبارک شد و در لندن نیز کشته شدن «مارک دوگان» توسط پلیس باعث آغاز شورش‌های خیابانی شد و در هیچ کدام از آنها آغاز کننده، ابزارهایی مانند توییتر، فیس‌بوک و بلک‌بری نبوده‌اند.

به همین دلیل مانند گذشته باز هم به این نکته تاکید می‌کنم که شبکه‌های اجتماعی ابزارهایی برای تغییر نیستند.

در نهایت نیز خواندن کامل مقاله‌ی Gigaom را شدیدا توصیه می‌کنم.

نوشتن دیدگاه